قلمرو رفاه

یک کشور، دو نرخ تورم؛ فاصله بی‌سابقه ایلام و تهران در مرداد ماه

جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران از تفاوت 40 واحد درصدی تورم بین تهران و ایلام خبر می‌دهد

06 شهریور 1405 - 20:33 | اقتصاد سیاسی
رضوان رضایی اورزمان
رضوان رضایی اورزمان پژوهشگر اقتصادی

بر اساس داده‌های رسمی مرکز آمار ایران در مرداد ۱۴۰۵، شاخص کل قیمت مصرف‌کننده به عدد ۷۰۰.۱ رسیده است. در این ماه، تورم ماهانه ۳.۴ درصد، تورم نقطه به نقطه ۸۹.۰ درصد و نرخ تورم سالانه ۶۹.۹ درصد به ثبت رسیده که نشان‌دهنده تداوم تورم بالا بر سبد خانوار است.

موتور محرک اصلی تورم در مرداد ماه هم مانند ماه‌های قبل گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها بوده است. در این میان، گروه سبزیجات و حبوبات با تورم ماهانه ۹.۳ درصد و گروه لبنیات و تخم‌مرغ با ۸.۶ درصد بالاترین رشد قیمت را تجربه کرده‌اند. اقلامی نظیر هویج فرنگی با ۳۶.۸ درصد، پرتقال با ۳۵.۷ درصد، سیب‌زمینی با ۲۵.۵ درصد و تخم‌مرغ با ۲۴.۸ درصد افزایش قیمت، بیشترین نوسان ماهانه را به خود اختصاص داده‌اند در گروه غیرخوراکی نیز بخش مسکن و اجاره‌بها تورم ماهانه ۳.۰ درصدی را ثبت کرده، در حالی که گروه دخانیات با ۱۶۰.۹ درصد، بالاترین تورم نقطه به نقطه را میان گروه‌های اصلی داشته است. 

عددی که شاید در نگاه اول گمراه‌کننده باشد، تورم نقطه به نقطه ۳۷.۲ درصدی مسکن در مقایسه با تورم ۱۲۷.۵ درصدی خوراکی‌هاست. در تحلیل رفاهی، این وضعیت یک تله است. مسکن کالایی چسبنده و غیرقابل‌حذف است. دهک‌های پایین حتی اگر سهم هزینه‌ای مسکن‌شان به ظاهر نرخ رشد کمتری نشان دهد، به دلیل الزام به پرداخت اجاره‌بها، مجبورند تمام فشار جهش خوراکی را از «سهم درمان، آموزش و پس‌انداز» جبران کنند. یعنی فشار تورمی خوراکی، آینده‌فروشیِ خانوار (حذف آموزش و سلامت) را تسریع می‌کند.

شکاف ۴۰ واحد درصدی تورم میان تهران (۷۴.۱ درصد) و ایلام (۱۱۴.۶ درصد) ابعادی فراتر از آمار دارد. استان‌های پیرامونی به دلیل انزوا در زنجیره توزیع، هزینه‌های سرسام‌آور حمل‌ونقل و عدم وجود رقابت در بازار خرده‌فروشی، تورم بیشتری را متحمل می‌شوند. این نابرابری منطقه‌ای دو پیامد مستقیم دارد. اول پدیده مهاجرت تورمی که به معنی تمایل به کوچ از استان‌های با تورم بالا به حاشیه شهرهای بزرگ‌تر است. دوم تضعیف قدرت خرید واقعی در پیرامون که در معنای کاهش سریع‌تر ارزش یارانه نقدی و پس‌انداز خرد در استان‌های محروم است.

از دیگر سو، بررسی نابرابری تورمی میان اقشار مختلف نشان می‌دهد که فشار معیشتی به‌طور ناهمگون بر دهک‌های هزینه‌ای وارد شده است. نرخ تورم سالانه برای دهک دوم به ۷۸.۳ درصد رسیده، در حالی که این رقم برای دهک دهم ۶۷.۶ درصد است. از آنجا که ضریب اهمیت خوراکی‌ها در سبد مصرفی دهک اول ۴۲.۴ درصد و در دهک دهم تنها ۲۱.۶ درصد است، جهش ۱۲۷.۵ درصدی تورم نقطه به نقطه خوراکی‌ها عملا سفره خانوارهای کم‌درآمدتر را بیشتر تحت تاثیر قرار داده است.