قلمرو رفاه

صورت‌حساب 5.7 تریلیون دلاری ثروتمندان برای زمین

۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد جهان، سالانه بین ۱.۷ تا ۵.۷ تریلیون دلار خسارت محیط‌زیستی ایجاد می‌کنند؛ رقمی فراتر از تولید ناخالص داخلی تمام کشورهای جهان، به‌جز ایالات متحده و چین

05 شهریور 1405 - 19:24 | توسعه پایدار

پروازهای مکرر، استفاده از خودروهای شخصی و جت‌های خصوصی، تملک املاک وسیع و چندملکی، استقرار استخرهای شخصی و الگوی مصرف بالای انرژی، در کنار رژیم‌های غذایی مبتنی بر مصرف بالای گوشت قرمز و محصولات پرآب و همچنین اتکای شدید به کالاهای لوکس و سفرهای پرهزینه، تنها بخشی از سبک زندگی «ابرمصرف‌کنندگان» جهان است. این انتخاب‌ها که در ظاهر تصمیمی فردی به نظر می‌رسد، پیامدهایی فراتر از زندگی شخصی فرد دارد.

آثار محیط زیستی این الگوها شامل افزایش انتشار کربن، جنگل‌زدایی، فشار بر منابع آبی، تخریب زیستگاه‌ها و کاهش تنوع زیستی است؛ هزینه‌هایی که در نهایت بر عهده جامعه و نسل‌های آینده خواهد بود. نکته دیگر شیوه توزیع این هزینه‌ها است؛ یافته‌های یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که حجم خسارات محیط‌زیستی تحمیل‌شده توسط ۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد جهان، فراتر از تصورات رایج است و مقیاس این تخریب، تضاد عمیقی را میان تعداد کم این افراد و میزان اثرات مخرب آن‌ها آشکار می‌کند.

پژوهشگران دانشگاه‌های آکسفورد و لیدن در مقاله‌ای تحت عنوان «خسارات محیط‌زیستی ۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد جهان؛ فراتر از شکاف جهانی تأمین مالی اقلیم و تنوع زیستی»، به تحلیل پیامدهای اقتصادی سبک زندگی پرمصرف پرداخته‌اند. برآورد این پژوهش نشان می‌دهد که ۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد جهان، سالانه بین ۱.۷ تا ۵.۷ تریلیون دلار خسارت محیط‌زیستی ایجاد می‌کنند؛ رقمی که از تولید ناخالص داخلی تقریباً تمام کشورهای جهان، به‌جز ایالات متحده و چین، فراتر است.

در میان الگوهای مصرفی، «رژیم غذایی» (به‌ویژه مصرف گوشت قرمز) یکی از بارزترین نمونه‌هاست؛ چرا که افزایش تقاضا برای گوشت، نیاز به توسعه مراتعات، تولید خوراک دام و مصرف بی‌رویه آب را افزایش داده و در مقیاس جهانی، فشار شدیدی بر جنگل‌ها و اکوسیستم‌ها وارد می‌کند.

در حوزه حمل‌ونقل، پروازهای تفریحی نمونه‌ای عیان از این تضاد است؛ آنچه برای مسافر یک انتخاب شخصی برای جابه‌جایی یا تفریح است، در مقیاس کلان به معنای مصرف گسترده سوخت‌های فسیلی، انتشار گازهای گلخانه‌ای و تحمیل هزینه‌های اقلیمی بر کل سیاره است. همچنین در مورد مسکن، ابعاد وسیع خانه‌ها و نیاز به گرمایش یا سرمایش مداوم در تمامی فضاها، منجر به مصرف انرژی در ابعاد بسیار بالا می‌شود. وجود استخرهای شخصی، باغ‌های گسترده، تملک چندین ملک و خودروهای متعدد، همگی از طریق مصرف مستقیم و غیرمستقیم منابع، بر شدت تخریب محیط‌زیست می‌افزاید.

عبور از مرزهای سیاره‌ای 

این گروه اقلیت به‌طور نامتناسبی مسئول عبور از «مرزهای سیاره‌ای» یا (Planetary Boundaries) هستند، به‌گونه‌ای که یک‌سوم تا دوسوم از میزان تخطی از ظرفیت هر یک از این مرزها، متوجه این اقلیت است. مرزهای سیاره‌ای در واقع چارچوب‌هایی است که حداکثر میزان اثرگذاری فعالیت‌های انسانی بر سامانه‌های حیاتی زمین را به‌گونه‌ای تعریف می‌کنند که تعادل کلی سیاره با خطر فروپاشی یا تغییرات جبران‌ناپذیر مواجه نشود.
این فشارهای محیط‌زیستی در قالب پیامدهایی نظیر خشکسالی، تنش‌های گرمایی، یوتریفیکاسیون (غنی‌شدن بیش از حد آب‌ها از مواد مغذی)، تخریب اکوسیستم‌ها و رنج گسترده انسان‌ها و گونه‌های جانوری تجلی می‌یابد.در سطح فردی، خسارت سالانه هر شخص در این گروه بین ۲۳۰۰ تا ۷۵۰۰ دلار برآورد شده است؛ اما در سطح ملی، این شکاف بسیار عمیق‌تر است. برای ۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد در ایالات متحده، این رقم به ۱۹ تا ۶۳ هزار دلار می‌رسد، در حالی که برای گروه مشابه در هند، این میزان بین ۴۱۰ تا ۱۴۰۰ دلار است. این تفاوت چشمگیر تنها ناشی از سطح درآمدی است، بلکه به توزیع جغرافیایی ابرمصرف‌کنندگان هم برمی‌گردد؛ به‌گونه‌ای که بیش از ۶۰ درصد از ۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد جهان در ایالات متحده و اتحادیه اروپا مستقر هستند، در حالی که سهم هند در این گروه جهانی تنها حدود دو درصد است.
حجم کل خسارات محیط زیستی ناشی از این اقلیت، به‌گونه‌ای است که حتی برآوردهای پایین برای آمریکا و چین، هر یک به‌تنهایی برای پوشش شکاف ۶۷۵ میلیارد دلاری بودجه مورد نیاز حفاظت از تنوع زیستی تا سال ۲۰۳۰ (بر اساس ارزش دلار ۲۰۱۷) کافی است. همچنین، برآورد مرکزی خسارات در ایالات متحده، از کل بودجه سالانه ۹۹۳ میلیارد دلاری مورد نیاز برای اقدامات اقلیمی تا سال ۲۰۳۵ (توافق شده در کنفرانس COP30) فراتر می‌رود. در واقع، حتی پایین‌ترین تخمین از خسارت جهانی، با مجموع اهداف تأمین مالی اقلیم و تنوع زیستی در سطح بین‌المللی برابری می‌کند.

قله یخ خسارت

در بررسی سهم هر عامل در مجموع خسارات جهانی، دو مؤلفه اصلی پیشتاز هستند؛ تخریب یکپارچگی زیست‌کره (تنوع زیستی) که با سهم ۴۷ تا ۵۶ درصد، بیشترین فشار را ایجاد کرده است. همچنین تغییر اقلیم که با سهم ۳۶ تا ۴۵ درصد در رتبه دوم قرار دارد. پس از این دو، مصرف نیتروژن با سهم ۶ تا ۸ درصدی در رتبه سوم است و سهم مصرف آب شیرین و فسفر، هر کدام کمتر از ۲ درصد برآورد شده است. اگرچه این الگوی کلی در سطح جهانی صادق است، اما در سطح ملی تفاوت‌هایی دیده می‌شود؛ به‌طوری که در برخی کشورها تخریب تنوع زیستی و در برخی دیگر، تغییر اقلیم عامل اصلی خسارت است.

با این حال ارقام مذکور، احتمالاً کمتر از واقعیت است؛ زیرا پژوهشگران تنها توانستند آن دسته از «مرزهای سیاره‌ای» را وارد محاسبات کنند که داده‌های مربوط به ردپای ۱۰ درصد پرمصرف و قیمت‌گذاری‌های علمی آن‌ها در دسترس بود. بنابراین، افزودن متغیرهایی نظیر آلاینده‌های نوظهور، تغییر کاربری زمین، اسیدی‌شدن اقیانوس‌ها، افزایش ذرات معلق جوی و تخریب لایه ازن، قطعاً منجر به افزایش چشمگیر هزینه‌های برآوردشده خواهد شد.

علاوه بر این، این مطالعه بر پایه «مصرف» انجام شده است؛ در حالی که با در نظر گرفتن «سرمایه‌گذاری‌ها» و پس‌اندازهای انباشته‌شده توسط این گروه (که حدود نیمی از انتشارات مرتبط با ۱۰ درصد بالای جمعیت از آن ناشی می‌شود)، هزینه واقعی محیط زیستی آن‌ها بر زمین فراتر خواهد بود.

در مورد رویکرد قیمت‌گذاری و احتساب هزینه خسارات، دو دیدگاه مختلف وجود دارد؛ حامیان معتقدند قیمت‌گذاری ابزاری کارآمد برای ارتقای آگاهی، بهبود مشوق‌های اقتصادی و شفاف‌سازی تصمیمات کلان است، چرا که هر تصمیمی به‌طور ضمنی حاوی یک ارزش‌گذاری است. در مقابل، منتقدان هشدار می‌دهند که این روش، طبیعت را صرفاً از منظر کارکردی و منفعتی می‌بیند، ارزش ذاتی آن را نادیده می‌گیرد و حقیقت جایگزین‌ناپذیری طبیعت را به فراموشی می‌سپارد. با این حال، نویسندگان مقاله استدلال می‌کنند که تبدیل ارزش طبیعت به معیارهای پولی، لزوماً به معنای کالاانگاری یا تجاری‌سازی آن نیست، بلکه تلاشی است برای نمایان کردن هزینه‌های پنهان محیط زیستی.

نتایج این مطالعه ثابت می‌کند که بحران‌های اقلیمی و زوال تنوع زیستی، محصول تصادفی رشد جمعیت نیست، بلکه نتیجه مستقیم نابرابری در الگوهای تولید و مصرف است. با نمایان کردن صورت‌حساب پنهان ۱۰ درصد پرمصرف‌ترین افراد جهان، مشخص شد که فشار بر سامانه‌های حیاتی زمین به‌طور نامتناسبی متمرکز است.