قلمرو رفاه

سقوط طبقاتی بازنشستگان؛ از نیروی مولد دیروز تا نیازمند حمایت امروز

در تحلیل‌های رسمی مشکلات بازنشستگان به بحران صندوق‌های بازنشستگی یا کسری بودجه تقلیل داده می‌شود، اما پیامدهای این بحران پیش از آن که مالی باشد، اجتماعی، روانی و انسانی است.

04 شهریور 1405 - 13:40 | جامعه
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی پژوهشگر اقتصادی و روزنامه‌نگار
کانال تلگرامی ایران فردا با توجه به اعتراضات معیشتی بازنشستگان طی روزهای اخیر در یادداشتی به بررسی مسائل بازنشستگان پرداخت.

گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی و آمار نهادهای رسمی داخلی حکایت از افزایش نرخ سالمندان طی سال‌های آینده دارد. بر این اساس طی سی سال آینده، بازنشستگان یک‌چهارم و سالمندان بیش از یک‌سوم کل جمعیت ایران را تشکیل خواهند داد. هرچند در بسیاری از کشورها دوران بازنشستگی آغاز یک زندگی دور از دغدغه برای افراد است و بازنشستگان به‌عنوان شهروندان ممتاز جامعه از منزلت اجتماعی خاصی برخوردارند، در ایران دوران بازنشستگی به دلیل مشکلات معیشتی و هزینه‌های بالای زندگی به دشوارترین دوران زندگی اغلب مردم تبدیل شده است.

طی چند هفته‌ی اخیر اعتراضات بازنشستگان در شهرهای مختلف در ابعاد گسترده‌ای شدت گرفته است. اعتراضات این قشر در سال‌های اخیر کمابیش وجود داشته اما بخش عمده‌ی مشکلات آنان لاینحل باقی مانده است. در تحلیل‌های رسمی مشکلات بازنشستگان به بحران صندوق‌های بازنشستگی یا کسری بودجه تقلیل داده می‌شود، اما پیامدهای این بحران پیش از آن که مالی باشد، اجتماعی، روانی و انسانی است.

به طور کلی بازنشستگان در ایران اغلب حس متضرر شدن دارند. آنان تمام دوران کاری خود را با فرض تأمین آینده سپری کرده‌اند. عدم تناسب مستمری با تورم، احساس خلف وعده ساختاری و سلب اعتماد عمومی به نظام‌های حمایتی را ایجاد می‌کند که بر نسل‌های بعدی هم اثرگذار است. مساله‌ی بازنشستگان، نه یک مشکل مالی، بلکه آینه تمام‌نمای کسانی است که امروز مشغول به کار هستند. نحوه‌ی برخورد سیاستگذار با بازنشستگان امروز، معیاری است که نشان می‌دهد نظام رفاهی کشور تا چه حد قابل اعتماد و پایدار است. می‌توان گفت یکی از مواردی که شاغلین امروز را به نظام رفاهی و بیمه‌ای بی‌اعتماد کرده، نحوه‌ی برخورد نظام رفاهی با بازنشستگان است که انگیزه‌ی آنان را کاهش می‌دهد.

بازگشت اجباری به بازار کار یکی از پدیده‌های مهم در سال‌های اخیر است که آثار متعددی بر روحیه‌ی بازنشستگان و همچنین بر بازار کار دارد. بازنشستگی که باید دوره‌ی فراغت و استراحت افراد باشد، به دوره‌ی اشتغال ثانویه - آن هم به صورت اجباری- تبدیل شده است. به دلیل محدودیت‌های سنی و ساختاری، بخش عمده‌ای از این قشر به مشاغل غیررسمی، بدون بیمه و کم‌درآمد (مانند تاکسی‌های اینترنتی، نگهبانی یا دستفروشی) سوق داده می‌شوند که فرسایش جسمی و روحی شدیدتری را به افراد تحمیل می‌کند. به علاوه، حضور مجدد بازنشستگان در بازار کار غیررسمی، گاهی به منزله‌ی رقابت با جوانان جویای کار دیده می‌شود و مشکلات بین‌نسلی ایجاد می‌کند؛ درحالی‌که این پدیده معلول شرایط اقتصادی است نه علت آن.

افزایش هزینه‌های درمان، موضوعی است که بسیاری از بازنشستگان به آن اشاره می‌کنند. حذف هزینه‌های مراقبتی و تفریحی یکی از پیامدهای عدم کفایت مستمری است. وقتی مستمری به سختی پاسخگوی حداقل‌های معیشتی است، هزینه‌های درمان تکمیلی، سفر، ورزش و فعالیت‌های فرهنگی حذف می‌شوند. این شرایط منجر به افزایش انزوای اجتماعی و افسردگی بازنشستگان می‌شود. قطع ناگهانی ارتباط با محیط کار، همراه با فقدان زیرساخت‌های فراغتی مناسب، بازنشستگان را دچار مسائل روحی، تنهایی مزمن و افسردگی ناشی از حس ناکارآمدی می‌کند. دیگر این که به لحاظ فرهنگی، والدین بازنشسته معمولا نقش پناهگاه اقتصادی و روانی را برای فرزندان خود ایفا می‌کردند که با افزایش شکاف بین مستمری و هزینه‌های زندگی این نقش حیاتی کمرنگ شده است. ناتوانی در حفظ این نقش، منجر به افت عزت نفس بازنشستگان و عدم کارکرد نقش حمایتی خانواده می‌شود.

یکی از مهم‌ترین ابعاد مغفول مساله‌ی بازنشستگان جابه‌جایی طبقاتی است. بازنشسته، فردی است که سه دهه نیروی مولد کشور بوده، مالیات و حق ‌بیمه داده و بر اساس تعریف نظام رفاهی، باید در دوران سالمندی در طبقه‌ی متوسط استقرار داشته باشد اما تورم فزاینده و عقب‌ماندگی دستمزد باعث شده این گروه از جایگاه یک فرد ذی‌نفع صندوق‌های بازنشستگی به سطح یک نیازمند حمایتی تنزل پیدا کند؛ وضعیتی که کرامت انسانی و عزت نفس آنان را در برابر خانواده و فرزندان به شدت آسیب‌پذیر کرده است.

درنهایت باید توجه داشت حل مشکلات بازنشستگان تنها با آن چه دولتمردان آن را «همسان‌سازی مستمری» می‌نامند، امکان‌پذیر نیست بلکه نیازمند سیاست‌های گسترده‌تری نظیر بازطراحی زیرساخت‌های مراقبت سالمندی، بیمه‌های جامع تکمیلی و ایجاد بسترهای مشارکتی داوطلبانه برای استفاده از تجربیات این قشر است.