قلمرو رفاه

از دستکاری جمعیتی تا فروپاشی اعتماد؛ ریشه‌های بن‌بست توسعه در ایران

توسعه فرایندی است که در آن، به‌تدریج دسترسی گروه‌های مختلف اجتماعی به حقوق و فرصت‌ها، بدون تبعیض، گسترش می‌یابد.

03 شهریور 1405 - 13:13 | اندیشه انتقادی
سمانه گلاب
سمانه گلاب دانش‌آموخته دکتری اقتصاد و پژوهشگر صندوق‌های بازنشستگی

مجله چشم‌انداز ایران در گفت‌و‌گوی سمانه گلاب با رضا مجیدزاده به ریشه‌های بن‌بست توسعه در ایران پرداخته است که خلاصه‌ای از آن از نظرتان می‌گذرد.


توسعه فرایندی است که در آن، به‌تدریج دسترسی گروه‌های مختلف اجتماعی به حقوق و فرصت‌ها، بدون تبعیض، گسترش می‌یابد.یعنی افراد می‌توانند بیایند و قول هرناندو دسوتو در آن دایره دسترسی به منابع گنجانده شوند با این هدف که بتوانند خودشکوفا شوند و دارایی‌های خود را تشخیص دهند. 

وقتی افراد دارایی‌های خود را بشناسند، این دارایی‌ها از سوی نظام حکمرانی به رسمیت شناخته شوند، به سرمایه تبدیل شوند و در نهایت، آن سرمایه به ثروت تبدیل شود. لازمه رخ دادن این اتفاقات این است که ما یک نگاه پویا و بازیگرمحور به توسعه داشته باشیم. در این نگاه پویا رشد هم وجود دارد ولی فقط رشد نیست؛ توزیع درآمد وجود دارد ولی فقط توزیع درآمد نیست؛ الگوی نوسانات اعم از نوسانات اقتصادی وجود دارد ولی فقط نوسانات مربوط به آن نیست و موضوع نهادها هم وجود دارد ولی فقط مربوط به نهادها نیست.

وقتی از «دستکاری جمعیت‌ها» سخن می‌گوییم، منظور این است که گروه‌هایی وجود دارند که با اعمال این دستکاری، مانع می‌شوند گروه‌های مختلف اجتماعی بر اساس قابلیت‌ها و شایستگی‌های خود به فرصت‌های موجود دست یابند. در این حالت دسترسی فقط برای گروه‌های خاص اتفاق می‌افتد؛ یعنی هر گروهی از فرادست‌ها برای گروه‌های زیرمجموعه خود دسترسی را باز می‌کند. 

 وقتی از «دستکاری جمعیت‌ها» سخن می‌گوییم، منظور این است که گروه‌هایی وجود دارند که با اعمال این دستکاری، مانع می‌شوند گروه‌های مختلف اجتماعی بر اساس قابلیت‌ها و شایستگی‌های خود به فرصت‌های موجود دست یابند. در این حالت دسترسی فقط برای گروه‌های خاص اتفاق می‌افتد؛ یعنی هر گروهی از فرادست‌ها برای گروه‌های زیرمجموعه خود دسترسی را باز می‌کند. 

وقتی اروپاییان وارد قاره آمریکا شدند، در مواجهه با سرخ‌پوستان بومی، امکان دسترسیِ سفیدپوستان به منابع و فرصت‌ها را فراهم کردند؛ سرخپوست‌ها را از زمین‌های خود بیرون راندند و زمین‌ها را گرفتند و در اختیار سفیدپوست‌ها قرار دادند. اما به‌تدریج روندی شکل گرفت که از «دستکاری سرخ‌پوستان» به سمت «دسترسی سرخ‌پوستان» حرکت کرد؛ یعنی تبعیض‌های اعمال‌شده علیه آنان نیز به‌تدریج برچیده شد. برده‌ها در آمریکای قبل از توسعه‌یافتگی دچار این دستکاری بودند و آن دستکاری علیه برده‌ها هم با لغو قانون برده‌داری برداشته شد. نکته مهم این است که گزارش‌ها نشان می‌دهد هر چقدر تبعیض کمتر شده است، قابلیت رشد اقتصادی در آمریکا بیشتر شده است.

وقتی منابع ثابت است سیستم در حال انتخاب است؛ یعنی اگر بخواهد X را تغذیه کند، باید Y را فدا کند و برعکس. پس اگر منابعی را از X می‌گیرد به Y می‌دهد یا از Y می‌گیرد و به X می‌دهد وقتی کلاً سطح منابع پایین می‌آید در آنجا هردو صدمه می‌بینند. ما در سیاست اعلامی با کمبود منابع مواجه بودیم اما در سیاست اعمالی کمبود منابع را نمی‌بینیم. این یک نکته خیلی مهمی است. یعنی اگر شما به ماجرا و تخصیص‌هایی که در این چندساله گذشته در سطح نخبگان رخ داده است و دادو‌ستدهایی که در سطح نخبگان بوده است و افرادی که در سیستم به‌عنوان تراستی معرفی شدند و حتی طبقه جدیدی را شکل دادند نگاه کنید، کمبود منابع نمی‌بینید. 

نمونه‌های آن زیاد است. افرادی که وارد این عرصه شدند، کارکردشان این است که به هر طریق ممکن یک آب‌باریکه‌ای پیدا کنند؛ مثلاً کالایی بفروشند یا چیزی به ایران وارد کنند تا این بی‌بضاعتی را جبران کنند. آنچه شواهد به ما می‌گوید این است که این مضیقه برای همه مردم نبوده است، یعنی ما این مضیقه را در یک شرایط دستکاری اطلاعاتی درک می‌کنیم؛ مضیقه به آن معنی واقعی که منابع ما صفر شده نیست.