مشکل بنزین فقط ناترازی نیست؛ ناترازی آمار هم هست
شفافیت آماری بخشی از سیاستگذاری است. زمانی که قرار است مردم هزینه یا پیامد یک تصمیم را بپذیرند، باید بدانند آن تصمیم دقیقاً برای حل چه مسئلهای طراحی شده است.
محمدمهدی مسعودیان سردبیر اکومتر در یادداشتی به بررسی مساله قیمت بنزین پرداخت.
کسری بنزین چقدر است؟ این سؤال در نگاه اول باید پاسخ مشخصی داشته باشد؛ اما مرور اظهارات مسئولان نشان میدهد درباره تولید، مصرف و میزان کسری، اعداد متفاوتی مطرح شده است. مسئله فقط این نیست که کدام عدد دقیقتر است؛ مسئله مهمتر این است که تفاوت روایتهای آماری چه اثری بر برداشت افکار عمومی از وضعیت انرژی کشور و سیاستهای مرتبط با آن میگذارد.
از نیاز به واردات ۳۰ میلیون لیتر تا تصویر متفاوت از کسری
اسماعیل سقاباصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، ۹ خرداد ۱۴۰۵ از نیاز کشور به واردات روزانه حدود ۳۰ میلیون لیتر بنزین سخن گفت. اعلام چنین عددی از سوی یک مقام رسمی، بهطور طبیعی این برداشت را ایجاد میکند که فاصله میان تولید و مصرف داخلی، در چنین سطحی قرار دارد اما چند هفته بعد، اظهارنظر دیگری تصویری متفاوت از وضعیت ارائه کرد. کرامت ویسکرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، ۲۵ تیر ۱۴۰۵ مصرف روزانه بنزین را حدود ۱۳۴ میلیون لیتر و تولید پالایشگاهی را حدود ۱۱۰ میلیون لیتر اعلام کرد. او در عین حال توضیح داد که حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون لیتر بنزین اختلاطی نیز بخشی از این فاصله را جبران میکند. این توضیح نشان میدهد نحوه تعریف «تولید» و «تأمین» میتواند تصویر متفاوتی از اندازه ناترازی ایجاد کند.
اختلاف آمار همیشه به معنای اختلاف واقعیت نیست
ممکن است یک مقام، تنها تولید پالایشگاهها را مبنای محاسبه قرار دهد و مقام دیگری، تولید اختلاطی یا سایر منابع تأمین را نیز در نظر بگیرد. همچنین ممکن است یک عدد مربوط به میانگین یک بازه زمانی باشد و عدد دیگر، وضعیت یک روز یا مقطع خاص را نشان دهد. این تفاوتها الزاماً به معنای نادرست بودن یکی از اعداد نیست؛ اما زمانی که روش محاسبه، بازه زمانی و تعریف شاخصها همراه با عدد اعلام نشود، برای مخاطب چیزی جز تناقض باقی نمیماند.
مخاطب نباید خودش آمار مسئولان را رمزگشایی کند
وقتی یک مقام رسمی درباره کسری بنزین عددی اعلام میکند، مخاطب نباید مجبور باشد حدس بزند منظور از «تولید» دقیقاً چیست، آیا واردات در محاسبه لحاظ شده یا نه، بازه زمانی آمار چه بوده و منابع غیرپالایشگاهی چگونه محاسبه شدهاند. این توضیحات، جزئیات جانبی نیستند؛ بلکه بخشی از معنای خود عدد هستند. حذف آنها میتواند حتی یک آمار درست را به پیامی گمراهکننده تبدیل کند.
هزینه تناقضهای آماری؛ کاهش اعتماد عمومی
وقتی مخاطب در فاصله چند هفته با اعداد متفاوتی درباره یک مسئله واحد مواجه میشود، لزوماً نمیداند دلیل این اختلاف چیست. نتیجه این وضعیت میتواند فراتر از سردرگمی باشد؛ تضعیف اعتماد به آمار رسمی. اگر اختلاف میان اعداد بدون توضیح باقی بماند، حتی اطلاعات دقیق بعدی نیز ممکن است با تردید بیشتری مواجه شوند؛ چراکه اعتماد عمومی با هر تناقض توضیحدادهنشده فرسوده میشود.
شفافیت آماری، پیششرط اقناع درباره سیاستهای انرژی
مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که «ناترازی بنزین» مبنای تصمیمهایی مانند مدیریت مصرف، واردات، تغییر سهمیهبندی یا اصلاح قیمت قرار میگیرد. برای همراهکردن جامعه با چنین سیاستهایی، صرفاً ارائه یک راهحل کافی نیست؛ مردم باید تصویر روشنی از ابعاد مسئلهای که قرار است حل شود داشته باشند. وقتی اندازه ناترازی برای افکار عمومی روشن نباشد، توضیح ضرورت سیاستهای جدید نیز دشوارتر خواهد شد.
راهحل؛ یک زبان مشترک برای آمار بنزین
افزایش تعداد اظهارنظرها و ارائه اعداد جدید، به حل مسئله کمک نمیکند. آنچه مورد نیاز است، یک مرجع مشخص و منظم برای اعلام آمارهای مرتبط با بنزین است؛ مرجعی که تعریف روشنی از تولید پالایشگاهی، تولید غیرپالایشگاهی، مصرف، واردات و تراز نهایی ارائه دهد. در چنین شرایطی، اگر اختلافی میان اعداد وجود داشته باشد، امکان توضیح آن برای رسانه و افکار عمومی فراهم خواهد بود.
جمعبندی
مسئله بنزین فقط به میزان تولید و مصرف محدود نمیشود؛ نحوه روایت این مسئله نیز اهمیت دارد. شفافیت آماری بخشی از سیاستگذاری است. زمانی که قرار است مردم هزینه یا پیامد یک تصمیم را بپذیرند، باید بدانند آن تصمیم دقیقاً برای حل چه مسئلهای طراحی شده است. در پرونده بنزین، پیش از هر بحثی درباره راهحل، یک ضرورت وجود دارد: ارائه تصویری روشن از تولید، مصرف و کسری با یک تعریف مشخص و یک زبان آماری مشترک.