سه شهر، یک فاجعه
نگاه متخصصان از ورشکستگی آبی در همدان، اصفهان و مشهد
در روزهای گرما که بحران آب بسیارجدیتر احساس میشود، در کتابخانه ملی بحران آب در سه شهر همدان، مشهد و اصفهان بررسی شد. بخشهایی از گزارش این جلسه که در روزنامه پیام ما منتشر شده است، میخوانید.
هرچه آب آوردند، مشهد تشنهتر شد
محمد علایی/ رئیس کمیسیون آب و محیطزیست اتاق بازرگانی خراسان رضوی و رئیس پیشین شرکت آب منطقهای خراسان رضوی
داستان از آنجا آغاز گردید که در سال ۱۸۸ هجری خورشیدی، هارونالرشید که برای مدیریت منطقه به خراسان بزرگ آمده بود، در مسیر بازگشت، در روستای کوچک سناباد بیمار شد و در باغ «قحطره طلایی» درگذشت و جنازهاش در همانجا به خاک سپرده شد.
ده سال بعد، یعنی در سال ۱۹۸ هجری، مأمون که در بغداد بود، امام رضا (ع) در سناباد به شهادت رسید و ایشان نیز در همانجا دفن گردید. داستان طوس از این نقطه آغاز شد و تا حمله مغول، این منطقه طوس نامیده میشد و از آن پس، مشهد خوانده شد. مشهد، روستایی بسیار زیبا، خرم و پرآب بود. رویدادهایی رخ داد که علاوه بر جذابیت وجود مبارک امام رضا در منطقه، جمعیت را بسیار افزایش داد. نخستین عامل، حمله چنگیز خان بود؛ چنانکه در تاریخ آمده است که چنگیز خان دستور حمله به مشهد یا طوس آن زمان را صادر نکرد و نیشابور نیز دستکم سه بار قتلعام شد. طبیعتاً چنین موقعیتی جمعیت را افزایش میداد.
صد سال بعد، حاکم دیگری نیز فرمان حمله به مشهد یا طوس را صادر نکرد و بار دیگر جمعیت افزایش یافت. نخستین بار بحث انتقال آب مطرح شد و گمان میرود قدیمیترین شهر دنیا در این زمینه، سناباد باشد. در دوران تیموریان و در قرن نهم هجری، نوه تیمور (تیموری) و همسرش گوهرشاد که در مشهد کارهای بزرگی انجام داده بودند، بازدیدی به عمل آوردند و مشاهده کردند که این روستا فاقد آب است. از این رو، از چشمه گیلاس، در قرن نهم هجری، حدود ۳۰۰ لیتر در ثانیه آب به مشهد منتقل کردند و دو سد نیز احداث نمودند: یکی سد گلستان در نزدیکی طرقبه و دیگری سد طرق قدیمی (نه طرق جدید) در جنوب غربی مشهد.
صد سال بعد، شاهعباس به مشهد آمد و مشاهده کرد که مشهد آب ندارد. او مجدداً از چشمه گیلاس آب بیشتری و همچنین از کشفرود، به مشهد انتقال آب داد. این انتقال آب که دو شبانهروز به طول انجامید، مشهد را به قدیمیترین شهر دنیا در زمینه انتقال آب تبدیل کرده است. هرچه آب آوردند، تشنهتر شد. مرحوم اسدی که استاندار بود و در سال ۱۳۱۴ تیرباران شد، در روستای گناباد و در این منطقه، یازده رشته قنات را احداث کرد و ۵۰۰ لیتر آب به مشهد آورد.
چند سال بعد، یعنی در سال ۱۳۲۰ که روسها آمدند، بهدلیل بدبینی مردم نسبت به روسها (که در چندین سال پیش، در زمان انقلاب مشروطه، حرم را به توپ بسته بودند)، بهاصطلاح برای اصلاح آن فضا، دو حلقه چاه برای مشهد حفر کردند. اینها اولین چاههایی هستند که در ایران کنده شدهاند؛ اگرچه پیش از آن نیز در دو سه هزار سال پیش، چاه وجود داشته است. اولین پمپی که در سال ۱۳۲۴ وارد ایران شد، به روستا آورده شد. یکی از چاهها در نزدیکی موزه حرم مطهر حفر گردید و دیگری در میدان دقیقی که بعدها به میدان آب و اکنون به میدان بیتالمقدس تغییر نام یافته است، حفر شد.
چند سال بعد، در سال ۱۳۳۸، نخستین چاههای آب شرب مشهد در این منطقه، در زمان شاه، حفر گردید؛ هشت حلقه چاه و سیزده کیلومتر خط انتقال احداث شد و پس از آن، هر سال چاههای جدیدی کنده شد.
نکتهای که پیشتر نیز بدان اشاره شد، آن است که سه مسئله، بزرگترین چالش و زمینهساز بحران آب گردید: نخست آنکه دولت مالکیت آب را از مردم گرفت؛ دوم آنکه دولت مدیریت آب را در دست گرفت؛ سوم آنکه دولت بازار و اقتصاد آب را زیر پا گذاشت. در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۷، آب دولتی شد و در سال ۱۳۶۱، اتفاقی بدتر رخ داد و آب حکومتی گردید. در آن زمان، شخصی حضور داشت، اما اکنون آن شخص وجود ندارد، زیرا آب در اختیار حکومت است؛ بدین معنا که هرچه پیشتر رفتیم، وضعیت بدتر شده است.
سپس، در سال ۱۳۴۷، دشت مشهد ممنوعه اعلام شد؛ در زمانی که فقط ۵۰۰ حلقه چاه داشت. اکنون چند حلقه چاه داریم؟ ۶ هزار حلقه چاه پروانه دارد. سه سد بزرگ هم ساختند. سد کارده در سال ۱۳۵۴ توسط شرکت فرانسوی آغاز شد، سد طرق نیز ساخته شد و در سال ۱۳۶۵ به بهرهبرداری رسید و آب آورد، اما کافی نبود. سد دوستی در ۱۸۰ کیلومتری مشهد احداث شد و ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب به مشهد منتقل گردید، اما مسئله حل نشد. زمانی که آب سد دوستی به مشهد رسید، جمعیت مشهد یکونیم میلیون نفر بود (سال ۱۳۸۸)، اما اکنون بهطور رسمی به سهونیم میلیون نفر رسیده است. معاون استاندار اعلام کرده است که در زمان دولت سیزدهم، شش میلیون نفر از افغانستان وارد کشور شدهاند. باید اتفاق دیگری رخ دهد.
برای تأمین امنیت آبی، دو پاسخ داده میشود: یکی آوردن آب بیشتر و دیگری انجام چهار اقدام اساسی. باید دید چقدر آب داریم، چگونه آب را مصرف میکنیم، از هر مترمکعب آب چقدر درآمدزایی داریم، نظام سیاسی ما کیست، حقوق بینالملل چگونه مدیریت میشود. عامل بعدی اقتصاد است؛ نظام اقتصادی شما چه توانایی دارد؟ در کتاب «آینده آب» نوشته آقای استیو مکس آمده است: مقدار آب لازم برای تولید ۱۰۰ دلار یونجه، اگر برای تولید تراشه به کار رود، به ۵ میلیون دلار تبدیل میشود. پس آب مهم نیست، بلکه توانایی نظام اقتصادی در استفاده از آب اهمیت دارد. هرکس شک دارد، سنگاپور را بررسی کند که تنها ۵ درصد منابع آب را تأمین میکند.
حال به مشهد بازگردیم: ۵۴.۹ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف میشود، ۳۴.۲ درصد در بخش شرب و بهداشت، ۷.۱ درصد در خدمات و ۳.۸ درصد در صنعت. زمینهای کشاورزی دشت مشهد ۹۷.۲ هکتار است و ۹۲۳ هزار تن محصول کشاورزی تولید میشود. بهرهوری آب یکوهفتدهم است و میزان املاح آب (EC) کمتر از ۷۰۰ است. این بهرهوری به چه معناست؟ بدین معنا که در هر هکتار زمین، سهونیم تا چهار تن گندم با این آب شیرین تولید میشود. وضعیت باغها بسیار بدتر است. مابقی مسائل چیست؟ ۳۰۰ هزار تن فرآورده باغی داریم که بهرهوری آن هشتدهم است. ۳۰ درصد فرآوردههای باغی در مشهد به ضایعات تبدیل میشود؛ یعنی ۱۰۰ هزار تن محصول در دشتی که ۸۵ درصد آن فرونشست دارد، به ضایعات مبدل میگردد. چون فرایند کاشت و داشت و برداشت و انتقال به سیلو و به بازار مربوط به عصر حجر است.
وقتی که آب یکشبه قطع شد
بیتا روحی/ رئیس کمیته بازسازی و بازتوانی کمیسیون پیشگیری و مدیریت بحران کلانشهرهای کشور
یک شب، شهر همدان بهکلی با کمبود آب مواجه گردید و مردم نمیتوانستند حتی برای مصارف بهداشتی اقدام نمایند و ناچار شدند برای سرویس بهداشتی، آب معدنی خریداری کنند. اینطور نبود که بهتدریج و در طول یک ماه، آب کاهش پیدا کند. ما طی یک هفته به جایی رسیدیم که از شهرهای دیگر تانکر آب آوردند. بیمارستان ما که دیالیز در آن انجام میشد، آب نداشت.
اینکه چگونه به این فاجعه رسیدیم، روندی دارد و اگر بیشتر از هر چیز، استاندار، آب منطقهای و آبوفاضلاب چرا اجازه دادند چنین وضعیتی پیش آید، این مشکل حکمرانی است. ما در دهه هفتاد، جمعیتی بالغ بر ۳۵۰ هزار نفر داشتیم و افزایش جمعیت، نیاز به منابع آب بیشتر داشت و تأمین آب شهر باید انجام میشد. انتقال آب در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ برای تأمین آب شهر همدان در نظر گرفته شد و پیگیری میگردید. در سال هشتاد، همچنان وابستگی به سد اکباتان وجود داشت و از سال ۸۵ تا ۹۵ پیگیری میشد که این انتقال آب اجرایی گردد، اما اجرا نشد. بارشها کاهش یافت و کمتر شد، بهگونهای که در سال ۱۴۰۱، در مردادماه همین وضعیت ادامه داشت و نهایتاً در شهریور ۱۴۰۱، کار به حمل آب با تانکر رسید. مردم شهر دستبهکار شدند و کسانی که در خانههای خود چاه داشتند، شیر و شلنگ قرار دادند تا همسایهها از آب استفاده کنند. عمده مشکل این بود که وابستگی به یک منبع آب و رشد سریع جمعیت، از ۸۵ تا ۱۴۰۱، جمعیت را از ۳۷۰ هزار نفر به ۶۰۰ هزار نفر رساند. پیش از این، هر نفر ۱۹۰ لیتر در شبانهروز آب مصرف میکرد و در سال ۱۴۰۱، به ۲۵۰ لیتر رسید.
در مورد بارش، توضیحی ارائه میدهم: در بهار سال ۴۰۱، ۴۱ میلیمتر بارش داشتیم و در خردادماه، یک میلیمتر بارش ثبت گردید و مرداد اصلاً بارشی نداشت. این خشکسالی تجمعی و کمبارشی انباشته بود که همدان را به جایی رساند که دیگر آبی برای آشامیدن وجود نداشت. آیا مشکل همدان ناشی از بارشها بود یا به عوامل دیگر، از جمله حکمرانی، مصرف و شبکه مربوط میشود.
همدان شهری است در کوهپایه و در ارتفاع ۱۸۰۰ متری، در دامنه الوند واقع شده است. عمق آبرفت در حال حاضر ۳۰ متر است و در نقاطی که بیشترین عمق را دارد، باران جذب نمیشود و آب بهدلیل وجود رودخانهها و قناتها از شهر خارج میگردد. همدان پنج رودخانه دارد که مسیر آنها بهصورت طولی شهر را قطع میکند و طول آن ۶۳ کیلومتر است؛ از این مقدار، ۴۰ کیلومتر آن سرپوشیده شده و ۲۰ کیلومتر گذردهی فاضلاب را ندارد. فاضلاب در این رودخانهها تخلیه میشود. سیستم فاضلاب همدان از سال تقریباً ۱۳۸۸ اجرا نشده است، درحالیکه بانک جهانی این پروژه را شروع کرده بود.
در مورد قناتها، عمق آبرفت کم است و بارش زیاد مانند اسفنجی است که آب گرفته است. قدیمالایام، برای ساخت خانه، برای تخلیه آب، زهکش ایجاد میکردند و از آب آن استفاده مینمودند که هم خانه زهکشی میشد و هم مصارف از آن صورت میگرفت. آنچه در منابع استان و اینترنت آمده، ۱۲۰ قنات ذکر شده است، اما بررسیهای خود من به ۱۸۰ قنات رسید. به طول تقریبی ۹۵ کیلومتر است که هر یک بهطور متوسط ۵۰۰ متر طول دارند. با توجه به گسترش شهرنشینی و احداث ساختمانهای بلندمرتبه و طبقات منفی، قناتهای قدیمی تخریب و مسدود شدهاند. بهعنوان مثال، یکی از پارکینگهای ما بهدلیل انسداد قناتها، از زیر پایههای املاک دچار آبگرفتگی شده و خود ساکنان اقدام به ایجاد پارکینگ نمودهاند.
وضعیت رودخانههای شهر همدان نیز به این صورت است که رودخانههای سرپوشیده از زیر منازل عبور میکنند؛ یکی از رودخانهها بهگونهای است که ۴۴۰ خانه بر روی آن ساخته شده و این رودخانه ظرفیت عبور سیلاب را ندارد.
در زمان خشکسالی، استفاده از آبهای زیرزمینی در داخل شهر با موانع متعددی مواجه میگردد. اگر قصد استفاده از موتوربرق برای استخراج آب وجود داشته باشد، موتوربرق خود با مشکلات خاصی همراه است و اگر حفاری انجام شود، رسیدن به سطح منهای چهار یا پنج متر برای بهرهبرداری نیز دشواریهای ویژهای به همراه دارد. به همین دلیل، استفاده از این آب برای شهر هزینه بسیار بالایی ایجاد میکند و هزینه ثبت و استحصال آن نیز بسیار بیشتر از ارزش آب استخراجشده است.
یکی دیگر از معضلات، مسدود شدن مسیرهای آب و اشباع شدن سفرههای زیرزمینی است. هنگامی که تخلیه آب صورت میگیرد، حفرههایی ایجاد میشود که موجب نشست زمین و فروریختن سقف خانهها میگردد و این امر خطرات جانی را نیز به دنبال دارد.
توسعه شهرنشینی و رعایت نکردن مسیرهای قناتها و اصلاح نکردن آنها، این معضل را تشدید کرده است. از آنجا که نقشههای دقیقی در دست نبود، خود مالکان اقدام به حفاریهای غیراصولی نمودند. برای حل این مشکل، بافت مرکزی شهر را خانهبهخانه پایش کردیم و ۱۵ هزار مترمربع از قناتها را از نظر نشست و آبگرفتگی بررسی نمودیم تا حداقل بتوانیم خانههایی را که احتمالاً دارای قنات هستند، شناسایی کنیم.
یکی از مشکلات دیگر شبکه لولههای آب همدان، فرسودگی آنهاست. در سال ۹۶، یکی از لولههای شهر دچار شکستگی شد و تابآوری لازم در شبکه وجود نداشت. تابآوری به این معناست که بهجای یک پمپبنزین با ده پمپ، ده پمپ مجزا داشته باشیم تا در صورت خرابی یکی، بقیه بتوانند کار کنند. در همدان وقتی یکی از لولههای اصلی دچار مشکل شد، ۳۰ درصد از آب شهر قطع گردید. لولهها فرسودهاند و بهکرات دچار شکستگی میشوند، آب آنها در قنات میرود و آبوفاضلاب میگوید مشکل قنات است. در واقع، مشکل بهموقع رسیدگی نمیشود و بسیاری از بخشهای شبکه برای مسئولان ناشناخته است.
نکته دیگر، نبود کنترل هوشمند بر شبکه بود که منجر به هدررفت آب میشد. همچنین تنها یک منبع آب برای شهر وجود داشت و تابآوری در شبکه لحاظ نشده بود. علت این مشکلات، کاهش منابع آبهای سطحی و افت سطح آبهای زیرزمینی بود. آنچه باید تأکید کنم این است که بحران آب در خود شهر همدان رخ داد، نه در کل استان یا شهرستان. کشاورزی شهرستانهای همدان همچنان برپا بود و از چاههای آنها برای تأمین آب شهر استفاده کردیم. اما زیرساختهای ما پاسخگو نبود و الگوی مصرف از ۱۹۰ لیتر به ۲۵۰ لیتر در شبانهروز افزایش یافت، درحالیکه آموزش و کاهش مصرف در منازل مؤثر واقع نشد. رشد جمعیت نیز بر این مشکلات افزود. مدیریت و سیاستگذاری تا جایی اشتباه پیش رفت که در عرض یک هفته، بحران به اوج خود رسید و پیش از آن حتی سهمیهبندی آب نیز انجام نشده بود.
روایتهایی از خشکی زایندهرود
محمدعلی طرفه/ مدیرعامل و رئیس پیشین هیئتمدیره آب منطقهای اصفهان
در سال ۱۳۵۲، مطالعات و اجرای طرح تأمین آب شرب اصفهان به این روش انجام گردید که شهرهای مرتبط با اصفهان، «اصفهان بزرگ» نامیده شدند. طرح تأمین آب برای همه یکپارچه اجرا گردید. امروزه از فاصلهای حدود ۳۵۰ کیلومتری و با بهرهگیری از ایستگاههای پمپاژ، آب از رودخانه زایندهرود برای شهرها و روستاها منتقل میشود. این منطقه شامل ۱۴ شهرستان بههمپیوسته است؛ چنانکه خمینیشهر و نجفآباد که در اطراف اصفهان قرار دارند و زمانی که تأمین آب شرب برای منطقه مطرح میشود، این موضوع برای همه شهرها مصداق پیدا میکند. امروزه سالانه حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب در این منطقه مصرف میشود و پیشبینی میگردد که این رقم تا سال ۱۴۱۰ به حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب افزایش یابد.
منبع تأمین آب منطقه، عمدتاً آب سطحی رودخانه زایندهرود است که بخش عمده آب شرب را تأمین مینماید و مقدار ناچیزی، در حدود ۵ درصد، از آبهای زیرزمینی استفاده میشود. این میزان نیز بهشدت رو به کاهش است؛ بهگونهای که زمانی استفاده از آب زیرزمینی در اصفهان حدود دوونیم مترمکعب در ثانیه بود، اما اکنون وضعیت بهمراتب کاهش یافته است. بنابراین، عمده آب شرب از زایندهرود تأمین میگردد و امروز حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب تأمین میشود. در افق ۱۴۱۰، پیشبینی شده است که این مقدار به ۵۰۰ میلیون مترمکعب ارتقا یابد و در افق ۱۴۱۰، پیشبینی گردیده که علاوه بر این مقدار آب سطحی، ۱۰۰ میلیون مترمکعب نیز از آب چاهها در سطح استان استفاده شود.
لازم به ذکر است که این ارقام تعیینشده و تحقق آنها بستگی به وضعیت منابع آب خواهد داشت؛ شرایط آبهای زیرزمینی، تحقق این موضوع را دشوار مینماید. امروزه از ۳۵ دشت مطالعاتی استان، شش دشت دچار فرونشست و وضعیت فوقبحرانی هستند. اضافهبرداشت سالانه آبهای زیرزمینی حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب است، درحالیکه پتانسیل آبهای زیرزمینی حدود سه میلیارد مترمکعب است؛ سالانه ۴۰۰ میلیون مترمکعب اضافهبرداشت صورت میگیرد و کل برداشت سالانه به حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون مترمکعب میرسد. از این یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون مترمکعب، ۴۰۰ میلیون اضافهبرداشت محسوب میشود. این روند نشان میدهد که در آینده، امکان استفاده از منابع آب زیرزمینی برای تأمین آب شرب با دشواری جدی مواجه میشود.
در افق ۱۴۳۵ بهگونهای خواهد بود که جمعیت مناطق شهری، روستایی و جمعیت گردشگر و سایر اشکال جمعیتی در منطقه، به حدود ۹ میلیون نفر خواهد رسید. براساس برآوردهای انجامشده با منابع موجود، در افق ۱۴۱۰، حدود ۲۵ میلیون مترمکعب در سال کاهش منابع آب خواهیم داشت و در افق ۱۴۳۰، با حفظ منابع فعلی، حدود ۲۲۵ میلیون مترمکعب کمبود پیشبینی میگردد. این وضعیت، نیازهای آب شرب را در افقهای مختلف در شهر اصفهان و استان اصفهان نشان میدهد. پیشبینیهای انجامشده در اوایل دهه نود براساس فنآوری موجود و برنامه تأمین آب، ارقامی را ارائه کرده است که برای شرب اصفهان ۳۰ میلیون مترمکعب پیشبینی شده بود و برای حقابه صنعت نیز بهدلیل احداث ذوبآهن و صنایع طراحیشده قبل از انقلاب، ۴۰ میلیون مترمکعب در نظر گرفته شده بود. مجموع مصارف یک میلیارد و ۳۲۰ میلیون مترمکعب برآورد گردید و در مقابل، منابع شامل ۸۴۵ میلیون مترمکعب از رودخانه طبیعی، ۲۹۳ میلیون مترمکعب از تونل کوهرنگ و در مجموع یک میلیارد و ۱۳۸ میلیون مترمکعب منابع دیده شده بود.
آب زایندهرود، اصلیترین و شاید تنها منبع تأمین آب مصرفی در بخش شرب، کشاورزی و صنعت اصفهان محسوب میگردد. تأمین منابع این رودخانه، حدود ۸۰۰ میلیون مترمکعب آن از جریان طبیعی زایندهرود تأمین میشود که از دامنههای زردکوه آغاز میگردد و به شهر اصفهان میرسد. تونل دوم، تونلی است که در سال ۱۳۳۲ به بهرهبرداری رسیده است. براساس تفکری که از دیرباز در منطقه وجود داشته، آب حوضه کارون با این تونل به حوضه زایندهرود منتقل میشود. حوضه کارون در منطقهای شمالی ـ جنوبی و حوزه زایندهرود در منطقهای غربی ـ شرقی قرار دارند و در یک نقطه با یکدیگر ارتباط مییابند و امکان انتقال آب از حوضه کارون به زایندهرود در این نقطه فراهم گردیده است. این موضوع در دوره صفویه با طراحی منتسب به شیخ بهایی، ترانچهای ایجاد شده بود که آب را از آن منطقه به فلات مرکزی منتقل نماید و این ترانچه نیمهکاره باقی مانده است که آثار آن هنوز وجود دارد.
این تفکر ادامه یافت و در زمان پهلوی اول و نهایتاً پهلوی دوم، تونل اول کوهرنگ به طول مشخص احداث گردید و از سال ۱۳۳۲ تاکنون، نزدیک به ۳۰۰ میلیون (۲۹۳ میلیون) مترمکعب آب را همواره منتقل نموده است. این رویکرد باعث شد که تونل دوم نیز اجرا شود و همچنین برداشت از سرشاخهها برای انتقال به حوضه زایندهرود با این تونلها ادامه پیدا کند.
در مقابل، پیشبینی شده است که منابع آبی کوهرنگ دو، کوهرنگ سه، چشمهلنگان و بهشتآباد، تأمینکننده آب باشند، اما از این منابع، تنها کوهرنگ دو و چشمهلنگان در حال انتقال آب هستند و هنوز تأمین آب از مابقی محقق نشده است.
اتفاقی که در عمل رخ داده، آن است که شرب مطابق برنامهریزی تحقق نیافته و امروز باید برداشت میشد، اما منابع تأمین نشده است. ناگزیر، از سهم محیطزیست و کشاورزی برای تأمین آب شرب استفاده شده است و این امر آثاری را به جا گذاشته که امروز شاهد خشکی زایندهرود هستیم. مدتهاست که این وضعیت ادامه دارد؛ سفرههای مجاور زایندهرود همگی بیآب شدهاند و زایندهرود به شکلی که امروز مشاهده میفرمایید، درآمده است.