ضرورت گذار از بنگاهداری به سهامداری در صندوقهای بازنشستگی
بررسی تجربه سایر کشورها در مدیریت صندوقهای بازنشستگی و داراییهای آنها، تفاوت معناداری را با مدل رایج در ایران نشان میدهد.
بنگاهداری تامین اجتماعی و مدیریت شرکتهای تابعه یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال کلیدیترین موضوعات در اقتصاد ایران است. این ساختار از یک سو وظیفه حفظ و ارزشآفرینی برای ذخایر بیننسلی بیمهشدگان را بر عهده دارد و از سوی دیگر با انتقادها و مسائلی روبهروست. هدف اولیه از ورود صندوقهای بازنشستگی به حوزه بنگاهداری، مقابله با تورم، حفظ ارزش پول و ایجاد منابع پایدار برای پرداخت مستمریهاست. تامین اجتماعی با در اختیار داشتن هلدینگهای بزرگی در حوزههای پتروشیمی، نفت و گاز، سیمان، داروسازی، حملونقل و مالی، یکی از بازیگران بزرگ اقتصادی کشور محسوب میشود. با وجود حجم عظیم داراییها، عملکرد بنگاههای تحت کنترل تامین اجتماعی با مشکلاتی روبهرو است. برخلاف تصور عمومی که شستا را یک امپراتوری سودآور میداند، تعدادی از شرکتهای تابعه یا وابسته به دلیل موانع ساختاری، فنآوریهای قدیمی و انباشت نیروی انسانی، زیانده هستند و منابع صندوق را به جای تقویت، دچار فرسایش میکنند. علاوه بر این، صندوق بازنشستگی باید نقدشوندگی بالا و سرمایهگذاری کمریسک داشته باشد، در حالی که درگیری در بنگاهداری مستقیم و اداره کارخانهها، سرمایه صندوق را در داراییهای غیرنقدشونده و منجمد فریز میکند. بدهیهای کلان دولت به سازمان تامین اجتماعی نیز صندوق را ناچار کرده است گاهی به جای دریافت مطالبات نقدی، سهام شرکتهای دولتی اغلب کمبازده را بپذیرد که خود بر حجم و معضلات بنگاهداری این سازمان میافزاید.
ضرورت اصلاح ساختار و خروج از بنگاهداری
اقتصاددانان حوزه رفاه اجتماعی بر این باورند که مسیر صحیح برای تامین اجتماعی، تغییر مدل از «بنگاهداری» به «سهامداری حرفهای» است. واگذاری مدیریت اجرایی شرکتها به بخش خصوصی واقعی و تمرکز سازمان صرفا بر نظارت مالی و حفظ ارزش سهام از مهمترین سیاستها در این راستاست. همچنین شفافسازی کامل تراکنشهای مالی هلدینگها برای جلوگیری از رانت و فساد و مولدسازی داراییها و فروش شرکتهای زیانده یا غیراستراتژیک به منظور تامین نقدینگی پایدار برای ایفای تعهدات رو به رشد بازنشستگی از دیگر مسائل مهم در جهت این تغییر مسیر است.
تجربیات جهانی
در بسیاری از سیستمهای استاندارد، صندوقهای بازنشستگی فقط وظیفه جمعآوری حق بیمه و پرداخت مستمری را دارند و بخش مدیریت سرمایه آنها به شرکتهای تخصصی مدیریت سرمایهگذاری سپرده میشود که با اهداف کاملاً تجاری و رقابتی اداره میشوند. بررسی رویکرد صندوقهای بازنشستگی بزرگ در سطح جهانی نشان میدهد که مدل «بنگاهداری مستقیم» و مدیریت اجرایی کارخانهها و شرکتها، عملا در اقتصادهای توسعهیافته منسوخ شده و الگوی رایج جهانی مبتنی بر اصل «سرمایهگذاری نهادینهشده و سهامداری غیرمستقیم» است. وضعیت مدیریت این منابع در سایر کشورها بر اساس چند الگوی کلیدی تعریف میشود:
تمرکز بر سبدگردانی در بازار سرمایه
در کشورهایی با نظامهای بازنشستگی پیشرفته مانند صندوق بازنشستگی نروژ یا صندوقهای بزرگ در ایالات متحده و اروپا، صندوقها به هیچ وجه وارد مدیریت عملیاتی شرکتها، کارخانهداری یا بنگاهداری سنتی نمیشوند. آنها منابع خود را به صورت پرتفوی متنوع (Diversified Portfolio) در بازارهای مالی داخلی و بینالمللی توزیع میکنند. خرید سهام خرد یا کلان در بورسهای معتبر، اوراق قرضه دولتی و بینالمللی، مستغلات تجاری کلان و صندوقهای خطرپذیر (Venture Capital) اصلیترین روش آنهاست. اگر شرکتی سودده باشد سهامش را نگه میدارند و اگر دچار افول شود، به سادگی سهام آن را در بازار میفروشند؛ بدون اینکه درگیر جزییاتی مانند تعدیل نیروی انسانی، مشکلات کارگری یا مدیریت تولید شوند.
حاکمیت شرکتی سختگیرانه
مدیریت صندوقهای بازنشستگی در دنیا معمولاً تحت قوانین بسیار سختگیرانه حاکمیت شرکتی قرار دارند. حتی در صندوقهای دولتی یا عمومی، اعضای هیئت مدیره و مدیران سرمایهگذاری بر اساس تخصص مالی و سوابق حرفهای انتخاب میشوند، نه انتصابهای سیاسی یا فامیلی. علاوه بر این، تمامی تراکنشها، سود و زیانها و مسیرهای سرمایهگذاری به صورت لحظهای زیر ذرهبین نهادهای نظارتی و عمومی قرار دارد تا احتمال بروز رانت یا استفاده از منابع بازنشستگان برای مقاصد سیاسی به صفر برسد.
سرمایهگذاری غیرمستقیم
صندوقهای بزرگ دنیا خودشان مستقیم پروژه اجرا نمیکنند. آنها منابع کلان خود را به شرکتهای تخصصی مدیریت سرمایه و صندوقهای سرمایهگذاری مشترک (Asset Management Firms) میسپارند. این شرکتهای تخصصی موظفند با بالاترین نرخ بازدهی و کمترین ریسک، سود پول بازنشستگان را تضمین کنند. صندوقهای موفق تمام تخممرغهای خود را در سبد اقتصاد داخلی نمیگذارند. آنها بخش بزرگی از ذخایر خود را در بازارهای جهانی، اوراق قرضه بینالمللی، املاک و مستغلات معتبر در خارج از مرزها و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر توزیع میکنند تا ریسک نوسانات اقتصادی یک کشور خاص را به حداقل برسانند.
جمعبندی
مرور تجربیات بینالمللی نشان میدهد که الگوی «بنگاهداری مستقیم و مدیریت عملیاتی شرکتها» توسط صندوقهای بازنشستگی، رفتاری منسوخشده و پرریسک است. در حالی که نظام رفاهی در ایران به دلیل انباشت شرکتهای زیانده، فرسودگی فناوری، بدهیهای بدهبستانشده دولت و انجماد داراییها با چالش شدید نقدشوندگی و ریسک عدم ایفای تعهدات مواجه شده است، صندوقهای موفق دنیا الگویی متفاوت را برگزیدهاند. این صندوقها با تفکیک کامل ساختار بیمهای از سرمایهگذاری، بر سهامداری غیرمستقیم، تنوعبخشی به پرتفوی داراییها در بازارهای مالی، سپردن منابع به مدیران حرفهای دارایی و پایبندی به حاکمیت شرکتی شفاف تمرکز دارند. از این رو، اصلاح ساختاری سازمان تأمین اجتماعی از طریق خروج از بنگاهداری، مولدسازی داراییها و واگذاری مدیریت اجرایی به بخش خصوصی، نهتنها یک پیشنهاد تحلیلی، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ ذخایر بیننسلی بیمهشدگان است.