قلمرو رفاه

خلیج فارس تاب جنگ‌افروزی ندارد

حمله به مراکز نفتی، پالایشگاه‌ها، مخازن سوخت و تأسیسات گازی می‌تواند حجم زیادی از آلاینده‌ها را وارد هوا، خاک و دریا کند.

20 مرداد 1405 - 10:32 | توسعه پایدار

آخرین تهدید ترامپ به زیرساخت‌های انرژی برمی‌گشت، آن هم در موقعیتی که جنوب کشور تحت حملات شدید قرار گرفته بود و خلیج فارس محل تاخت‌وتاز جنگنده‌ها. خلیج فارس به خصوص از جنگ ۴۰ روزه تا کنون در نقطه حساس این جنگ قرار گرفته است و یکی از آسیب‌های شدید محیط زیستی آن به دلیل حملات به زیرساخت‌های انرژی است.

آثار جنگ بر خلیج فارس

صحبت تنها درمورد تخریب تجهیزات نیست؛‌ حمله به مراکز نفتی، پالایشگاه‌ها، مخازن سوخت و تأسیسات گازی می‌تواند حجم زیادی از آلاینده‌ها را وارد هوا، خاک و دریا کند. شعله‌هایی که از یک پالایشگاه یا مخزن نفت بلند می‌شود، علاوه بر خسارت فوری، ترکیبات شیمیایی خطرناکی تولید می‌کند که می‌توانند با جریان هوا جابه‌جا شده و پس از ته‌نشینی وارد چرخه محیط زیست شوند. این خلیج در این میان یکی از آسیب‌پذیرترین مناطق جهان است. این پهنه آبی نیمه‌بسته، به دلیل گردش محدود آب، توان کمتری برای مقابله طبیعی با آلودگی دارد. ورود نفت یا مواد شیمیایی می‌تواند زیستگاه‌های حساس مانند جنگل‌های حرا، صخره‌های مرجانی، ماهی‌ها و گونه‌های دریایی را برای مدت طولانی تحت تأثیر قرار دهد. همزمان، افزایش تنش نظامی در مسیرهای دریایی، خطر آسیب به نفتکش‌ها و وقوع نشت‌های بزرگ نفتی را افزایش داده است. تنگه هرمز که یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است، در صورت وقوع حادثه می‌تواند به نقطه آغاز یک بحران فرامرزی تبدیل شود.

نمونه مشخص پیامدهای جنگ بر خلیج فارس به اردیبهشت‌ سال جاری برمی‌گردد. در این زمان آلودگی نفتی ناشی از آسیب به پالایشگاه لاوان، پس از پایان درگیری‌ها، تنها به محدوده نزدیک این تأسیسات محدود نماند و با حرکت جریان‌های دریایی به جزیره شیدور نیز رسیده بود. این آلودگی، یکی از ارزشمندترین زیستگاه‌های خلیج فارس را تهدید کرد؛ جزیره‌ای حفاظت‌شده که زیستگاه پرندگان دریایی، لاک‌پشت‌های دریایی، دلفین‌ها و آب‌سنگ‌های مرجانی به شمار می‌رود.

مسئولان محیط‌زیست در آن زمان هشدار داده بودند که نفت‌گرفتگی در چنین اکوسیستم‌هایی می‌تواند آثار طولانی‌مدتی برجای بگذارد؛ به‌ویژه برای مرجان‌ها که بازسازی آنها ممکن است ده‌ها سال زمان ببرد. به دلیل شرایط امنیتی منطقه، امکان اعزام فوری تیم‌های کارشناسی و تصویربرداری دقیق از بستر شیدور فراهم نشده بود و ارزیابی کامل خسارت‌ها به بررسی‌های میدانی بعدی موکول شد. شیدور که از سال‌ها پیش تحت حفاظت محیط‌زیست قرار داشت، در آن مقطع به یکی از نمونه‌های آشکار آسیب‌های پنهان جنگ بر طبیعت خلیج فارس تبدیل شد.

جنگ و خلیج فارس در آینه پژوهش

مقاله‌ای با عنوان «مخاطرات محیط زیستی دریایی ناشی از درگیری‌های مسلحانه در خلیج فارس: هشدارهای گذشته، ضرورت امروز» به قلم کاوه سمیعی‌نامین، جان اِی. برت، فریدهلم کروپ و برنهارد ریگل در سال ۲۰۲۶ در مجله «Ambio»، یکی از نشریات علمی بین‌المللی انتشارات «Springer Nature» در حوزه علوم محیط‌زیست، منتشر شده است. این مقاله تحلیلی و سیاست‌محور با اتکا به مطالعات پیشین، شواهد علمی و تجربیات حاصل از جنگ‌های گذشته، مخاطرات محیط زیستی ناشی از درگیری‌های نظامی در خلیج فارس را بررسی می‌کند. نویسندگان با استناد به پژوهش‌های منتشرشده درباره جنگ ایران و عراق، جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و مطالعات مربوط به ویژگی‌های اکولوژیکی خلیج فارس، نشان می‌دهند که این پهنه آبی به دلیل شرایط طبیعی خاص و تمرکز گسترده زیرساخت‌های انرژی، در برابر پیامدهای جنگ بسیار آسیب‌پذیر است.

در آغاز مقاله، ویژگی‌های طبیعی خلیج فارس به‌عنوان یکی از شکننده‌ترین اکوسیستم‌های دریایی جهان تشریح شده است. نویسندگان توضیح می‌دهند که خلیج فارس یک دریای کم‌عمق و نیمه‌بسته است که تنها از طریق تنگه هرمز با آب‌های آزاد ارتباط دارد؛ ازاین‌رو تبادل آب در آن محدود بوده و آلاینده‌ها به‌سرعت از محیط خارج نمی‌شوند. همچنین دمای بسیار بالای آب، شوری زیاد، تبخیر شدید، ورود اندک آب شیرین و گسترش نواحی کم‌اکسیژن در سال‌های اخیر، فشار قابل‌توجهی بر موجودات دریایی وارد کرده است. به اعتقاد نویسندگان، بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری این منطقه در آستانه تحمل شرایط محیطی قرار دارند و در نتیجه، هرگونه تنش اضافی ناشی از جنگ می‌تواند ظرفیت مقاومت آن‌ها را کاهش داده و احتمال نابودی زیستگاه‌های حساس را افزایش دهد.

مقاله در ادامه به این نکته می‌پردازد که پیامدهای محیط زیستی جنگ تنها به تخریب مستقیم ناشی از حملات نظامی محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از مخاطرات زنجیره‌ای را در پی دارد. حمله به پالایشگاه‌ها، پایانه‌های نفتی، خطوط انتقال، سکوهای فراساحلی یا صنایع پتروشیمی می‌تواند موجب نشت گسترده نفت و مواد شیمیایی به آب‌های ساحلی شود. افزون بر این، آتش‌سوزی تأسیسات نفتی، انتشار آلاینده‌های هوا، ورود فلزات سنگین ناشی از مهمات، آلودگی رسوبات و حتی در بدترین سناریو، خطر انتشار مواد رادیواکتیو در صورت آسیب به تأسیسات هسته‌ای، از جمله مخاطراتی هستند که نویسندگان به آن‌ها اشاره می‌کنند. از دیدگاه مقاله، این فرایندها به‌صورت زنجیره‌ای عمل کرده و از طریق تخریب زیستگاه‌ها، کاهش تنوع زیستی، آسیب به آبزیان و اختلال در شبکه‌های غذایی، پیامدهای بلندمدتی برای اکوسیستم دریایی ایجاد می‌کنند.

آثار بلندمدت درگیری‌های نظامی بر خلیج فارس

برای تبیین این مخاطرات، نویسندگان به تجربیات جنگ‌های گذشته در منطقه استناد می‌کنند. در جنگ ایران و عراق، حمله به نفتکش‌ها و تأسیسات نفتی موجب آلودگی گسترده آب‌های خلیج فارس شد و در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نیز حدود هفت میلیون بشکه نفت به آب‌های منطقه وارد شد که پیامدهای آن صدها کیلومتر از سواحل کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داد. مقاله توضیح می‌دهد که اگرچه برخی ارزیابی‌های اولیه از بهبود نسبی بخشی از زیستگاه‌های دریایی حکایت داشت، اما مطالعات بعدی نشان دادند که آثار آلودگی در برخی مناطق تا دهه‌ها باقی مانده است. وجود لایه‌های مدفون نفت، توده‌های قیر و کاهش تنوع زیستی در جنگل‌های حرا، تالاب‌ها، سواحل گلی و سایر زیستگاه‌های بین جزر و مد، نمونه‌هایی از این پیامدهای پایدار هستند و در برخی زیستگاه‌های کم‌انرژی، روند بازیابی طبیعی ممکن است بیش از یک قرن به طول انجامد.

مقاله همچنین تأکید می‌کند که شرایط کنونی خلیج فارس نسبت به دهه‌های گذشته مخاطره‌آمیزتر شده است. توسعه گسترده پالایشگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی، بنادر، خطوط انتقال نفت و گاز، سکوهای فراساحلی و تأسیسات آب‌شیرین‌کن، احتمال وقوع آلودگی از منابع متعدد را در صورت بروز درگیری افزایش داده است. از سوی دیگر، وابستگی کشورهای منطقه به آب‌شیرین‌کن‌ها سبب شده است که آلودگی آب دریا تنها یک مسئله محیط زیستی نباشد، بلکه به سرعت به بحران تأمین آب آشامیدنی، اختلال در عملکرد نیروگاه‌ها، صنایع ساحلی و امنیت زیرساخت‌های حیاتی تبدیل شود. نویسندگان همچنین یادآور می‌شوند که به دلیل گردش آب در خلیج فارس، آلودگی‌های دریایی محدود به مرزهای یک کشور باقی نمی‌مانند و می‌توانند از طریق جریان‌های آبی به سایر کشورهای منطقه و حتی دریای عمان منتقل شوند؛ ازاین‌رو، این مخاطرات ماهیتی فرامرزی دارند و نیازمند همکاری منطقه‌ای هستند.

آنچه مطالعات علمی درباره جنگ و محیط‌زیست نشان می‌دهد این است که خسارت‌های محیط زیستی در دریاها را نمی‌توان تنها با میزان نفت نشت‌کرده یا سطح تخریب فوری زیرساخت‌ها سنجید. در اکوسیستم‌هایی مانند خلیج فارس، مسئله اصلی توان محدود طبیعت برای بازگشت به شرایط پیشین است. هنگامی که یک زیستگاه تحت فشارهای هم‌زمانی مانند گرمایش آب، افزایش شوری، کاهش اکسیژن و آلودگی شیمیایی قرار دارد، یک شوک نظامی می‌تواند از یک حادثه مقطعی به یک بحران بلندمدت تبدیل شود و مسیر طبیعی بازسازی اکوسیستم را تغییر دهد. به همین دلیل است که نباید حفاظت از خلیج فارس را صرفاً حفاظت از یک پهنه آبی یا منابع اقتصادی تلقی کرد، بلکه باید آن را حفظ یک سامانه زنده و پیچیده دانست که امنیت آب، غذا، تنوع زیستی و معیشت میلیون‌ها نفر به سلامت آن وابسته است. هزینه اصلی جنگ ممکن است نه در لحظه انفجار، بلکه سال‌ها و حتی دهه‌ها بعد، در قالب از دست رفتن ظرفیت‌های طبیعی و دشوار شدن بازسازی محیط‌زیست آشکار شود.