قلمرو رفاه

تهدیدهای هوش مصنوعی بر کار شایسته

ورود هوش مصنوعی به بازار کار می‌تواند کیفیت کار را افزایش دهد اما از سوی دیگر، خطرات جدی برای حقوق نیروی کار ایجاد می‌کند.

16 مرداد 1405 - 00:00 | اقتصاد سیاسی
تهدیدهای هوش مصنوعی بر کار شایسته
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی

از سال 1999 میلادی، مفهوم «کار شایسته» به‌عنوان تلاشی در ارتقای فرصت‌هاي برابر شغلی براي زنان و مردان، امکان دستیابی به کرامت انسانی و برخورداري از قدرت بیان اجتماعی معرفی شده است. از منظر سازمان بین‌المللی کار، اشتغال مولد و کار شایسته عناصر کلیدی برای دستیابی به جهانی شدن عادلانه و کاهش فقر هستند.[1] دبیرکل این سازمان در سال 1999، اهداف جهانی سازمان را این‌گونه اعلام کرد: «ارتقای شرایط کار برای مردان و زنان در جهت دستیابی به کار شایسته در شرایط آزادی، برابری و با حفظ عزت و اعتماد به نفس» و بدین سان الگوی کار شایسته شکل گرفت. فهرست پیشنهادی سازمان بین‌المللی کار شامل 30 نماگر است که با توجه به ابعاد مختلف کار شایسته در نگاه مردم جهان و زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی بروز کار شایسته، به 11 گروه قابل تقسیم هستند. براساس تعریف این سازمان، کار شایسته، کاری است که شامل چهار ویژگی زیر باشد:


الف) خلاقیت در انتخاب شغل: توانایی افراد در یافتن و حفظ کاری که خواهان آن هستند و انجام کار بدون وجود اجبار.

ب) برخورداری از حقوق کاری: برخورداری از حقوقی همچون تضمین حداقل دستمزد به‌منظور ایجاد توانایی برای تامین معاش قابل‌قبول برای فرد و خانواده‌ی تحت تکفل وی و وجود رفتار و فرصت‌های یکسان و بدون تبعیض در کار.

ج) بهره‌مندی از حمایت اجتماعی: احساس امنیت در کار از لحاظ تداوم کار، حفظ سلامتی و تامین مالی در زمان بازنشستگی و بهره‌مندی از مزایای اجتماعی کار در شرایط ازکارافتادگی یا حوادث شغلی.

د) امکان گفت‌و‌گوی اجتماعی: حفظ شان و وقار انسانی شاغلان از طریق مشارکت در تصمیم‌گیری برای تعیین شرایط کاری خود.

هوش مصنوعی؛ فرصت‌ها و تهدیدها

ارتباط میان هوش مصنوعی و مفهوم کار شایسته یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات امروز است. این ارتباط را می‌توان در دو لایه فرصت‌های توانمندسازی و تهدیدهای ساختاری بررسی کرد. هوش مصنوعی می‌تواند با کاهش کارهای فرسایشی و تکراری به عنوان یک ابزار کمکی، کیفیت کار را ارتقا دهد تا انسان‌ها بر وظایف خلاقانه، استراتژیک و عاطفی تمرکز کنند. این یعنی افزایش رضایت شغلی و ارتقای کرامت کارگران. همچنین در صنایع خطرناک (مانند معدن، پتروشیمی یا ساخت‌وساز)، هوش مصنوعی و رباتیک پیشرفته می‌توانند وظایف پرخطر را انجام دهند و آمار حوادث کار را به شدت کاهش دهند. در یک ساختار اقتصادی عادلانه، افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند به کاهش ساعات کاری بدون کاهش دستمزد منجر شود که این خود از ارکان کار شایسته است.

در مقابل، اگر توسعه هوش مصنوعی بدون قواعد پیش برود، می‌تواند پایه‌های کار شایسته را ویران کند. برخلاف موج‌های اتوماسیون قبلی که فقط کارهای یدی را تهدید می‌کرد، هوش مصنوعی مشاغل فکری، هنری و تخصصی (مانند روزنامه‌نگاری، برنامه‌نویسی، ترجمه و تحلیل مالی) را به شدت تحت تأثیر قرار داده و امنیت شغلی را به خطر انداخته است. علاوه بر این، پشت سیستم‌های هوش مصنوعی هوشمند، میلیون‌ها کارگر ارزان‌قیمت در کشورهای در حال توسعه نشسته‌اند که با دستمزدهای بسیار پایین، کارهای فرسایشی مانند برچسب‌گذاری داده‌ها یا تعدیل محتوای خشن را انجام می‌دهند. این الگوی جدیدی از استثمار است که با کار شایسته در تضاد است.

قطبی‌شدن بازار کار

اگر نگاهی انتقادی داشته باشیم، توسعه هوش مصنوعی لزوما به سمت کار شایسته حرکت نمی‌کند، بلکه می‌تواند به چالش‌های ساختاری منجر شود. خطری که کار شایسته را تهدید می‌کند این است که شکاف مهارت‌ها به قطبی‌شدن شدید بازار کار منجر شود: یک اقلیت کوچک از متخصصان بسیار پردرآمد که مالک یا هدایت‌کننده هوش مصنوعی هستند، و یک اکثریت بزرگ از کارگران خدماتی یا پیمانکاری کم‌درآمد با امنیت شغلی صفر. هوش مصنوعی بیش از آنکه کل مشاغل را نابود کند، آن‌ها را تکه‌تکه می‌کند. این فناوری مشاغل با مهارت متوسط (مثل کارهای اداری، حسابداری مقدماتی و برخی تحلیل‌های اولیه) را حذف می‌کند. درنتیجه بازار کار به دو بخش تقسیم می‌شود. اقلیتی از متخصصان ارشد و طراحان هوش مصنوعی با درآمدهای کلان و انبوهی از نیروهای کار با دستمزد پایین در بخش‌های خدماتی یا کارهای یدی که اتوماسیون آن‌ها هنوز صرفه اقتصادی ندارد. این امر طبقه متوسط را که ستون فقرات کار شایسته است، تضعیف می‌کند.

پرولتاریای دیجیتال و استثمار پنهان

پشت نقاب شیک و تمیز هوش مصنوعی، میلیون‌ها نیروی کار ارزان‌قیمت در کشورهای در حال توسعه (مثل کنیا، فیلیپین یا هند) مشغول به کارند. این افراد روزانه ساعت‌ها با دستمزدهای ناچیز به برچسب‌گذاری داده‌ها، فیلتر کردن تصاویر خشونت‌آمیز یا تصحیح خروجی‌های متنی هوش مصنوعی مشغولند. این پدیده دقیقاً نقطه مقابل «کار شایسته» و نوعی استثمار نوین است. مدیریت الگوریتمی یکی دیگر از مضرات به‌کارگیری هوش مصنوعی در مشاغل است. امروزه در شرکت‌هایی مثل آمازون یا پلتفرم‌های تاکسی اینترنتی و تحویل غذا، رئیس کارگر یک انسان نیست، بلکه یک الگوریتم است. این الگوریتم‌ها میزان استراحت، سرعت کار و بهره‌وری را ثانیه به ثانیه رصد می‌کنند. این نوع نظارت شدید دیجیتالی، استقلال رای، آرامش روانی و کرامت انسانی نیروی کار را از بین می‌برد و فضا را مسموم می‌کند.

برای اینکه رابطه بین هوش مصنوعی و کار شایسته ملموس‌تر شود، در ادامه مصادیق عینی و واقعی در حوزه‌هایی مانند رسانه و تولید محتوا، پلتفرم‌های خدماتی، و پشت صحنه شرکت‌های بزرگ فناوری پرداخته خواهد شد.


مثال اول: تحریریه خبرگزاری‌ها؛ اتوماسیون فرسایشی یا حذف اصالت؟

خبرگزاری‌های بزرگی مثل رویترز یا آسوشیتدپرس سال‌هاست که از ابزارهای هوش مصنوعی برای نگارش اخبار اولیه استفاده می‌کنند. فرض کنید قرار است گزارش‌های مالی فصلیِ صدها شرکت، یا نتایج مسابقات ورزشی لیگ‌های دسته دو نوشته شود. این کار برای یک خبرنگار، فرسایشی، تکراری و مکانیکی است. هوش مصنوعی داده‌های خام اعداد را می‌گیرد و در کمتر از چند ثانیه، یک خبر استاندارد تحویل می‌دهد. این کار به خبرنگار حرفه‌ای فرصت می‌دهد که به جای تلف کردن وقت خود روی اعداد، سراغ گزارش‌های تحلیلی، مصاحبه‌های عمیق و افشاگری برود که به معنای ارتقای کیفیت کار خواهد بود.

البته واقعیت همیشه این‌طور نیست. در بسیاری از رسانه‌های تجاری، مدیریت به هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای تولید انبوه و ارزان نگاه می‌کند. در نتیجه، به جای آزاد کردن وقت خبرنگار، استانداردها را تغییر می‌دهند. از خبرنگار می‌خواهند که روزی ۲۰ متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی را روخوانی یا ویرایش کند. در اینجا، خبرنگار از یک «مولف و تحلیل‌گر» به یک «اپراتور خط تولید دیجیتال» تبدیل می‌شود.

مثال دوم: انبارها و سیستم توزیع آمازون؛ مدیریت الگوریتمی

آمازون یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های مدیریت نیروی کار مبتنی بر هوش مصنوعی رو دارد که نمونه‌ی بارز چالش مدیریت الگوریتمی است. در انبارهای آمازون، کارگران دستگاه‌هایی به دست دارند یا مچ‌بندهایی می‌بندند که مستقیماً به هوش مصنوعی مرکزی متصل است. الگوریتم مشخص می‌کند که کارگر برای برداشتن یک کالا از قفسه الف و بردن آن به بخش ب، دقیقاً چند ثانیه وقت دارد. اگر کارگر چند دقیقه بیشتر در دستشویی بماند یا برای چاق سلامتی با همکارش مکث کند، سیستم فورا گزینه‌ای تحت عنوان زمان خارج از کار ثبت می‌کند. اگر این زمان از حد مجاز الگوریتم بالاتر برود، سیستم به طور خودکار اخطار صادر می‌کند و حتی در برخی موارد، حکم اخراج کارگر بدون دخالت هیچ مدیر انسانی و توسط خود سیستم صادر شده است. این یعنی امنیت شغلی و روانی (که ستون کار شایسته است) کاملاً فدای بهینه‌سازی الگوریتمی می‌شود.

مثال سوم: کارگران داده در کنیا؛ پرولتاریای دیجیتال 

وقتی شرکت OpenAI خواست سیستم ChatGPT را ایمن کند تا به سوالات، پاسخ‌های نژادپرستانه، جنسی، یا حاوی ترویج خشونت و خودکشی ندهد، به یک هوش مصنوعی دیگر نیاز داشت که این محتواها را شناسایی کند. اما آن هوش مصنوعی چطور باید آموزش می‌دید؟ شرکتی به نام Sama در کنیا استخدام شد. صدها کارگر کنیایی با دستمزدی بین ۱.۳۲ تا ۲ دلار در ساعت استخدام شدند تا روزانه هزاران متن و تصویر فوق‌العاده خشن، حاوی شکنجه، سوءاستفاده جنسی و خون‌ریزی را بخوانند و برچسب بزنند تا هوش مصنوعی یاد بگیرد که این‌ها «بد» هستند. در حالی که کاربران در نیویورک و لندن از مکالمه با یک هوش مصنوعی «مودب و پاکیزه» لذت می‌برند، بار روانی و تروماهای ناشی از دیدن آن تصاویر سهم کارگرانی در نایروبی شد که نه بیمه سلامت روانی درستی داشتند و نه دستمزدشان با ارزش افزوده آن شرکت غول فناوری همخوانی داشت. این مصداق دقیق نادیده گرفتن حقوق بنیادین کار شایسته است.

بررسی مثال‌های عینی ما را به این نتیجه می‌رساند که هوش مصنوعی یک پدیده خنثی یا یک نیروی طبیعی (مثل سیل یا زلزله) نیست؛ بلکه یک انتخاب سیاسی و اقتصادی است که می‌تواند به سه پدیده‌ی مخرب تبدیل شود.

جابه‌جایی مرزهای استثمار

در گذشته، استثمار نیروی کار عمدتاً جنبه جسمی داشت (مثل کارگری در معدن یا کارخانه نساجی قرن نوزدهم) اما مثال‌های بالا نشان می‌دهند که هوش مصنوعی شکل جدیدی از فرسودگی را ایجاد کرده است. در مثال آمازون، استثمار، زمان‌بندی ثانیه‌ایِ حرکات بدن توسط ماشین است. در مثال کارگران کنیا، استثمار، برون‌سپاری «ترومای روانی» به کارگران ارزان‌قیمت برای پاکیزه نگه‌داشتن دنیای دیجیتال است و در مثال خبرنگاران، استثمار، گرفتن روح خلاقانه و اصالت از کار و تبدیل انسان به یک ماشینِ تصحیح‌کننده خروجی‌های هوش مصنوعی است.

ثروت برای مالکان، فشار برای کارگران

منطق اقتصادی حکم می‌کند که وقتی فناوری بهره‌وری را بالا می‌برد، کار باید راحت‌تر و رفاه بیشتر شود اما در مدل فعلی، این رابطه معکوس شده است. هوش مصنوعی ثروت عظیمی تولید می‌کند، اما این ثروت در لایه‌های بالایی (مالکان پلتفرم‌ها و شرکت‌های بزرگ تکنولوژی) انباشته می‌شود. برای کارگر پایین‌دست، حضور هوش مصنوعی نه تنها باعث کاهش ساعت کار یا افزایش دستمزد نشده، بلکه معیارهای سخت‌گیرانه‌تری برای ارزیابی عملکرد او ایجاد کرده است.

بی‌وزنی هویت شغلی

کار شایسته فقط درباره پول نیست؛ درباره کرامت و معنا است. وقتی یک خبرنگار، نویسنده یا طراح حس کند که کارش صرفاً چرخاندن چرخ‌دنده‌های یک ماشین بزرگتر است و الگوریتم می‌تواند با یک دکمه جایگزینش کند، دچار ازخودبیگانگی شغلی می‌شود. هوش مصنوعی با تبدیل کارهای کیفی و انسانی به داده‌های کمی، لذت خلق کردن و اصالت کار را تهدید می‌کند.

چه باید کرد؟

برای اینکه هوش مصنوعی خادم کار شایسته باشد و نه قاتل آن، تمرکز صرف بر پیشرفت تکنولوژیک کافی نیست؛ بلکه نیاز به بازنگری در ساختارهای اقتصادی و حقوقی است. در تمام این مثال‌ها، خود کد یا الگوریتم مقصر نیست؛ مقصر مدل کسب و کاری است که انسان را صرفاً به عنوان یک ورودی ارزان‌قیمت در کنار ماشین می‌بیند. بزرگترین اشتباه این است که فکر کنیم این وضعیت، سرنوشت محتوم بشر است. هوش مصنوعی خودش تصمیم نمی‌گیرد که کارگر آمازون را اخراج کند یا به کارگر کنیایی دو دلار دستمزد بدهد؛ این‌ها تصمیمات مدیران و مدل‌های تجاری سودمحور است. تکنولوژی به خودی خود تعیین‌کننده نیست. اینکه هوش مصنوعی کار شایسته را تقویت کند یا آن را از بین ببرد، بستگی به سیاست‌گذاری‌ها دارد. برای حفظ کار شایسته در عصر هوش مصنوعی سه اقدام اساسی ضروری است:

1- حکمرانی انسان‌محور: هوش مصنوعی باید به عنوان مکمل انسان عمل کند، نه جایگزین تصمیم‌گیری نهایی انسانی (به‌ویژه در مدیریت منابع انسانی و اخراج‌ها).

2- تقسیم عادلانه منافع بهره‌وری: ثروت عظیمی که از طریق بهره‌وری هوش مصنوعی ایجاد می‌شود، باید از طریق بازتوزیع، کاهش ساعات کار با حفظ دستمزد، یا مدل‌های حمایتی جدید، به کل جامعه و بدنه کارگری منتقل شود.

3- تقویت گفتگوی اجتماعی: کارگران و اتحادیه‌ها باید در فرآیند طراحی و استقرار سیستم‌های هوش مصنوعی در محیط‌های کاری صندلی و حق رای داشته باشند.


منابع:

1- بختیاری، صادق  (1389)،  کار شایسته در بازار کار ایران، راهبرد، شماره 57، زمستان 1389،  صص 83-63.

2- هرندی، فاطمه (1383)، کار شایسته و نماگرهای آن در ایران، پژوهشنامه اقتصاد و برنامه‌ریزی، دوره نهم، شماره 3، مرداد و شهریور 1383، صص 66-37.

3- Billy Perrigo (2023). "OpenAI Used Kenyan Workers Earning Less Than $2 Per Hour to Make ChatGPT Less Toxic." TIME Magazine.

4- Colin Lecher (2019). "Amazon’s automated system fires warehouse workers for ‘time off task’." The Verge.

5- Nic Newman (2024/2025). "Journalism, Media, and Technology Trends and Predictions." Reuters Institute for the Study of Journalism.