توقف دقیقه ۲۲: وقتی گرما وارد تقویم رسمی فوتبال شد
اقتصاد سیاسی یک جامجهانی گرمتر: فیفا چگونه بحران اقلیمی را زمانبندی و تجاری میکند
فیفا توقف اجباری ۳ دقیقهای در دقیقه ۲۲ هر نیمه را اجرا میکند و گرمایش زمین را به بخشی از زمانبندی رسمی فوتبال تبدیل کرد. این تصمیم قرار است از بدن بازیکنان در برابر گرما محافظت کند. سه دقیقهای که اگر چه بحران اقلیمی را به رسمیت میشناسد اما در همان لحظه تبلیغات اسپانسرهایی پخش میشود که از عوامل تاثیرگذار در گرمایش جهانی هستند. بزرگترین دوره جام جهانی با ۴۸ تیم، سه کشور میزبان و درآمدی که فیفا آن را حدود ۱۴ میلیارد دلار برآورد میکند، خود به افزایش سفر، انتشار و فشار اقلیمی دامن میزند. فیفا در توقف دقیقه ۲۲ نه از مدل رشد خود عقب مینشیند و نه درباره هزینههایش پاسخ میدهد فقط گرما را در قاب پخش زنده جا میدهد و آن را قابلفروش میکند.
این متن از توقف دقیقه ۲۲ شروع میکند، اما موضوعش فقط یک پروتکل پزشکی نیست. این سه دقیقه نقطهای است که چند روند به هم میرسند: جامجهانیِ بزرگتر و پرآلایندهتر، وابستگی مالی فیفا به پخش و اسپانسرهای آلاینده و جایگاه تازه بازیکنانی که حالا خودشان رسانهاند اما در برابر ساختار اقتصادی فوتبال اغلب سکوت میکنند.
سود برای فیفا، هزینه برای جامعه
برآوردهای پیش از جامجهانی ۲۰۲۶ فقط یک هشدار اقلیمی نیستند و صورتحساب مدلیاند که فیفا با اعتمادبهنفس آن را گسترش داده است. این دوره با ۴۸ تیم، ۱۰۴ بازی و میزبانی در سه کشور، به تورنمنتی وابسته به جابهجاییهای هوایی در مقیاس قارهای تبدیل شده است که بخش زیادی از دستکم ۹ میلیون تن گاز گلخانهای است که پیشبینی میشود در این دوره منتشر شود. رقمی بیش از دو برابر جامجهانی قطر و حدود سه برابر بسیاری از دورههای پیشین. در این برآورد، انتشار ناشی از پروازها بهتنهایی چهار برابر میانگینهای گذشته پیشبینی شده است.

قرارداد آرامکو این تناقض را آشکارتر میکند. فیفا از همکاری با شرکتی پول میگیرد که فعالیتش به انتشار گسترده کربن گره خورده و ارزش سالانه قراردادش حدود ۱۱۹ میلیون دلار برآورد شده است. همزمان، انتشار منتسب به آرامکو در طول دوره این قرارداد حدود ۳۰ میلیون تن کربن برآورد میشود. عدد که بیش از مجموع دورههای جام جهانی از ۲۰۰۲ تاکنون است. به این ترتیب، مسئله فقط این نیست که یک اسپانسر آلاینده کنار زمین تبلیغ میشود و این است که منطق درآمدی تورنمنت با همان صنایعی پیوند خورده که بحران گرما را تشدید میکنند.

برنامه اقلیمی فیفا هم هنوز این منطق را تغییر نداده است. این نهاد در سال ۲۰۲۱ وعده داد تا ۲۰۳۰ انتشار سازمانی خود را ۵۰ درصد کاهش دهد، اما از ۱۸ اقدام اعلامشده فقط ۲ اقدام تکمیل شده و در ۱۴ مورد هیچ پیشرفت قابل مشاهدهای گزارش نشده است. بنابراین توقف دقیقه ۲۲ را باید در این قاب دید که فیفا گرما را بهعنوان خطر برای بدن بازیکنان میشناسد، اما بهجای تغییر مدل رشد، آن را با پروتکل ایمنی، حسابداری اقلیمی و زمانبندی پخش مدیریت میکند.
زمینهایی که دیگر برای بازی امن نیستند
جامجهانی ۲۰۲۶ فقط در هوایی گرمتر برگزار نمیشود بلکه روی زمینهایی برگزار میشود که خودِ خودِ ایده بازی در آنها زیر فشار اقلیمی قرار گرفته است. ارزیابیهای ریسک نشان میدهد ۱۴ ورزشگاه از ۱۶ ورزشگاه میزبان همین حالا دستکم با یک خطر اصلی اقلیمی از آستانه ایمنی عبور کردهاند تا میانه قرن، نزدیک به ۹۰ درصد این ورزشگاهها با گرمایی روبهرو خواهند شد که بازی را از محدوده تحمل بدن خارج میکند. مسئله به ورزشگاههای بزرگ هم محدود نمیماند. دو سوم زمینهای پایه و محلی، یعنی همان جایی که نسل بعدی در آن قرار است تمرین کند تا میانه قرن به فضاهایی تبدیل میشوند که تمرین و بازی در آنها برای بدن بازیکن پرخطر است.
پاسخ فیفا به این وضعیت، تغییر مسیر نیست و صرفاً تنظیم دوباره همان مدل در قالبی قابلفروش است. مسابقات را به ۱۰۴ بازی و سه پهنه جغرافیایی میکشاند، با سرمایه فسیلی شریک میشود و بعد گرمایی را که در تشدید آن سهم دارد، با زبان پروتکل ایمنی و سه دقیقه استراحت عادی میکند.
بازیکن-رسانه و قیمت سکوت
در جامجهانیهای جدید، توجه دیگر فقط از مسیر تلویزیون، اسپانسر و نهادهای رسمی عبور نمیکند. بخشی از آن به شبکههای خود بازیکنان منتقل شده است. جایی که یک پست، یک کانال شخصی یا حتی یک شادی پس از گل میتواند به دارایی رسانهای و تجاری تبدیل شود. مسی پس از قهرمانی ۲۰۲۲ میلیونها دنبالکننده تازه جذب کرد و پست قهرمانیاش به یکی از پرلایکترین تصاویر تاریخ اینستاگرام تبدیل شد. امباپه شرکت تولید محتوای مستقل راه انداخت، کول پالمر نام و شیوه شادیاش را ثبت کرد، و بازیکنانی مثل جیمز مدیسون و آنتون اشتس با کانالهای شخصی خود مخاطب میسازند. اینها فقط نمونههای موفقیت فردی نیستند و نشانه انتقال بخشی از مالکیت توجه از نهادهای قدیمی فوتبال به بازیکنانیاند که حالا خودشان رسانه، برند و زیرساخت توزیعاند.

اما همین قدرت تازه، الزاماً به معنای چالش با ساختارهای بحرانزا نیست. پرسش اصلی این است که این توجه کجا خرج میشود. در بیشتر موارد، بازیکن-رسانه در همان مدار تبلیغات، قراردادهای تجاری و انباشت شخصی میچرخد و به ندرت با منطق اقتصادی فوتبال درگیر میشود. مورتن ثورزبی از معدود استثناهاست: شماره ۲ را به نشانه هدف دو درجه توافق پاریس میپوشد و درباره بحران اقلیمی فوتبال حرف میزند و از فیفا خواسته است پروتکلهای گرما را جدیتر کند و از اسپانسرهای سوخت فسیلی فاصله بگیرد. جمله کوتاه او درباره سکوت ستارههای بزرگتر، دقیقتر از هر تحلیل مفصل عمل میکند: «میدانم که بازیکنان میترسند.»
این ترس شخصی نیست و بخشی از نظم اقتصادی فوتبال است. بازیکن میتواند برند بسازد، مخاطب جمع کند و مالکیت معنوی شادیاش را ثبت کند، اما وقتی پای اسپانسرهای اصلی، سوخت فسیلی یا حاکمیت فیفا میرسد، سکوت امنترین گزینه باقی میماند. سرمایهداری توجه به بازیکن قدرت دیدهشدن میدهد، اما همزمان هزینه حرفزدن را بالا نگه میدارد. به همین دلیل، کنشهایی مثل کارزارهای ثورسبی، یا مداخله مارکوس رشفورد در مسئله فقر کودکان اهمیت پیدا میکنند؛ نه چون قاعدهاند، بلکه چون نشان میدهند سکوت تنها انتخاب ممکن نیست. در دنیای جدید ورزش، ارزش یک چهره فقط با اندازه مخاطبانش سنجیده نمیشود بلکه با این هم سنجیده میشود که وقتی توجه دارد، از چه چیزی حرف نمیزند.
سرانجام
استراحت دقیقه ۲۲ دیگر فقط نشانه فشار گرما بر فوتبال نیست و آن را باید خلاصه نظمی دید که بحران را میبیند، اما اصل آن را دستنخورده میگذارد. بازی متوقف میشود، بدن بازیکن برای چند دقیقه از گرما نجات داده شود و همان زمان تبلیغات آرامکو (بزرگترین انتشارکننده شرکتی CO2) و کوکاکولا (بزرگترین آلاینده پلاستیکی) پخش میشود. برنامه اقلیمی فیفا روی کاغذ مانده و پول همچنان از مسیر پخش، اسپانسر و سرمایه آلاینده جریان دارد. مسئله این نیست که فوتبال بحران اقلیمی را نمیفهمد؛ مسئله این است که آن را به شکلی مدیریت میکند که مدل درآمدیاش آسیب نبیند.
منابع:
FIFA’s Climate Blind Spot, New Weather Institute
Pitches in Peril: Climate Risk Across World Cup 2026, Football for Future
The Athlete Brand Economy Report، EMW Global