مرگ در اتاق کشیک
شار کاری و مشکلات روانی شدید بر رزیدنتهای پزشکی باعث فرسودگی و افزایش نگرانیها درباره سلامت نظام درمان کشور شده
وزی روزگاری با هزار امید و آرزو، مسیر پرپیچوخم کنکور و ورود به دانشگاه را پشتسر گذاشت. از بسیاری از خوشیهای زندگی چشم پوشید تا روزی جان انسانها را نجات دهد اما با ورود به مرحله رزیدنتی، گویی بار تمام سختیها بر دوشش آوار شد. هفته گذشته خبر تلخ مرگ یک رزیدنت دیگر، جامعه پزشکی را در شوک فرو برد. براساس گزارشهای منتشرشده، یکی از دستیاران سال اول رشته تخصصی اطفال که از بهمنماه ۱۴۰۴ و از طریق تکمیل ظرفیت فعالیت خود را آغاز کرده بود، بر اثر سقوط از طبقه چهارم یکی از مراکز درمانی در رشت جان باخت. دانشگاه علوم پزشکی گیلان با اعلام این خبر تاکید کرده است که نتایج بررسیهای کارشناسی متعاقبا اطلاعرسانی خواهد شد و از گمانهزنی درباره علت حادثه باید پرهیز شود. با این حال این رخداد بار دیگر توجهها را به شرایط زندگی و کار دستیاران پزشکی جلب کرده است. گروهی که سالهاست فشارهای معیشتی، شیفتهای طولانی، فرسودگی شغلی و فشارهای روانی را تجربه کردهاند. برآوردها نشان میدهد حدود ۱۵هزار رزیدنت در کشور مشغول فعالیت هستند. برخی مطالعات نیز حاکی از آن است که شمار قابلتوجهی از دستیاران تخصصی تجربه افکار خودکشی را داشتهاند. سازمان نظام پزشکی نیز پیشتر اعلام کرده بود که میزان خودکشی در میان رزیدنتها چند برابر بیشتر از سایر گروههای اجتماعی است. این واقعیت نشان از آن است که پشت روپوشهای سفید، بحرانهای عمیقی نهفته است.
پایان تلخ قشر نخبه
گزارشها حاکی از آن است که حدود ۷۹درصد از رزیدنتها از انتخاب این مسیر ابراز پشیمانی کردهاند؛ موضوعی که از عمق نارضایتی و فشارهای حاکم بر این قشر حکایت دارد.
سید وحید شریعت، رییس انجمن روانپزشکی ایران در گفتوگو با «جهانصنعت» درباره افزایش نگرانیها نسبتبه سلامت روان رزیدنتها اظهار کرد: عوامل متعددی در این زمینه نقش دارند و معمولا نمیتوان یک عامل مشخص را مسوول دانست. درواقع مجموعهای از عوامل در کنار یکدیگر قرار میگیرند و درنهایت فرد را به مرحله خستگی و حتی فروپاشی میرسانند. بخشی از این مساله به ماهیت سخت و طولانی دوره آموزش پزشکی بازمیگردد. پزشکان جوان دیرتر از همسالان خود به مرحله استقلال شغلی و اقتصادی میرسند در حالی که بسیاری از همدورهایهای آنها در رشتههای دیگر، سالها زودتر وارد بازار کار میشوند و زندگی مستقل خود را آغاز میکنند، دستیاران پزشکی معمولا بین چهار تا هشت سال دیرتر به این مرحله میرسند.
او ادامه داد: طولانی شدن مسیر حرفهای بر زندگی شخصی و عاطفی افراد نیز تاثیر میگذارد. بسیاری ترجیح میدهند زمانی ازدواج کنند که وضعیت شغلی و اقتصادی مشخصتری داشته باشند و از حداقلی از استقلال مالی برخوردار شوند. در عین حال روابط عاطفی در این سالها شکل میگیرد و گاهی با مشکلاتی مواجه میشود که میتواند زمینهساز افسردگی یا افزایش فشارهای روانی باشد. در برخی موارد رزیدنتها حتی فرصت کافی برای استراحت ندارند. در شرایطی که ممکن است از نظر روانی نیز وضعیت مطلوبی نداشته باشند، فشار سنگینی در محیط کار بر آنها تحمیل میشود. علاوهبر حجم بالای کار، نوع برخوردهایی که گاه از سوی سیستم آموزشی یا دستیاران سالهای بالاتر صورت میگیرد نیز میتواند بر شدت این فشارها بیفزاید و افراد را از پا بیندازد.
بار اصلی درمان بر دوش دستیاران
رییس انجمن روانپزشکی ایران توضیح داد که در بسیاری از موارد بار اصلی درمان بر دوش دستیاران قرار میگیرد در حالی که اساسا نقش آنها آموزشی است. قرار بوده که این افراد آموزش ببینند و اساتید وظیفه آموزش را برعهده داشته باشند اما در عمل، دستیاران به ابزاری برای جبران کمبود نیروی انسانی در بیمارستانها تبدیل شدهاند. بهدلیل مشکلات مالی بسیاری از بیمارستانها امکان جذب نیروی درمانی کافی را ندارند و در نتیجه بخش بزرگی از بار درمان بر دوش نیروهای آموزشی قرار گرفته است. این وضعیت هم به آموزش آسیب میزند، هم کیفیت درمان را کاهش میدهد و هم موجب فرسودگی شدید دستیاران میشود به گونهای که دیگر امکان داشتن یک زندگی عادی برای آنها دشوار میشود.
از آموزش تا بهرهکشی
شریعت تصریح کرد: متاسفانه این وضعیت به یک روال عادی تبدیل شده است. حتی زمانی که درباره آن صحبت میشود، کمتر کسی به فکر اصلاح آن بوده زیرا تغییر این شرایط هزینهبر و دشوار است. سالهاست که از نیروی کار ارزان و در بسیاری موارد رایگان دستیاران استفاده میشود و نوعی بهرهکشی ساختاری از این نیروها شکل گرفته است. دستیاران موظفند وظایف سنگینی را انجام دهند در حالی که راه چندانی برای خروج از این شرایط ندارند و تعهدات متعدد نیز آنها را در این مسیر نگه میدارد. زمانی که این مشکلات در کنار شرایط اقتصادی و اجتماعی دشوار سالهای اخیر قرار میگیرد، فشارها چند برابر میشود. کاهش امید به آینده و کمرنگ شدن چشمانداز بهبود شرایط، توان افراد برای تحمل سختیها را کاهش میدهد. زمانی که فرد احساس کند چند سال بعد نیز وضعیت تفاوت محسوسی نخواهد داشت و حتی ممکن است دشوارتر شود، طبیعتا قدرت تابآوری او کاهش پیدا میکند.