قلمرو رفاه

سایه سنگین کویر

پیشروی بیابان در ایران

25 فروردین 1405 - 15:11 | جامعه

روزگاری بسیاری از دشت‌های ایران با کشاورزی و دامداری زنده بودند؛ زمین‌هایی که معاش‌هزاران خانواده را تامین می‌کردند و ستون‌فقرات معیشت ساکنان محلی به‌شمار می‌رفتند اما امروز در برخی از همین مناطق ترک‌های عمیق بر خاک نشسته، چاه‌ها کم‌آب شدند و گردوغبار جای سبزی و نشاط زمین را گرفته است. بیابان‌زایی آرام‌آرام و بی‌صدا پیش می‌رود. به‌قدری آهسته که گاهی دیده نمی‌شود اما آنقدر گسترده که آثارش در زندگی میلیون‌ها نفر قابل مشاهده است. کارشناسان می‌گویند خشکسالی‌های پیاپی، برداشت بی‌رویه از منابع آب، تخریب پوشش گیاهی و تغییرات اقلیمی سرعت گسترش اراضی بیابانی را افزایش داده است. نتیجه این‌روند تنها ازدست‌رفتن زمین‌های حاصلخیز نیست. کاهش تولید کشاورزی، تشدید فقر، مهاجرت روستاییان و افزایش کانون‌های گردوغبار نیز از پیامدهای آن به‌شمار می‌رود. ۲۷خردادماه روز جهانی مقابله با بیابان‌زدایی است. در این رویداد باردیگر نگاه‌ها به‌یکی از مهم‌ترین بحران‌های خاموش ایران دوخته شده؛ بحرانی که اگر مهار نشود می‌تواند چهره جغرافیایی و اجتماعی کشور را بیش‌ازپیش دگرگون کند.

تغییر چهره سرزمین ایران

بیابان‌زایی یکی از جدی‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی ایران به‌شمار می‌رود؛ کشوری که بخش عمده‌ای از آن در اقلیم خشک و نیمه‌خشک قرار گرفته است. براساس آمارهای رسمی، حدود ۳۲تا۳۴‌میلیون‌هکتار از مساحت ایران را اراضی بیابانی تشکیل می‌دهد که معادل حدود ۲۰‌درصد مساحت کشور است. میلیون‌ها هکتار از این اراضی در زمره کانون‌های بحرانی فرسایش بادی قرار دارند و هرساله خسارات قابل‌توجهی به‌بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی وارد می‌کنند.کارشناسان هشدار می‌دهند که روند گسترش بیابان در کشور نگران‌کننده است. برخی برآوردها نشان می‌دهد روزانه حدود ۴۰هکتار از اراضی ایران درمعرض تخریب قرار گرفته و به‌بیابان تبدیل می‌شود. ایران از نظر وسعت مناطق بیابانی درمیان کشورهای جهان جایگاه بالایی دارد و سال‌هاست با پدیده‌هایی مانند فرسایش خاک، گردوغبار و کاهش پوشش گیاهی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

فرسایش خاک نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تشدید بیابان‌زایی وضعیت مطلوبی ندارد. براساس برخی گزارش‌ها میزان فرسایش خاک در ایران سالانه بین ۱۶تا۲۴تن در هکتار برآورد می‌شود؛ رقمی که چندین‌برابر میانگین جهانی است و نشان می‌دهد سرمایه‌های طبیعی کشور باسرعتی نگران‌کننده درحال ازدست‌رفتن هستند. درمقابل طی دهه‌های گذشته طرح‌های متعددی برای مهار بیابان‌زایی اجرا شده است. آمارها نشان می‌دهد عملیات بیابان‌زدایی درحدود ۵/‏۷‌میلیون‌هکتار از اراضی کشور انجام شده که شامل نهال‌کاری، بذرپاشی، مدیریت روان‌آب‌ها و تثبیت شن‌های روان بوده است. حدود یک‌میلیون‌و۴۰۰‌هزارهکتار جنگل دست‌کاشت در مناطق بیابانی کشور ایجاد شده که نقش مهمی در کنترل فرسایش بادی و حفاظت از سکونتگاه‌های انسانی دارد. با این حال بسیاری از متخصصان معتقدند سرعت گسترش بیابان همچنان از سرعت احیا و بازسازی اراضی بیشتر است.

تداوم خشکسالی، کاهش بارندگی، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، تغییرات اقلیمی و تخریب پوشش گیاهی باعث شده خطر بیابان‌زایی از یک مساله صرفا محیط‌زیستی فراتر رود و به‌تهدیدی برای امنیت غذایی، اشتغال، مهاجرت و توسعه پایدار کشور تبدیل شود. این آمارها نشان می‌دهد که روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی تنها یک مناسبت تقویمی نیست بلکه یادآور بحرانی بوده که آرام و بی‌صدا درحال تغییر چهره سرزمین ایران است.

ایران در محاصره بیابان

بیابان‌زایی در ایران تنها یک پدیده طبیعی ناشی از اقلیم خشک و کم‌بارش کشور نیست بلکه نتیجه همزمان فشارهای انسانی، تغییرات اقلیمی و الگوهای ناپایدار توسعه است. کارشناسان این پدیده را فرسایش تدریجی توان تولید سرزمین تعریف می‌کنند. روندی که در آن خاک حاصلخیز، پوشش گیاهی و منابع آب به‌تدریج کاهش یافته و جای خود را به‌زمین‌های کم‌بازده، شور، فرسوده و درنهایت بیابانی می‌دهند. ایران با قرارگرفتن در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان ذاتا درمعرض این خطر قرار دارد اما شواهد نشان می‌دهد سرعت تخریب منابع طبیعی در دهه‌های اخیر از توان بازسازی طبیعت پیشی گرفته است. در بعد جغرافیایی حدود ۲۰‌درصد از مساحت ایران را مناطق بیابانی تشکیل می‌دهد و بخش بزرگی از کشور نیز درمعرض خطر مستقیم بیابان‌زایی قرار دارد. این مناطق عمدتا در مرکز، شرق و جنوب شرق کشور متمرکز هستند؛ جایی که بارندگی پایین، تبخیر بالا و پوشش گیاهی ضعیف شرایط طبیعی شکننده‌ای ایجاد کرده است. درچنین‌مناطقی کوچک‌ترین فشار انسانی می‌تواند تعادل اکولوژیک را برهم بزند و روند بیابانی‌شدن را تسریع کند.

یکی از مهم‌ترین ابعاد بیابان‌زایی در ایران بحران آب است. بیش‌از ۸۰تا۹۰‌درصد منابع آب کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود درحالی‌که بهره‌وری این بخش پایین و الگوی کشت در بسیاری از مناطق با اقلیم خشک سازگار نیست. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی، حفر گسترده چاه‌های مجاز و غیرمجاز و کاهش بارش‌ها باعث شده بسیاری از دشت‌های ایران وارد وضعیت ممنوعه یا بحرانی شوند. در برخی مناطق افت سطح آب زیرزمینی به‌حدی رسیده که پدیده فرونشست زمین رخ داده؛ پدیده‌ای که طبق مطالعات علمی در بخش‌هایی از کشور سالانه به‌بیش از ۱۰سانتی‌متر نیز می‌رسد و عملا غیرقابل بازگشت است. این وضعیت تنها به‌کاهش آب ختم نمی‌شود بلکه پیامدهای مستقیم آن در شکل‌گیری بیابان‌ها قابل مشاهده است. خشک‌شدن تالاب‌ها، رودخانه‌ها و دریاچه‌ها مانند دریاچه ارومیه، کاهش رطوبت خاک و ازبین‌رفتن پوشش گیاهی زمینه را برای تبدیل زمین‌های حاصلخیز به‌کانون‌های گردوغبار فراهم کرده است. در سال‌های اخیر بسیاری از استان‌های کشور درگیر پدیده ریزگردها شدند. پدیده‌ای که بخشی از آن منشأ داخلی دارد و مستقیما با بیابان‌زایی و تخریب اکوسیستم مرتبط است.

از منظر خاک ایران یکی از کشورهایی بوده که با نرخ بالای فرسایش مواجه است. برآوردهای جهانی نشان می‌دهد میانگین فرسایش خاک در ایران چندین برابر میانگین جهانی است. این فرسایش ناشی از عوامل مختلفی مانند کاهش پوشش گیاهی، چرای بی‌رویه دام، کشاورزی ناپایدار و تغییر کاربری اراضی است. خاکی که طی ‌هزاران‌سال شکل گرفته در مدت کوتاهی از بین می‌رود و این یعنی ازدست‌رفتن یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی کشور. در بعد کشاورزی بیابان‌زایی به‌شکل مستقیم امنیت غذایی را تهدید می‌کند. کاهش حاصلخیزی خاک، کمبود آب و تغییر الگوهای اقلیمی باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی در بسیاری از مناطق شده است. در برخی استان‌ها زمین‌هایی که زمانی چندین محصول در سال تولید می‌کردند امروز یا رها شده یا به‌زمین‌های کم‌بازده تبدیل شدند. این روند علاوه بر کاهش تولید باعث افزایش هزینه‌های کشاورزی و کاهش درآمد روستاییان شده است.