قلمرو رفاه

کاهش بیکاری با روش «خروج از بازار کار»

نگاهی به گزارش مرکز آمار ایران درباره واقعیت‌های بازار کار ایران در سال ۱۴۰۴

09 تیر 1405 - 12:49 | جامعه

گزارش مرکز آمار از نیروی کار۱۴۰۴ از بازاری سخن می‌گوید که در سطح عدد بیکاری، ظاهری کنترل‌شده دارد اما در لایه‌های زیرین با چند شکاف جدی روبه‌رو است؛ زنان سهم کمتری از بازار کار گرفته‌اند، جوانان همچنان با نرخ‌های بالای بیکاری مواجهند، فارغ‌التحصیلان بخش بزرگی از بیکاران را تشکیل می‌دهند و ترکیب اشتغال نیز از صنعت به‌سمت خدمات حرکت کرده است. بنابراین مساله امروز بازار کار فقط تعداد بیکاران نیست بلکه کیفیت جذب نیروی کار، عمق مشارکت اقتصادی و توان اقتصاد برای ساخت شغل پایدار است. از این منظر، کاهش اندک نرخ بیکاری در سال۱۴۰۴ بیش از آنکه پایان یک نگرانی باشد، آغاز یک پرسش مهم است: آیا اقتصاد ایران واقعا شغل ساخته یا فقط بخشی از جویندگان کار را بیرون از میدان آمار جا گذاشته است؟ بخش‌هایی از گزارش مرکز آمار ایران درباره وضع اشتغال در سال گذشته را می‌خوانید. 

کاهش بیکاری با طعم خروج از بازار کار

در نخستین نگاه، عدد ۵/‏‏۷‌درصدی نرخ بیکاری می‌تواند امیدوارکننده به نظر برسد. این نرخ نسبت به سال ۱۴۰۳ حدود ۱/‏‏۰واحد‌درصد کاهش یافته و تعداد بیکاران نیز از حدود ۲‌میلیون و ۳۰‌هزار نفر به حدود ۲‌میلیون و ۱۵‌هزار نفر رسیده است یعنی تعداد بیکاران کشور در فاصله یک‌سال حدود ۱۴‌هزار و ۷۰۰نفر کاهش داشته است اما این کاهش زمانی معنای واقعی خود را پیدا می‌کند که کنار سایر شاخص‌های بازار کار قرار گیرد. در سال۱۴۰۴ جمعیت ۱۵ساله و بیشتر کشور به حدود ۶۶‌میلیون و ۱۴۸‌هزار نفر رسید؛ رقمی که نسبت‌به سال قبل بیش از ۸۱۰‌هزار نفر افزایش نشان می‌دهد. با وجود این، جمعیت فعال کشور تقریبا ثابت ماند و فقط حدود ۱۹‌هزار نفر افزایش یافت. در مقابل، جمعیت غیرفعال حدود ۷۹۱‌هزار نفر بیشتر شد.

این ترکیب آماری پیام روشنی دارد: بخش بزرگی از افزایش جمعیت در سن کار، وارد بازار کار نشده است. اگر فردی نه شاغل باشد و نه در جست‌وجوی کار، در آمار رسمی بیکار محسوب نمی‌شود بلکه در گروه جمعیت غیرفعال قرار می‌گیرد. از همین‌رو کاهش نرخ بیکاری همیشه به معنای افزایش رفاه یا رونق اشتغال نیست. در سال۱۴۰۴ نیز نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۱‌درصد به ۶/‏‏۴۰‌درصد کاهش یافته است. این یعنی سهم افرادی که در سن کار قرار دارند و در بازار کار حضور دارند، کمتر شده است. نسبت اشتغال نیز از ۹/‏‏۳۷‌درصد به ۵/‏‏۳۷‌درصد رسیده یعنی سهم شاغلان از کل جمعیت در سن کار کاهش یافته است. بنابراین بازار کار نه‌تنها نتوانسته همگام با افزایش جمعیت در سن کار گسترش یابد بلکه از نظر نسبی کوچک‌تر نیز شده است.

اقتصاد سالم معمولا باید بتواند با افزایش جمعیت در سن کار، جمعیت فعال و اشتغال را نیز افزایش دهد. اما در سال۱۴۰۴، تقریبا تمام افزایش جمعیت در سن کار به جمعیت غیرفعال منتقل شده است. به بیان دقیق‌تر، از ۸۱۰‌هزار نفر افزایش جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر، حدود ۷۹۱‌هزار نفر در گروه غیرفعال قرار گرفته‌اند و فقط حدود ۱۹‌هزار نفر به جمعیت فعال افزوده شده‌اند. این یعنی بازار کار نتوانسته نیروی بالقوه جدید را به‌شکل موثر جذب کند. کاهش نرخ بیکاری در چنین فضایی، بیش از آنکه نشانه خلق فرصت‌های شغلی گسترده باشد، می‌تواند نشانه کم‌رمقی تقاضا برای ورود به بازار کار یا کاهش امید به یافتن شغل باشد.

۸۱۰‌هزار نفر به سن کار رسیدند، فقط ۳۴‌هزارنفر شاغل شدند

شاید مهم‌ترین عدد گزارش مرکز آمار در سال ۱۴۰۴ نه نرخ بیکاری ۵/‏‏۷درصدی بلکه فاصله بسیار بزرگ میان رشد جمعیت در سن کار و رشد تعداد شاغلان باشد. در سال گذشته جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر کشور بیش از ۸۱۰‌هزار نفر افزایش یافت، اما تعداد شاغلان فقط ۳۴‌هزار نفر بیشتر شد. این نسبت به‌روشنی نشان می‌دهد اشتغالزایی اقتصاد ایران در سال۱۴۰۴ بسیار محدود بوده است. اگر این ارقام را ساده کنیم، به ازای هر ۱۰۰ نفر افزایش جمعیت در سن کار، تنها حدود ۴ نفر به شاغلان افزوده شده‌اند. این عدد برای ارزیابی کیفیت عملکرد بازار کار بسیار مهم‌تر از کاهش جزئی نرخ بیکاری است.

تعداد شاغلان کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۴‌میلیون و ۸۲۲‌هزار نفر گزارش شده است. این رقم در سال۱۴۰۳ حدود ۲۴‌میلیون و ۷۸۸‌هزار نفر بود. بنابراین اقتصاد ایران در یک‌سال فقط حدود ۳۴‌هزار شغل خالص ایجاد کرده است. در اقتصادی که هر سال صدها‌هزار نفر به جمعیت در سن کار آن اضافه می‌شود، چنین رشدی تقریبا به‌معنای توقف موتور اشتغالزایی است. این وضعیت زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم نسبت اشتغال نیز کاهش یافته است. نسبت اشتغال، سهم شاغلان از کل جمعیت در سن کار را نشان می‌دهد. کاهش این نسبت یعنی اقتصاد حتی نتوانسته سهم قبلی شاغلان را در میان جمعیت ۱۵ساله و بیشتر حفظ کند.

در چنین شرایطی تحلیل بازار کار باید از سطح نرخ بیکاری فراتر برود. اگر تنها به نرخ بیکاری نگاه شود، ممکن است چنین برداشت شود که شرایط بازار کار اندکی بهتر شده است اما ترکیب داده‌ها نشان می‌دهد اقتصاد ایران با یک مساله عمیق‌تر روبه‌رو است: جمعیت در سن کار افزایش می‌یابد اما بازار کار توان جذب آن را ندارد. این وضعیت می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد؛ از کاهش درآمد خانوار و افزایش وابستگی اقتصادی افراد غیرفعال به شاغلان گرفته تا تضعیف انگیزه ورود به بازار کار، مهاجرت نیروی انسانی، رشد اشتغال غیررسمی و فشار بر نظام حمایتی.