هزینه تأخیر در تغییر پارادایم کشاورزی
چگونه پسته کرمان از دست رفت؟
سیاستهای کشاورزی ایران، دههها بر پایه خودکفایی غذایی و گسترش کشت محصولات آببر مانند گندم و پسته استوار بود؛ سیاستی که با یارانههای آب و انرژی و حفر چاههای عمیق همراه شد. این پارادایم، بدون توجه به اقلیم خشک و نیمهخشک کشور، بهویژه در استانهای کویری، ادامه یافت و زمان طلایی برای تغییر به سمت کشاورزی پایدار، کارآمد و کمآببر از دست رفت.
نمونه بارز این تأخیر، استان کرمان است؛ استانی بدون رودخانه دائمی که بیش از هر جای دیگر به آبهای زیرزمینی وابسته است. کرمان بزرگترین تولیدکننده پسته ایران بود و رفسنجان قلب این صنعت به شمار میرفت. اما گسترش بیرویه باغهای پسته پس از انقلاب، همراه با برداشت بیحساب از سفرههای آب زیرزمینی، فاجعهای رقم زد.
امروز نرخ فرونشست زمین در دشتهای رفسنجان، انار، زرند و سیرجان به ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر در سال میرسد؛ یکی از بالاترین نرخها در کشور. این فرونشست، نهتنها جادهها، ساختمانها و قناتهای تاریخی را تخریب کرده، بلکه باعث شوری شدید آب و خاک شده است.
باغهای پسته که روزی سبز و پرثمر بودند، امروز در بسیاری نقاط خشکیدهاند یا با عملکرد بسیار پایین مواجهاند. تولید پسته کرمان که زمانی بیش از ۸۰ درصد تولید ملی را تأمین میکرد، بهشدت کاهش یافته و بسیاری از درختان در اثر کمبود آب و شوری از بین رفتهاند.
کشاورزان با چاههای عمیقتر و هزینههای بالاتر دستوپنجه نرم میکنند، اما آب شور و کمحجم دیگر پاسخگو نیست. نتیجه، مهاجرت گسترده روستاییان، بیکاری، کاهش درآمد صادراتی و آسیب به اقتصاد محلی است. این الگو در سایر مناطق کویری مانند یزد و بخشهایی از اصفهان نیز تکرار شده است.
تأخیر در تغییر پارادایم، از تمرکز بر افزایش تولید به مدیریت تقاضا، آبیاری مدرن، تغییر الگوی کشت و حفاظت از منابع، باعث شده امروز بسیاری از آبخوانها به نقطه بحرانی رسیده باشند. فرونشست زمین غیرقابل بازگشت است، شوری خاک گسترش یافته و ظرفیت کشاورزی در این مناطق رو به نابودی است. هر سال تأخیر بیشتر، هزینه احیا را چند برابر میکند و امنیت غذایی و معیشت میلیونها نفر را به خطر میاندازد. کرمان آینهای است که نشان میدهد ادامه سیاستهای کهنه، نهتنها منابع را هدر داده، بلکه آیندهای خشک و بیحاصل را برای بخشهای وسیعی از کشور رقم زده است. زمان تغییر، همین حالاست.