قلمرو رفاه

چرخه بی پایان گرانی

سیاست‌های حمایتی تکافوی هزینه‌های جاری زندگی را نمی‌دهد

02 تیر 1405 - 18:14 | جامعه

سبد خرید و سفره خانوار هر ماه کوچک‌تر و سبک‌تر می‌شود. در سوپرمارکت‌ها، بازارها و داروخانه‌ها، آنچه مردم بر زبان می‌آورند کوتاه اما پرمعناست «این درآمدها کفاف زندگی را نمی‌دهد». روزنامه جهان‌صنعت در گزارشی کوشیده نگاه دقیق‌تری به این بحران بیندازد و نشان دهد که سیاست‌های حمایتی دولت برای مقابله با این جریان کفاف نمی‌دهد. بخش‌هایی از این گزارش را می‌خوانید. 

نگاهی گذرا به قیمت کالاهای اساسی

با یک حساب ساده و سرانگشتی می‌توان دریافت که قیمت کالاهای اساسی تا چه اندازه از توان خرید خانوار فاصله گرفته و چه سهمی از درآمد ماهانه را به خود اختصاص می‌دهد.

این فهرست، یک سبد حداقلی و بدون ریخت‌وپاش از اقلام ضروری هر سفره ایرانی است: روغن مایع ۱.۸ کیلویی ۸۴۰ هزار تومان، پنیر سفید ۲۰۳ هزار تومان، ماست پرچرب ۲ کیلویی ۳۵۰ هزار تومان، قند ۵ کیلویی ۸۶۰ هزار تومان، تخم‌مرغ ۳۰ عددی ۳۶۰ هزار تومان، سینه مرغ بسته‌بندی ۲ کیلوگرمی ۱ میلیون و ۵۲۰ هزار تومان و گوشت گوساله ۲ کیلویی ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان. جمع این اقلام، بدون احتساب کالاهای دیگر، به حدود ۱۴ میلیون تومان می‌رسد. این در حالی است که حتی در همین فهرست حداقلی نیز اقلامی مانند برنج و گوشت در بسیاری از موارد حذف یا با جایگزین‌هایی مانند سویا و برنج خارجی جایگزین شده‌اند. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی تنها به معیشت محدود نمی‌ماند و مستقیما بر تغذیه خانوارها نیز اثر گذاشته است. موضوعی که می‌تواند سلامت بخش قابل توجهی از جامعه مخصوصا کودکان و سالمندان را تحت تاثیر قرار دهد.

ویتامین‌های گران

بدون تردید میوه تا چندی پیش یکی از اقلام ثابت و مهم سبد خرید خانوارهای ایرانی محسوب می‌شد اما افزایش بی‌وقفه قیمت‌ها، این محصول پرخاصیت را نیز کم‌کم از سفره بسیاری از خانوارها حذف کرده و به کالایی لوکس تبدیل کرده است. این فهرست هرچند کوتاه اما نشان‌دهنده سطح بالای قیمت‌ها در بازار میوه است: موز کیلویی ۳۵۴ هزار تومان، هندوانه ۶ کیلویی ۳۷۴ هزار تومان، توت‌فرنگی کیلویی ۵۸۰ هزار تومان، زردآلو کیلویی ۵۸۵ هزار تومان، گوجه‌سبز کیلویی ۹۰۲ هزار تومان، هلو کیلویی ۳۹۰ هزار تومان، آلبالو کیلویی ۴۶۰ هزار تومان و گیلاس کیلویی ۹۹۷ هزار تومان. جمع این اقلام به بیش از چهار میلیون تومان می‌رسد؛ در حالی که تا چند سال پیش، چنین سبدی بخشی از خرید معمول تابستانی بسیاری از خانوارها بود. اکنون اما همین اقلام برای بخش قابل توجهی از جامعه به کالایی دور از دسترس تبدیل شده‌اند. ویتامین‌هایی که طعم شیرین خود را به گرانی داده‌اند و هر روز فاصله آنها با سبد خانوار بیشتر و بیشتر می‌شود.

بهداشت و درمان در پیچ و خم گرانی

بی‌تردید درمان یکی از حیاتی‌ترین کالاها و خدمات در سبد هزینه خانوار است؛ از یک سرماخوردگی ساده تا خدمات دندانپزشکی و اقلام بهداشتی، همگی برای بخش قابل توجهی از شهروندان ضروری محسوب می‌شوند. با این حال، افزایش قیمت‌ها و تورم در سال‌های اخیر این حوزه را نیز تحت تاثیر قرار داده و فشار قابل توجهی بر سلامت عمومی وارد کرده است. مشاهدات میدانی «جهان‌صنعت» نشان می‌دهد قیمت بسیاری از اقلام بهداشتی و درمانی، به‌ویژه برای بیماران خاص و افراد دارای معلولیت، افزایش چشمگیری داشته است. برای نمونه، قیمت هر بسته پوشک بزرگسال ۲۰ عددی به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده و هزینه اقلامی مانند سوند و سایر تجهیزات بهداشتی در برخی موارد ماهانه بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان برآورد می‌شود. برای افراد دارای آسیب نخاعی، علاوه بر این هزینه‌ها، خدمات مراقبتی و پرستاری نیز ضرورت دارد. به‌طوری که هزینه یک پرستار ۲۴ ساعته ماهانه حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون تومان برآورد می‌شود.

این در حالی است که بسیاری از افراد دارای معلولیت یا بیماری‌های خاص، امکان اشتغال و درآمد پایدار و ثابتی ندارند و همین موضوع فشار مضاعفی بر خانواده‌های آنان وارد می‌کند. در کنار این موارد، گزارش‌ها از افزایش قابل توجه قیمت برخی داروهای وارداتی نیز حکایت دارد؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد رشد قیمت‌ها تا ۷ الی ۸ برابر نسبت به گذشته گزارش شده است. چنین افزایشی عملا دسترسی به دارو را برای بخشی از بیماران دشوار یا غیرممکن کرده است. بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص از جمله سرطان، ام‌اس، هموفیلی، تالاسمی و بیماران پیوندی، بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف تهیه دارو و درمان می‌کنند؛ در حالی که در صورت نبود پوشش بیمه‌ای موثر، ادامه روند درمان برای برخی از آنان با دشواری جدی مواجه می‌شود و حتی احتمال نیمه‌کاره ماندن درمان وجود دارد.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا یارانه، کالابرگ و حمایت‌های دولتی کفاف این هزینه‌های گزاف را می‌دهد؟

فاصله دولت با واقعیت زندگی مردم

با توجه به شرایط فعلی، دولت در سال‌های اخیر با اجرای سیاست‌هایی مانند کالابرگ، یارانه نقدی، مستمری ماهانه و پوشش بیمه‌ای تلاش کرده نقش مهمی در معیشت و سلامت مردم ایفا کند اما آنچه در عمل دیده می‌شود و آنچه قیمت‌ها نشان می‌دهد، از نگاه برخی کارشناسان این سیاست‌ها بیشتر یک اقدام طنز است تا حمایت‌های موثر. برای مثال کالابرگ یک میلیون تومانی دولت که از دی‌ماه سال گذشته اجرا شده، در عمل تنها می‌تواند هزینه یک عدد روغن ۱.۸ کیلویی را پوشش دهد آن هم در شرایطی که هزینه حداقلی یک ماه خانوار، بنا به برآوردهای میدانی، بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان است. با این حال، در روزهای اخیر دولت از افزایش احتمالی این رقم سخن گفته است اما این پرسش جدی مطرح است که آیا افزایش یک یا دو میلیونی کالابرگ می‌تواند در برابر این موج افزایش قیمت‌ها اثرگذار باشد یا خیر. به باور برخی کارشناسان اقتصادی سیاست‌های حمایتی دولت بدون کنترل تورم و مهار قیمت‌ها، عملا اثرگذاری خاصی ندارند و در بهترین حالت نقش مسکن را برای جامعه ایفا می‌کنند.

در حوزه دارو و درمان نیز، به گفته برخی تحلیلگران، سیاست‌گذاری‌های دولت ناکافی و مشکل‌ساز بوده است. پس از حذف ارز ترجیحی و جنگ اخیر، قیمت برخی داروها افزایش یافته و در برخی موارد کمبودهایی نیز گزارش شده است. در چنین شرایطی، نگرانی نسبت به وضعیت تامین دارو در میان بیماران بیش از گذشته احساس می‌شود. به‌گونه‌ای که هم افزایش قیمت و هم نگرانی از کمبود، به‌طور هم‌زمان در جامعه ایجاد شده است. گزارش‌های رسمی نیز از کمبود حدود ۱۰۰۰ قلم دارو در کشور حکایت دارد. برخی نمایندگان مجلس با اشاره به این وضعیت، بر ضرورت مدیریت مصرف دارو و جلوگیری از تجویزهای غیرضروری تاکید کرده‌اند. همچنین افزایش قیمت برخی داروهای حیاتی، به‌ویژه برای بیماران مبتلا به سرطان و بیماری‌های صعب‌العلاج به عنوان یک نگرانی جدی مطرح شده است چرا که توان مالی بسیاری از این بیماران برای تامین هزینه‌های جدید کافی نیست.

از سوی دیگر، وضعیت معیشتی بیماران ناتوان و مددجویان نیز با فشار جدی همراه است. بر اساس اعلام مسوولان سازمان بهزیستی کشور، مستمری مددجویان بسته به بعد خانوار بین حدود ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان تا ۶ میلیون و ۵۷۰ هزار تومان تعیین شده است در حالی که این ارقام در سال گذشته حدود ۵۰ درصد کمتر بوده‌اند. در چنین شرایطی این پرسش جدی مطرح است که خانواری با سبد خرید حدود ۱۴ میلیون تومان، اجاره‌بهای بیش از ۲۰ میلیون تومان و هزینه‌های سنگین دارو و درمان، چگونه باید با این سطح از به اصطلاح حمایت‌های دولتی زندگی خود را مدیریت کند. به گفته برخی افراد دارای معلولیت، حداقل درآمد لازم برای یک زندگی نسبی و عزتمندانه برای این گروه، بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان در ماه است؛ در حالی که بسیاری از آنان نه امکان اشتغال دارند و نه خانواده‌هایشان توان پوشش این هزینه‌ها را دارند.

در مجموع، آنچه دولت نام آن را حمایت گذاشته است، از نگاه برخی کارشناسان بیشتر به یک اقدام ناکافی شباهت دارد. به گفته آنان، صرف اجرای طرح‌هایی مانند کالابرگ یک یا دو میلیون تومانی و واریز ماهانه مبالغی در این حدود، نه‌تنها باری را از دوش مردم برنمی‌دارد بلکه در شرایط تورمی فعلی، اثر قابل توجهی نیز ندارد.

زندگی در چرخه فشار

آنچه از بررسی قیمت کالاهای خوراکی و هزینه‌های درمانی به دست آمد، تصویری از فشار فزاینده بر معیشت خانوارهاست. فاصله میان درآمد و هزینه‌ها و عدم همخوانی سیاست‌های حمایتی با قیمت‌های موجود، به‌تدریج سبد معیشت را در مرز فروپاشی و وضعیت قرمز قرار داده است. در این میان، حتی خبر مذاکرات و احتمال توافق نیز تاکنون نتوانسته بر روند قیمت‌ها تاثیر داشته باشد. در چنین شرایطی، روزگار بر مردم سخت می‌گذرد و عدم تغییر مثبت نیز بیش از پیش آنان را سرخورده و ناامید کرده است. رویاهای ایرانیان که قرار بود رنگ واقعیت به خود گیرند ، اکنون در فاصله‌ای دورتر از زندگی روزمره قرار گرفته‌اند. فاصله‌ای که هر روز شهروندان را از ادامه این زندگی ناتوان ساخته است.