قلمرو رفاه

بدهی پنهان کربن؛ صورت‌حسابی که آینده پرداخت می‌کند

پژوهش جدید نشریۀ نیچر نشان می‌دهد هر تن کربن منتشرشدۀ امروز، نه تنها خسارت فعلی، بلکه بدهی انباشته‌ای به ارزش ده برابر را بر اقتصاد آینده تحمیل می‌کند

30 خرداد 1405 - 09:45 | توسعه پایدار

تصور کنید چکی را امروز امضا می‌کنید، اما مبلغی که از حساب فرزندانتان کسر می‌شود، ده برابرِ رقمی است که شما نوشته‌اید. جهان امروز درگیر بزرگ‌ترین صورت‌حساب نسیه در تاریخ بشریت است. مقالۀ «کمی‌سازی ضرر و زیان اقلیمی همسو با هزینه اجتماعی کربن» در نشریۀ نیچر در مارس ۲۰۲۶، پرده از این حقیقت برمی‌دارد؛ هر تن کربنی که امروز سوزانده می‌شود، نه یک آلودگی ساده، بلکه بدهیِ انباشته‌ای است که بار مالی آن در دهه‌های آتی به شکلی تصاعدی منفجر خواهد شد. این پژوهش با عبور از تخمین‌های محافظه‌کارانه، نشان می‌دهد چگونه با هر پرواز و هر بشکه نفت، آیندهٔ اقتصادی سیاره پیش‌خور می‌شود.

این مقاله که توسط مارشال بورک و همکارانش نوشته شده است چارچوبی برای محاسبۀ خسارت‌های اقتصادی ناشی از تغییرات اقلیمی ارائه می‌دهد که امکان ردیابی و انتساب خسارت‌ها را به انتشارهای مشخص کربنی در مقیاس‌های مختلف فراهم می‌کند. یافتۀ محوری این مطالعه، واقعیتی تلخ را آشکار می‌سازد؛ خسارت‌های آینده که از انتشارهای گذشته ناشی می‌شوند، دست‌کم یک‌مرتبه (ده برابر) بزرگ‌تر از خسارت‌هایی است که تاکنون از همان میزان انتشار تجربه کرده‌ایم.

بخش نخست این پژوهش به بازتعریف مفهوم «ضرر و زیان» [1] می‌پردازد. نویسندگان پیشنهاد می‌کنند انتشار هر واحد گاز گلخانه‌ای را نباید صرفاً یک آلودگی ساده در نظر گرفت، بلکه باید آن را به مثابۀ ایجاد یک «دارایی باارزش منفی» یا به عبارت دقیق‌تر، یک «بدهی» نگریست. این بدهی، جریانی از خسارت‌های اقتصادی و غیراقتصادی را ایجاد می‌کند که بار آن نه بر دوش منتشرکننده، بلکه بر دوش افرادی می‌افتد که نقشی در ایجاد آن نداشته‌اند.

این چارچوب، خسارات را به سه دسته تفکیک می‌کند؛ اول، خسارت‌های تاریخی که از انتشارهای گذشته تا به امروز رخ داده‌اند؛ دوم، خسارت‌های آینده که به دلیل ماندگاری اثر کربنِ منتشرشده در گذشته، در دهه‌های آتی رخ خواهند داد و سوم، خسارت‌های ناشی از انتشارهای حال و آینده. این مدل‌سازی جدید به سیاست‌گذاران اجازه می‌دهد تا «هزینۀ اجتماعی کربن» را بادقت بسیار بالاتری محاسبه کرده و آن را به ابزارهای حقوقی برای جبران خسارت تبدیل کنند.

محققان برای دستیابی به این نتایج، از یک روش‌شناسی ترکیبی و پیچیده بهره گرفته‌اند. آن‌ها سیاهه‌های انتشار گازهای گلخانه‌ای را با مدل‌های پیشرفته دمایی ترکیب کرده‌اند تا تغییرات دمایی را در سطح ملی شبیه‌سازی کنند. سپس با استفاده از داده‌های اقتصادی بانک جهانی بین سال‌های ۱۹۶۱ تا ۲۰۱۹، رابطه‌ای آماری میان نوسانات دما و نرخ رشد اقتصادی کشورها برقرار کرده‌اند. تفاوت اساسی این مطالعه با پژوهش‌های پیشین در این است که تنها به اثرات هم‌زمان دما بر اقتصاد بسنده نکرده، بلکه تأثیرات ماندگار و با وقفه را نیز در محاسبات خود لحاظ کرده است.

فاکتورهای پرداخت‌نشده برای آیندگان

تخمین‌ها نشان می‌دهد یک تن کربن منتشر شده در سال ۱۹۹۰، تا سال ۲۰۲۰ حدود ۱۸۰ دلار خسارت به اقتصاد جهانی وارد کرده است. اما نکتۀ بحرانی اینجاست که همین مقدار انتشار، تا سال ۲۱۰۰ حدود ۱۸۴۰ دلار خسارت اضافی به بار خواهد آورد. این تفاوت ده برابری نشان‌دهندۀ یک شکاف بزرگ در نظام‌های جبران خسارت فعلی است.

هستهٔ اصلی این یافته بر مفهوم «ماندگاری اتمسفری کربن» استوار است. برخلاف آلاینده‌های زودگذر، دی‌اکسیدکربن همچون یک بدهی سمی عمل می‌کند که با گذشت زمان نه‌تنها مستهلک نمی‌شود، بلکه بر بارِ تخریبی آن افزوده می‌گردد. این شکاف ده برابری، حفره‌ای عمیق در نظام‌های جبران خسارت کنونی را آشکار می‌کند. اگر انتشار کربن را به حریقی در یک بنا تشبیه کنیم، خسارت ۱۸۰ دلاری صرفاً هزینهٔ بازسازی ظاهری دیوارهاست، اما خسارت ۱۸۴۰ دلاری نشان‌دهندهٔ تخریب پنهان در پی و فونداسیون ساختمان است که فروپاشی آن در دهه‌های آتی قطعی خواهد بود. نادیده‌گرفتن این تفاوت به معنای آن است که نظام‌های حقوقی ما تنها نوک کوه یخ را می‌بینند. سیستم اقتصادی کنونی با مصرف امروز، در حال صدور فاکتورهای کلانی است که بدون رضایت آیندگان، مستقیماً به‌حساب رفاه و امنیت آن‌ها منظور می‌شود.

پژوهشگران تأکید می‌کنند «نرخ تنزیل» (روشی برای ارزش‌گذاری پول در زمان‌های مختلف) تأثیر زیادی بر این اعداد دارد، اما حتی با نرخ‌های تنزیل بالاتر نیز، خسارت‌های آینده همواره چندین برابر خسارت‌های گذشته هستند. به‌عبارت‌دیگر اگر امروز تمام خسارت‌های تاریخی را تسویه کنیم، باز هم تنها کسر کوچکی از بدهی واقعی منتشرکنندگان کربن را پوشش داده‌ایم، زیرا بخش اصلی تخریب در دهه‌های آینده نمایان می‌شود.

یکی از مسائل پرداخته شده در این پژوهش، تخمین هزینۀ اجتماعی هر تن دی‌اکسیدکربن به میزان ۱۰۱۳ دلار است. برای درک بزرگی این عدد، کافی است بدانیم که دولت فدرال ایالات متحده پیش‌ازاین، هزینۀ هر تن کربن را تنها حدود ۵۱ دلار برآورد می‌کرد. این اختلاف فاحش ناشی از نگاه متفاوت به «نرخ تنزیل» و افق زمانی است.

در اقتصاد اقلیم، نرخ تنزیل تعیین می‌کند که ارزش زندگی و رفاه آیندگان در محاسبات امروز ما چقدر است. درحالی‌که نرخ‌های سنتی (مانند ۵ درصد) عملاً خسارات آیندۀ دور را بی‌اهمیت جلوه می‌دهند، این مطالعه باتکیه‌بر موضوع برابری بین‌نسلی، از نرخ‌های پایین‌تر استفاده کرده است. نویسندگان تأکید می‌کنند که اگر افق دید خود را از سال ۲۱۰۰ به سال ۲۳۰۰ گسترش دهیم، این هزینه باز هم به طور چشمگیری افزایش می‌یابد. این گزارش همچنین فرضیۀ «سازگاری خودکار» را رد می‌کند؛ شواهد تجربی نشان می‌دهد که اقتصاد جهانی برخلاف ادعاهای خوش‌بینانه، هنوز نتوانسته است حساسیت خود را نسبت به افزایش دما کاهش دهد.

جغرافیای نابرابری و توهم سازگاری

الگوی جغرافیایی خسارت‌ها نشان می‌دهد کشورهای واقع در عرض‌های جغرافیایی پایین و میانی (عمدتاً کشورهای درحال‌توسعه و گرمسیر) بیشترین آسیب را می‌بینند. نکته حائز اهمیت دیگر این است که افزایش دما، نه‌تنها سطح تولید، بلکه نرخ رشد اقتصادی را به طور پایدار تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. داده‌های ۶۰ سال گذشته ثابت می‌کند که برخلاف تصورات خوش‌بینانه، جوامع بشری هنوز نتوانسته‌اند به طور خودکار و گسترده با گرمایش زمین سازگار شوند؛ چرا که اثرات منفی دما تا حداقل ۱۵ سال پس از یک شوک اولیه، همچنان در ساختار رشد اقتصادی باقی می‌ماند و هیچ نشانه‌ای از بازگشت سریع به وضعیت قبل دیده نمی‌شود.

نظام‌های حقوقی و سیاسی کنونی جهان که بر مبنای جبران خسارت‌های «رخ‌داده» طراحی شده‌اند، برای مقابله با بحران اقلیمی ناکارآمد هستند. افق زمانی در محاسبات اقلیمی باید به‌شدت گسترش یابد. هرگونه تسویه مالی که خسارت‌های آینده را نادیده بگیرد، در واقع نادیده‌گرفتن بخش اعظم بدهی منتشرکنندگان است.

بهای سنگین یک پرواز اضافی

یافته‌ها نشان می‌دهد تنها یک پرواز طولانی‌مدت اضافی در سال طی دهه گذشته، جریانی از خسارت به راه انداخته که اگرچه در کوتاه‌مدت ۱۶۵ دلار برآورد می‌شود، اما تا سال ۲۱۰۰ بیش از ۲۵ هزار دلار هزینه به اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد. پژوهش بورک در سطح کلان‌تر، به سراغ چهره‌های مشهور و ابرشرکت‌ها می‌رود. پروازهای شخصی سلبریتی‌هایی همچون ایلان ماسک، جف بزوس و تیلور سوئیفت در سال ۲۰۲۲، هر کدام به‌تنهایی بیش از یک میلیون دلار خسارت برای دهه‌های آینده ایجاد کرده است.

در بخش شرکتی، اعداد به مرزهای غیرقابل‌تصوری می‌رسند. برای نمونه، انتشارهای شرکت سعودی آرامکو بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۵، منجر به ۳ تریلیون دلار خسارت تاریخی شده است. اما فاجعۀ اصلی در راه است؛ همین میزان انتشار، تا سال ۲۱۰۰ خسارتی بالغ بر ۶۴ تریلیون دلار (معادل ۸ سال درآمد کل این شرکت) ایجاد خواهد کرد. شرکت اکسون‌موبیل نیز با ۲۹ تریلیون دلار خسارت آتی، در رتبۀ بعدی متهمان شرکتی قرار دارد. این ارقام، مبنای حقوقی جدیدی را برای طرح دعاوی علیه شرکت‌های سوخت فسیلی فراهم می‌آورد.

زمانی که به سهم دولت‌ها می‌رسیم، شاهد این هستیم که ایالات متحده با ایجاد ۱۰.۲ تریلیون دلار خسارت تا سال ۲۰۲۰، بزرگ‌ترین منبع آلودگی جهانی بوده است. چین با ۸.۷ تریلیون دلار و اتحادیه اروپا با ۶.۴ تریلیون دلار در رتبه‌های بعدی قرار دارند. نکتۀ حقوقی اما اینجاست که اگرچه آمریکا خود نیز از انتشارهای جهانی آسیب می‌بیند، اما حجم خسارتی که به دیگران وارد کرده بسیار فراتر از آسیب‌هایی است که دیده است.

بن‌بست فناوری و ضرورت جبران مالی

آیا تکنولوژی‌های حذف کربن می‌توانند جایگزینی برای پرداخت خسارات مالی باشند؟ پاسخ پژوهشگران یک «نه» قاطع است. مشکل اصلی در اینجا، نبرد نابرابر با عنصر زمان است. 
یافته‌ها نشان می‌دهد حذف کربن یک درمان دیرهنگام است؛ اگر ما امروز کربنی را منتشر کنیم و ۲۵ سال بعد بخواهیم آن را با تکنولوژی از هوا جمع کنیم، نیمی از توانایی ما برای جلوگیری از فجایع آینده ازدست‌رفته است. در واقع، کربن در آن ۲۵ سالِ تأخیر، کار خودش را کرده و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به ساختار اقلیم زده است که دیگر با هیچ مکشی از اتمسفر باز نمی‌گردد. 
بنابراین، نباید فریب وعدهٔ فناوری‌های آینده را خورد. حذف کربن هرگز نمی‌تواند جای خالی جبران خسارت مالی را پر کند؛ چرا که این تکنولوژی‌ها نه‌تنها هنوز بسیار گران‌قیمت و محدود هستند، بلکه هرگز نمی‌توانند زمان ازدست‌رفته را به نفع آیندگان بازگردانند.

نویسندگان در جمع‌بندی نهایی اذعان می‌کنند تخمین‌های آن‌ها تنها محدود به «تولید ناخالص داخلی» (GDP) است. این یعنی خسارات عظیم در حوزه‌های سلامت، نابودی اکوسیستم‌ها، ازدست‌رفتن میراث‌فرهنگی و فجایعی نظیر بالا آمدن سطح دریاها در این ارقام لحاظ نشده است.

 [1] Loss and Damage