جامعهای در حالت تعلیق
از تعویق خرید تا فروشهای هیجانی؛ چهار الگوی رفتاری ایرانیان در مواجهه با توافق جدید
واکنش جامعه به توافق اخیر و پیامدهای آن، مثل هر رویداد کلان سیاسی و اقتصادی دیگر، یکدست نیست. جامعهٔ ایران بهواسطهی سالها تجربهٔ زیستن با تحریم، تورم و نوسانات ارزی، رفتاری محتاطانه نسبت به تجربیات مشابه قبل از خود نشان میدهد. کاهش شور و هیجان عمومی جامعه نسبت به اخبار سیاسی و دیپلماتیک، بهویژه در مقایسه با شوروشوق سالهای گذشته مانند برجام، پدیدهای قابلتحلیل است. این واکنش متفاوت را میتوان ناشی از چند فاکتور عمدهٔ روانشناختی، اقتصادی و ساختاری دانست که در ادامه موردبررسی قرار میگیرد.
ناامیدی از چرخههای مکرر بیم و امید
جامعهٔ ایران در طول یک دههٔ گذشته بارها با چرخهٔ «مذاکره، توافق، خوشبینی اولیه، بنبست و سپس بازگشت تحریمها یا تنشها» مواجه شده است. تجربهٔ خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ این ذهنیت را تقویت کرد که توافقهای روی کاغذ، لزوماً به معنای ثبات در بلندمدت نیستند. این شرایط نوعی دفاع روانی و بیحسی اجتماعی ایجاد کرده تا جامعه خود را در معرض ناامیدیهای بعدی قرار ندهد.
انتظار برای تأثیر توافق بر شاخصهای کلان
مردم آموختهاند بهجای واکنش به بیانیهها، یادداشتهای تفاهم یا دستدادنهای دیپلماتیک، نگاه خود را به شاخصهای ملموس زندگی روزمره معطوف کنند. به همین دلیل، تا زمانی که آثار یک توافق در قالب کاهش پایدار نرخ تورم، ثبات بازار ارز و بهبود قدرت خرید خود را نشان ندهد، اخبار سیاسی تنها در حد سرخطهای خبری باقی میمانند. مردم طی سالهای اخیر متوجه شدهاند بین هیاهوی رسانهای و اثر آن بر زندگی روزمره تفاوت قائل شوند.
تفاوت توافق جدید با نمونههای قبلی
توافق اخیر بهطورکلی ماهیت مدیریت بحران و خاتمهٔ جنگ دارد تا گشایشهای بزرگ اقتصادی. وقتی توافقی بیشتر برای جلوگیری از درگیری یا باز کردن مسیرهای بستهشده مثل وضعیت تنگه هرمز طراحی شده باشد، جامعه آن را به چشم یکنفس راحت یا دوری از جنگ میبیند، نه یک موتور محرک برای جهش اقتصادی و رفاه. به این دلیل واکنش عموم مردم به آن نسبت به توافقات مشابه، کمتر هیجانی و بیشتر عقلانی است.
عمیقشدن چالشهای ساختاری
بسیاری از تحلیلگران و حتی بخشهای مختلف مردم به این درک رسیدهاند که مشکلات اقتصادی کشور تنها منشأ خارجی ندارند. مسائل ساختاری مثل ناترازیهای انرژی، چالشهای سیستم بانکی و موانع تولید، مسائلی نیستند که فقط با یک امضا در ژنو یا اسلامآباد حل شوند؛ بنابراین، امید به تغییرات معجزهآسا نسبت به قبل کمرنگتر شده است.
واکنشها به توافق؛ از انتظار تا تردید
واکنش جامعه به توافق اخیر و پیامدهای آن، مثل هر رویداد کلان سیاسی و اقتصادی دیگر، یکدست نیست. جامعهٔ ایران بهواسطهی سالها تجربهٔ زیستن با تحریم، تورم و نوسانات ارزی، رفتاری محتاطانه نسبت به تجربیات مشابه قبل از خود نشان میدهد. بهطورکلی میتوان واکنشهای عموم مردم و فعالان اقتصادی را در چهار بخش تقسیمبندی کرد.
1- رویکرد احتیاط و انتظار: بخش بزرگی از جامعه، بهویژه متقاضیان واقعی و مصرفکنندگان بازارهایی مانند مسکن، خودرو و لوازمخانگی، استراتژی صبر و توقف خرید را انتخاب کردهاند. این گروه خرید خود را عقب انداختهاند؛ چون امیدوارند ریزش قیمتها در بازار خودرو و طلا به سایر کالاها نیز تسری پیدا کند. برخلاف گذشته که اخبار اولیۀ توافق باعث هجوم مردم برای خرید میشد، حالا جامعه به این درک رسیده که اثرگذاری واقعی گشایشهای سیاسی زمانبر است؛ بنابراین بدون هیجانزدگی، فعلاً نظارهگر کاهش قیمتها هستند.
2- رفتار متفاوت دارندگان داراییهای امن و نقدینگی: افرادی که دارایی یا سرمایه نقدی در بازار خودرو، دلار آزاد یا سکه داشتند، با اولین نشانههای ریزش دچار نوعی اضطراب شدند که منجر به دو رفتار کاملاً متفاوت شد. گروهی از نوسانگیران و سرمایهگذاران خرد، از ترس افت بیشتر ارزش داراییهای خود، فوراً شروع به فروش خودروهای ثبتنامی، دلار یا طلا کردند که خود این رفتار، شیب ریزش قیمتها در بازار را تندتر کرد. بخشی از سرمایهها هم به سمت بازارهایی کوچ کردند که به طور سنتی در زمان کاهش انتظارات تورمی رشد میکنند یا ثبات دارند؛ مانند بازار سرمایه که سیگنالهای کاهش ریسک سیاسی را مثبت ارزیابی میکند یا صندوقهای سرمایهگذاری با سود ثابت.
3- امیدواری آمیخته با بدبینی در بین حقوقبگیران: در میان قشر حقوقبگیر و کارگران، واکنشها بیشتر جنبهٔ معیشتی دارد. از یک سو، حس آرامش روانی ناشی از ثبات نسبی قیمتها و انتظار توقف موجهای تورمی پیدرپی دیده میشود. از سوی دیگر، نوعی بدبینی تاریخی وجود دارد. در گفتگوهای عمومی و شبکههای اجتماعی این گزاره مطرح میشود: «وقتی دلار بالا میرود، همه چیز گران میشود؛ اما وقتی دلار پایین میآید، قیمت کالاها در مغازهها پایین نمیآید!» این گروه معتقدند کاهش قیمتها تاکنون فقط در بازارهای لوکس و سرمایهای مثل خودروهای میلیاردی و طلا ملموس بوده و هنوز اثری روی سفره و هزینههای روزمره آنان نگذاشته است.
4- تردید تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی: تولیدکنندگان، صاحبان صنایع کوچک و فعالان اقتصادی نگاهی بسیار محتاطانهتر و حتی بدبینانه نسبت به توافق اخیر دارند. آنها میدانند که توافقنامهها روی کاغذ سریع امضا میشوند؛ اما فرایندهای اجرایی آن بسیار پیچیده است. این بخش نگران است که افت ناگهانی نرخ ارز بدون حلشدن ریشهای گرههای سیستم بانکی مانند سویفت و انتقال پول، موقتی باشد و بعدها صدمات سنگینتری به ساختار هزینه و فروش آنها وارد کند. به این جهت ترجیح میدهند تا زمانی که گشایشهای عملی در ترخیص کالا از گمرک و تأمین مواد اولیه رخ نداده، استراتژیهای مالی خود را تغییر ندهند.
واقعگرایی بهجای احساساتگرایی
جامعهٔ امروز ایران برخلاف دورههای گذشته دچار خوشبینی مفرط یا هیجانزدگی ناشی از انتشار خبر توافق بین ایران و آمریکا نشده است. واکنش مردم هوشمندانهتر شده و جامعه بهجای تمرکز بر اخبار و جزئیات تفاهمنامه، منتظر آثار و نتایج ملموس آن بر شاخصهای کلان اقتصاد ایران است. به نظر میرسد مردم از احساساتگرایی سیاسی به سمت یک واقعگرایی حرکت کردهاند؛ رویکردی که تا زمان دیدن نتایج عینی، ترجیح میدهد ناظر باقی بماند تا مشارکتکننده در شادیهای خیابانی.