قلمرو رفاه

بازار برای همه؛ نقش «کارافن» در کاهش شکاف جنسیتی و تقویت اقتصاد مشاغل خانگی

اتصال مشاغل خانگی به بازارهای سازمان‌یافته از طریق شبکه‌هایی مانند «کارافن»، می‌تواند ابزاری برای کاهش شکاف جنسیتی در دسترسی به بازار و ساختن اقتصادی قابل‌دوام برای تولیدکنندگان خرد خانگی باشد

23 خرداد 1405 - 12:50 | سیاست‌گذاری اجتماعی
پیام عابدی
پیام عابدی روزنامه نگار

در سطح جهانی، نزدیک به ۶۰ درصد اشتغال زنان در اقتصاد غیررسمی است و در کشورهای کم‌درآمد این نسبت از ۹۰ درصد هم فراتر می‌رود [2]. در همین حال، برآوردهای ILO (سازمانی جهانی کار) نشان می‌دهد در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۴۷ میلیون زن و ۱۱۳ میلیون مرد در خانه کار می‌کردند و زنان ۵۶ درصد کل خانه‌کاران جهان را تشکیل می‌دادند [3]. این اعداد فقط تصویر یک الگوی اشتغال نیستند؛ آنها هشدار می‌دهند که اشتغال خانگی، اگر به بازار استاندارد و شبکه فروش متصل نشود، در مرزی، میان فعالیت اقتصادی و درآمد ناپایدار باقی می‌ماند.

این همان گلوگاهی است که طرح «کارافن» وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌کوشد حل کند: اتصال تولیدکنندگان خانگی به فروشگاه زنجیره‌ای، سکوی آنلاین و شبکه‌های توزیع رسمی. در مدل‌های سنتی حمایت از مشاغل خانگی، تمرکز غالباً بر آموزش یا تسهیلات مالی است؛ اما تجربه‌های بین‌المللی و داده‌های داخلی نشان می‌دهد که بدون کانال فروش پایدار، این حمایت‌ها به افزایش شکنندگی می‌انجامند.

سازمانی جهانی کار تصریح کرده است که برای بهره‌مندی تولیدکنندگان خانگی از بازارهای نوظهور، آنان به قدرت چانه‌زنی بیشتر و دسترسی بهتر به بازار نیاز دارند [4]. کارافن دقیقاً در همین نقطه وارد می‌شود؛ نقطه‌ای که افزایش دسترسی، کاهش اصطکاک فروش، و تبدیل تولید پراکنده به عرضه قابل‌پیش‌بینی، شکل می‌گیرد.

کارافن به‌عنوان زیرساخت بازار در مشاغل خانگی

در چنین شرایطی، مسئلۀ سیاست‌گذاری دیگر افزایش تعداد مشاغل خانگی نیست، بلکه طراحی سازوکاری برای اتصال تولید خرد به بازار است. بخش بزرگی از تولیدات خانگی در ایران و بسیاری از کشورها با این تناقض مواجه‌اند که «تولید وجود دارد، مهارت وجود دارد، حتی تقاضای بالقوه نیز وجود دارد»، اما حلقۀ اتصال میان این سه عنصر ضعیف است.

نتیجه آنکه بسیاری از تولیدکنندگان خانگی در بازارهای کوچک محلی یا شبکه‌های غیررسمی فروش محدود می‌شوند و امکان رشد پایدار پیدا نمی‌کنند. در سطح جهانی هم این محدودیت قابل‌مشاهده است؛ زیرا برآوردهای ILO نشان می‌دهد ۹۰ درصد کارگران خانگی در سال ۲۰۱۹ غیررسمی بودند و OECD (سازمان توسعه و همکاری اقتصادی) نیز تأکید می‌کند که کارگران خانگی و کسب‌وکارهای کوچک غیررسمی می‌توانند در زنجیره‌های ارزش جهانی حضور داشته باشند.

برای این کار اما به سازوکارهای اتصال به بازار نیاز دارند [2] [3]. طرح کارافن دقیقاً در همین نقطه مداخله می‌کند؛ یعنی با ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای فیزیکی و سکوی فروش آنلاین، یک کانال توزیع قابل‌اعتماد برای تولیدکنندگان خرد ایجاد می‌کند. به بیان دیگر، کارافن فقط یک فروشگاه نیست، تلاشی برای ساختن زیرساختی است که عناصر اصلی یک مدل کسب‌وکار (مشتری و کانال فروش تا جریان درآمد) را برای مشاغل خانگی عملیاتی کند. همین پیوند است که ورود به بحث بیزینس مدل «کانواس» را ضروری می‌کند؛ چراکه کارافن در عمل می‌تواند همان حلقه‌ای باشد که برخی از اجزای کلیدی این مدل را برای تولیدکنندگان خانگی تکمیل می‌کند.

بیزینس مدل کانواس یک چارچوب ساده اما بسیار کارآمد برای فهم کسب‌وکار است. این مدل کمک می‌کند به‌جای نگاه تک عاملی، زنجیرۀ کامل ارزش را ببینیم: چه کسی مشتری است، چه ارزشی ارائه می‌شود، از چه کانالی فروخته می‌شود، درآمد از کجا می‌آید، چه منابعی و چه شرکایی لازم است، و ساختار هزینه چگونه شکل می‌گیرد. اهمیت این مدل برای مشاغل خانگی در این است که اغلب این کسب‌وکارها از «مهارت تولید» برخوردارند، اما در سه ضلع اصلی دچار ضعف‌اند: تعریف مشتری، کانال فروش، و جریان درآمد.

مقالۀ «اثربخشی اصلاح بیزینس مدل مشاغل خانگی در پایداری کسب‌وکار» که در نهمین کنفرانس ملی پژوهش‌های سازمان و مدیریت عرضه شد، همین نکته را به‌صورت تجربی تأیید می‌کند. در این مقاله که بر پایه بررسی ۷۸ شغل خانگی و انتخاب ۱۳ شغل برای مطالعه انجام شده، گروه «اصلاح‌شده» با بیزینس مدل کانواس در مقایسه با «گروه کنترل» عملکرد بهتری داشته است [1]. مهم‌ترین نتیجه این است که درآمد گروه اصلاح‌شده ۵۲.۵ درصد افزایش‌یافته است؛ درحالی‌که این رشد در گروه مقایسه ۲۰ درصد بوده [1]. این فاصله نشان می‌دهد که تفاوت اصلی فقط در «تلاش بیشتر» نیست، بلکه در «طراحی بهتر مدل کسب‌وکار» است.

از منظر سیاست‌گذاری اجتماعی، این یافته بسیار مهم است. بیزینس مدل کانواس در اینجا از یک ابزار آموزشی به یک ابزار مداخله تبدیل می‌شود. وقتی مدل کسب‌وکار اصلاح می‌شود، تولیدکننده خانگی بهتر می‌داند چه محصولی را برای چه مشتری‌ای، با چه کیفیتی، از چه کانالی و با چه سازوکار درآمدی عرضه کند. به همین دلیل، مقالۀ یاد شده، نشان داده است که اصلاح مدل نه فقط درآمد، بلکه پایداری کسب‌وکار، کاهش هزینه‌های عملیاتی، بهبود رضایت مشتری و کاهش استرس را نیز به دنبال داشته است [1]. حتی شاخص‌های تصمیم‌گیری و بازاریابی نیز به‌صورت عددی بهتر شده‌اند؛ به‌طوری‌که کارایی تصمیم‌گیری در گروه اصلاح‌شده ۴.۸ از ۵ و در گروه مقایسه ۳.۲ از ۵ بوده و اثربخشی بازاریابی به ترتیب ۴.۶ از ۵ در برابر ۳.۱ از ۵ ثبت شده است [1].

این اعداد یک معنا دارند: اگر کارافن بتواند بیزینس مدل تولیدکنندگان خانگی را به طور عملی در بازار واقعی اجرا کند، اثر آن فقط فروش بیشتر نخواهد بود، بلکه کیفیت تصمیم‌سازی، ثبات درآمد و بقا نیز تقویت می‌شود. به بیان دقیق‌تر، کارافن می‌تواند «کانواسِ زنده» مشاغل خانگی باشد؛ یعنی جایی که عناصر مدل کسب‌وکار نه روی کاغذ، بلکه در فروشگاه، در زنجیره تأمین و در داده‌های واقعی فروش فعال می‌شوند.

کارافن چه مسئله‌ای را حل می‌کند و چرا برای زنان مهم است؟

چالش اصلی مشاغل خانگی در ایران و بسیاری از کشورها، فقدانِ «بازارِ سازمان‌یافته» است. برآوردهای OECD نشان می‌دهد در برخی اقتصادها تقریباً نیمی از زنان کارآفرین فعال در بخش غیررسمی، کسب‌وکار خود را از خانه اداره می‌کنند [5]. این الگو البته به‌خودی‌خود منفی نیست؛ اما زمانی مسئله‌ساز می‌شود که فروش، استاندارد، بسته‌بندی و برند وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی، تولیدکننده خانگی در بهترین حالت به بازارهای خرد و غیر پایدار محلی متکی است و در بدترین حالت در حاشیه اقتصاد باقی می‌ماند.

اینجاست که کارافن به‌عنوان یک زیرساخت میانجی اهمیت پیدا می‌کند. افتتاح ۳۳ فروشگاه زنجیره‌ای در استان‌های مختلف و اتصال آن به سکوی آنلاین، از نظر سیاست عمومی به معنای ایجاد یک‌لایه واسط میان تولیدکننده خرد و بازار مصرف است. به نظر می‌رسد این لایۀ واسط سه کارکرد کمی و عملی دارد: اول اینکه هزینۀ جست‌وجوی مشتری را کاهش می‌دهد؛ دوم، به کالا اعتبار و ویترین می‌دهد؛ سوم، امکان مقیاس‌پذیری را بالا می‌برد. اگرچه هنوز تعداد بهره‌برداران رسمی شبکه در سطح چند هزار نفر گزارش شده، اما همین مقیاس اولیه نشان می‌دهد طرح از فاز آزمایشی عبور کرده و در حال ساخت یک شبکه عرضه است.

برای زنان، این مسئله اهمیتی دوچندان دارد. معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور تأکید کرده است که حدود ۹۰ درصد بهره‌برداران کارافن زنان هستند و سیاست‌گذاری باید متناسب با تفاوت‌های میان زنان خانه‌دار، سرپرست خانوار، دارای معلولیت، آسیب‌دیده اجتماعی و دختران جوان طراحی شود. این تمایز مهم است، زیرا توانمندسازی اقتصادی زنان زمانی پایدار می‌شود که فقط به آموزش مهارت محدود نباشد و به بازار، تأمین مالی، هویت محصول و اعتماد مصرف‌کننده نیز دسترسی داشته باشد. به‌عبارت‌دیگر، کارافن تنها یک شبکۀ فروش نیست؛ بلکه ابزاری برای کاهش شکاف جنسیتی در دسترسی به بازار به‌حساب می‌آید.

الزامات اجرایی و مسیر سیاستی پیش رو

باوجود ظرفیت‌های آشکار، کارافن بدون چالش نیست. نخستین چالش، استانداردسازی است. احمد می‌دری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درست بر این نکته تأکید کرده که بدون استانداردسازی، حضور در بازار بزرگ و صادرات ممکن نیست. این الزام برای مشاغل خانگی بسیار مهم است؛ چراکه تنوع کیفیت در تولید خرد می‌تواند اعتماد مشتری را دچار فرسودگی کند.

دومین چالش، برندسازی است. کالاهای خانگی اگر نشان هویت، منشأ و کیفیت نداشته باشند، در رقابت با محصولات صنعتی ضعیف می‌شوند. سومین چالش، هماهنگی نهادی است. طرحی مانند کارافن فقط زمانی پایدار می‌ماند که بانک‌ها، نهادهای مهارتی، بخش خصوصی و دستگاه‌های اجرایی در یک زنجیره مشترک عمل کنند؛ در غیر این صورت، همان‌طور که وزیر کار هم اشاره کرده، طرح‌های متعدد کشور به دلیل جزیره‌ای شدن دستگاه‌ها به نتیجه کامل نمی‌رسند.

از زاویۀ داده‌های مقاله اثربخشی اصلاح بیزینس مدل مشاغل خانگی در پایداری کسب‌وکار، این چالش‌ها دقیقاً همان نقاطی هستند که بیزینس مدل باید به آنها پاسخ دهد. اگر در گروه اصلاح‌شده، درآمد ۵۲.۵ درصد بالا رفته و بازاریابی و تصمیم‌گیری هم به طور محسوسی بهبودیافته است [1]، پس سیاست عمومی باید بر همان نقاط اهرمی متمرکز شود: تقویت کانال فروش، کاهش هزینه‌های مبادله، استانداردسازی محصول و پیونددادن تولیدکننده به داده‌های بازار.

در سطح کلان‌تر، باید به‌خاطر داشت که در جهان امروز، بیشتر زنان شاغل در اقتصاد غیررسمی حضور دارند [2] و خانه‌محوری در بسیاری کشورها بخشی از راهبرد بقاست [3] [5]؛ بنابراین، هدف سیاست اجتماعی نباید «خانه‌نشین ماندن» یا «رسمی‌سازی صوری» باشد، بلکه باید بر افزایش کیفیت اشتغال، پایداری درآمد و توان چانه‌زنی تولیدکننده تمرکز کند.

در این چارچوب، کارافن اگر به‌درستی توسعه یابد، می‌تواند یک مداخله اجتماعی-اقتصادی هدفمند باشد: از یک‌سو دسترسی زنان و سایر تولیدکنندگان خانگی به بازار را افزایش می‌دهد، و از سوی دیگر، از طریق کانواس و استانداردسازی، تولید را از حالت پراکنده و ناپایدار به یک الگوی پایدارتر تبدیل می‌کند. مسئله فقط فروش بیشتر نیست؛ مسئله ساختن «اقتصاد قابل‌دوام» برای مشاغل خانگی است.


منابع:

[1] امامی ابرقویی، سعید؛ قنبری، الهام. «اثربخشی اصلاح بیزینس مدل مشاغل خانگی در پایداری کسب و کار».

[2] UN Women, Facts and figures: Economic empowerment.

[3] ILO, Women and men in the informal economy: a statistical picture.

[4] ILO, Globalization and the informal economy.

[5] OECD, Policy Brief on Home-Based Businesses.