قلمرو رفاه

اقتصاد آب مجازی؛ ایران چگونه منابع حیاتی‌اش را می‌فروشد؟

تجارت محصولاتی نظیر هندوانه و فرآورده‌های دامی، منابع آب زیرزمینی چطور ایران را به سمت نابودی می‌کشاند؟

16 خرداد 1405 - 15:30 | توسعه پایدار

مسافر نامرئی تجارت جهانی

در دنیای تجارت عادت کرده‌ایم کالاها را بر اساس قیمت بازاری، کیفیت یا برند آن‌ها ارزیابی کنیم، اما حقیقتی پنهان در زنجیرۀ تولید هر محصول وجود دارد که تحت عنوان «آب مجازی» شناخته می‌شود. آب مجازی، در واقع کل مقدار آبی است که در تمامی مراحل تولید یک کالا، از لحظه کاشت بذر در زمین یا پرورش دام تا مراحل فراوری و بسته‌بندی، مصرف شده است. به عبارت ساده‌تر، وقتی ما یک کیلوگرم گوشت یا یک‌تکه لباس را می‌بینیم، در واقع شاهد تجسم فیزیکی هزاران لیتر آبی هستیم که برای رسیدن به آن محصول صرف شده است.

اهمیت درک این مفهوم زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم تجارت بین‌الملل کالاهای آب‌بر، در حقیقت به معنای انتقال حجم عظیمی از منابع آبی یک کشور به کشور دیگر است. این موضوع برای کشورهای دارای ذخایر آبی انبوه شاید یک استراتژی اقتصادی باشد، اما برای کشورهای در معرض تنش آبی مانند ایران، تندتر کردن شیب قهقرا در ورشکستگی آبی است. ابتدا نگاهی به مقیاس جهانی این پدیده خواهیم داشت و سپس به بررسی تخصصی بحران صادرات آب در ایران خواهیم پرداخت.

غول‌های تشنه؛ از گوشت گاو تا «فست‌فشن»

بر اساس مطالعات جامع شبکۀ ردپای آب، محصولات مختلف بر اساس میزان نیاز آبی‌شان در رده‌های متفاوتی قرار می‌گیرند. بیشترین سهم در انتقال آب مجازی جهانی متعلق به شش کالای اصلی است: گوشت گاو، سویا، گندم، برنج، پنبه، قهوه و کاکائو. درواقع صنایع غذایی و پوشاک، بیشترین فشار را بر منابع آب شیرین سیاره زمین وارد می‌کنند.

تولید هر کیلوگرم گوشت گاو به ۱۶,۰۰۰ لیتر آب نیاز دارد. برای درک این عدد، باید بدانیم که تولید گوشت قرمز به دلیل زنجیرۀ تولید طولانی، آب‌برترین بخش کشاورزی است؛ چرا که نه‌تنها خودِ دام در طول زندگی‌اش آب می‌نوشد، بلکه تولید حجم عظیمی از غلات و صیقل‌ها برای خوراک دام نیز نیازمند مقادیر بی‌شماری آب است.

در رده‌های بعدی، محصولاتی نظیر قهوه با ۱۸,۹۰۰ لیتر و شکلات با ۱۷,۰۰۰ لیتر برای هر کیلوگرم، رکوردهای تکان‌دهنده‌ای را ثبت کرده‌اند. در مقابل، محصولاتی مانند گندم (۱۳۰۰ تا ۱۸۰۰ لیتر)، ذرت (۹۰۰ لیتر) و سیب‌زمینی (۱۶۰ تا ۹۰۰ لیتر) مصرف آب کمتری دارند، اما به دلیل حجم بالای تولید جهانی، سهم زیادی در کل آب مجازی جهان دارند. همچنین محصولاتی مانند برنج با مصرف ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ لیتر، تخم‌مرغ با ۲۴۰۰ تا ۳۳۰۰ لیتر و شیر با ۱۰۰۰ لیتر در هر واحد، نشان می‌دهند که حتی محصولات پایه غذایی نیز هزینه‌های آبی سنگینی دارند.

بسیاری از مصرف‌کنندگان تصور می‌کنند که مصرف آب در صنعت لباس، مربوط به مراحل شستشو یا رنگرزی در کارخانه‌هاست. اما واقعیت این است که بخش اعظم آب مجازی صنعت پوشاک مربوط به مرحله کشت پنبه است. تولید هر کیلوگرم پنبه خام حدود ۱۰,۰۰۰ لیتر آب می‌طلبد. به همین دلیل است که تولید یک تیشرت نخی ساده حدود ۲,۷۰۰ لیتر و تولید یک شلوار جین حدود ۸,۰۰۰ لیتر آب مصرف می‌کند. این حجم از مصرف، مد سریع یا «فست فشن» و مصرف بی‌رویه پوشاک، فشار مستقیم و شدیدی بر منابع آبی کشورهای تولیدکننده پنبه وارد می‌کند.

اعداد بزرگ مانند ۱۶,۰۰۰ لیتر برای ذهن انسان سخت قابل‌درک است و معمولاً به‌عنوان آمارهایی انتزاعی پذیرفته می‌شوند. اما برای اینکه عمق فاجعه مصرف آب در تولید کالاها را درک کنیم، باید این مقادیر را با نیازهای حیاتی انسان و فعالیت‌های روزمره مقایسه کنیم.

اگر فرض کنیم یک فرد در سال به طور متوسط ۷,۳۰۰ لیتر آب برای نوشیدن نیاز دارد، می‌توانیم نتایج تکان‌دهنده‌ای را استخراج کنیم:

تولید یک کیلوگرم گوشت گاو معادل ۱۰ تا ۱۵ سال نیاز آبی یک انسان برای نوشیدن است.

تولید یک عدد تخم‌مرغ معادل ۲ تا ۳ هفته نیاز آبی یک انسان است.

تولید یک لیوان شیر (۲۵۰ میلی‌لیتر) معادل ۳ تا ۴ روز نیاز آبی یک انسان است.

یک عدد برگر گوشت گاو معادل یک تا دو ماه نیاز آبی یک انسان است.

تولید یک شلوار جین معادل ۲ تا ۳ سال نیاز آبی یک انسان است.

برای درک بهتر، می‌توانیم این مقادیر را با فعالیت‌های رایج مقایسه کنیم. تولید تنها یک کیلوگرم گوشت گاو برابر است با ۱۰۰ بار شستن کامل یک خودرو، یا ۱۸۵ بار پر کردن وان حمام، یا بیش از ۲۰۰ بار دوش‌گرفتن. همچنین تولید یک دستگاه خودرو به طور متوسط معادل ۵ تا ۷ سال نوشیدن آب توسط یک فرد است.

از فاجعۀ راهبردی تا تهدید سرزمینی

ایران باوجود قرارداشتن در مناطق خشک و نیمه‌خشک و مواجهه با تنش‌های آبی شدید، در دهه‌های اخیر الگوی صادراتی خود را به‌گونه‌ای تغییر داده است که عملاً در حال صادرات آب است. صادرات محصولات کشاورزی در کشورهای کم‌آب، در واقع یک تناقض استراتژیک است. ایران از اوایل دهه ۱۳۸۰ مسیر خطرناکی را آغاز کرد؛ افزایش برداشت از منابع آب زیرزمینی برای تبدیل‌شدن به یکی از صادرکنندگان بزرگ هندوانه و خیار در جهان. در سال ۱۴۰۴، آمارها نشان می‌دهد که بیش از ۳۰ درصد از تولید هندوانه کشور (حدود ۱.۲ میلیون تن) به خارج از کشور صادر شده است.

شاید در نگاه اول، این یک موفقیت تجاری و ارزآوری به نظر برسد، اما در نگاه استراتژیک، ما با فروش منابع آب کشور و به‌تبع آن فروش آینده این سرزمین روبروییم. صادرات محصولاتی مانند هندوانه، خیار و گوجه در کشوری که با خشکسالی می‌جنگد، به معنای فروش ارزان‌ترین منبع حیاتی کشور، یعنی آب در ازای مبلغی ناچیز است.

دشت‌هایی که به نام صادرات می‌میرند

یک مثال عینی و تکان‌دهنده، وضعیت دشت ورامین است. هر کیلوگرم هندوانه صادراتی از این دشت، معادل ۳۵۰ لیتر آب از سفره‌های زیرزمینی این منطقه را می‌مکد. نکته تلخ‌تر این است که تنها ۳۰ درصد از آب مصرفی در بخش کشاورزی ایران به بهره‌وری واقعی می‌رسد. یعنی ۷۰ درصد آب در اثر سیستم‌های آبیاری قدیمی و مدیریت غلط، پیش از آنکه به محصول تبدیل شود، هدر می‌رود. این یعنی ما نه‌تنها آب را به طور غیربهینه مصرف می‌کنیم، بلکه محصول حاصل از این هدررفت را نیز به کشورهای دیگر می‌فروشیم. هر قطره آبی که صرف تولید این محصولات شود، از سفره‌های زیرزمینی خارج شده و هرگز باز نمی‌گردد.

علاوه بر محصولات زراعی، بخش دامداری نیز سهم بزرگی در صادرات آب مجازی دارد. سالانه حدود ۴ تا ۵ میلیون تن از فرآورده‌های خام دامی ایران پس از فراوری به شکل لبنیات یا محصولات بسته‌بندی‌شده صادر می‌شود. باتوجه‌به اینکه تولید گوشت قرمز (به‌ویژه گاو) بیشترین میزان مصرف آب را در جهان دارد (۱۶,۰۰۰ لیتر برای هر کیلوگرم)، صادرات این محصولات به معنای انتقال میلیون‌ها مترمکعب آب از خاک ایران به کشورهای دیگر است. این موضوع در حالی است که دامداری به دلیل نیاز به آب آشامیدنی و آب برای تولید خوراک، یکی از فشارزاترین بخش‌های اقتصادی بر سفره‌های آبی ایران است.

کشاورزی و دامداری در سطح جهان ۷۰ درصد از کل آب شیرین را مصرف می‌کنند. اما در ایران، این مصرف باید با معیار «بقای سرزمینی» سنجیده شود. هر محصول صادراتی باید بر اساس «ردپای آب» ارزیابی شود، نه فقط قیمت فروش. همچنین جایگزینی محصولات آب‌بر با محصولات باارزش و کم‌آب (مانند زعفران و گیاهان صنعتی کم‌آب) ضرورتی انکارناپذیر است که البته باوجود این که همه نسبت به آن آگاه هستند، اما تحولی برای حرکت به سمت آن دیده نمی‌شود. هر قطره آبی که امروز در صادرات محصولات آب‌بر هدر می‌رود، در واقع از آینده نسل‌های بعدی این سرزمین کسر شده است.