قلمرو رفاه

جان کارگر فدای سرعت؛ ریشه‌های فرهنگی مرگ خاموش روی داربست‌ها

در کارگاه‌هایی که سرعت بر جان انسان‌ها ارجحیت دارد و احتیاط، نشانه ضعف و ترس شمرده می‌شود، سقوط یک فرد در واقع سقوط یک «سیستم» است

10 خرداد 1405 - 14:29 | سیاست‌گذاری اجتماعی
مژان داداش‌زاده
مژان داداش‌زاده کارشناس ارشد مهندسی ایمنی صنعتی

وقتی خبری از سقوط یک کارگر از ارتفاع می‌شنویم، اولین واکنش اکثر ما بی‌احتیاطی فردی است. می‌گوییم: «حواسش نبود، اشتباه کرد یا زیادی ریسک کرد.» اما حقیقت تلخ و پنهان در پشت این حوادث، در لایه‌های عمیق‌تری نهفته است. سقوط از ارتفاع در کارگاه‌های ساختمانی، بیش از آنکه یک خطای ساده انسانی باشد، نتیجۀ نوعی از فرهنگ کارگاهی است که در آن سرعت، جسارت و گاهی سهل‌انگاری، ارزشمندتر از جان انسان‌ها شمرده می‌شوند. برای کاهش این حوادث، باید تمرکز تحلیلمان را از روی فرد برداریم و بر ساختار و فرهنگ حاکم بر کارگاه متمرکز کنیم. "رهبری و مسئولیت‌پذیری" مستقیماً بر "فرهنگ ایمنی" تأثیرگذار خواهد بود. (1)

تلۀ مهارت و عادی‌سازی خطر

یکی از بزرگ‌ترین دشمنان ایمنی، تجربه است. تناقض عجیبی است، هرچه کارگر باسابقه‌تر می‌شود، ریسک‌پذیری‌اش بالاتر می‌رود. کارگرانی که سال‌ها در ارتفاع کار کرده‌اند و هزاران بار بدون کمربند ایمنی یا در شرایط ناایمن فعالیت کرده و سقوط نکرده‌اند، دچار نوعی) کوری ایمنی یا عادی‌سازی انحراف از الزام به رعایت ایمنی (می‌شوند. (3) آن‌ها خطر را نه به‌عنوان یک واقعیت فیزیکی، بلکه به‌عنوان یک احتمال دور می‌بینند.
این اعتمادبه‌نفس کاذب، حاصل تکرار موفقیت‌های ناایمن است. کارگر با خود می‌گوید: «من سال‌هاست این‌طور کار می‌کنم و هیچ اتفاقی نیفتاده، این بار هم نمی‌شود.» اینجاست که ابزارهای ایمنی از نجات‌بخش به مانع تبدیل می‌شوند. کارگر، کمربند ایمنی را ابزاری می‌بیند که فقط سرعت کارش را می‌گیرد و دست‌وپایش را می‌بندد، نه عاملی برای بازگشت سالم به خانه.

هژمونی خشونت؛ ایمنی به مثابه «ترس» و «ضعف»

فرهنگ رایج در اکثر کارگاه‌های ساختمانی را می‌توان فرهنگ (مردانۀ و خشن) نامید. در این محیط‌ها، احتیاط اغلب با ترس، سستی یا ضعف اشتباه گرفته می‌شود. اگر کارگری بخواهد به پروتکل‌های ایمنی پایبند باشد، ممکن است با متلک‌ها یا تمسخر همکارانش مواجه شود .
این فشار همکاران (مکانیسم‌های روانی فشار همکاران) به‌ویژه برای کارگران جوان‌تر که می‌خواهند خود را در گروه ثابت کنند، بسیار مخرب است. وقتی ایمن کارکردن به معنای کم‌سرعت بودن یا ترسو بودن تعبیر شود، کارگر ترجیح می‌دهد برای حفظ جایگاه اجتماعی‌اش در گروه، ایمنی را قربانی کند. ایمنی در چنین فضایی، نه یک ارزش، بلکه یک گزینهٔ دست‌وپاگیر است که مانع پذیرش در جمع نیروهای کار می‌شود (4)

تئوری‌های بی‌مصرف؛ فاصلۀ کلاس درس تا روی داربست

بسیاری از کلاس‌های آموزشی ایمنی، فرسنگ‌ها با واقعیت پرخطر کارگاه فاصله دارند. مدرسانی که خود طعم کار در ارتفاع یا گردوغبار کارگاه را نچشیده‌اند، به‌جای آموزش کسب توانایی تشخیص و کنترل خطر در شرایط مختلف (5)، با زبانی تئوریک و خشک از استانداردهای OSHA یا آیین‌نامه‌های دولتی سخن می‌گویند. کارگر درحالی‌که به ساعت خود نگاه می‌کند، منتظر پایان این اتلاف وقت است تا به کار واقعی بازگردد.
شکاف بین زبان‌آموزش و زبان کارگر، باعث می‌شود پیام‌های ایمنی هرگز به باور ذهنی کارگران تبدیل نشود. ایمنی نباید یک کتاب راهنما در قفسه باشد، ایمنی باید به زبان ساده، کاربردی و در همان لحظه و روی همان داربست، به کارگر منتقل شود. آموزش واقعی یعنی انتقال مهارت تشخیص لحظه‌ای خطر، نه صرفاً حفظ‌کردن قوانین آیین‌نامه‌ای و در نتیجه ایجاد شکاف میان انتقال اطلاعات، آموزش و کار عملی است. (5)

سرکارگر؛ قانون نانوشته‌ی کارگاه

در کارگاه، سرکارگر قانون است. کارگران به آنچه می‌شنوند توجه نمی‌کنند، بلکه به آنچه می‌بینند نگاه می‌کنند. اگر سرکارگر بدون کلاه ایمنی در کارگاه تردد کند یا برای جبران عقب‌افتادگی پروژه، به کارگر اجازه دهد بدون مهار ایمن در ارتفاع کار کند تمام شعارهای ایمنی روی بنرهای نصب شده در ورودی کارگاه، بی‌ارزش و بی‌اثر می‌شوند .
رفتار سرکارگر، هنجار را تعیین می‌کند. مدیریت ایمنی از بالا آغاز می‌شود. زمانی که سرکارگر با شجاعت تمام، پروژه را برای رفع یک نقص ایمنی ساده متوقف می‌کند، پیامی بسیار قوی‌تر از ده‌ها ساعت کلاس تئوری به کارگران ارسال می‌کند) رهبری مشهود (، (1). سرکارگر یا الگوی ایمنی است یا عادی‌کننده خطر. حد میانه‌ای در کار نیست.

کلاس‌هایی که بوی شبیه‌سازی سقوط برای حفظ زندگی

ما به رویکردهای نوینی نیاز داریم. استفاده از شبیه‌سازهای ایمنی که به کارگر اجازه می‌دهد سقوط را در محیطی مجازی تجربه کند (بدون آنکه آسیب ببیند)، می‌تواند دید واقع‌گرایانه‌ای به او بدهد. آموزش‌های میدانی باید مستمر باشند. یعنی رعایت ایمنی بخشی از روتین روزانه شود. در پایان هر روز، باید جلسات کوتاه آموزشی (Toolbox Meeting) برگزار شود تا خطرات احتمالی مراحل اجرایی در پروژۀ فردا بررسی گردد. این فرایند، یادگیری مداوم است، نه یک دوره آموزشی یک‌بارمصرف.

هیچ برجی ارزش یک جان را ندارد

ایمنی، شخصیت حرفه‌ای کارگر است. بزرگ‌ترین تغییر فرهنگی، تبدیل ایمنی از یک اجبار بیرونی به یک باور حرفه‌ای درونی است. کارگر باید به ابزار ایمنی‌اش به همان اندازه افتخار کند که به تراز بودن دیوار یا کیفیت جوش ستون‌هایش.

ایمنی باید به‌عنوان "کفایت حرفه‌ای" شناخته شود. (3) استادکار واقعی کسی است که کارش را سریع، باکیفیت و ایمن به پایان برساند. برای رسیدن به این نقطه، کارفرما و پیمانکار باید از نگاه هزینه‌ای به ایمنی دست بردارند. ایمنی نه یک خرج اضافه، بلکه سرمایه‌گذاری بلندمدت است. کاهش هزینه‌های جانی، غرامت‌ها و توقف‌های ناشی از حادثه) هزینه‌های غیرمستقیم حادثه (، به‌مراتب بیشتر از خرید بهترین تجهیزات ایمنی است. (2)

سقوط یک انسان از ارتفاع، فقط یک حادثه فیزیکی نیست، سقوط سیستمی است که نتوانسته جان انسان را به‌عنوان مقدس‌ترین دارایی در اولویت قرار دهد. تا زمانی که در فرهنگ کارگاه‌های ما، سرعت بر سلامت برتری داشته باشد، تا زمانی که کارگر محتاط تحقیر شود و سرکارگر به دلیل نادیده‌گرفتن ایمنی، تشویق (مجبور) به تداوم کار شود، حوادث همچنان تکرار خواهند شد.
جان کارگر، خیرات نیست که کارفرما هر زمان خواست نثارش کند. ایمنی حق مسلم هر انسانی است که برای معاش خود تلاش می‌کند. تغییر فرهنگ کارگاه، نیازمند یک تلاش عمومی است. از کارگر تا کارفرما، همه باید بپذیرند که هیچ ساختمانی، هیچ برجی و هیچ پروژه‌ای، ارزش آن را ندارد که حتی یک انسان، از ارتفاعی سقوط کند و به خانه بازنگردد. ایمنی باید به بخشی از هویت کارگاه تبدیل شود، نه یک پیوست اجباری در پایان دستورالعمل‌ها.


منابع: 


[1] NIOSH (2026). Leadership and Accountability in Construction Safety Managem

[2] Journal of Safety Research (2025). Economic and Cultural Drivers of Fall Protection Compliance

 [3] International Journal of Occupational Safety (2025). Risk Perception and the Normalization of Deviation in High-Altitude Construction

[4] Journal of Occupational Health and Psychology (2026). Masculine Identity and Peer Pressure: Barriers to Safety Compliance

 [5] Construction Management and Economics (2024). Innovative Training Methods: Shifting from Compliance-based to Skill-based Safety Education.