میان خشکی و سیلاب: مانیفستی برای نجات کشاورزی
بررسی گزارش جدید سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی برای مقابله با بحران خاموش آبخوانها، مهار سیلابهای فصلی و لزوم توقف حمایت از کشت محصولات آببر در مناطق خشک
قلمرو رفاه| گزارش ویژهٔ سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی (OECD) با عنوان «کاهش اثرات خشکسالی و سیل در کشاورزی: درسها و رویکردهای سیاستگذاری» به بررسی چگونگی مدیریت ریسکهای فزایندهٔ جوّی در بخش کشاورزی میپردازد. باتوجهبه اینکه ایران نیز در یکی از خشکترین مناطق جهان قرار دارد و همزمان با پدیدههایی نظیر خشکسالیهای طولانیمدت، فرونشست زمین به دلیل برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی و سیلابهای ویرانگر فصلی دستوپنجه نرم میکند، راهحلهای این گزارش تطابق بالایی با نیازهای سیاستگذاری در ایران دارد. در ادامه، خلاصهای تفصیلی از این گزارش را با تأکید بر بخشهایی که بیشترین کاربرد را برای بحران آب و کشاورزی ایران دارند، خواهید خواند.
تغییر پارادایم: از مدیریت بحران به مدیریت ریسک
یکی از محوریترین پیامهای این گزارش، ضرورت عبور از رویکرد انفعالی و واکنش پس از وقوع فاجعه، به رویکرد پیشگیرانه شامل مدیریت ریسک و ایجاد تابآوری است. عموماً دولتها پس از وقوع خشکسالی یا سیل، بودجههای کلانی را صرف جبران خسارت کشاورزان میکنند. این رویکرد نهتنها بار مالی سنگینی دارد، بلکه به کشاورزان پیام اشتباهی میدهد تا بدون درنظرگرفتن ریسکهای اقلیمی، به کشت محصولات آببر ادامه دهند و مخاطراتی ایجاد کنند. در رویکرد جایگزین، دولتها باید بودجههای امدادی را به سمت سرمایهگذاری در زیرساختهای پیشگیری، سیستمهای هشدار زودهنگام و تحقیقوتوسعه برای اقلام مقاوم به خشکی هدایت کنند. کشاورزان باید مسئولیت بخش قابلتوجهی از ریسکهای عادی و متوسط را بپذیرند و حمایتهای دولتی تنها به فجایع بسیار بزرگ محدود شود.
اصلاح نظام تخصیص آب و حقوق مالکیت
برای کشوری مانند ایران که با ناترازی شدید آب مواجه است، بخش تخصیص آب در این گزارش حیاتی است. در زمینهٔ حقوق آب انعطافپذیر، گزارش تأکید میکند که سیستمهای سنتی تخصیص آب در دوران تغییرات اقلیمی ناکارآمد هستند. حقوق برداشت آب نباید مطلق باشد، بلکه باید بهصورت درصدی از آبِ موجود در حوضهٔ آبریز (که سالانه متغیر است) تعریف شود. در خصوص بازارهای آب و قیمتگذاری، تخصیص دستوری آب معمولاً به ناکارآمدی منجر میشود. قیمت آب باید بازتابدهندهٔ ارزش واقعی و کمبود آن باشد. اگرچه ایجاد بازار آب پیچیده است، اما قیمتگذاری پلکانی و جریمهٔ اضافهپرداخت میتواند کشاورزان را به سمت بهرهوری بیشتر سوق دهد. در ایران، یارانههای پنهان انرژی و آب باعث شده تا پمپاژ آب مقرونبهصرفه بماند؛ ولی این چرخه باید اصلاح شود.
حکمرانی آبهای زیرزمینی؛ بحران خاموش
یکی از مهمترین بخشهای گزارش برای ایران، مدیریت آبهای زیرزمینی است، زیرا افت تراز آبخوانها و فرونشست زمین یک بحران ملی محسوب میشود. در گام نخست برای پایش و اندازهگیری، نصب کنتورهای هوشمند و اندازهگیری دقیق میزان برداشت ضروری است. همچنین اعمال محدودیتهای سختگیرانه نیاز است و باید سقف برداشتِ پایدار برای هر آبخوان تعیین شود و نهادهای محلی بر اجرای آن نظارت کنند. در زمینهٔ تغییر الگوی کشت بهجای توسعهٔ تأمین، گزارش هشدار میدهد که تکیهٔ صرف بر فناوریهای مدرن آبیاری بدون محدودکردن سقف برداشت قانونی خطرناک است، زیرا کشاورزان آبِ صرفهجویی شده را صرف توسعهٔ زمینهای زیر کشت میکنند؛ بنابراین، تمرکز باید بر کاهش مصرف خالص در سطح حوضهٔ آبریز باشد.
راهکارهای مقابله با سیلاب در کشاورزی
ایران در کنار خشکسالی، به دلیل تخریب مراتع و جنگلها، با خطر سیلابهای ویرانگر نیز مواجه است. استفاده از راهحلهای مبتنی بر طبیعت بهجای تکیهٔ صرف بر سدسازی و دیوارههای بتنی بسیار مهم است و باید از خودِ اراضی کشاورزی و تالابها برای مهار سیلاب استفاده کرد. حفظ پوشش گیاهی بالادست و اجرای طرحهای آبخیزداری، علاوه بر جلوگیری از سیل، به تغذیهٔ آبخوانها نیز کمک میکند. علاوه بر این، از طریق منطقهبندی ریسک، اراضی کشاورزیای که در مسیلها و حریم رودخانهها قرار دارند باید شناسایی شوند و با ارائهٔ مشوقهایی کاربری آنها تغییر کند تا از خسارات مکرر جلوگیری شود.
نقش اطلاعات، فناوری و نوآوری
در بخش سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه، تولید دادههای دقیق هواشناسی، رطوبت خاک و وضعیت آبخوانها و در دسترس قراردادن آنها برای کشاورزان، کلید تصمیمگیری درست است. همچنین برای ترویج کشاورزی حفاظتی، سیاستگذاران باید کشاورزان را به سمت روشهایی نظیر شخم حداقلی، حفظ بقایای گیاهی روی خاک و تناوب زراعی تشویق کنند. این روشها تبخیر را کاهش داده و ظرفیت نگهداری آب در خاک را بهشدت بالا میبرند و این موضوع برای مناطق خشک ایران بسیار کارآمد است.
بیمهٔ کشاورزی و شبکههای حمایت اجتماعی
برای بازطراحی بیمهٔ کشاورزی، گزارش نشان میدهد که یارانههای سنگین دولتی به صندوقهای بیمه باعث میشود کشاورزان در مناطق پرخطر همچنان به کشت ادامه دهند. بیمه باید بر اساس شاخصهای آبوهوایی باشد تا هم ارزیابی خسارت سریعتر شود و هم احتمال فساد و خطای انسانی کاهش یابد. از سوی دیگر، حمایت رفاهی بهجای حمایت قیمتی توصیه میشود. دولتها بهجای تضمین خرید محصولات آببر، باید از معیشت خانوار کشاورز حمایت مستقیم کنند که این حمایتها میتواند مشروط به رعایت استانداردهای زیستمحیطی و شرکت در دورههای آموزشی تغییر شغل یا تغییر الگوی کشت باشد.
هماهنگی نهادی و انسجام سیاستی
گزارش نشان میدهد که بزرگترین مانع در مسیر تابآوری تناقض در سیاستهای دولتی است. برای رفع سیاستهای متناقض، باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها از جمله ایران، از یک سو نهادهای متولی آب تلاش میکنند مصرف را کاهش دهند و از سوی دیگر نهادهای متولی کشاورزی برای افزایش تولید، یارانهٔ بذر و کود و انرژی میدهند. این عدم انسجام باید از طریق یک نهاد بالادستی مقتدر مدیریت شود، چرا که سیاستهای امنیت غذایی نباید به قیمت نابودی امنیت آبی تمام شود.
سخن آخر
گزارش بهوضوح نشان میدهد که تداوم وضعیت فعلی در کشاورزی برای کشورهایی که در معرض تغییرات اقلیمی شدید هستند، غیرممکن است. برای ایران، این موضوع به معنای لزوم انجام جراحیهای عمیق در اقتصاد کشاورزی است. این اصلاحات شامل حذف یارانههای انرژی برای پمپاژ آب چاهها و هدایت آن منابع به سمت حمایتهای نقدی و ارتقای فناوری، پایاندادن به سیاستهای تشویقی برای کشت محصولات آببر در مناطق خشک و گذار به سمت امنیت غذایی مبتنی بر تجارت مجازی آب، توقف توسعهٔ افقی اراضی کشاورزی و تمرکز بر افزایش بهرهوری اقتصادی بهازای هر قطره آب (US/m^3) و در نهایت توانمندسازی نهادهای محلی برای مدیریت مشارکتی آبخوانها و اعمال سقف برداشت سختگیرانه است. مدیریت خشکسالی و سیل در قرن جدید نیازمند مهندسی نهادها، اقتصاد و رفتار انسانهاست و تطبیق سریع با این پارادایم جهانی تنها راه نجات منابع پایه است.