سلامت عمومی قربانی پنهان قطع اینترنت
قطعی اینترنت با روحوروان جامعه چه میکند؟
بعد از جنگ و بحرانهای یکسال اخیر، تنها بررسی خسارات اقتصادی و ملموس در اولویت قرار گرفت و کمتر به آثار ناملموس روی سلامت و بار بیماریها پرداخته شد. تخمین آسیبهای ایجادشده روی سلامت عمومی جامعه از اهمیت زیادی برخوردار است، اما چون ملموس و عیان نیست و آثار آن بهتدریج مشخص خواهد شد، در اولویت تصمیمگیری دستگاه حکمرانی برای پیشگیری قرار ندارد.
دولتها و ساختار سیاسی کشورمان، سلامت را بهمعنای گسترش و تقویت ساختارهای درمانی میدانند و نگاه سلامتمحور و پیشگیرانه نسبت به آثار سوء پدیدههای اجتماعی و بحرانها روی سلامت عمومی ندارند و این مهم در سالهای اخیر بهعلت سیاستهای غلط مدیریتی مبتنیبر تعارض منافع تا سطح تنها درمان و بیمارستانسازی سیاسی تقلیل یافته است. در پاندمی کرونا هم که در ایران جان حداقل ۳۵۰هزار نفر را گرفت، بهعلت تأخیر در واردات واکسن و پنهانکاری، کسی سرزنش نشد و مورد بازخواست قرار نگرفت؛ چون سلامت عمومی در بحرانها اولویت دستگاه حکمرانی نبوده و نیست.
سازمان جهانی سلامت، که بهاشتباه در ایران سازمان جهانی بهداشت معرفی میشود، سلامت را رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی شهروندان میداند و نهفقط نداشتن بیماری یا معلولیت. در کشورهای برتر از نظر شادی و سلامتی، تمامی طرحها و برنامههای دولتی، سرفصل ومؤلفههای سلامت را بههمراه دارند؛ زیرا هدف نهایی یک ساختار سیاسی مبتنیبر جامعهمحوری، خوشبختی و رفاه شهروندان است که بدون جامعۀ سالم این خوشبختی حاصل نمیشود.
سازمان جهانی سلامت برای محاسبۀ سلامت جسمی وروانی یک جامعه از ابزارهای DALY و QALY استفاده میکند. شاخص کالی کیفیت عمر را بررسی میکند که به مؤلفههای متعددی مانند پوشش بیمه، نظام درمانی، برنامههای پیشگیری، توزیع عدالت، حقوق شهروندی، امنیت غذایی، خط فقر، شاخص فلاکت، محیطزیست سالم و چند عامل محیطی دیگر وابسته است. شاخص دالی معادل یکسال ازدسترفته از عمر سالم است که نسبت مستقیمی با باربیماریها در یک جامعه دارد و از مجموع سالهای ازدسترفته عمر براثر مرگ وناتوانی به دست میآید.
در طبقهبندی سازمان جهانی سلامت، یکی از ابعاد ناتوانی، آسیب به سلامت روان است که میتواند باعث گسترش بار بیماریهایی مانند دیابت، فشارخون، قلبیعروقی، سکتههایمغزی و افزایش کلسترول، چاقی، فرسودگی جسمی، کوتاهشدن تلومرها و تسریع روند پیری زودهنگام درکنار افزایش سن بیولوژیک و درنهایت کاهش کیفیت زندگی شود.
یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار روی سلامت روان جامعه و افراد، استرسهای مزمن و مداوم است. در پژوهشی که در سال ۲۰۱۸ و در دپارتمان نورولوژی بیمارستان بیجینگ انجام شد، استرسهای مزمن قاتلی مهمتر از چربی برای بیماریهای قلبی عروقی معرفی شدند. در پژوهشی دیگر، مشخص شد استرس روزمره باعث نوعی از دیابت میشود و میتواند بهصورت موقت فشارخون را افزایش دهد و همه این بیماریها درنهایت کالی را کاهش میدهند.
محاسبۀ اثر استرسهای مداوم ناشی از قطع اینترنت و ازدسترفتن مشاغل مجازی که گفته میشود حدود ۱۰ میلیون شهروند از این طریق کاسبی و منبع امرارمعاش خود را از دست دادهاند و قطع ارتباط عاطفی میلیونها شهروند در داخل و خارج و حصر عمومی دیجیتال ایجادشده و حتی اخباری مانند طبقاتی شدن اینترنت، روی سلامت روان کار دشواری است.
ابزار محاسبهای دراین زمینه نداریم، اما این مهم در یکسال اخیر به تولید خشم گسترده و کاهش تابآوری منجر شده است و در درازمدت هم روی GBD کشور تأثیر دارد. بهنظر میرسد سلامت عمومی شهروندان در تصمیمگیریهای سیاسی، امنیتی جایگاهی ندارد و حوادث چندساله اخیر تأیید میکند هیچ برنامه مشخصی برای سلامت شهروندان در بلایا و پیشگیری از عوارض بحرانهای مشابه وجود ندارد. این بیبرنامگی آشکار از سویی نرخ امید به آینده را کاهش داده و باعث بیانگیزگی نیروی کار و درنتیجه مهاجرت سرمایههای اجتماعی و انسانی متنوع شده و از طرفی آسیبهای اجتماعی و کاهش امید به زندگی را افزایش داده است.
گویی بهجای تصمیم عقلانی دربارۀ وصل اینترنت که در عصر کنونی یک حق شهروندی و یک زیرساخت توسعۀ سلامت در دنیا محسوب میشود، تولید خشم و آسیب به سلامت عمومی جامعه در دستورکار قرار دارد. اصولاً هرگونه برخورد سلبی با پدیدههای اجتماعی جز ایجاد بحران جدید و کاهش کیفیت زندگی و تضعیف سلامت جامعه دستاوردی ندارد. مهمترین کارکرد یک حکومت، ایجاد زندگی سالم برای شهروندان است؛ نه تولید خشم، ناامیدی و افزایش باربیماریها و حذف سرفصلهای سلامت از تصمیمگیریها. لذا ضرورت دارد تصمیمسازی در همۀ بخشها بهویژه ارتباطات و اینترنت، مبتنیبر رویکرد سلامتمحور باشد و بیش ازاین سلامت جامعه با تصمیمهای غیرعلمی درگیر نشود.