جنگ علیۀ اقلیم
چگونه سایۀ درگیریهای خاورمیانه بر اهداف زیستمحیطی سنگینی میکند؟
فعالیتهای نظامی، از تولید تسلیحات تا انجام عملیاتهای میدانی، یکی از پیشرانهای اصلی انتشار گازهای گلخانهای محسوب میشود. یافتههای پژوهشی با عنوان «تخمین انتشارات گازهای گلخانهای نظامی در سطح جهان» که در نوامبر ۲۰۲۲ توسط دو نهاد معتبر «دانشمندان برای مسئولیت جهانی» (SGR) و «رصدخانه درگیری و محیطزیست» (CEOBS) منتشر شده، به بررسی دقیق رابطۀ میان نظامیگری و بحران اقلیمی میپردازد. این پژوهش بر پایۀ دادههای آماری سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹، تصویری از «ردپای کربنی نظامی» ارائه میدهد. بااینحال باید در نظر داشت که در حداقل سه سال گذشته، ادامۀ جنگ روسیه و اوکراین، جنگ اسرائیل علیه فلسطین و لبنان و امروز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، وضعیت تنشهای جنگی و تأثیرات اقلیمی را تشدید کرده است.
بر اساس گزارشها تنها در دو هفتۀ ابتدایی این جنگ علیۀ ایران ۵.۶ میلیون تن گاز گلخانهای وارد جو شد. با این حساب دور از انتظار نیست که انتشار کربن جنگ ۴۰ روزه را ۱۰ تا ۱۵ میلیون تن برآورد کنیم؛ از سوخت جت و تخریب موشکها تا هزینههای کربنی بازسازی. البته رقم ۵.۶ میلیون تن، صرفاً بازتابدهنده هزینۀ مستقیم تهاجم است و تمامی واقعیت را بازگو نمیکند. برای رسیدن به یک عدد دقیق، باید اثر پروانهای عملیاتهای دفاعی و کل زنجیرۀ تأمین تسلیحات و لجستیک نظامی درگیر در این تقابل را لحاظ کرد.
در این باره رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در نامۀ خود به دبیر اجرایی برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد مینویسد: «کل حجم مواد نفتی دچار حریق در سه مجموعه از مخازن نفت تهران در شهران، شهرری و کوهک در مجموع بیش از ۳۶۰ هزار مترمکعب بوده است که در مجموع حجم معادل دیاکسیدکربن منتشر شده ناشی از این حریق نزدیک به ۱ میلیون تن برآورد میگردد. بررسیهای کارشناسان نشان میدهد که در این تهاجم وحشیانه نزدیک به ۴ هزار تن ترکیبات آروماتیک یا ترکیبات آلی فرار که باعث تهدید جدی سلامت محیطزیست میگردد، انتشار پیدا کرده است. علاوه بر این حملات رژیم صهیونیستی به مخازن سوخت فردیس البرز نیز بالغ بر ۵۳ هزار تن دیاکسیدکربن وارد جو کرده و منجر به انتشار حدود ۲۲۰ تن ترکیبات آروماتیک شده است.»
اما یکی از موانع اصلی در درک کامل اثرات محیط زیستی ارتشها، نبود ساختار سیستماتیک برای گزارشدهی آلایندگی آنهاست. ریشۀ این مشکل به پروتکل کیوتو (۱۹۹۷) بازمیگردد؛ جایی که به دلیل ملاحظات امنیت ملی، فعالیتهای نظامی از الزام گزارشدهی آلایندگی معاف شدند. اگرچه در توافق پاریس (۲۰۱۵) این معافیت اجباری حذف شد، اما ارائۀ دادهها همچنان بهصورت داوطلبانه باقی ماند.
این عدم شفافیت باعث شده است که بخش بزرگی از انتشارات کربنی ارتشهای جهان در آمارهای رسمی کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییر اقلیم (UNFCCC) لحاظ نشود. یافتههای گزارش ۲۰۲۲ نشان میدهد که ردپای کربنی نظامی در سطح جهان، حدود ۵.۵ درصد از کل گازهای گلخانهای منتشر شده در جهان را شامل میشود. برای درک بهتر این عدد، باید اشاره کرد که اگر مجموع فعالیتهای نظامی جهان را بهعنوان یک کشور در نظر بگیریم، این نهاد پس از چین، ایالات متحده و هند، چهارمین آلاینده بزرگ جهان خواهد بود و میزان انتشار آن حتی از کل انتشارات ملی کشور روسیه نیز بیشتر است.
تنش در خاورمیانه و شمال آفریقا
منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا حدود ۱۳ درصد از کل پرسنل نظامی جهان را به خود اختصاص داده است. شدت آلایندگی در این منطقه بهازای هر پرسنل نظامی، به طور میانگین ۹ تن دیاکسیدکربن در سال است. این رقم در مقایسه با ارتشهای اروپایی (با میانگین ۵ تن) بسیار بالاتر است. دلایل این تفاوت را میتوان در وابستگی شدید زیرساختهای نظامی این منطقه به سوختهای فسیلی، شرایط اقلیمی که نیاز به انرژی برای سرمایش را افزایش میدهد و همچنین بهرهوری پایین انرژی در تجهیزات قدیمی جستجو کرد. هرگونه افزایش تنش یا درگیری در این منطقه، به دلیل غلظت بالای نیروها، بهسرعت منجر به انتشار حجم عظیمی از آلایندهها میشود.
تحلیلگران بر این باورند که تمرکز صرف بر سوخت مصرفی تانکها یا هواپیماها، آدرس غلطی برای تخمین آلایندگی است. این گزارش با بررسی ساختار عملیاتی شرکتهای بزرگ صنایع دفاعی مانند «لاکهید مارتین» و «تالس»، ضریب ۵.۸ را استخراج کردهاند. این ضریب به این معناست که انتشارات ناشی از استخراج مواد معدنی، ذوب فلزات سنگین برای ساخت بدنۀ تسلیحات، تولید مواد شیمیایی منفجره و لجستیک جهانی تجهیزات، حدود ۶ برابر بیشتر از آلایندگی ناشی از مصرف سوخت در حین عملیات است؛ بنابراین، حتی در زمان صلح، صرف فرایند نوسازی ارتشها و تولید انبوه سلاح، بار کربنی سنگینی را به اتمسفر تحمیل میکند که با اهداف کاهش انتشار کربن در تضاد است.
اثرات گازهای غیر دیاکسیدکربن
فعالیتهای نظامی علاوه بر تولید CO2، از طریق مکانیسمهای دیگری نیز بر گرمایش زمین تأثیر میگذارند. هواپیماهای جنگنده در ارتفاعات بالای جو (استراتوسفر) پرواز میکنند؛ جایی که انتشار گازها و بخارات خروجی، تأثیر گلخانهای بسیار شدیدتری نسبت به سطح زمین دارد. تخمین زده میشود که اثر گرمایشی انتشارات در ارتفاع بالا، بین ۱.۹ تا ۴ برابر بیشتر از انتشارات مشابه در لایههای پایین جو است.
علاوه بر این، درگیریهای نظامی منجر به تخریب زیرساختهای صنعتی و انرژی میشود. آتشسوزیهای ناشی از حملات به مخازن سوخت یا خطوط لوله، مقادیر عظیمی از متان و ذرات معلق را وارد هوا میکند که قدرت گرمایشی بسیار بالاتری نسبت به دیاکسیدکربن دارند. نویسندگان گزارش تأکید دارند که رقم ۵.۵ درصد، یک برآورد محافظهکارانه است، زیرا انتشارات ناشی از حریقهای وسیع، تخریب جنگلها و تغییر کاربری زمین در اثر جنگها در این آمار گنجانده نشده است.
هزینههای اقلیمی بازسازی پس از جنگ
یکی از ابعاد کمتر دیده شده در تحلیلهای علمی، هزینۀ کربنی بازسازی است. تخریب زیرساختهای شهری، ساختمانها و جادهها در جریان درگیریها، نیاز به حجم عظیمی از سیمان و فولاد برای بازسازی ایجاد میکند. ازآنجاکه صنایع تولید سیمان و فولاد از آلایندهترین بخشهای صنعتی جهان هستند، تخریب ناشی از جنگ عملاً زمین را در یکچرخهٔ کربنی مضاعف گرفتار میکند؛ یکبار برای تخریب و بار دیگر برای بازسازی. افزایش بودجههای نظامی در جهان، منجر به انحراف منابع مالی از پروژههای انطباق با تغییرات اقلیمی (مانند مقابله با خشکسالی یا توسعه انرژیهای پاک) به سمت فعالیتهای آلاینده میشود. این موضوع، جوامع را در برابر بلایای طبیعی آسیبپذیرتر میسازد.