چرا وعدههای اقلیمی روی کاغذ ماندند؟
ازهترین ارزیابیهای علمی هشدار میدهد که مقاومت ساختاری قدرتهای بزرگ در برابر حذف سوختهای فسیلی و سهم بالای جنگلزدایی، باعث شده تا حتی اجرای کامل وعدهها نیز برای مهار فاجعه گرمایش زمین کافی نباشد.
بحران اقلیمی در جهان امروز از مرحله هشدارهای علمی عبور کرده و به یک بنبست ساختاری در تمدن بشری تبدیل شده است که نیازمند بازنگری بنیادین در شیوه تولید اقتصادی، الگوهای توسعه و تعهدات بینالمللی است. در بطن این چالش بزرگ، گزارش موسوم به «گزارش شکاف انتشار ۲۰۲۵: خارج از هدف»[1] که توسط برنامۀ محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) در آستانه دهمین سالگرد توافق پاریس منتشر شده، به عنوان سندی هشداردهنده، پرده از واقعیتهای تلخی برمیدارد. این گزارش که حاصل کار گروه بزرگی از دانشمندان، مدلسازان و متخصصان سیاستگذاری اقلیمی است و دادههای آن تا پایان سپتامبر ۲۰۲۵ بهروزرسانی شده، آشکار میکند که جهان نه تنها در مسیر دستیابی به اهداف توافق پاریس نیست، بلکه با شتابی نگرانکننده در حال دور شدن از مرزهای ایمن اقلیمی است.
بر اساس یافتههای این گزارش، سال ۲۰۲۴ میلادی به عنوان یک نقطۀ عطف منفی در تاریخ اقلیم زمین ثبت شده است، چرا که کل انتشارات گازهای گلخانهای جهانی با رشدی ۲.۳ درصدی نسبت به سال قبل، به رقم خیرهکننده ۵۷.۷ گیگاتن معادل دیاکسید کربن رسیده است. این نرخ رشد در حالی رخ میدهد که میانگین رشد سالانه در دهه قبل از آن تنها ۰.۶ درصد بوده است. اگرچه آمارهای گزارش ۲۰۲۵ نشان میدهد که تعهدات ناشی از توافق پاریس توانستهاند پیشبینیهای گرمایش چهار درجهای را تعدیل کنند، اما واقعیت فیزیکی اتمسفر نشاندهنده آن است که ما هنوز با بحرانی بزرگ روبرو هستیم که ریشه در شیوه تولید اقتصادی حاکم بر جهان، فعالیتهای صنعتی و تغییرات گسترده در زیستبومهای جهانی دارد.

همانطور که نمودار فوق نشان میدهد، برخلاف سالهای گذشته، موتور محرک اصلی جهش آماری در انتشار کربن در سال ۲۰۲۴، نه فقط بخش صنعت، بلکه حوزه «تغییر کاربری زمین و جنگلزدایی» بوده است که با سهم خیرهکننده ۷۶۹ میلیون تنی، به تنهایی بیش از ۵۰ درصد از بار افزایش انتشارات جهانی را به دوش میکشد. در جبهه منتشرکنندگان بزرگ، در حالی که اتحادیه اروپا با کاهش ۵۸.۶ میلیون تنیِ انتشارات (ستون آبی رو به پایین)، تنها نقطه روشن در میان قدرتهای اقتصادی است، افزایش انتشارات در هند (+۱۶۵ میلیون تن)، چین (+۱۲۶ میلیون تن) و اندونزی (+۶۱ میلیون تن)، تمامی دستاوردهای کاهش کربن در غرب را خنثی کرده است.
در تحلیل نقش بازیگران اصلی، گزارش بر مسئولیت سنگین کشورهای عضو گروه بیست (G20) تأکید میورزد که بدون احتساب اتحادیه آفریقا، مسئولیت انتشار ۷۷ درصد از کل گازهای گلخانهای جهان را بر عهده دارند. نکته تأملبرانگیز در این میان، ناهمگونی شدید در عملکرد این کشورهاست؛ به طوری که در سال ۲۰۲۴، از میان شش منتشرکننده بزرگ جهان، تنها اتحادیه اروپا موفق به کاهش انتشارات خود شد، در حالی که کشورهایی نظیر هند و چین بیشترین افزایش مطلق و اندونزی سریعترین رشد نسبی را در مسیر انتشار کربن ثبت کردند. این عدم توازن نشان میدهد که عدالت اقلیمی و مسئولیت تاریخی کشورها در قبال گرمایش زمین، همچنان یکی از بزرگترین موانع در دستیابی به یک توافق جمعی کارآمد است و بدون هماهنگی میان این قدرتهای اقتصادی، هرگونه تلاش جهانی برای مهار دما با شکست مواجه خواهد شد.
علاوه بر نابرابری در میزان انتشار، متغیرهای سیاسی نیز به شدت بر پیشبینیهای علمی سایه افکنده است، به طوری که گزارش ۲۰۲۵ صراحتاً به تأثیرات مخرب خروج رسمی ایالات متحده آمریکا از توافق پاریس در ژانویه ۲۰۲۶ اشاره میکند. این رویداد سیاسی نه تنها باعث ابطال تعهدات ملی این کشور (NDCs) میشود، بلکه بر اساس مدلهای آماری، پیشبینی انتشارات آمریکا برای سال ۲۰۳۰ را حدود یک گیگاتن افزایش داده و به تنهایی حدود ۰.۱ درجه سانتیگراد به گرمایش پیشبینیشده جهانی میافزاید. این عقبگرد سیاستی در ایالات متحده در تضاد کامل با روندهای جاری در چین قرار دارد؛ چرا که دادههای جدید نشان میدهند انتشارات چین احتمالاً در سال ۲۰۲۵ به اوج خود رسیده و سپس به دلیل رشد خیرهکننده انرژیهای تجدیدپذیر که از رشد تقاضای برق پیشی گرفته است، روند کاهشی را آغاز خواهد کرد؛ هرچند که این پیشرفت در چین نیز برای جبران عقبماندگیهای سایر بخشهای جهان کافی نیست.
وضعیت تعهدات ملی جدید که کشورها باید برای افق ۲۰۳۵ ارائه میکردند، بخش دیگری از نگرانیهای این گزارش را تشکیل میدهد، چرا که تا پایان سپتامبر ۲۰۲۵ تنها ۶۰ طرف که حدود ۶۳ درصد از انتشارات جهانی را شامل میشوند، اهداف جدید خود را اعلام کردهاند. گزارش تأکید میکند که این تعهدات جدید نه تنها از نظر تعداد کافی نیستند، بلکه از نظر عمق و بلندپروازی نیز دچار ضعفهای جدی هستند؛ برای مثال، در حالی که هدف جهانی بر سه برابر کردن انرژیهای تجدیدپذیر استوار است، تعهدات فعلی تنها رسیدن به ۲.۷ برابر را میسر میسازند. نکته تکاندهنده دیگر این است که در هیچکدام از تعهدات جدید، برنامهای برای کاهش تولید نفت و گاز یا حذف یارانههای سوختهای فسیلی گنجانده نشده است که این امر نشان دهنده مقاومت ساختاری اقتصادهای بزرگ در برابر گذارِ گریزناپذیر از سوختهای کربنی است.
شکاف میان واقعیت موجود و اهداف علمی در سال ۲۰۳۰ و ۲۰۳۵ به قدری عمیق است که گزارش از آن به عنوان یک وضعیت بحرانی یاد میکند. برای محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد، جهان باید تا سال ۲۰۳۵ انتشارات خود را ۵۵ درصد نسبت به سال ۲۰۱۹ کاهش دهد، اما تعهدات فعلی تنها به کاهشی ۱۲ تا ۱۵ درصدی منجر میشوند. این فاصله نجومی به این معناست که شکاف انتشار برای رسیدن به هدف ۱.۵ درجه در سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰ گیگاتن و برای هدف ۲ درجه حدود ۱۲ گیگاتن برآورد میشود. به زبان سادهتر جهان با سرعت به سمت گرمایش ۲.۸ درجهای در حرکت است و حتی در صورت اجرای کامل تمام وعدهها، گرمایش زمین از مرز ۲.۳ درجه عبور خواهد کرد که این وضعیت فراتر از توان تطبیق بسیاری از جوامع و زیستبومها خواهد بود.

نمودار بالا نیز این نکته را تایید میکند که در صورت تداوم سیاستهای اجرایی فعلی، جهان با احتمال ۶۶ درصد به سمت گرمایش فاجعهبار ۲.۸ درجه سانتیگراد حرکت میکند؛ نقطهای که زمین را در وضعیت بحرانی (بازه زرد و نارنجی دماسنج) قرار میدهد. حقیقت تکاندهندهتر اینجاست که حتی با اجرای کامل تعهدات ملی «غیرمشروط»، دما تنها به ۲.۵ درجه کاهش مییابد و در صورت تحقق تمامی تعهدات «مشروط» نیز میانگین گرمایش در نقطه ۲.۳ درجه متوقف خواهد شد. نکته کلیدی این نمودار در سناریوی نهایی نهفته است؛ حتی اگر تمامی کشورها به وعدههای «خالص صفر» (Net-zero) خود به طور کامل عمل کنند، میانگین گرمایش زمین به ۱.۹ درجه سانتیگراد میرسد.
این وضعیت، ضرورت تکیه بر فناوریهای گرانقیمت و پرخطر حذف دیاکسید کربن را دوچندان میکند و ریسک رسیدن به نقاط بازگشتناپذیر اقلیمی را به شدت افزایش میدهد. به عقیده نویسندگان این گزارش برای جلوگیری از فاجعه، دیگر جایی برای تغییرات تدریجی نیست و جهان نیازمند یک تحول رادیکال در معماری مالی بینالمللی، حمایت بیسابقه از کشورهای در حال توسعه و رفع فوری موانع حاکمیتی و فنی است. هر دهم درجه گرمایش اضافه، هزینههای انسانی و اقتصادی غیرقابل جبرانی را به همراه خواهد داشت و بدون یک اراده سیاسی همهجانبه، توان فنی بشر برای مهار بحران اقلیمی به تنهایی کارساز نخواهد بود.
[1] Emissions Gap Report 2025: Off target