قلمرو رفاه

پایداری شکننده؛ چرا اهدای خون در تهران نیازمند «خون تازه» است؟

گزارش‌ها از وضعیت تأمین خون پایتخت نشان می‌دهد که بار اصلی چرخه حیات‌بخش انتقال خون بر دوش اهداکنندگان مستمر است

12 اردیبهشت 1405 - 12:40 | جامعه

تأمین پایدار خون و فرآورده‌های خونی، یکی از مؤلفه‌های حیاتی نظام سلامت است و پایداری آن تا حد زیادی به رفتار اهدای خون در جامعه وابسته است. شهر تهران به‌عنوان پرجمعیت‌ترین کانون ارائه خدمات درمانی کشور، همواره با تقاضای بالا و نوسانات فصلی در مصرف خون مواجه است. شناخت روندهای اهدای خون و ترکیب اهداکنندگان می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری دقیقی برای برنامه‌های جذب، نگهداشت و مدیریت ذخایر باشد.

این گزارش با اتکا به داده‌های تجمیعی اهداکنندگان خون شهر تهران در سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ تهیه شده و هدف آن، تحلیل روند تغییرات کل اهداکنندگان و همچنین بررسی جابه‌جایی ترکیب آنان در سه گروه اهداکنندگان مستمر، اهداکنندگان باسابقه و اهداکنندگان بار اول است. در این تحلیل، علاوه بر مقایسه سطح سالانه (تعداد نفرات)، شاخص‌های کلیدی نظیر رشد سالانه و سهم هر گروه از کل استخراج می‌شود تا مشخص گردد تغییرات کل، عمدتاً ناشی از کدام گروه بوده و مسیر آینده سیاست‌های جذب و نگهداشت باید به کدام سمت هدایت شود.

با درنظرگرفتن جمعیت بیش از ۱۴ میلیون نفر برای تهران، تعداد اهداکنندگان سالانه‌ای که در این دوره ثبت شده‌اند به طور تقریبی معادل حدود ۲.۱ تا ۲.۸ درصد جمعیت است؛ یعنی در هر سال نزدیک به ۲۱ تا ۲۸ نفر به‌ازای هر هزار نفر حداقل یک‌بار خون اهدا کرده‌اند. در سطح کلان، روند کلی اهدای خون طی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ در یک بازه نسبتاً محدود نوسان کرده و درعین‌حال، باوجود افت میانه دوره، در انتهای دوره به سطح بالاتری نسبت به ابتدای آن رسیده است.

روند اهدای خون در میانۀ دوره با یک افت قابل‌توجه مواجه می‌شود که نقطه شروع آن در سال 1397 قابل‌مشاهده است. این تغییر را می‌توان آغاز یک دوره کاهش دانست که اگر چه در این داده‌ها قابل‌مشاهده نیست اما می‌تواند تحت‌تأثیر مجموعه‌ای از عوامل ساختاری و اجرایی شکل‌گرفته است؛ از جمله کاهش اثربخشی برنامه‌های جذب و یادآوری، افت انگیزه یا دسترسی در برخی گروه‌ها و تغییرات شرایط اجتماعی و اقتصادی که می‌تواند بر تمایل به مراجعه اثر بگذارد. این افت اولیه ادامه داشته و در این مسیر، کمترین میزان اهدای خون در کل دوره در سال ۱۳۹۹ ثبت می‌شود. هم‌زمانی این نقطه با اوج همه‌گیری کرونا، توضیح قانع‌کننده‌تری برای این کاهش ارائه می‌دهد. محدودیت‌های تردد و مراجعه حضوری، نگرانی‌های بهداشتی و کاهش حضور در فضاهای عمومی، و همچنین تغییر اولویت‌های رفتاری در دوره بحران، همگی می‌توانند به کاهش مراجعه برای اهدای خون منجر شده باشند. در نتیجه، افتی که از سال 1397 آغاز شده بود، در سال ۱۳۹۹ به پایین‌ترین سطح خود در کل دوره می‌رسد.

در کنار تغییرات تعداد کل اهداکنندگان، ترکیب اهداکنندگان نیز پیام مهمی دربارۀ پایداری سیستم اهدای خون می‌دهد. به‌طورکلی، در کل دوره ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ بخش عمدۀ اهداکنندگان را اهداکنندگان تکرارشونده (مستمر و باسابقه) تشکیل داده‌اند و سهم اهداکنندگان بار اول کوچک‌تر اما از نظر سیاست‌های جذب و آینده‌سازی حیاتی است.

اهداکنندگان مستمر

اهداکنندگان مستمر به افرادی اطلاق می‌شود که در طول یک سال بیش از یک‌بار خون اهدا می‌کنند و به‌عنوان پایدارترین و قابل‌اتکاترین گروه در چرخه اهدای خون شناخته می‌شوند.

این گروه از اهداکنندگان به‌عنوان پایدارترین گروه در نظام اهدای خون، نقش کلیدی در حفظ تعادل و تداوم تأمین خون ایفا می‌کنند. بررسی روند این گروه نشان می‌دهد که تعداد آن‌ها در سال‌های میانی دوره با کاهش همراه بوده و در سال ۱۳۹۹ به پایین‌ترین سطح خود می‌رسد؛ موضوعی که همسو با افت کلی اهدای خون در این مقطع قابل‌تفسیر است. بااین‌حال، از سال ۱۴۰۰ به بعد روند این گروه به طور محسوسی تغییر کرده و با یک مسیر افزایشی، در سال‌های پایانی دوره به بالاترین سطح خود می‌رسد. این بازگشت نشان می‌دهد که بهبود وضعیت کلی اهدای خون تا حد زیادی متکی بر فعال‌شدن مجدد این گروه بوده است.

از منظر سهم در ترکیب کل نیز، الگوی مشابهی قابل‌مشاهده است؛ به‌گونه‌ای که سهم اهداکنندگان مستمر در دوره کاهش‌یافته و در سال‌های بعد مجدداً افزایش پیدا کرده است. بااین‌حال، نکته قابل‌توجه آن است که در برخی سال‌ها، افزایش تعداد اهداکنندگان مستمر لزوماً با رشد قابل‌توجه سهم آن‌ها همراه نبوده است. این موضوع نشان می‌دهد که رشد این گروه در بسیاری از موارد هم‌زمان با افزایش سایر گروه‌های اهداکننده رخ‌داده و در نتیجه، ساختار کلی ترکیب تغییر محسوسی نداشته است.

به بیان دیگر، اگرچه اهداکنندگان مستمر نقش مهمی در افزایش تعداد کل اهداکنندگان ایفا کرده‌اند، اما این رشد در بستر یک افزایش همگانی در سایر گروه‌ها اتفاق افتاده است. تنها در مقاطعی که سهم این گروه نیز افزایش‌یافته، می‌توان از تقویت واقعی جایگاه آن‌ها در ساختار اهدای خون سخن گفت. در مجموع، این الگو نشان می‌دهد که اهداکنندگان مستمر نه‌تنها در سطح تعداد، بلکه در حفظ پایداری ساختار اهدای خون نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند و هرگونه تغییر در وضعیت آن‌ها به‌سرعت در کل سیستم منعکس می‌شود.

اهداکنندگان باسابقه
اهداکنندگان باسابقه به افرادی اطلاق می‌شود که سابقه اهدای خون دارند، اما اهدای آن‌ها به‌صورت منظم و مستمر انجام نمی‌شود. این گروه را می‌توان به‌عنوان یک ظرفیت بالقوه برای تقویت اهداکنندگان مستمر در نظر گرفت، چرا که تجربه قبلی آن‌ها، احتمال بازگشت به چرخه اهدا را افزایش می‌دهد.

بررسی روند تعداد این گروه نشان می‌دهد که اهداکنندگان باسابقه در مقایسه با سایر گروه‌ها، نوسانات ملایم‌تری را تجربه کرده‌اند. در سال‌های میانی دوره، هم‌زمان با افت کلی اهدای خون، تعداد این گروه نیز کاهش‌یافته، اما این کاهش نسبت به گروه مستمر با شدت کمتری همراه بوده است. در ادامه و با بازگشت روند کلی، تعداد اهداکنندگان باسابقه نیز افزایش‌یافته و در سال‌های پایانی دوره در سطحی بالاتر از ابتدای دوره تثبیت شده است.

از منظر سهم در ترکیب کل، الگوی نسبتاً باثبات‌تری در این گروه مشاهده می‌شود. سهم اهداکنندگان باسابقه در اغلب سال‌ها در یک بازه محدود نوسان داشته و تغییرات آن نسبت به سایر گروه‌ها کمتر بوده است. بااین‌حال، در برخی مقاطع به‌ویژه در دوره افت افزایش نسبی سهم این گروه قابل‌مشاهده است که می‌تواند ناشی از کاهش بیشتر در سایر گروه‌ها باشد، نه لزوماً رشد واقعی در این گروه.

به بیان دیگر، اهداکنندگان باسابقه بیشتر نقش یک گروه میانی و متعادل‌کننده را در ساختار اهدای خون ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که تغییرات آن‌ها کمتر حالت جهشی دارد و بیشتر در قالب نوسانات تدریجی بروز می‌کند. این ویژگی نشان می‌دهد که اگرچه این گروه به‌اندازه اهداکنندگان مستمر در پایداری مستقیم سیستم نقش ندارند، اما از منظر سیاست‌گذاری، ظرفیت مهمی برای بازگردانی و تبدیل به اهداکنندگان مستمر محسوب می‌شوند.

اهداکنندگان بار اول

اهداکنندگان بار اول به افرادی اطلاق می‌شود که برای نخستین‌بار اقدام به اهدای خون می‌کنند. این گروه نقش کلیدی در توسعه آینده نظام اهدای خون دارد، چرا که ورودی اصلی برای تبدیل به اهداکنندگان باسابقه و در نهایت مستمر محسوب می‌شوند.

از منظر سهم در ترکیب کل، الگوی نسبتاً باثبات‌تری در این گروه مشاهده می‌شود. سهم اهداکنندگان باسابقه در اغلب سال‌ها در یک بازه محدود نوسان داشته و تغییرات آن نسبت به سایر گروه‌ها کمتر بوده است. بااین‌حال، در برخی مقاطع به‌ویژه در دوره افت افزایش نسبی سهم این گروه قابل‌مشاهده است که می‌تواند ناشی از کاهش بیشتر در سایر گروه‌ها باشد، نه لزوماً رشد واقعی در این گروه.

به بیان دیگر، اهداکنندگان باسابقه بیشتر نقش یک گروه میانی و متعادل‌کننده را در ساختار اهدای خون ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که تغییرات آن‌ها کمتر حالت جهشی دارد و بیشتر در قالب نوسانات تدریجی بروز می‌کند. این ویژگی نشان می‌دهد که اگرچه این گروه به‌اندازه اهداکنندگان مستمر در پایداری مستقیم سیستم نقش ندارند، اما از منظر سیاست‌گذاری، ظرفیت مهمی برای بازگردانی و تبدیل به اهداکنندگان مستمر محسوب می‌شوند..

بررسی روند تعداد این گروه نشان می‌دهد که برخلاف اهداکنندگان مستمر، الگوی نسبتاً نوسانی‌تری در طول دوره وجود دارد. در سال‌های میانی، هم‌زمان با افت کلی اهدای خون، تعداد اهداکنندگان بار اول کاهش‌یافته، اما در ادامه، با بازگشت روند کلی، مجدداً افزایش پیدا کرده و در برخی سال‌ها به سطوح بالاتری نیز رسیده است. این نوسان می‌تواند نشان‌دهنده حساسیت بیشتر این گروه به شرایط محیطی، اطلاع‌رسانی و سیاست‌های جذب باشد.


 از منظر سهم در ترکیب کل، تغییرات قابل‌توجه‌تری نسبت به سایر گروه‌ها مشاهده می‌شود. سهم اهداکنندگان بار اول در برخی سال‌ افزایش‌یافته که می‌تواند نشانه‌ای از تقویت برنامه‌های جذب و ورود افراد جدید به چرخه اهدا باشد. در مقابل، کاهش سهم این گروه در سال‌های پایانی دوره—باوجود رشد تعداد کل اهداکنندگان-نشان می‌دهد که آهنگ رشد سایر گروه‌ها، به‌ویژه اهداکنندگان مستمر، سریع‌تر بوده و در نتیجه سهم بار اول‌ها کاهش‌یافته است.

 این الگو بیانگر آن است که اگرچه در مقاطعی ورود افراد جدید به‌خوبی اتفاق افتاده، اما این روند به‌صورت یکنواخت و پایدار ادامه نداشته است. به‌عبارت‌دیگر، تغییرات این گروه می‌تواند تا حدی بازتابی از نوسان در اثربخشی سیاست‌های جذب، کمپین‌های اطلاع‌رسانی و دسترسی‌پذیری مراکز اهدای خون باشد. در نتیجه، برای تقویت پایداری بلندمدت سیستم، لازم است علاوه بر حفظ اهداکنندگان موجود، تمرکز هدفمندتری بر جذب مستمر افراد جدید و تبدیل آن‌ها به اهداکنندگان تکرارشونده صورت گیرد.

 جمع‌بندی

بررسی روند اهدای خون در تهران در سال‌های 1396 تا 1403 نشان می‌دهد که این نظام پس از افت میان‌دوره، توانسته به مسیر رشد بازگردد و در سال‌های پایانی به سطحی بالاتر از قبل برسد. در این دوره، نسبت اهداکنندگان سالانه به جمعیت تهران تقریباً ۲۱ تا ۲۸ نفر به‌ازای هر هزار نفر برآورد می‌شود. موضوعی که بیانگر پایداری نسبی و قابلیت بازیابی سیستم است. نقش پررنگ اهداکنندگان مستمر در این بازگشت، نشان می‌دهد که سیاست‌های مرتبط با نگهداشت و فعال‌سازی اهداکنندگان قبلی تا حد زیادی مؤثر بوده است.

 بااین‌حال، نوسان و کاهش نسبی سهم اهداکنندگان بار اول در سال‌های اخیر نشان می‌دهد سیاست‌های جذب افراد جدید به‌صورت پایدار و یکنواخت عمل‌نکرده است. در نتیجه، اگرچه سیستم در کوتاه‌مدت عملکرد قابل‌قبولی داشته، اما برای تضمین پایداری بلندمدت، لازم است تمرکز بیشتری بر تقویت فرایند جذب و تبدیل اهداکنندگان جدید به اهداکنندگان تکرارشونده صورت گیرد.