قلمرو رفاه

روز کارگر و آوار بیکاری

اوضاع صنفی معیشتی کارگران، در جنگ به‌شدت افت کرده اما ترس اصلی از فردای پایان جنگ است

12 اردیبهشت 1405 - 18:00 | جامعه

در آستانه روز جهانی کارگر، توجه به بحران معیشتی و صنفی طبقه کارگر ایران پر رنگ‌تر از پیش شده است؛ خصوصا امسال که جنگ و قطعی اینترنت به تعدیل گسترده نیروی کار راه برده است. یادداشت‌نویش روزنامه پیام ما کوشیده علت بحرانی‌شدن وضع نیروی کار در ایران در این روزهای جنگی را توضیح دهد. بخشی از یادداشت او را می‌خوانید. 


برای ششصدجا رزومه فرستادی. با ربط و بی‌ربط. یک‌سری از آگهی‌ها کلاهبرداری بوده و بازی نخوردی. شاید هم گفتی بگذار امتحان کنیم: «بهترین درآمد و بهترین فرصت شغلی!!!… در خانه بشین و پول دربیار!!!… برای استخدام ۲۵۰ هزار تومان به این حساب واریز کنید.»

شاید یکی از آگهی‌دهنده‌ها تماس گرفته و ساعت سه قرار گذاشته است. لباس اتوکشیده‌ای تن کرده‌ای و راه افتاده‌ای که احتمالاً در یک دفتر کاری پا بگذاری و با اعتمادبه‌نفس مصاحبه را طی کنی، ولو این که هیچ علاقه‌ای هم به کار پیشنهادی‌شان نداشته باشی. اما رسیدی به یک سوله و گفتی شاید اشتباه آمده‌ام. بیش از هزار نفر را که بیشترشان دختر و پسر جوان هستند در یک سوله پشت صدها میز دیده‌ای. عده‌ای با هم گپ می‌زنند و عده‌ای سرشان در گوشی است. مصاحبه‌کننده می‌آید و در مورد کار توضیح می‌دهد: «این شرکت رسمیه. همه‌جا تعدیل‌شدن؛ ولی ما به‌خاطر تقاضای پوشک بچه سرپا موندیم. یه پیج می‌زنی و خودت می‌فروشی. اگه زرنگ باشی می‌تونی تا این‌قدر هم دربیاری. اگه ۵ تا زیرمجموعه بگیری، این درصد از فروششون به تو می‌رسه. من خودم فروشنده برتر این شرکتم. درآمد ماهیانه‌م این‌قدره. اولش اونجا بودم. حالا اینجام.». در همان حین که حرف می‌زند به این فکر می‌کنی که تا مسیر برگشت به خانه چقدر می‌توانی با ماشین کارکنی. می‌گویی نمی‌توانم و پامی‌شی می‌روی. شاید هم بتوانی و بمانی و واقعاً همان قدر هم که گفته بود به جیب بزنی. بالاخره یک‌جور باید با این هیولای بیکاری دست‌وپنجه نرم کرد.

جنگ با آوارگی شغلی شروع شد. همان بخورونمیر میلیون‌ها خانواده کارگری یا قطع شد و یا لاغرتر. بی‌افقی نسبت به سال‌های آینده تبدیل به هراس نسبت به روزها و هفته‌های پیش رو شد. حق‌التحریری و تاکسی اینترنتی و فروشندگی تلفنی و روزمزدی و… شاید مقداری برای گذراندن این روزها کف دست بگذارد، اما وضعیت خراب‌تر از این حرف‌ها است؛ نتیجه جنگی که عده‌ای آن را مسیر توسعه و آزادی خواندند. حالا زیر چرخ توسعه بمب و موشک، خرده‌نان و کار بخورونمیرمان را هم از دست دادیم. فارغ از این که در تصویر کلی، در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، کدام دولت و قدرت، حداقل در این مرحله پیروز شده، روشن است که ما کارگران و مزدبگیران شکست اساسی در این جنگ خورده‌ایم. جای تعجب هم ندارد. جنگ، خلاف آنچه رؤیافروشان رسانه‌های اسرائیلی عرضه کردند، همیشه شیب مرگ و فقر و فلاکت را تندتر کرده است. اما جای تعجب هم ندارد که چرا این‌چنین با کمترین حمایت‌های رفاهی رها شده‌ایم. چه کسی است نداند که این کالابرگ و یارانه، کفاف یک هفته یک خانواده را هم نمی‌دهد.

معمولاً دولت‌ها در جنگ، رو به سیاست‌های جدی حمایتی و رفاهی می‌آورند. اما راست‌گرایی سیاست‌های کنونی با تیغ برنده جراحی‌های اقتصادی‌اش، به ساختن ویترین صوری از حمایت‌ها و دو تومان دادن و چهار تومان روی قیمت‌ها بردن و این دست بازی‌ها اکتفا کرده است. اگر بیمه بیکاری هم شامل حال برخی بشود، رقابت آن با قیمت‌ها، رقابت حلزون و یوز است.

هراس دیگر از فردای پس از جنگ است. نباید انتظار داشت طعم اخراج گسترده زیر زبان‌ها مزه نکند؛ یعنی با این عقب‌نشینی تحمیل شده به طبقه کارگر، تلاش می‌کنند حتی در شرایط صلح هم موقعیت کارگران را درهمان جا حفظ کنند. به‌هرحال در طی چند دهه، سال‌به‌سال امنیت شغلی طبقه کارگر رو به افول رفت؛ عقب‌ماندگی دستمزدها، مقررات‌زدایی، تضعیف تشکل‌های کارگری، عدم امنیت شغلی و…. حالا پس از این تجربه و چشم‌انتظاری بیکارشدگان پشت درهای بسته، همان قراردادهای نیم‌بند و چندماهه و همان موقعیت حقوقی و مزدی سست کارگران هم ضعیف‌تر از قبل خواهد شد.

این صف طولانی بیکاری، لشکری است که اقتصاد تحت عنوان «ارتش ذخیره کار» برای تنظیم ترازوی سود به آن نیاز دارد. صدها هزار نفر چشم‌دوخته به باز شدن درب محیط‌های کاری رو به آن‌ها، بهترین اهرم برای ارزان‌سازی نیروی کار است. در این شرایط کمتر کارگری جرئتِ چانه‌زنی دارد؛ در برگه قرارداد با زبان بی‌زبانی نوشته‌اند یا با همین مزد بخورونمیر بساز، یا جایت را به یکی از آن هزاران نفری بده که پشت در نشسته‌اند. حالا با این جنگ، این ارتش چنان فربه و عظیم شده که کارگران در توازن قوای چانه‌زنی خود با کارفرما از آن موقعیتی هم که بودند بیشتر سقوط کرده‌اند.

جای تعجب ندارد که در برابر این جنگ رها شده‌ایم. بااین‌همه جای تعجب دارد اگر صاحبان قدرت تعجب کنند که خواستی یک‌صدا برای مقابله با این معضل اجتماعی وجود دارد. اما باز هم این جنگ تحمیل شده، یک سنگ بزرگ جلوی پای کارگران انداخته است؛ تشدید شرایط امنیتی و سخت‌تر شدن مطالبه‌گری و برچسب خوردن و… . با این جنگ، دست‌وبال فعالان اجتماعی و کارگران نیز برای پیگیری خواست و مطالباتشان بسته‌تر شد. اما به‌هرحال ضمن محکوم‌کردن تجاوز آمریکا و اسرائیل و تباهی‌آفرینی آن برای جامعه، چاره‌ای نیست جز این که خواست اساسی خود را برای نان و کار و آزادی‌مان بیان کنیم. یازده اردیبهشت، روز جهانی کارگر، یادآور قدرت و توان کارگران و همبستگی میان این طبقه برای پیشبرد خواسته‌های خود و افق یک زندگی بهتر، زیر سایه صلح و رفاه است؛ سایه‌ای فعلاً دور؛ ولی حتماً دست‌یافتنی.