تهران تاب دارد؟
درسهای جنگ برای مدیریت شهری
یادداشتنویس روزنامه پیام ما کوشیده همه آن معیارهایی را گرد آورد و برجسته کند که برای تابآوری کلانشهرهای امروزی در برابر بحرانهایی به بزرگی و پیچیدگی جنگ و بمباران بایسته است. بخشهایی از این یادداشت را میخوانید.
در دنیای امروز، شهرها بیش از هر زمان دیگری با چالشهای پیچیدهای؛ چون تغییر اقلیم، همهگیریهای جهانی، و تنشهای ژئوپلیتیکی روبهرو هستند. این عوامل، آینده شهرها را نیازمند بازنگری بنیادین در رویکردهای مدیریت شهری کرده است. در این میان، مفهوم «شهر پایدار در بحران و جنگ» اهمیتی حیاتی یافته و مدیریت شهری را از صرفاً پاسخگویی به بحرانها به سمت ایجاد سازوکارهایی پیشگیرانه، تابآور، و در نهایت، پادشکننده سوق میدهد.
پادشکنندگی که برگرفته از اندیشههای «نسیم طالب» است، به توانایی سیستمها برای بهرهبرداری از بحرانها و تبدیل آنها به فرصتی برای رشد و بهبود اشاره دارد؛ شهرهای پادشکننده، نهتنها در برابر شوکها مقاومت میکنند، بلکه از آنها قویتر و کارآمدتر بیرون میآیند. کلانشهر تهران، با جمعیتی بالغ بر ۱۰ میلیون نفر، تراکم جمعیتی بالا، و سابقه مواجهه با بحرانهای طبیعی و تنشهای منطقهای، نیازمند تدوین استراتژیهای بلندمدت برای تضمین پایداری و امنیت خود در آینده است.
برای دستیابی به پایداری در بحران و جنگ، مدیریت شهری باید سه لایه کلیدی را مدنظر قرار دهد که در پیوند با یکدیگر، ستونهای اصلی یک شهر تابآور و پادشکننده را تشکیل میدهند. این لایهها شامل زیرساخت و فضا، زیرساخت اجتماعی و سرمایه انسانی، و حکمرانی و نهادها هستند که هر کدام به نوبه خود، نقشی حیاتی در تابآوری کل سیستم شهری ایفا میکنند.
لایه اول، زیرساخت و فضا (لایه فیزیکی)، بر ایجاد سازوکارهای فیزیکی برای تابآوری تمرکز دارد. غیرمتمرکزسازی شریانهای حیاتی مانند آب، برق، گاز، ارتباطات، و حملونقل از اهمیت بالایی برخوردار است تا با آسیبدیدن یک بخش، سایر قسمتها بتوانند وظایف را پوشش دهند. ایجاد شبکهای از زیرساختهای متعدد و پراکنده برای تأمین خدمات ضروری، گامی در این راستا خواهد بود. همچنین، انعطافپذیری و سازگاری سازهها و فضاهای شهری، مانند قابلیت تغییر کاربری فضاهای عمومی به مراکز امدادرسانی یا درمانی در شرایط اضطراری، ضروری است.
لایه دوم، زیرساخت اجتماعی و سرمایه انسانی، بر سرمایه انسانی و اجتماعی شهر تمرکز دارد. تقویت زیرساخت اجتماعی که توسط جامعهشناسانی چون «کلاینبرک» مطرح شده، به معنای ایجاد و تقویت شبکههای ارتباطی، اعتماد متقابل، و سازمانهای مدنی است که در مواقع بحران و جنگ، چون بحران گرما در شیکاگو در سال ۱۹۹۵ یا ورشو بعد از جنگ جهانی دوم این همیاری اجتماعی به یاری شهروندان میشتابند این شبکهها قادرند اطلاعات حیاتی را منتقل کرده، به افراد آسیبپذیر کمک رسانده، و حس همبستگی را در جامعه تقویت کنند.
تقویت سرمایه اجتماعی از طریق ایجاد و حمایت از شبکههای اجتماعی محلی، سازمانهای مردمنهاد، و گروههای داوطلب، نقش حیاتی در امدادرسانی، اطلاعرسانی، و حفظ روحیه عمومی در زمان بحران ایفا میکند. تجربه جنگ تحمیلی در ایران، اهمیت انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل را بهعنوان عاملی کلیدی در مقاومت شهری نشان داد. مدیریت روایت و اطلاعرسانی از طریق سازوکارهای مؤثر برای انتشار اطلاعات صحیح و مقابله با شایعات، و همچنین مشارکت فعال شهروندان در فرایندهای برنامهریزی و تصمیمگیری شهری، بهویژه در حوزههای مرتبط با ایمنی، از دیگر مؤلفههای این لایه است. این رویکردها که ریشه در علوم اجتماعی دارند، به ایجاد حس تعلق و مسئولیتپذیری جمعی کمک کرده و تابآوری جامعه را در مواجهه با بحرانها افزایش میدهند.
لایه سوم، حکمرانی و نهادها (لایه مدیریتی)، به ساختارها و فرایندهای تصمیمگیری میپردازد. گذار به حکمرانی شبکهای از مدلهای سنتی و متمرکز، به سمت الگوهای مشارکتی که در آن نهادهای دولتی، خصوصی، و مدنی بهصورت هماهنگ عمل میکنند، ضروری است. این امر بهویژه در مدیریت بحرانهایی که نیازمند واکنش سریع و تصمیمگیریهای پیچیده هستند، کارآمدتر است. آیندهپژوهی و برنامهریزی پویا از طریق ایجاد واحدهای تخصصی برای رصد روندها، شناسایی ریسکهای بالقوه، و تدوین برنامههای عملیاتی انعطافپذیر، از الزامات این لایه است.
کلانشهر تهران با چالشهایی چون تمرکز جمعیتی و زیرساختی، فرسودگی بافت شهری، وابستگی به شبکههای متمرکز، و پیچیدگیهای حکمرانی مواجه است. برای مواجهه با این چالشها، تهران نیازمند تدوین «برنامه جامع پادشکنندگی تهران» است که فراتر از طرحهای مدیریت بحران فعلی، بر ایجاد انعطافپذیری، سازگاری، و توانایی بهرهبرداری از بحرانها تمرکز کند. اجرای پروژههای پایلوت غیرمتمرکز در مقیاس محله، تقویت سازمانهای محلی و مردمی، بازنگری در طرحهای توسعه شهری با اولویت مقاومسازی و رعایت اصول پدافند غیرعامل، ایجاد مرکز هوشمند مدیریت بحران با استفاده از فناوریهای نوین، و برگزاری دورههای آموزشی و فرهنگسازی عمومی، از جمله راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای تابآوری تهران است.
در نهایت، آینده شهرها در گرو توانایی آنها در مواجهه با بحران و جنگ است و تهران، با اتخاذ رویکردی جامع و چندلایه که بر پادشکنندگی، زیرساخت اجتماعی، و حکمرانی شبکهای تأکید دارد، میتواند خود را به شهری امنتر، پایدارتر، و آماده برای مواجهه با نامعلومیهای آینده تبدیل کند. این تحول، نیازمند اراده سیاسی، مشارکت همگانی، و سرمایهگذاری هوشمندانه در زیرساختهای فیزیکی، انسانی، و مدیریتی است تا تهران در مسیر تبدیلشدن به یک شهر پادشکننده گام بردارد.