کوچ اجباری به «اشتغال غیررسمی مدرن» در غیاب امنیت شغلی
چگونه محدودیتهای بازار کار رسمی، زنان فارغالتحصیل را به سمت مشاغل پلتفرمی و بدون پشتوانه حقوقی سوق داده است؟
نرخ 65 درصدی اشتغال غیررسمی در میان زنان ایرانی
بسیاری از گزارشهای اقتصادی از جمله گزارش اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و تحلیلهای مبتنی بر دادههای بانک جهانی در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵ تایید میکنند که سهم اشتغال غیررسمی برای زنان حدود ۶۳ درصد است. این یعنی از هر ۱۰۰ زن شاغل در ایران، حدود ۶۳ نفر آنها در بخش غیررسمی بدون بیمه، قرارداد رسمی یا در کارگاههای کوچکِ ثبتنشده فعالیت میکنند. این نرخ برای مردان کمی پایینتر و حدود ۵۸ تا ۶۰ درصد گزارش شده است. درواقع زنان در بازار کار ایران بیشتر از مردان به سمت لایههای غیررسمی سوق داده میشوند. یک پژوهش کیفی و کمی که توسط مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی منتشر شده نشان میدهد از حدود ۳.۶ میلیون زن شاغل در کشور، بیش از دو میلیون نفر در بخش غیررسمی شاغل هستند. این گزارش تآکید میکند که «تلۀ محرومیت چندگانه» و «نیاز به استقلال مالی» از عوامل اصلی ورود زنان به این بخش است.
چرا اشتغال زنان در ایران اغلب غیررسمی است؟
بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی زنان در ایران در قالب صنایع دستی، بستهبندی در منزل و فروش آنلاین است که در آمار رسمی و بیمهای ثبت نمیشوند. علاوه بر این، به دلیل سنگینی بار مسئولیتهای خانهداری و مراقبت، بسیاری از آنان آگاهانه یا از سر ناچاری به سراغ مشاغلی میروند که ساعت کار منعطفتری دارند که این مشاغل اغلب غیررسمی بوده و فقدان امنیت شغلی هستند. همچنین محدودیت در جذب رسمی در بخشهای دولتی و خصوصی بزرگ، زنان را به سمت بخشهای خدماتی کوچک مثل منشیگری مطبها، فروشندگی در مغازهها یا تدریس در آموزشگاههای خصوصی کوچک سوق میدهد که اغلب فاقد پوشش بیمهای هستند.
سهم بالایی از اشتغال غیررسمی زنان در مشاغل خانگی است
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گزارشهای ادواری خود تاکید کرده که مشاغل خانگی اصلیترین جایگاه اشتغال غیررسمی زنان است. حدود ۸۰ درصد از کل مجوزهای صادر شده و تسهیلات پرداخت شده در حوزه مشاغل خانگی متعلق به زنان است. طبق آمار رسمی، بیش از ۵۰۰ هزار نفر به صورت مستقیم از طریق سامانه مشاغل خانگی ثبت شدهاند اما برآوردهای غیررسمی به دلیل عدم ثبت بسیاری از فعالیتها این عدد را تا سه میلیون نفر نیز تخمین میزنند.
اگرچه «قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی» وجود دارد، اما ثبتنام در سامانه اینترنتی به معنای «رسمی شدن» از نظر قانون کار نیست. این مشاغل معمولا رابطه کارگری و کارفرمایی ندارند و درنتیجه از شمول ماده ۱۴۸ قانون کار و الزام به بیمه خارج هستند. تمرکز بر صنایعدستی، قالیبافی، بستهبندی مواد غذایی و اخیرا خدمات دیجیتال مانند تولید محتوا و ادمینی شبکههای اجتماعی است که به دلیل ماهیت پراکنده، امکان تشکلیابی و چانهزنی جمعی برای زنان در آنها بسیار پایین است.
پیامدهای حقوقی و تامین اجتماعی اشتغال غیررسمی زنان چیست؟
وقتی بخش زیادی از زنان شاغل در بخش غیررسمی هستند، این زنان از حق بازنشستگی، ازکارافتادگی و مستمری بازماندگان محرومند. حتی اگر از بیمۀ زنان خانهدار استفاده کنند، چون این بیمه جنبهی خویشفرمایی دارد، بار مالی آن کاملا بر دوش خود فرد است و از مزایای سهم کارفرمایی محروم میمانند. همچنین زنان در بخش غیررسمی عملا حق مرخصی زایمان ندارند و بارداری برای آنها اغلب به معنای اخراج غیررسمی یا قطع درآمد است. در مشاغل غیررسمی مثل کارگاههای زیر ۱۰ نفر یا فروشندگی، پرداختها بسیار کمتر از مصوبه شورای عالی کار است. علاوه بر این، برای دریافت وامهای اشتغالزایی یا خرید تجهیزات، ارائه فیش حقوقی یا سابقه بیمه الزامی است و زنان شاغل در بخش غیررسمی در یک تلهی نقدینگی گرفتار میشوند که اجازه بزرگ شدن کسبوکارشان را نمیدهد.
زنان به اشتغال غیررسمی مدرن روی آوردهاند
صنایع دستی و فرش با حدود ۴۵ درصد، سنتیترین بخش اشتغال غیررسمی را بر عده دارند. پوشاک و خیاطی با ۲5 درصد، خدمات کشاورزی و بستهبندی با ۱۵ درصد و مشاغل نوین و دیجیتال با حدود 15 درصد در جایگاههای بعدی قرار میگیرند. مشاغل اینترنتی و پلتفرمی سریعترین نرخ رشد را در طی سال اخیر داشته است. بر اساس گزارشهای مرکز توسعه تجارت الکترونیک رسمی، بیش از 60 درصد غرفهداران و فروشندگان خرد در پلتفرمهایی مانند باسلام، دیجیکالا و اینستاگرام، را زنان تشکیل میدهند. تقریبا ۹۰ درصد این فعالیتها در هیچ پایگاه داده بیمهای ثبت نیستند و عملاً «اشتغال غیررسمی مدرن» محسوب میشوند.
اشتغال غیررسمی به زنانه شدن فقر میانجامد
در اکثر کشورهای جهان، اشتغال غیررسمی مختص افراد با تحصیلات پایین است اما در ایران، با پدیده عجیبی روبرو هستیم. زنان فارغالتحصیل دانشگاهی که به دلیل نبود فرصتهای شغلی رسمی، در بخش غیررسمی مثل تدریس خصوصی، ادمینی شبکههای اجتماعی یا کارهای پروژهای بدون قرارداد فعالیت میکنند. درواقع ما با نوعی «اتلاف سرمایه انسانی» مواجهایم که در آمارهای رسمی سازمان بینالمللی کار به عنوان یک هشدار جدی برای ایران ثبت شده است. در گزارشهای بینالمللی، بالا بودن آمار اشتغال غیررسمی زنان با پدیده «زنانه شدن فقر» پیوند میخورد. منطق پشت این موضوع ساده است. زنان در بخش غیررسمی دستمزد کمتری میگیرند، پسانداز کمتری دارند و از حمایتهای درمانی و بازنشستگی محروم هستند. در نتیجه، با افزایش سن یا بروز بحرانهای اقتصادی، اولین گروهی هستند که به زیر خط فقر مطلق سقوط میکنند.