قلمرو رفاه

از تقویم سیاسی تا شمارش معکوس جنگ

تحلیل ۵۰ هزار پست از بیش از ۶ هزار کانال فعال در تلگرام فارسی نشان می‌دهد انتخابات اسراییل در فضای فارسی‌زبان نه به‌مثابه رقابتی حزبی، بلکه به‌عنوان «تقویم امنیتی» و «تایمر جنگ» بازنمایی شده است

05 آبان 1405 - 14:00 | اقتصاد سیاسی
تنظیم نمایش متن

در فاصله‌‎ی اول مهر تا اول آبان ۱۴۰۵، همزمان با نزدیک‌شدن به انتخابات پارلمانی اسرائیل (۵ آبان) و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا (۱۲ آبان)، تلگرام فارسی یکی از گسترده‌ترین موج‌های محتوایی خود را درباره‌ی یک رویداد خارجی تجربه کرد. تحلیل کمی و کیفی ۵۰ هزار پست از بیش از ۶ هزار کانال فعال، با مجموع بیش از ۲۱۲ میلیون بازدید، نشان می‌دهد این رویداد در فضای فارسی‌زبان نه به‌مثابه رقابتی حزبی، بلکه به‌عنوان «تقویم امنیتی» و «تایمر جنگ» بازنمایی شده است. این گزارش سازوکار شکل‌گیری این روایت، اقتصاد توجهِ حاکم بر آن و پیامدهای رسانه‌ای و اقتصادی‌اش را بررسی می‌کند.


انتخابات به مثابه تقویم جنگ

مهم‌ترین یافته این پژوهش آن است که در تلگرام فارسی، انتخابات اسرائیل تقریباً هیچ‌گاه رویدادی سیاسی و داخلی تلقی نمی‌شود. برنامه‌های اقتصادی نامزدها، شکاف‌های اجتماعی اسرائیل و حتی سازوکار ائتلاف‌سازی در کنست جایگاه ناچیزی دارند و در عوض، همه‌ی تحولات انتخاباتی به یک پرسش واحد فروکاسته می‌شوند: جنگ با ایران چه زمانی آغاز می‌شود؟ این چارچوب‌بندی را می‌توان «تایمر جنگ» نامید. عبارت‌های تکرارشونده‌ای مانند «۷۲ ساعت آینده»، «۵ آبان تا ۱۲ آبان» و «۲۳ تا ۳۰ مهر» نشان می‌دهد مخاطب بیش از آن‌که به‌دنبال تحلیل باشد، در جست‌وجوی تاریخی مشخص است. حتی نظرسنجی‌های انتخاباتی نیز ابزاری برای فهم افکار عمومی اسرائیل شمرده نمی‌شوند و به شاخصی برای سنجش «احتمال جنگ» بدل می‌شوند: هر افت در شانس نتانیاهو در نظرسنجی‌ها، به معنای افزایش احتمال حمله‌ی نظامی تعبیر می‌شود.


نمودار بالا نکته‌ای را آشکار می‌کند که در نگاه روزانه دیده نمی‌شود: سه اوج محتوایی به‌ترتیب ۱۷، ۹ و ۴ روز پیش از رأی‌گیری رخ داده‌اند. به بیان دیگر، با نزدیک‌شدن به روز انتخابات، ماهیت اوج‌ها از «عمق» به «گستره» و سپس به «حجم و اشباع» تغییر کرده است. همچنین پنجره‌ی عبارت‌های تاریخ‌دار (۲۳ تا ۳۰ مهر) درست پیش از دو اوج پایانی قرار می‌گیرد؛ یعنی مخاطب پیش از آن‌که حجم اصلی تولید محتوا شکل بگیرد، با مفهوم «شمارش معکوس» آماده شده بود.

سه اوج، سه پدیده‌ی متفاوت

تولید محتوا در این بازه ۳۱ روزه رشدی ۵ تا ۶ برابری را تجربه کرد؛ میانگین بازدید روزانه از حدود دو میلیون در هفته‌ی نخست به حدود ۱۲ میلیون در هفته‌ی پایانی رسید. این روند صعودی اما یکنواخت نیست و سه نقطه‌ی اوج متمایز دارد که هر کدام پدیده‌ای اجتماعی و رسانه‌ای متفاوت را نشان می‌دهد؛ تمایزی که برای سیاست‌گذاری اهمیت دارد، چون واکنش مناسب به هر یک از آن‌ها یکسان نیست. اوج 18 مهر را می‌توان «اوج شدت» نامید. در این روز تعداد کانال‌های فعال از روزهای اوج بعدی کمتر بود، اما میانگین بازدید هر پست به رکورد ۷٬۲۳۷ رسید؛ یعنی محتوا توانست به عمق جامعه نفوذ کند. موضوع غالب در این روز، انتشار همزمان اخبار متناقض از منابع آمریکایی بود، از جمله «درخواست ترامپ از اسرائیل برای حمله» و «تکذیب آمریکا»، که تنشی روایی و جدی ایجاد کرد. ابهام و تناقض، در عمل، توجه را عمیق‌تر از اطمینان جلب کرد.

اوج 26 مهر «اوج گستره» است. در این روز رکورد تعداد کانال‌های فعال (بیش از ۲٬۱۶۱ کانال) و رکورد یک‌ساعته کل بازه (۷۴۶ پست در ساعت ۱۸:۰۰) ثبت شد. موضوع غالب، حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو و انتشار نظرسنجی‌های انتخاباتی بود. این اوج گسترش افقی روایت را نشان می‌دهد: خبری واحد در همان روز توسط شمار زیادی از کانال‌ها بازنشر می‌شود، بی‌آنکه لزوماً عمق بیشتری پیدا کند.

اوج یکم آبان «اوج حجم و اشباع» است. در این روز بیشترین تعداد پست روزانه، حدود ۳٬۵۷۶ پست، منتشر شد، اما میانگین بازدید هر پست به ۳٬۶۰۱ فروکش کرد. تولیدکنندگان محتوا افزایش یافتند، ولی ظرفیت و حوصله مخاطب پر شده بود. عبارت «۷۲ ساعت آینده» و نظرسنجی‌های نهایی در این روز بیشترین تکرار را داشتند.


برآورد بازدید کل روز اول آبان حدود ۱۲٫۹ میلیون است که تقریباً با میانگین هفته‌ی پایانی (حدود ۱۲ میلیون) برابر است. نتیجه آن‌که اول آبان جهشی ناگهانی نبود، بلکه نقطه‌ای روی یک کفِ بالای اشباع‌شده‌بود. افزون بر این، میانگین کل بازه، یعنی ۲۱۲ میلیون بازدید در ۳۱ روز، حدود ۶٫۸ میلیون بازدید روزانه است؛ رقمی که با مسیر ۲ تا ۱۲ میلیونی سازگار است و اعتبار داخلی داده‌ها را تأیید می‌کند.

مقایسه با میانگین کل بازه، اقتصاد توجه را روشن‌تر می‌کند. هر پست در اوج شدت حدود ۱٫۷ برابر میانگین کل بازدید گرفت، اما در اوج اشباع حدود ۱۵ درصد زیر میانگین ماند. افت میانگین بازدید هر پست از ۷٬۲۳۷ به ۳٬۶۰۱ برابر با کاهشی حدود ۵۰ درصدی است. به بیان اقتصادی، عرضه‌ی محتوا رشد کرد، اما بازدهی نهایی هر واحد محتوا کاهش یافت؛ نشانه‌ای کلاسیک از بازدهی نزولی در بازار توجه.

چهار لایه‌ی کانال و اقتصاد توجه

کانال‌های تلگرام فارسی در این موضوع یکدست نیستند و به چهار گروه متمایز تقسیم می‌شوند. این تفکیک نشان می‌دهد «تعداد پست» و «مجموع بازدید» برای سنجش نفوذ رسانه‌ای کافی نیستند و برای فهم دقیق فضا باید به لایه اثرگذار توجه ویژه کرد.

گروه نخست ماشین‌های تولید انبوه‌اند، مانند «آخرین پارادایم سقوط» با ۲۶۳ پست و «اتاق جنگ» با ۱۷۸ پست. این کانال‌ها بیشترین تعداد پست را منتشر می‌کنند، اما لزوماً بازدید بالایی نمی‌گیرند و کارکردشان پر کردن جریان خبری از راه بازنشر سریع است.

گروه دوم غول‌های جذب مخاطب‌اند. «ایران اینترنشنال» با ۵٫۵ میلیون بازدید از ۱۰۴ پست و «خبرفوری ایران آمریکا فوری» با ۵٫۱ میلیون بازدید از ۹۰ پست بیشترین مجموع بازدید را دارند و مخاطب انبوه را با تیترهای جنگی جذب می‌کنند.

گروه سوم اثرگذارانند. «وحید آنلاین» تنها با ۱۲ پست، میانگین ۲۵۲ هزار بازدید برای هر پست گرفت؛ یعنی نزدیک به ۴٫۸ برابر ایران اینترنشنال و ۴٫۵ برابر خبرفوری، و حدود ۶۰ برابر میانگین کل بازه. مجموع بازدید این کانال حدود ۳ میلیون برآورد می‌شود، یعنی بیش از نیمی از بازدید ایران اینترنشنال با کمتر از ۱۲ درصد از تعداد پست‌های آن. این کانال تنها کانالی است که در هر سه لایه‌ی بازدیدساز، اثرگذار و تخصصی حضور دارد.

گروه چهارم تخصصی‌هایی هستند مانند «وارروم با یاشار» که منحصراً به نظرسنجی‌های انتخاباتی اسرائیل می‌پردازد و «فایتر رادار» که پوشش نظامی دارد.

نقشه‌ی حرارتی یک شکاف مهم را نشان می‌دهد: شدت رنگ در ستون تعداد پست و در ستون بازدید هر پست تقریباً در جهت مخالف هم حرکت می‌کند. هر چه کانال پرتولیدتر است، اثر ثبت‌شده برای هر پستش کمتر یا دست‌کم کمتر قابل مشاهده است. از این‌رو سنجش نفوذ با شمارش پست، چه در پایش رسانه‌ای و چه در تصمیم‌های تبلیغاتی، به برآوردی گمراه‌کننده می‌انجامد.


شخصی‌سازی و جایگاه ایران در روایت

در این ۵۰ هزار پست، نام «نتانیاهو» با حدود ۲۳ هزار ارجاع، شامل نام کامل، سمت و لقب «بی‌بی»، پرتکرارترین موجودیت است؛ رقمی که تقریباً ۱٫۸ برابر ارجاع به «ترامپ» (حدود ۱۳ هزار) است. رقبای انتخاباتی او، از جمله بنت، لاپید، لیبرمن و آیزنکوت، حضور دارند اما سهم هر کدام بسیار کوچک‌تر است. نتیجه آن‌که انتخابات اسرائیل در این فضا به «همه‌پرسی درباره یک نفر» بدل شده است و شخصی‌سازی از دو سو عمل می‌کند: موافقان و مخالفان، هر دو همه‌چیز را به نتانیاهو نسبت می‌دهند.

در سوی دیگر، ایران با حدود ۴٬۸۰۰ ارجاع، شامل تهران و جمهوری اسلامی، حضوری کم‌رنگ‌تر از اسرائیل و آمریکا دارد. نکته مهم‌تر جایگاه ایران است: ایران تقریباً همیشه «موضوع حمله» یا «هدف» بازنمایی می‌شود، نه «بازیگر» و تصمیم‌گیرنده. مقامات ایرانی نیز غایب‌اند: پزشکیان ۳۵۹، عراقچی ۳۱۴ و قالیباف ۱۷۱ ارجاع دارند. مجموع این سه چهره، یعنی ۸۴۴ ارجاع، کمتر از ۴ درصد ارجاع به نتانیاهو است. روایتی که درباره‌ی ایران ساخته می‌شود، عملاً بدون حضور مؤثر تصمیم‌گیران ایرانی ساخته می‌شود.

شبکه‌ی پنهان بازنشر و اقتصاد رسانه‌ای

یکی از یافته‌های ساختاری این پژوهش کشف شبکه‌ای پنهان از بازنشر است. برخلاف تصور رایج، تنها ۳٫۸ درصد پست‌های تلگرام فارسی در این بازه فوروارد رسمی بودند؛ یعنی حدود ۱٬۹۰۰ پست از ۵۰ هزار پست. در عوض، دست‌کم ۱۲ کانال خبری شناسایی شد که متن یکسان را با فاصله‌ی چند دقیقه تا چند ساعت، به‌شکل کپی متن، بازنشر می‌کنند.

برای نمونه، متن «شبکه ۱۵ اسرائیل: ایران ممکن است حمله‌ی پیش‌دستانه کند» هم‌زمان در «خبر ۱۸+»، «خبرفوری جنگ آمریکا»، «الو نیوز»، «کار آنلاین» و «اکو امین» منتشر شده است. این الگو نشان می‌دهد تعداد بالای پست‌ها و کانال‌ها لزوماً به معنای تنوع روایی نیست. این شبکه‌ها ستون فقرات اوج‌های گستره، مانند ۲۶ مهر را می‌سازند و بخش مهمی از اقتصاد توجه را به سمت خود هدایت می‌کنند. ۵۰ هزار پست، ۵۰ هزار صدای مستقل نیست و جریانی محدود بخش بزرگی از آن را هدایت می‌کند.

تناقض درون‌منبعی و نقش اکسیوس

تحلیل پست‌های پربازدید نشان می‌دهد اوج‌های وایرال نه از تنوع منابع، بلکه از تناقض درون یک منبع واحد برمی‌خیزند. اکسیوس در برخی روزها همزمان چند خبر ناسازگار منتشر می‌کرد: یک روز «ترامپ از اسرائیل خواست حمله کند»، روز بعد «آمریکا از اسرائیل چنین چیزی نخواسته» و هم‌زمان «ترامپ به نتانیاهو گفت آماده شو».این خبرها در تلگرام فارسی به‌شدت بازنشر شدند و نوعی «چندصدایی» ساختند که در واقع از یک منبع می‌آمد. رسانه‌های فارسی‌زبان با پمپاژ همزمان خبرهای متناقض از یک منبع، فضای روانی جامعه را ملتهب‌تر کردند. اکسیوس با ۲٬۲۴۸ ارجاع بیش از دو برابر عبارت «انتخابات کنست» (۹۶۵ ارجاع) تکرار شده است و به‌روشنی منبع مسلط این گفتمان به شمار می‌رود؛ یعنی روایت درباره‌ی انتخابات اسرائیل بیش از آن‌که از خود انتخابات تغذیه شود، از یک رسانه‌ی آمریکایی تغذیه می‌شود.

ضدروایت و صدای سوم

گفتمان تلگرام فارسی کاملاً تک‌صدایی نبود. ضدروایتی با مضمون «نیازی به حمله نیست» وجود داشت که بیشتر از نهادهای امنیتی اسرائیل، از جمله ژنرال زامیر، رئیس ستاد ارتش، و کاتز، وزیر دفاع، و نیز شبکه‌های ۱۲ و ۱۵ اسرائیل می‌آمد. با این حال بازدید این ضدروایت (حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ هزار) به‌طور محسوسی کمتر از روایت جنگ (۲۰۰ تا ۵۷۵ هزار) بود.


نمودار فوق نشان می‌دهد حتی کم‌بازدیدترین پست‌های روایت جنگ هم بالاتر از بیشینه‌ی بازدید ضدروایت قرار می‌گیرند و این دو دامنه اساساً هم‌پوشانی ندارند. بر این اساس، بازار توجه به خبر هشداردهنده پاداش می‌دهد و به خبر آرام‌کننده پاداش کمتری می‌دهد. نکته‌ی جالب این بود که هرچه به روز انتخابات نزدیک‌تر می‌شدیم، یعنی از ۲۹ مهر تا اول آبان، ضدروایت پررنگ‌تر شد؛ گویی نهادهای امنیتی اسرائیل برای مهار تنش علناً موضع می‌گرفتند. روایت سومی نیز وجود داشت. «ایران اینترنشنال» در تحلیلی از جمشید برزگر مطرح کرد که انتخابات آمریکا و اسرائیل به «ترمز موقت» برای تشدید درگیری بدل شده است. این روایت نه جنگ‌محور بود و نه ضدجنگ امنیتی، بلکه چارچوبی تحلیلی و متفاوت عرضه می‌کرد.

غیبت‌ها و محدودیت نمونه‌ی وایرال

در بررسی ۳۰۰ پست پربازدید مشخص شد برخی جریان‌ها در آن‌ها غایب‌اند. جریان سلطنت‌طلب، با برچسب‌هایی مانند #جاویدشاه و #گارد_جاویدان و موضوع فلسطین، با بیش از ۲۰۰ پست در مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، در کل ۵۰ هزار پست حضور داشتند، اما در ۳۰۰ پست پربازدید تقریباً اثری از آن‌ها نبود. بنابراین آن‌چه وایرال می‌شود با کل گفتمان یکی نیست و هر پایشی که فقط پست‌های پربازدید را دنبال کند، بخشی از فضای واقعی تلگرام را از دست می‌دهد.

پیامدهای راهبردی و اقتصادی

یافته‌های این پژوهش برای تصمیم‌گیران و فعالان فضای رسانه‌ای و اقتصادی پیامدهای مهمی دارد:

نخست آن که برای پیش‌بینی خبر داغ فردای تلگرام فارسی باید اخبار رسانه‌های غربی و اسرائیلی، مانند اکسیوس، معاریو و فایننشال تایمز را رصد کرد، نه خود تلگرام را. تلگرام فارسی واکنشی است و با یک تا دو روز تأخیر به این منابع پاسخ می‌دهد. چرخه‌ی تولید خبر در آن به منابع خارجی وابسته است و بدون رصد منبع، پیش‌بینی ممکن نیست.

دوم آن که حجم بالای پست‌ها و بازدیدها فریبنده است. بخش بزرگی از این حجم ناشی از کپی یک شبکه‌ی محدود است و می‌تواند «توهم تنوع» بسازد؛ بنابراین باید به‌دنبال روایت‌های مستقل بود، نه تعداد پست.

سوم آن که در تحلیل نفوذ باید بر کانال‌های اثرگذار، یعنی گروه سوم، متمرکز شد و نه بر کانال‌های پرتولید. کانالی با ۱۲ پست می‌تواند اثری بیش از کانالی با ۲۶۳ پست داشته باشد.

چهارم آن که پدیده‌ی اشباع توجه در روزهای پایانی نشان می‌دهد مخاطب از بمباران خبری خسته شده است. برای پیام‌رسانی در چنین شرایطی، کیفیت و تحلیل مهم‌تر از حجم و تکرار است و این پیامی اقتصادی است: در بازار توجه، تولید بیشتر لزوماً به بازدهی بیشتر نمی‌انجامد.

پنجم آن که ایران در افکار عمومی این فضا «هدف» دیده می‌شود نه «بازیگر». مدیریت این فضا نیازمند تولید محتوایی است که ایران را از موضع واکنش‌پذیری خارج کند و به‌عنوان کنشگری فعال نشان دهد.

ششم آن که ضدروایت «نیازی به حمله نیست» از نهادهای امنیتی اسرائیل می‌آید و در روزهای نزدیک به انتخابات پررنگ‌تر می‌شود. این سیگنال می‌تواند نشانه کنترل تنش باشد، نه ضعف روایت جنگ؛ و تفکیک این دو برای تحلیل دقیق ضروری است.

و هفتم آن که برای پیش‌بینی پس از انتخابات باید بر «ساختار» تأکید کرد، نه «شخص». چون روایت غالب شخص‌محور است و همه‌چیز به نتانیاهو گره خورده، تحلیل پس از انتخابات اسرائیل باید ساختار حزبی، ائتلافی و نهادهای امنیتی را هم در نظر بگیرد، نه فقط نتیجه نتانیاهو را.