میلیاردها دلار پای مشعل
نروژ با قانونگذاری، مالیات بر انتشار و توسعه شبکه انتقال، گاز همراه نفت را از شعلهها دور کرد و به بخشی از چرخه تولید و اقتصاد رساند
در بسیاری از میدانهای نفتی جهان، شعله مشعلها از جایی شروع میشود که زیرساخت گاز هنوز آماده نیست. نفت تولید و راهی بازار میشود، اما گاز همراه آن، مشتری، خط لوله یا واحد فرآورش ندارد؛ بنابراین شرکتها برای متوقفنشدن تولید نفت، این گاز را در مشعلهای بلند میسوزانند. فلرسوزی در شرایط اضطراری بخشی از سامانه ایمنی تأسیسات است؛ اما وقتی به راهی دائمی برای حل مشکل زیرساخت تبدیل شود، هم یک منبع انرژی قابلاستفاده را از بین میبرد و هم باعث انتشار گازهای گلخانهای میشود. نروژ از دهه ۱۹۷۰ تلاش کرد این ترتیب را تغییر دهد. در این کشور، سرنوشت گاز همراه باید از زمان طراحی میدان مشخص شود، نه پس از آغاز تولید. بخشهایی از گزارش روزنامه پیام ما را میخوانید که کوشیده این تجربه درخشان را بررسی کند.
نروژ از کجا شروع کرد؟
نروژ زمانی وارد صنعت نفت شد که هنوز بخش بزرگی از ظرفیت منابع خود را نمیشناخت. نخستین تولید تجاری نفت این کشور از میدان «اکوفیسک» در سال ۱۹۷۱ آغاز شد؛ همان سالی که پارلمان نروژ مجموعهای از اصول سیاست نفتی را تصویب کرد. این اصول بعدها به «فرمانهای دهگانه نفتی» معروف شدند و بر کنترل ملی منابع، ایجاد صنعت داخلی و استفاده بلندمدت از درآمدهای نفتی تأکید داشتند.
در میان این اصول، محدودکردن سوزاندن گاز قابلاستفاده جایگاه مهمی داشت. براساس اسناد دولت نروژ و گزارش بانک جهانی، سیاست این کشور از همان دهه ۱۹۷۰ بر این پایه قرار گرفت که گاز قابلبهرهبرداری نباید بدون دلیل موجه در مشعل سوزانده شود و فلرسوزی تنها در دورههای کوتاه آزمایشی یا برای نیازهای ایمنی پذیرفته شود.
این تصمیم در سالهای بعد به مقررات مشخصتری تبدیل شد. «قانون نفت نروژ» و مقررات مربوط به فعالیتهای نفتی، شرکتها را ملزم میکند تولید و استفاده از منابع را به شکلی برنامهریزی کنند که بیشترین مقدار ممکن از نفت و گاز مخزن برداشت شود. فلرسوزی نیز در چارچوب مجوزهای تولید و توسعه میدان بررسی میشود.
بانک جهانی در بررسی مقررات نروژ مینویسد که سوزاندن گاز بیش از مقدار لازم برای ایمنی عملیات، به تأیید نهاد ناظر نیاز دارد. آژانس بینالمللی انرژی نیز سیاست نروژ را نمونهای از ممنوعیت فلرسوزی غیراضطراری معرفی کرده است. بنابراین، عبارت دقیقتر درباره نروژ این نیست که «فلر را ممنوع کرده است»، بلکه این است که فلرسوزی عادی و مستمر را از نظر قانونی و اقتصادی دشوار و محدود کرده است.
گاز باید در نقشه میدان جایی داشته باشد
در پروژههای نفتی، تصمیم درباره گاز همراه میتواند سرنوشت اقتصادی میدان را تغییر دهد. گاز ممکن است در همان تأسیسات مصرف شود، برای تولید برق به کار رود، به شبکه انتقال برسد، به کشورهای دیگر صادر شود یا برای حفظ فشار مخزن دوباره به زیر زمین تزریق شود.
در نروژ، انتخاب میان این مسیرها قرار نیست بعد از آغاز تولید انجام شود. شرکت باید در طرح توسعه میدان، نحوه تولید، فرآورش و انتقال نفت و گاز را توضیح دهد. ظرفیت خطوط لوله، واحدهای فرآورش، تجهیزات اندازهگیری و میزان احتمالی فلرسوزی نیز در فرایند بررسی طرح وارد میشود.
در گزارشهای منتشرشده از سوی اداره دریایی نفت نروژ آمده است که طراحی تأسیسات از نظر فلرسوزی، بخشی از ارزیابی کلی طرحهای توسعه و بهرهبرداری میدان است. دولت نیز از طریق مجوزهای تولید، میزان مجاز فلرسوزی و شرایط آن را کنترل میکند.
این روش، ترتیب معمول تصمیمگیری را تغییر میدهد. در یک مدل ضعیف، ابتدا نفت تولید میشود و سپس شرکت برای گاز همراه به دنبال راهحل میگردد. اگر در این فاصله خط لوله یا بازار مصرف آماده نباشد، فلر به راهحل موقت تبدیل میشود؛ راهحلی که ممکن است سالها ادامه پیدا کند.
در مدل نروژی، مدیریت گاز بخشی از طراحی میدان است. اگر ظرفیت انتقال گاز با میزان تولید هماهنگ نباشد، پروژه باید اصلاح شود. ممکن است آغاز تولید به تعویق بیفتد، ظرفیت فرآورش تغییر کند یا بخشی از گاز به مخزن بازگردانده شود. به این ترتیب، گاز از حاشیه پروژه به یکی از اجزای اصلی آن تبدیل میشود.
مالیات، شعله را گران کرد
همه بهخوبی میدانیم که قانون بهتنهایی نمیتواند رفتار اقتصادی شرکتها را تغییر دهد. اگر سوزاندن گاز ارزانتر از جمعآوری و انتقال آن باشد، شرکت ممکن است حتی با وجود محدودیت قانونی نیز به دنبال راههای فرعی برای ادامه فلرسوزی برود. نروژ برای تغییر این محاسبه، هزینه انتشار را نیز وارد فعالیت نفتی کرد.
این کشور از سال ۱۹۹۱ برای انتشار دیاکسیدکربن ناشی از فعالیتهای نفتی فراساحلی مالیات وضع کرد. فلرسوزی در کنار مصرف سوخت، تولید برق و دیگر فعالیتهای منتشرکننده، در مجموعه سیاستهای اقلیمی صنعت نفت قرار گرفت. نروژ همچنین از سازوکار تجارت انتشار گازهای گلخانهای اروپا استفاده میکند.
در نتیجه، سوزاندن گاز سه هزینه همزمان دارد: شرکت محصولی قابلفروش را از دست میدهد، برای انتشار هزینه پرداخت میکند و باید درباره میزان و علت فلرسوزی به نهاد ناظر پاسخ دهد. این هزینهها باعث میشوند استفاده از گاز، انتقال آن یا تزریق دوباره به مخزن در بسیاری از پروژهها از نظر اقتصادی جذابتر شود.
البته مالیات، علت مستقل کاهش فلرسوزی نیست. اگر میدان از بازار فاصله داشته باشد یا زیرساخت انتقال وجود نداشته باشد، مالیات بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. تجربه نروژ از ترکیب مالیات با مقررات، زیرساخت و نظارت شکل گرفته است.
زیرساختی که پیش از بحران ساخته شد
یکی از تفاوتهای اصلی نروژ با بسیاری از کشورهای نفتخیز، توسعه همزمان شبکه گاز با صنعت نفت بود. نخستین خطوط بزرگ انتقال گاز نروژ از اوایل دهه ۱۹۷۰ ساخته شدند و شبکه بهتدریج میدانهای دریایی را به مراکز فرآورش و بازارهای اروپایی متصل کرد. گاز تولیدشده از فلات قاره نروژ از طریق خطوط لوله زیردریایی به مراکز فرآورش میرسد و سپس به مصرفکنندگان داخلی و خارجی منتقل میشود.
امروز تقریباً همه نفت و گاز تولیدشده در فلات قاره نروژ به بازارهای دیگر میرود. براساس گزارش اداره دریایی نفت نروژ، فروش گاز این کشور در سال ۲۰۲۴ به ۱۲۴ میلیارد مترمکعب رسید؛ رقمی که بالاترین میزان ثبتشده در تاریخ تولید گاز نروژ بود. در پایان همان سال نیز ۹۴ میدان در فلات قاره این کشور در حال تولید بودند.
این ارقام فقط نشاندهنده بزرگی تولید نروژ نیستند؛ اهمیت آنها در این است که گاز تولیدی در مقیاس وسیع به شبکهای متصل است که امکان فروش و انتقال آن را فراهم میکند. در چنین شرایطی، سوزاندن گاز قابلانتقال نهتنها از نظر زیستمحیطی، بلکه از نظر اقتصادی نیز تصمیمی پرهزینه است.
شبکه انتقال همچنین امکان اتصال میدانهای کوچکتر به زیرساختهای موجود را فراهم کرده است. بسیاری از میدانهای جدید نروژ بهجای ساخت تأسیسات مستقل، به میدانها و خطوط لوله موجود متصل میشوند. این مدل، هزینه توسعه را کاهش میدهد و احتمال آن را کم میکند که گاز همراه یک میدان کوچک بدون مسیر انتقال باقی بماند.
جهان هنوز در نقطه مقابل نروژ است
در مقیاس جهانی، فلرسوزی همچنان یکی از بزرگترین اتلافهای صنعت نفت و گاز است. براساس گزارش «ردیاب جهانی فلرسوزی» بانک جهانی، در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶۷ میلیارد مترمکعب گاز در تأسیسات بالادستی نفت و گاز و واحدهای مایعسازی گاز سوزانده شد. ارزش انرژی ازدسترفته حدود ۵۴ میلیارد دلار برآورد شده و انتشار حاصل به نزدیک ۴۰۰ میلیون تن معادل دیاکسیدکربن رسیده است. عدد سال ۲۰۲۴ نیز قابلتوجه بود. طبق گزارش سالانه بانک جهانی، در آن سال ۱۵۱ میلیارد مترمکعب گاز سوزانده شد؛ بالاترین میزان از سال ۲۰۰۷. بانک جهانی علت فلرسوزی را ترکیبی از نبود زیرساخت انتقال، فاصله میدانها از بازار، محدودیت اقتصادی جمعآوری گاز، مشکلات عملیاتی و ضعف مقررات میداند.
در بسیاری از کشورها، نفت محصول اصلی و گاز همراه محصول فرعی تلقی میشود. شرکت برای رسیدن به نفت سرمایهگذاری میکند و گاز زمانی مورد توجه قرار میگیرد که تولید آغاز شده باشد. اگر بازار یا خط لوله آماده نباشد، فلر سادهترین راه ادامه تولید است.نروژ این ترتیب را تغییر داد. در این کشور، گاز بخشی از برنامه توسعه میدان، بخشی از محاسبه اقتصادی پروژه و بخشی از مسئولیت قانونی اپراتور است.
آیا این تجربه قابل تکرار است؟
نسخه نروژ را نمیتوان بدون تغییر در همه کشورها اجرا کرد. این کشور از بازار بزرگ اروپا فاصله زیادی ندارد، منابع مالی و نهادهای نظارتی قدرتمندی دارد و صنعت نفت آن طی چند دهه با سرمایهگذاری سنگین در خطوط لوله و مراکز فرآورش توسعه یافته است. در برخی کشورها، میدانها در مناطق دورافتاده قرار دارند، گاز ترکیب نامناسبی برای انتقال دارد یا بازار داخلی برای آن وجود ندارد. با این حال، اصول تجربه نروژ قابل انتقال است. نخست، دولت باید پیش از صدور مجوز تولید، درباره سرنوشت گاز همراه تصمیم بخواهد. دوم، فلرسوزی عادی باید ممنوع یا محدود و فقط برای شرایط مشخص مجاز شود. سوم، مقدار گاز سوزاندهشده باید اندازهگیری و علت آن گزارش شود. چهارم، شرکتها باید هزینه انتشار و اتلاف گاز را در محاسبات اقتصادی خود وارد کنند. پنجم، زیرساخت انتقال و فرآورش باید همزمان با توسعه میدان طراحی شود. آژانس بینالمللی انرژی در گزارشهای خود درباره کاهش انتشار متان تأکید میکند که توقف فلرسوزی و تخلیه غیراضطراری، یکی از مؤثرترین سیاستها برای کاهش انتشار در صنعت نفت و گاز است. اما همین آژانس تأکید دارد که قانون بدون اندازهگیری، نظارت و ضمانت اجرا نتیجه کافی ندارد. در سالی که جهان ۱۶۷ میلیارد مترمکعب گاز را در مشعلها سوزاند، تجربه نروژ یک پیام روشن دارد: شعله فلر همیشه نتیجه اجتنابناپذیر استخراج نفت نیست. گاهی نتیجه تصمیمی است که پیش از آغاز تولید گرفته نشده است.