از کاهش قیمت در مادرید تا خاموشی در تهران
روایت سه الگوی متفاوت از مواجهه با بحران انرژی
حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، انرژی را از حوزهای فنی و اقتصادی به مسئلهای راهبردی تبدیل کرد. با بستهشدن تنگۀ هرمز و اختلال در زنجیرۀ تأمین انرژی منطقه، قیمت گاز و نفت در بازارهای جهانی جهش کرد و کشورهایی که ساختار تولید برقشان به سوختهای فسیلی وابسته بود، ضربههای سنگینتری را تجربه کردند. این تحولات نشان داد که در بحرانهای ژئوپلیتیکی، آنچه واقعاً تعیین میکند یک کشور تا کجا آسیبپذیر است، نه صرفاً میزان ذخایر یا ظرفیت تولید، بلکه ترکیب و تنوع سبد انرژی آن است. از همین منظر، دادههای تولید برق معنایی فراتر از شاخصهای توسعهای پیدا میکنند. آنچه پیشازاین عمدتاً در چارچوب اهداف اقلیمی یا سیاستگذاری انرژی خوانده میشد، اکنون به شاخصی برای سنجش تابآوری تبدیل شده است. مقایسۀ مسیر چند کشور در تحول ساختار تولید برق نشان میدهد وابستگی به منابع فسیلی و سهم انرژیهای تجدیدپذیر، چگونه موقعیت کشورها را از آسیبپذیر تا انعطافپذیر مشخص میکند. مسیرهایی که هر یک نسبت خاص خود را با پرسش امنیت انرژی دارند.
کاهش قیمت برق در اسپانیا
اسپانیا از جمله کشورهایی بود که در بازآ جنگ اخیر و اختلال در تنگه هرمز، با بحران شدید قیمتی مواجه نشد و در برخی مواقع کاهش قیمت برق را نیز تجربه کرد [1]. دلیل این کاهش قیمت، سهم بالای تولید برق از منابع تجدیدپذیر در این کشور است.
بررسی ساختار تولید برق در اسپانیا نشاندهنده یک تغییر ساختار چشمگیر در سهم منابع فسیلی است. در اواسط دهۀ ۱۹۸۰، زغالسنگ با سهمی معادل ۴۴ درصد، یکی از ارکان اصلی سبد تولید برق این کشور بود و مجموع سوختهای فسیلی (شامل زغالسنگ، گاز و نفت) بیش از نیمی از کل تأمین برق را به خود اختصاص میدادند. بااینحال، طی یکروند کاهشی مستمر، نقش زغالسنگ بهشدت کاهش یافت و در سال ۲۰۲۵ به کمتر از نیم درصد رسید. این کاهش ساختاری، سهم کل سوختهای فسیلی را در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲۵ درصد کاهش داد و وابستگی این کشور به منابع سنتی فسیلی را به نصف رساند.

در همین حال، ساختار انرژی اسپانیا شاهد رشد شتابان و همزمانِ منابع تجدیدپذیر بوده است. در شرایطی که سهم انرژی بادی در سال ۲۰۰۰ تنها حدود ۲ درصد از کل تولید برق بود، این منبع با توسعه پایدار توانست سهم خود را در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۲۰ درصد برساند. انرژی خورشیدی نیز دگرگونی چشمگیری را ثبت کرد و سهم این انرژی که در سال ۲۰۱۵ حدود ۵ درصد از کل سبد برق کشور بود، در طول یک دهه با روندی صعودی به نزدیک ۲۲ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت. در نتیجه این تغییرات ساختاری، مجموع سهم منابع تجدیدپذیر (شامل نیروگاههای برقآبی، بادی، خورشیدی و زیستتوده) از حدود ۲۵ درصد در سال ۱۹۸۵ به نزدیک 56 درصد در سال ۲۰۲۵ رسید و تجدیدپذیرها را به منبع اصلی تولید برق در این کشور تبدیل کرد.
حذف زغالسنگ و تثبیت تجدیدپذیرها در پرتغال
تحلیل روند ساختار انرژی در پرتغال نشاندهندۀ تغییر موازنه میان سوختهای فسیلی و منابع تجدیدپذیر طی سه دهۀ گذشته است. در سال ۱۹۹۰، بیش از ۶۵ درصد از کل برق تولیدی این کشور از منابع فسیلی تأمین میشد و مجموع منابع تجدیدپذیر سهمی نزدیک به ۳۵ درصد داشتند که تقریباً تمام آن متکی به نیروگاههای برقآبی بود. بااینحال، پرتغال در این بازه زغالسنگ را به طور کامل از سبد تولید خود حذف کرد و سهم آن را در سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به صفر درصد رسانده است. این روند نزولی، سهم کل سوختهای فسیلی در سبد انرژی کشور را در سال ۲۰۲۵ به ۱۹ درصد کاهش داد.

بهموازات این کاهش فسیلی، تنوعبخشی به سبد تجدیدپذیرها باتکیهبر باد و خورشید شتاب گرفت. انرژی بادی که در سال ۲۰۰۰ سهمی معادل کمتر از نیم درصد داشت، در سال ۲۰۲۵ به یکی از منابع اصلی تأمین برق تبدیل شد و نزدیک به ۲۷ درصد از کل تولید را به عهده گرفت. همچنین، انرژی خورشیدی که تا سال ۲۰۱۰ سهمی ناچیز و نزدیک به صفر داشت، با یک رشد تدریجی و منظم در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱۷ درصد رسید. در نتیجه این تحولات ساختاری و ثبات نسبی سهم نیروگاههای برقآبی (در حدود ۳۰ درصد)، مجموع سهم منابع تجدیدپذیر در پرتغال از حدود ۳۵ درصد در سال ۱۹۹۰ به بیش از ۸۱ درصد در سال ۲۰۲۵ ارتقا یافت تا این کشور به کشوری با تابآوری بالا در بخش انرژی بر پایه منابع پاک تبدیل شود.
ایران در مسیر فسیلی شدن
ایران به دلیل آن که منابع نفت و گازی گستردهای در اختیار دارد شاید به آن معنا درگیر تنشهای ناشی از بحران انرژی در دنیا نشود؛ اما بهگونهای دیگر همواره با این مسئله در سالهای اخیر درگیر بوده است. جز مسئلۀ یارانههای انرژی که در چند سال گذشته زیاد به آن پرداخت شده است، قطعیهای مداوم برق در نقاط مختلف کشور و فشار پایین گاز در فصلهای سرد سال نیز به تجربهای جمعی در ایران تبدیل شده است که یکی از دلایل آن اتکای زیاد برق تولیدی بر سوخت فسیلی و مشخصاً گاز در ایران است. این وضعیت در جنگ اخیر با حمله به نیروگاههای برق و گاز و کاهش تولید برق به مسئلهٔ داغ در حاشیه پیامدهای جنگ تبدیل شد.

برخلاف مسیر حرکت اسپانیا و پرتغال به سمت انرژیهای پاک، ساختار تولید برق در ایران روندی معکوس را طی کرده و وابستگی خود به سوختهای فسیلی را بهشدت افزایش داده است. در شرایطی که در سال ۱۹۸۵ مجموع سوختهای فسیلی (شامل گاز، نفت و زغالسنگ) نزدیک به ۸۵ درصد از سبد تولید برق را تشکیل میدادند، این سهم با افزایشی مداوم در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۹۴ درصد رسیده است. نکته مهم دیگر، تمرکز شدید سبد انرژی ایران بر گاز طبیعی است. سهم گاز در تولید برق ایران از حدود ۳۵ درصد در سال ۱۹۸۵ با جهشی مستمر به نزدیک ۹۰ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایشیافته که نشاندهنده اتکای بسیار بالا به یک حامل انرژی است. در همین بازه، سهم کل منابع تجدیدپذیر ایران (که عمدتاً محدود به نیروگاههای برقآبی است و سهم ناچیزی از بادی و خورشیدی دارد) نهتنها توسعهنیافته، بلکه از حدود ۱۵ درصد در سال ۱۹۸۵ به کمتر از ۴ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهشیافته است که سهم بسیار محدود و حاشیهای انرژیهای نو را در ساختار تولید برق کشور برجسته میکند.
جمعبندی
تفاوت در ساختار تولید برق کشورها نشان میدهد تابآوری انرژی بیش از آنکه تابع ظرفیت تولید باشد، به میزان تنوع و توازن در سبد انرژی وابسته است. در نمونههای اروپایی، حرکت تدریجی به سمت ترکیب متنوعی از انرژیهای بادی، خورشیدی و برقآبی، به کاهش وابستگی به منابع فسیلی و افزایش انعطافپذیری سیستم انجامیده است. بهگونهای که امکان سازگاری با تغییرات بیرونی در این ساختارها تقویت شده است. در مقابل، در ساختار انرژی ایران، تمرکز فزاینده بر گاز طبیعی و محدود ماندن سهم انرژیهای تجدیدپذیر، به شکلگیری الگویی منجر شده که در آن تنوع منابع کاهشیافته و اتکای سیستم به یک حامل اصلی افزایشیافته است؛ وضعیتی که از منظر تابآوری، ظرفیت سازگاری را محدود میکند. در مجموع، آنچه از مقایسه این مسیرها به دست میآید این است که مسئله اصلی در نظامهای انرژی نه صرفاً گذار به منابع جدید، بلکه نحوه ترکیب و توزیع منابع در سبد تولید برق است؛ عاملی که تعیین میکند یک سیستم انرژی در برابر شوکهای بیرونی تا چه اندازه پایدار یا شکننده خواهد بود.
[1]https://www.reuters.com/sustainability/boards-policy-regulation/renewables-vogue-iran-war-drives-up-europe-power-prices-2026-04-27/