قلمرو رفاه

نقش رسانه‌ها در شرایط بحران

تنها انتظار از مردم برای بالا بردن سواد رسانه‌ای کافی نیست. باید از رسانه‌هایمان بخواهیم که در انتشار خبر، تحلیل و تبلیغ، فریبکاری نکنند و چارچوب‌بندی‌های درستی داشته باشند

14 آبان 1405 - 14:00 | اندیشه انتقادی
تنظیم نمایش متن

نشست ششم از سلسله‌نشست‌های تخصصی با عنوان «سواد رسانه‌ای و تاب‌آوری اجتماعی در شرایط بحران» با حمایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات روز دوشنبه چهارم آبان ۱۴۰۵ در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

در این نشست با حضور مهدی زارع، عضو هیأت علمی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله؛ حسین شیخ‌رضایی، عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران؛ و علیرضا شریعتمداری طالقانی، دکتری تخصصی بیوانفورماتیک از دانشگاه تهران و بنیان‌گذار رسانه ویرا به ارائه‌ی سخنرانی پرداختند.

در ابتدای جلسه بهاره صفوی، دبیر نشست و عضو هیات‌مدیره انجمن ترویج علم ایران، با اشاره به شعار یونسکو در هفته سواد رسانه‌ای («همه ما نقش داریم؛ سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برای مردم»)، بر این نکته تأکید کرد که صرفاً انتظار از مردم برای بالا بردن سواد رسانه‌ای کافی نیست: «باید از رسانه‌هایمان بخواهیم که در انتشار خبر، تحلیل و تبلیغ، فریبکاری نکنند و چارچوب‌بندی‌های درستی داشته باشند.»

رسانه‌ی ناکارآمد، بازگشت جامعه به حالت عادی را به تعویق می‌اندازد

مهدی زارع، عضو هیات علمی پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، بحث را با تعریف تاب‌آوری آغاز کرد و گفت: «تاب‌آوری به معنای قابلیت یک سیستم برای تحمل کمترین آسیب و بازگشت سریع به وضعیت پیش از بحران است. در مقیاس جامعه، این معیار تنها شامل ساختمان‌ها نمی‌شود، بلکه انسان‌ها، نهادها و بخش‌های فرهنگی و اقتصادی را نیز در بر می‌گیرد.»
او رسانه را یکی از شریان‌های حیاتی جامعه دانست که عملکرد درست یا نادرست آن به‌طور مستقیم بر سرعت بازگشت جامعه به شرایط عادی تأثیر می‌گذارد. زارع با اشاره به نقش علم در ایجاد زیرساخت‌های شناختی برای مدیریت ریسک افزود: «در جوامع مدرن، بشر بیشتر با مفهوم "ریسک" (حاصل‌ضرب مخاطره، آسیب‌پذیری و در معرضیت) سر و کار دارد تا صرفاً مخاطره. ریسک برخلاف مخاطره، قابل اندازه‌گیری و مدیریت است.»
او با ذکر نمونه‌هایی از اخبار منتشرشده در سال ۱۴۰۵ (مانند شایعات پیرامون ارتباط میان تحولات نظامی، افزایش بارندگی‌ها و احیای دریاچه ارومیه)، هشدار داد که انتشار گزاره‌های شبه‌علمی باعث ایجاد توهم حل بحران می‌شود. زارع همچنین به پوشش متضاد و سیستماتیک رسانه‌های مختلف در جریان زلزله‌های مرزی اشاره کرد و افزود اگر پدافند مدنی مناسبی در برابر نقش منفی رسانه‌ها وجود نداشته باشد، بحران‌ها با اضطراب و رفتارهای خطرناک آبشاری همراه خواهند شد.

مکانیسم جنگ شناختی و سوگیری‌های ذهنی

در ادامه حسین شیخ‌رضایی، عضو هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، با تفاوت قائل شدن میان جنگ کلاسیک و جنگ شناختی گفت: «در جنگ شناختی، هدف لشکرکشی فیزیکی نیست، بلکه دستکاری سیستم‌عامل شناختی شهروندان است تا اطلاعات را به همان شکلی که مهاجم برنامه‌ریزی کرده است، تجزیه و تحلیل کنند.»
او با اشاره به نظریات «تورسکی و کانمن» درباره سیستم‌های تصمیم‌گیری مغز (تصمیم‌گیری سریع و شهودی در برابر تصمیم‌گیری کند و منطقی)، توضیح داد که جنگ شناختی از خطاهای برخاسته از «سوگیری‌های شناختی» سوءاستفاده می‌کند:
اثر لنگر: نخستین روایتی که به دست مخاطب می‌رسد، بیشترین وزن را در تحلیل او پیدا می‌کند و اصلاح آن دشوار است.
دسترس‌پذیری: رویدادهایی که تصاویر ملموس‌تر و درک‌پذیرتری دارند (مانند سقوط هواپیما در مقایسه با تصادفات جاده‌ای)، وزن بیشتری در قضاوت‌های انسان می‌یابند.
حباب‌های اطلاعاتی: الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی با شخصی‌سازی محتوا، افراد را در اتاق‌های پژواک محصور می‌کنند.
شیخ‌رضایی برای دستیابی به «تاب‌آوری شناختی» راهکارهایی شامل فروتنی شناختی (پرهیز از این تصور که افراد تحصیل‌کرده فریب نمی‌خورند)، مکث پیش از بازنشر هیجانی اخبار، تنوع‌بخشی به منابع اطلاعاتی (دیدن دیدگاه‌های مخالف)، تشخیص هیجانات شخصی و حفظ فضای گفت‌وگو ارائه داد.

خلأ حضور دانشگاهیان در شبکه‌های اجتماعی

علیرضا شریعتمدار طالقانی، دکترای بیوانفورماتیک نیز بر این نکته تأکید کرد که گسترش شبکه‌های اجتماعی و تبدیل شدن کاربران به تولیدکنندگان محتوا، ضرورت سواد رسانه‌ای را دوچندان کرده است. به گفته او، غیبت استادان دانشگاه و نخبگان در این فضا، خلأ بزرگی ایجاد کرده که توسط افراد فاقد تخصص پر شده است. وی همچنین یادآور شد که رسانه‌ها نباید آموزش ایمنی و بحران را به روز حادثه موکول کنند، بلکه آگاهی‌بخشی پیش از بحران نقش مهمی در کاهش سردرگمی و ترس جامعه دارد.