قلمرو رفاه

آیا غول اقتصادی آسیا بالاخره آرام می‌گیرد؟

با ثروتمندترشدن چینی‌ها، ساعات کاری کاهش یافته و چنان‌که در گزارش اخیر یک اندیشکده‌ی دولتی آمده است، فراغت به یک اولویت برای طبقه متوسط تبدیل شده است

29 شهریور 1405 - 00:02 | اقتصاد سیاسی
تنظیم نمایش متن

قلمروی رفاه: در فاصله‌ای نه چندان دور از پکن، در شهر ساحلی آرانیا، این روزها طبقه‌ی متوسط چین دیگر نه برای رقابت‌های شغلی، بلکه برای مراقبه، کتابخوانی در کتابخانه‌های مدرن، تماشای دریا و شرکت در رویدادهای فرهنگی گرد هم می‌آیند. اکونومیست در مقاله‌ای (منتشرشده در دهم سپتامبر 2026) با نگاهی به این تغییر، ظهور فرهنگ فراغت را در بین نسل جوان طبقه‌ی متوسط بررسی می‌کند و بیزاری آنها از «مسابقه‌ی موش‌ها» (Rat Race) را به تصویر می‌کشد. گویا جامعه‌ی شهری چین پس از تثبیت قدرت اقتصادی، اکنون در پی کشف معنای جدیدی از زندگی است. 


ترجمه: ایمان آقابابایی | نزدیک بیدایهه (Beidaihe)، تفریح‌گاه ساحلی‌ای که رهبران چین برای نشست تابستانی خود در آن گرد هم می‌آیند، آرانیا (Aranya) قرار دارد؛ مجموعه‌ای محصور که از آن با عنوان «آرمان‌شهر طبقه متوسط» یاد می‌شود. بازدیدکنندگان در آنجا موج‌سواری می‌کنند، و مراقبه، و در خیابان‌های آراسته‌ و باکلاسی قدم می‌زنند که بسیاری از خانه‌های دوم [افراد] همان‌جاست. سال گذشته بیش از ۴.۶ میلیون گردشگر از این مکان دیدن کردند؛ رقمی که در سال ۲۰۲۴، ۳.۴ میلیون نفر بود. این افراد برای ورود به غذاخوری‌های جمع‌و‌جور صف می‌کشند، در جشنواره‌های تئأتر، موسیقی و فیلم شرکت می‌کنند و کتابخانه بروتالیستی آنجا را تحسین می‌کنند.

ظهور یک طبقۀ بورژوا در چین به دمکراسی منجر نشده است، آن‌گونه که بسیاری امید داشتند؛ اما موجب رونق صنعت فراغتی شده است که به افراد مرفه و بیش‌ازحد پرکار خدماتی می‌دهد که بتوانند دنبال برآورده‌کردن نیازهایشان بروند. گائو پی، معلم پکنی که امسال خانه‌ای برای تعطیلات در آنجا خریده است، می‌گوید: آرانیا بسیار محبوب شده است، چون تجسم همان سبک‌وسیاقی‌ست که مردم می‌خواهند زندگی کنند. «طبقۀ فراغت»، مفهومی‌ست که تورستین وبلن، اقتصاددان آمریکایی، در اواخر قرن نوزدهم وضع کرد، دربرگیرندۀ افرادی‌ست که می‌خواهند با آن شکل از خودنمایی نمایش دهند چقدر کم نیازمند کار هستند. در چین، هنوز این طبقه کوچک است؛ اما بخش بسیار گسترده‌تری از جامعه فراغت اهمیت زیاد دارد.

برآورد دفتر مشاورۀ مک‌کینزی این است که تا سال ۲۰۲۵، بیش از نیمی از خانوارهای شهری چین، یعنی حدود ۲۰۰ میلیون خانوار، در ردۀ طبقه‌متوسطِ روبه‌بالا یا بالاتر از آن قرار گرفته‌اند؛ یعنی دست‌کم سالانه ۱۶۵ هزار یوان حدود ۲۳ هزار دلار درآمد دارند. مباحث دربارۀ فرهنگ کاری در چین معمولاً دو سر طیف قرار می‌گیرند یا ۹۹۶ است؛ یعنی کارکردن از ۹ صبح تا ۹ شب، و در شش روز هفته، یا پشت‌به‌دنیا کردن (lying flat) است؛ یعنی کنارکشیدن کامل از مسابقۀ بی‌پایان زندگی کاری. اما بیشتر طبقه متوسط چین جایی میان این دو قرار دارند. آنها می‌خواهند کمی کمتر کار کنند، و می‌خواهند از اوقات‌فراغت خود بیشتر بهره ببرند. هزینه‌کردن برای فرهنگ، ورزش و سایر فعالیت‌های فراغتی، نقطه‌ای روشن در بخش خرده‌فروشیِ تیره‌وتار اقتصاد است.

برخی راهنمایان کوه‌پیمایی که پیش‌تر فقط خارجی‌ها را به‌عنوان مشتری می‌پذیرفتند، اکنون مشتریان چینی‌ای را می‌بینند که با تجهیزات جدید و لباس‌های مخصوص به راه افتاده‌اند؛ زیرا افراد بیشتری برای نخستین بار به تپه‌ها و کوه‌ها روی می‌آورند. به‌نظر می‌رسد حزب کمونیست از اینکه مردم از فراغت خود لذت ببرند، خشنود است؛ فراغتی که می‌تواند آنها را به خرج‌کردن ترغیب کند و برای کار دوباره به آنها انرژی بدهد، به‌شرط آنکه در اثر سرخوردگی از جامعه کناره‌گیری نکنند یا از سر نارضایتی دست به شورش نزنند. در یک کتاب‌فروشی در آرانیا، بازدیدکننده‌ای از آهنربای یخچالی‌ای عکس می‌گیرد که روی آن نوشته شده است: استراحت کردن قانونی است. خیلی وقت است که چین به چنین یادآوری‌ای نیاز دارد. فرهنگ کار در چین عمیقاً ریشه‌دار است. یک ضرب‌المثل قدیمی چینی می‌گوید: غرق‌شدن در سرگرمی و بازی، اراده و بلندپروازی را تباه می‌کند.

نگرش‌ افراد از زمانی شروع به تغییر کرد که دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۷۰ اصلاحات اقتصادی رادیکال و بازارمحور را پیش برد. سپس در ۱۹۹۵، دولت تعطیلات آخرهفتۀ دو روزه‌ای وضع کرد که خیلی هم جدی اجرا نمی‌شد، و در ۱۹۹۹، سه تعطیلات یک‌هفته‌ای را که به هفته‌های طلایی معروف شدند، ایجا کرد.

با ثروتمندترشدن چین، ساعات کاری کاهش یافت و چنان‌که در گزارش اخیر یک اندیشکدۀ دولتی آمده است، فراغت به یک «ویژگی استاندارد زندگی» تبدیل شده است؛ وانگ چی‌یان از دانشگاه رنمین، که دهه‌هاست درباره نحوۀ گذران وقت نزد مردم چین پژوهش کرده است، سال‌های ۲۰۱۷۲۰۱۸ را نقطه‌ای می‌داند که مردم در آن زمان شروع کردند به اینکه «مثل انسان‌های واقعی زندگی کنند» و شادترین وضعیت را داشتند: خواب کافی، بازی و تفریح بیشتر و درآمد مناسب. رشد اقتصادیِ کندتر اخیراً زمان فراغت ساکنان شهری را کاهش داده است؛ بر اساس یک پیمایش اندیشکده‌ای، زمان فراغت شهروندان از ۵.۹۱ ساعت در روزهای هفته در سال ۲۰۲۴ به ۳.۶۶ ساعت در روزهای هفتۀ سال ۲۰۲۵ رسیده است. اما این امر برخلاف یک روند صعودی است. آقای وانگ، که مشاور دولت است، حامی هفتۀ کاری چهارروزه است.

شن هوی‌شان، زن ۲۴ ساله‌ای که در تجارت الکترونیک کار می‌کند، می‌گوید نسل او برای زندگی‌کردن کار می‌کند، نه اینکه زندگی‌اش را صرف کار کند. او اخیراً سه روز مرخصی بدون حقوق گرفت تا از پوئر، شهری در جنوب‌غربی چین که به‌خاطر چای و قهوه‌اش مشهور است، دیدن کند. در یک واحد برشته‌کاری قهوه، او و ۵۰ گردشگر مشتاق دیگر پای توضیحات یک باریستا نشستند دربارۀ فرایند تبدیل دانۀ قهوه به فنجانی قهوه. والدین او از این که چرا دخترشان حاضر شده بود دستمزدش را برای سفر دور بریزد، متحیر بودند.

بسیاری در چین گله دارند از این که دیگر کسی برای تلاش و زحمت ارزشی قائل نیست. به‌گفتۀ شیانگ بیائو از مؤسسه انسان‌شناسی اجتماعی ماکس پلانک در آلمان، تنها تعداد اندکی از جوانان کاملاً از این چرخۀ فرساینده خارج شده‌اند، اما بیشتر مردم اعتماد خود را به فرهنگ سنتی کاری در چین ازدست داده‌اند.بسیاری دوست دارند سرعت خود را کم کنند، حتی در اوضاع‌ و‌ احوالی که اقتصاد ضعیف است و تهدید از دست رفتن مشاغل به‌دلیل هوش مصنوعی، آنها را وادار می‌کند سرعت خود را بیشتر کنند. شیانگ استدلال می‌کند که فراغت این تنش فزاینده را «تسکین می‌دهد»؛ زیرا کارگران ناراضی به باشگاه‌های ورزشی، سریال‌های کوتاه و بازی‌ها روی می‌آورند.

چانگ چن از مجموعۀ کتاب‌فروشی‌ زنجیره‌ای One-Way Space که شعبه‌ای هم در آرانیا دارد، اشاره می‌کند به این که چطور رونمایی‌های کتاب‌ در این فروشگاه‌ از موضوعات درخصوص مطالعات مدیریتی به‌سوی خوداندیشی و تخصیص زمان تغییر کرده است. او می‌گوید: «در گذشته مردم فقط می‌خواستند بدانند چگونه موفق شوند»؛ حال‌آنکه اکنون، به گفته او، مسئله بیشتر این است که: «چگونه خودآگاهی را پرورش دهیم، چگونه آرام بگیریم، چگونه استراحت کنیم». این کتاب‌فروشی برای رفع چنین نیازی، برنامه‌هایی مانند شب‌مانی در کتاب‌فروشی و شب‌های کتاب‌خوانی در حالت مستی برگزار می‌کند.

حزب می‌داند که فراغت به افزایش مصرف و شاد نگهداشتن کارگران کمک می‌کند. حزب کمونیست تلاش می‌کند تعطیلات را ترویج کند و اضافه‌کاری را محدود. در ماه اوت، اطلاعیه‌ای ازسوی دولت استانی هنان در فضای مجازی منتشر شد که از مدیران می‌خواست روند تأیید مرخصی‌ها را ساده کنند و با استفادۀ تمام‌و‌کمال از مرخصی‌شان الگویی باشند برای بقیه کارمندان.

استان‌های دیگر نیز به «فرهنگ کاری ناسالم» نقد می‌کنند؛ فرهنگی که در آن بسیاری از کارکنان جرئت نمی‌کنند مرخصی بگیرند. اما حزب از این نیز می‌ترسد که کارگران بیش‌ از حد آسان بگیرند و بیش‌ازاندازه از کار فاصله بگیرند. نهاد ناظر بر فضای مجازی، احساسات «بیش از حد بدبینانه» مانند «پشت‌به‌دنیا‌کردن» را سانسور می‌کند؛ اصطلاحی که وزارت امنیت داخلی چین در سال جاری آن را ناشی از «شست‌وشوی مغزی» خارجی‌ها دانسته است.

کار، استراحت و دستمزد

برای بسیاری از کسانی که فراغت را پذیرفته‌اند، سیاست مسئله‌ای دور از زندگی روزمره به‌نظر می‌رسد. جیسون جی، مهندسی از شانگهای، که در نمایشی در مرکز هنری آرانیا حضور داشت، می‌گوید: «حزب کمونیست بیشتر کارها را به‌خوبی انجام می‌دهد، بنابراین ما همه چیز را می‌سپاریم به خودشان». او می‌گوید این امر زمان بیشتری برای دنبال‌کردن علایق شخصی‌ برایمان باقی می‌گذارد؛ برای مثال Hyrox، یک مسابقۀ آمادگی‌جسمانی آلمانی که در چین محبوب شده است، یا اقامت‌های تفریحی خانوادگی (staycations) در هتل‌هایی که توسط معماران طراحی شده‌اند. پوئر اکنون به مقصدی محبوب برای علاقه‌مندان به سرگرمی‌ها و فعالیت‌های تفریحی تبدیل شده است. گردشگران به این شهر آرام می‌آیند تا پیش از بازگشت به کار، خود را بازیابی کنند. گردشگران به این شهر آرام می‌آیند تا پیش از بازگشت به کار، خود را بازیابی کنند.

وانگ یان، زن ۲۷ ساله‌ای است که پس از فرسودگی شغلیِ ناشی از کارش در صنعت انرژی خورشیدی از کار بیرون زده و اکنون یکی از چندین کارگاه صنایع‌دستی موجود در شهر را راه‌اندازی کرده است. بزرگسالانی که درون نظام آموزشی شدید و فشرده از بازی و تفریح محروم مانده بوده‌اند، سرانجام می‌توانند خود را رها کنند. او در همان حال که مشتریان با ضربه‌زدن نقش گل روی کیف‌ها و گره‌زدن لباس‌های رنگ‌شده به روش باتیک مشغول‌اند، می‌گوید: «تمام حرف برسر این است که کمبودهای دوران جوانی‌ات را جبران کنی». در همین حال، یک کاوش‌گر گیاهان و خوراکی‌های وحشی، به شهرنشینان، قارچ‌هایی را که شبیه شیپور و جارو هستند، معرفی می‌کند. او وانگ کِی‌یی، زن ۲۶ ساله است، که درحالی‌که نگاهش به سطح جنگل است، می‌گوید: «احساس می‌کنم هنوز زنده‌ام».

در کافه‌ای در آرانیا، ژانگ لین زندگی فراغت‌بار خودش را حاصل تلاش سخت و شانس می‌داند. او در ۴۲سالگلی به‌همراه همسرش هنگامی که صنعت بازی‌های رایانه‌ای حدود دو دهه قبل در حال رونق‌گرفتن بود، یک شرکت بازی تأسیس کردند. کار تمام زندگی آنها را بلعیده بود؛ همان زمان که برای خرید خانه، خودرو و دریافت مجوز اقامت در پکن پس‌انداز می‌کردند. آنها از سال‌های رونق اقتصادی چین بهره بردند و اکنون کمتر به کار فکر می‌کنند. پس از شش هفته رانندگی در مناطق کوهستانی شمال‌غربی چین، آنها تابستان را همراه با فرزند هفت‌ساله‌شان در آرانیا به پایان رساندند. او می‌گوید: «آنها کیف‌دستی یا جواهرات نمی‌خرند و بیشتر هزینه‌هایشان صرف آموزش و «بیرون‌رفتن برای بازی و تفریح» می‌شود».

او معتقد است دستیابی به چنین سبک زندگی‌ای برای نسل بعدی دشوارتر خواهد بود و به شکافی میان کارکنان جوانش اشاره می‌کند. آنهایی که اهل پکن‌اند، به‌دلیل آنکه خانواده‌های ثروتمندشان از سفرهای دور و تعطیلاتشان حمایت می‌کنند، «بسیار آزاد» هستند؛ حال‌آنکه مهاجران، مانند نسل والدینشان، برای پس‌انداز کار می‌کنند، نه برای تفریح.

اما همین پکن‌نشینانِ آسوده و آزادند که نمایندۀ آینده‌اند. بازنگری چین در مفهوم فراغت، بازتابی از تغییر ماهیت توافق نانوشته میان حزب و مردم است. آرتور کروبر از شرکت پژوهشی Gavekal Dragonomics می‌گوید: «قرارداد اجتماعی دیگر نمی‌تواند این باشد که هرچقدر می‌توانی پول دربیاور». بلکه این قرارداد تغییر کرده و اکنون به این معناست :زندگی نسبتاً خوبی خواهید داشت و ما امنیت شما را حفظ خواهیم کرد». درعین حال به فعالیت‌های شخصی آزادی عمل داده می‌شود؛ البته تا زمانی که سیاسی نباشند.


منبع:

https://www.economist.com/china/2026/09/10/can-china-finally-relax