جامعه ایران چه میخواهد؟
سند سیاستی دستیار اجتماعی رئیسجمهور میگوید دوقطبیهای رایج مانند ادامه وضع موجود یا براندازی، واقعیت جامعه ایران را توضیح نمیدهند
گزارش تحلیلی «آنچه ایران میخواهد»، سندی سیاستی و پژوهشی است که در خردادماه سال جاری توسط علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهوری تهیه و تنظیم شده است. این گزارش بر پایه پیمایشهای معتبر ملی، به ویژه نظرسنجی اردیبهشتماه ۱۴۰۵ مرکز افکارسنجی آرا، تدوین شده و تلاش میکند تصویری چندلایه، واقعبینانه و عمیق از وضعیت جامعهی ایران در دوران پساجنگ ارائه دهد. در ادامه، خلاصه مهمترین یافتههای این گزارش در هفت محور کلیدی آورده شده است.
میانه اجتماعی گسترده
مهمترین یافته گزارش این است که دوقطبیهای رایج مانند ادامهی وضع موجود یا براندازی، واقعیت جامعهی ایران را توضیح نمیدهند. بر اساس نتایج این گزارش، دو قطب رادیکال جامعه تنها ۱۰ تا ۲۰ درصد پایگاه دارند. در مقابل، یک میانهی اجتماعی گسترده شکل گرفته که به طور همزمان خواهان اصلاحات اساسی، حفظ ثبات و امنیت، بهبود معیشت و پرهیز از تنشهای پرهزینه است.
بحران اعتماد و کارآمدی
بحران کارآمدی و افق آینده: جامعه ایران بیش از آنکه با بحران مشروعیت یا هویت روبهرو باشد، با بحران اعتماد، کارآمدی حکمرانی و امید به آینده مواجه است. همچنین اعتماد به نهادهای حاکمیتی در اغلب حوزهها بین ۲۵ تا ۳۰ درصد است و ۷۵ درصد مردم معتقدند اکثر افراد قابل اعتماد نیستند که ضعف اعتماد افقی را نشان میدهد. از دیگر سو نتایج گزارش بیانگر یک رابطهی معکوس بین تحصیلات و اعتماد است. برخلاف میانگین جهانی، در ایران با افزایش سطح تحصیلات، میزان اعتماد به دیگران کاهش مییابد. شکاف مرکز-پیرامون نیز در این بخش بررسی شده است. بر این اساس، هرچه از تهران به سمت شهرهای کوچکتر و روستاها حرکت کنیم، میزان مقبولیت، اعتماد و محبوبیت نهادهای حکمرانی بالاتر میرود.
فرسایش روانی فراگیر
این گزارش نشان میدهد جامعهی ایران در سال ۱۴۰۵ با یک فرسایش روانی فراگیر و وضعیت اکنونزدگی یا کوتاه شدن افق زمانی افراد و عدم تصور روشن از آینده روبهرو است. بررسیها نشان میدهد ۶۳.۶ درصد مردم ایران خشم زیادی را تجربه میکنند که این رقم نسبت به آذر ۱۴۰۴ افزایش ۱۲ درصدی داشته و از بالاترین آمار جهانی مانند آمار گالوپ نیز فراتر رفته است. علاوه بر این، ۵۰.۲ درصد مردم احساس ناامیدی و ۴۵.۴ درصد احساس ترس و اضطراب دارند. نکتهی جالب اینجاست که اگر چه 80 درصد مردم از گسترش دروغ و تقلب سخن میگویند، اما همچنان ۵۷ درصد به وجود انصاف و کمک به دیگران در لایههای روزمره باور دارند.
هویت ملی، تعلق و میل به مهاجرت
پس از تجربهی جنگ اخیر، گرایش به هویت ملی با محوریت ایران افزایش و سهم هویتهای قومی کاهش یافته است. بیش از 85 درصد پاسخگویان به ایرانی بودن خود افتخار میکنند اما درعین حال دینداری فردی رو به کاهش بوده است. نرخ روزهداری کامل از ۷۹ درصد در سال ۱۳۵۴ و ۴۲ درصد در سال ۱۴۰۲، به حدود ۳۰ درصد در سال ۱۴۰۵ رسیده است. شکاف بین حس تعلق و ماندن در کشور نیز بیشتر شده است. ۳۳ درصد کل جامعه، حدود ۴۵ درصد جوانان زیر ۲۹ سال و تقریباً نیمی از تحصیلکردگان دانشگاهی در صورت فراهم بودن شرایط، تمایل به مهاجرت دارند که نشاندهندهی شکاف میان تعلق عاطفی به وطن و ارزیابی فرصتهای آینده است.
مشکلاتی معیشتی و اقتصادی
بر اساس نتایج این گزارش، بیش از ۵۴ درصد مردم درآمد خود را ناکافی میدانند و بیش از ۸۱ درصد در تأمین مواد غذایی و سه چهارم جامعه در تأمین هزینههای درمان با مشکل مواجه هستند. اغلب مردم با آزادسازیها مخالف هستند و ۷۲ درصد آنان گفتهاند با آزادسازی قیمت نان در ازای افزایش یارانه/کالابرگ مخالفند. افکار عمومی ناکارآمدی مسئولان (۴۶.۹ درصد) و فساد (۲۶.۳ درصد) را بیش از تحریمهای خارجی (۲۰.۷ درصد) عامل مشکلات میداند؛ هرچند ۶۲ درصد معتقدند تحریمها در ثبات قیمتها اختلال ایجاد میکند. به دلیل سیاستهای حمایتی مانند کالابرگ، برخی شاخصهای مصرف غذایی مثل برنج و مرغ نسبت به سال قبل بهبود نسبی داشته است.
سیاست روز و مقبولیت نظام
این گزارش نشان میدهد ۵۸.۹ درصد پاسخگویان کلیت نظام را قابل قبول میدانند که این رقم نسبت به آغاز به کار دولت چهاردهم رشد ۱۲.۵ درصدی داشته است. حدود دوسوم مردم تمایل به اصلاحات دارند و ۶۵.۶ درصد گفتهاند که خواهان اصلاح کشور در چارچوب جمهوری اسلامی هستند. ۵۲.۷ درصد خواهان اصلاحات اساسی و ۱۲.۹ درصد خواستار اصلاحات محدود هستند و سهم طرفداران تغییر نظام ۱۹ درصد است. همچنین محبوبیت مسعود پزشکیان ۲۴.۳ درصد است که هرچند نسبت به شروع دولت افت داشته، اما از بهمن ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ رشد ۶.۳ درصدی داشته است.
دیپلماسی همراه با بازدارندگی
اکثریت جامعه خواهان حفظ آتشبس و ادامهی مذاکرات هستند، اما همزمان بیش از 66 درصد مردم با تعطیلی کامل غنیسازی یا تسلیم در برابر شروط آمریکا مخالفند. در عین حال، بیش از نیمی از جامعه (۵۴.۳ درصد) اعلام کردهاند که در صورت حمله مجدد خارجی، برای دفاع از کشور حمایت همهجانبه خواهند کرد. تمایل به رابطه با کشورهای عربی و آمریکا کاهش شدید داشته است. در مقابل، چین تنها بازیگری است که تمایل به افزایش رابطه با آن رشد پیوسته داشته و 41.4 درصد مردم تمایل به افزایش رابطه با این کشور دارند. با این حال، همچنان بیشترین تمایل برای افزایش رابطه مربوط به کشورهای اروپایی با ۴۶.۷ درصد است. گزارش در تحلیل صعودی شدن موقت محبوبیت رئیسجمهوری و مقبولیت نظام پس از جنگ ۴۰ روزه اشاره میکند که جامعه در شرایط بحران و تهدید خارجی، موقتا اولویتهای خود را روی امنیت و تمامیت ارضی بازتنظیم میکند و به نهادهای رسمی نزدیکتر میشود، اما این امر به معنای رضایت نهایی از عملکردها نیست. این پدیده به نام «همگرایی پیرامون پرچم» در زمان جنگ شناخته میشود.
جمعبندی و نتیجهگیری
هدف اصلی این گزارش، فرارفتن از کلانروایتهای سادهانگارانه و دوقطبیهای رایج رسانهای است تا به سیاستگذاران نشان دهد جامعهی امروز ایران در لایههای پنهان خود، میان نارضایتی عمیق از عملکردها و پذیرش چارچوبهای کلان سیاسی و ملی تمایز قائل میشود. در این شرایط کلید رفع مشکلات کشور در گرو سناخت میانهی اجتماعی گسترده جامعه است که نه در پی براندازی است و نه مدافع وضع موجود؛ بلکه خواهان اصلاحات اساسی، کارآمدی و بازسازی امید به آینده است.