خلیجفارس و کابوس ناتمام جنگ
جنگ، نشت نفت، آلودگی صوتی و تهدید رادیواکتیو؛ ترکیبی مرگبار برای اکوسیستم شکننده خلیجفارس
خلیج فارس، هزاران سال، چرخههای دشوار طبیعی را با موفقیت پشت سر گذاشته، اما باز هم درگیر جنگ شد و ناقوس مرگ در زیر آب به صدا درآمد. جنگها میآیند و میروند، اما آلودگیهایشان میراثی ماندگار از نابودی را بهجای میگذارد. نشتهای نفتی و آلایندههای شیمیایی از یک سو و در سوی دیگر آلودگی صوتی و امواج رادیویی نظامی، سیستم حیاتی مسیریابی پستانداران دریایی را مختل کرده و این پهنه را برای ساکنان زیر آب ناامن ساخته است. روزنامه پیام ما درباره بحرانهای خلیج فارس و آینده آن با شهرام شرفی، متخصص زیستشناسی دریایی گفتوگو کرده. در آستانه روز خلیج فارس، مهمترین حرفهای او را میخوانید.
خلیجفارس، این پهنه آبی راهبردی، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و منابع عظیم انرژی، همواره کانون نبردهایی بوده که علاوه بر جغرافیای سیاسی، زیستبوم حساس آن را نیز بهشدت متأثر کرده است. در دوران معاصر، جنگ هشتساله ایران و عراق در بازه «جنگ نفتکشها»، نخستین ضربات سهمگین را بر پیکره اکولوژیک این حوضه آبی وارد کرد و نشت گسترده نفت، حیات دریایی را به مخاطره انداخت. پس از آن، در جریان جنگ اول خلیج، فاجعهبارترین آلودگی نفتی تاریخ رخ داد؛ رهاسازی عمدی میلیونها بشکه نفت و آتشزدن چاهها، علاوه بر بحرانهای سیاسی، لایهای سیاه از دوده و آلایندهها بر چهره محیطزیست منطقه نشاند که آثار آن بر آبزیان و سواحل تا سالها باقی ماند.
در سال ۱۳۸۱ نیز حمله آمریکا به عراق، خلیجفارس را به کانون لجستیکی بزرگی تبدیل کرد که تردد بیسابقه ناوهای جنگی و تخلیه پسابهای نظامی، فشار مضاعفی بر اکوسیستم مرجانی آن وارد آورد.
خلیجفارس و دریای عمان به سبب جایگاه راهبردی در شاهراه انرژی جهان و نقش کلیدی در پیونددادن اقتصاد شرق و غرب، همواره بستر پرتلاطم لشکرکشی ناوهای جنگی و عبور بیوقفه نفتکشهای عظیم بوده است. این پهنه آبی در زمان صلح نیز آسوده از آلودگیهای گوناگون نبود. اما در ۴۱ روز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران دوباره خلیجفارس از کابوس جنگ و آلودگیهایش چشم بر هم نگذاشت.
اگرچه هنوز ارزیابی میدانی جامع و گزارشهای آماری دقیقی از حجم خسارات محیط زیستی منتشر نشده است، اما مستندات و هشدارهای رسمی موجود، بر وقوع پیامدهای مختلفی تأیید میکند. حملات مکرر به مجاورت نیروگاه اتمی بوشهر، خطر نشت مواد رادیواکتیو را به سطح هشدار «فاجعه بالقوه» رساند که در صورت وقوع، پیامدهای آن فراتر از مرزها میرفت. از طرف دیگر هدف قرارگرفتن شناورها و زیرساختهای انرژی، خطر رهاسازی گسترده ترکیبات سمی در حوضه بسته خلیجفارس را بهشدت افزایش داد.
سازمان محیطزیست با آغاز جنگ در نامهای به سازمان ملل، نسبت به تخریب زیستگاههای ساحلی و نشت آلایندههای پایدار هشدار جدی داد. همینطور انفجارها و جابهجایی سنگین ناوگان نظامی، اکوسیستم صوتی دریا را مختل کرد که انتظار میرود منجر به سرگردانی و مرگومیر پستانداران دریایی و تغییر رفتار مهاجرتی آبزیان شده باشد.
خلیجفارس پهنهای آبی است که از نظر شرایط اکولوژیکی و محیط زیستی، در وضعیتی بسیار خاص و شکننده قرار دارد. این حوضه در نوار جغرافیایی جنوب ایران دارای شرایط آبوهوایی حارهای بوده و از طریق تبادل با آبهای اقیانوسی و دریایی تغذیه میشود. خلیجفارس منطقهای کمعمق با تنشهای محیطی فراوان است که میزان شوری آن حتی نسبت به دریای عمان نیز بالاتر ارزیابی میشود؛ این سطح از شوری سبب شده است تا موجودات زنده در این عرصه تحت شرایطی استثنایی به حیات خود ادامه دهند. ازاینرو، جنگ میتواند زیست این موجودات، بهویژه گونههای ساکن در مناطق ساحلی را با دشواریهای دوچندانی مواجه سازد.»
قلب تپنده تنوع زیستی
در خلیجفارس، زنجیرههای غذایی بسیار فشرده و با تعدد گونهای بالایی شکلگرفتهاند. یکسوی این چرخه حیات به حضور انسان و بهرهبرداری کشورهای حاشیه این حوضه، بهویژه ایران با در اختیار داشتن پهنه وسیعی از آن، پیوند خورده است. خلیجفارس از نظر جغرافیایی در منطقهای قرار دارد که تحتتأثیر اقلیم خشک و استوایی، وضعیتی متغیر و حساس یافته است. نفوذ آب به بخشی از منطقه زاگرس در پی یک شکست زمینشناختی به سمت آسیا، منجر به شکلگیری این پهنه آبی در مجاورت ایران شده است. این ساختار باعث شده زیستبومهای ایجاد شده نظیر جزایر، جنگلهای مانگرو (حرا) و آبسنگهای مرجانی در شرایطی بسیار حساس و تنشپذیر قرار گیرند؛ بهگونهای که هرگونه تغییر محیطی میتواند تنوع زیستی و موجودات ساکن در این مناطق را بهشدت آسیبپذیر کند.
خلیجفارس یک حوضه آبی دائمی نیست و شواهد موجود در لایههای رسوبی نشان میدهد که این دریا در دورههای ۱۵ تا ۱۸ هزارساله، چرخههای خشکی و آبگیری را تجربه کرده است.
ازاینرو، جمعیتهای زنده منطقه، بهویژه مرجانها و جنگلهای مانگرو که ارکان اصلی تنوع زیستی محسوب میشوند، بهشدت حساس و آسیبپذیرند. برای نمونه، درحالیکه در عرضهای جغرافیایی مشابه در جهان حدود ۶۷ گونه مانگرو وجود دارد، در خلیجفارس تنها یک یا دو گونه دیده میشود که نشاندهنده گزینش مقاومترین گونهها در این شرایط سخت است. همچنین، مرجانهای خاصی در حاشیه جزایر خلیجفارس و دریای عمان تکامل یافتهاند که برخی از آنها گونههای منحصربهفردی هستند که در سایر نقاط جهان یافت نمیشوند.
خلیجفارس بهعنوان یک «نقطه داغ» (Hotspot) زیستی شناخته میشود؛ منطقهای با نرخ گونهزایی بالا که در صورت بروز تنشهای شدید، گونههای سازگار شده با شرایط کنونی از بین رفته و امکان بازیابی مجدد آنها فراهم نخواهد شد. از همین رو، حفاظت از این منطقه شکننده به دلیل حساسیت گونهها و تنوع زیستی خاص آن، ضرورتی حیاتی دارد. پدیده جنگ میتواند با ایجاد عوارض متعدد، منجر به نابودی بسیاری از این گونهها، بهویژه در مناطق مرجانی شود. باتوجهبه اینکه مرجانها تنها یک درصد از مساحت دریاهای جهان را اشغال کرده اما بستر زندگی ۲۵ درصد از حیاتوحش آبزیان هستند، هرگونه آسیب به آنها در خلیجفارس و دریای عمان میتواند به معنای تهدید جدی برای یکچهارم کل موجودات زنده این پهنه آبی باشد.
ناقوس مرگ در زیر آب
این منطقه در طول تاریخ جنگهای متعددی را به خود دیده است که همواره با انفجارها و تخریبهای گسترده، فضای محیط زیستی منطقه، بهویژه جمعیت آبزیان را متشنج کردهاند. در این میان، آلودگی صوتی عاملی حیاتی و تنشزا برای آبزیان محسوب میشود.
آلودگی صوتی ناشی از درگیریها منجر به فرار و دوری گروههای مختلف جانوری، بهویژه پستانداران دریایی میشود که نقشی کلیدی در اکوسیستم خلیجفارس ایفا میکنند. این تنشها صرفاً محدود به خلیجفارس نیست و پهنه وسیعی از دریای عمان و دریای عرب را نیز در بر میگیرد؛ جایی که امواج رادیویی و مخابراتی نظامی نیز بر سیستم مسیریابی موجودات زنده اثر سوء میگذارند. این اختلالات در پستانداران دریایی میتواند به فجایعی همچون خودکشی دستهجمعی دلفینها و نهنگها و یا مرگ ناشی از برخورد با مینهای دریایی و مواد منفجره منجر شود.
این درگیریهای نظامی با فصول کلیدی تولیدمثل بسیاری از گونهها همزمان شده است؛ این زمانی است که ماهیها برای بقای نسل و حفظ ذخایر خود به محیطی آرام و مطلوب نیاز دارند. غرقشدن کشتیها و نفتکشها و رهاسازی مواد سمی و نفتی، در کنار آلودگی صوتی، جمعیت این گونهها را بهشدت تهدید میکند. پیامدهای این آسیب در کوتاهمدت دامنگیر کشورهای حوزه خلیجفارس خواهد شد و با ضربه به صنعت شیلات و ماهیگیری، اقتصاد متکی به دریا در این منطقه را با چالشی جدی مواجه خواهد کرد.
تداوم جنگ ابعاد این فاجعه را گستردهتر میکند: «غرقشدن شناورها و لایههای نفتی بر سطح آب، با کاهش نرخ فتوسنتز فیتوپلانکتونها، تولید مواد غذایی پایه را در زنجیره زیستی مختل میکند. اگرچه خلیجفارس ذاتاً حوضهای حاصلخیز است، اما آلودگیهای نفتی لکهای یا گسترده در زیستگاههای حساس، اثرات نامطلوب و پایداری بر محیطزیست ایجاد خواهد کرد که جبران آن سالها به طول میانجامد.
امید به خودپالایی خلیج
طی سالهای اخیر، پایش مستمر وضعیت خلیجفارس با بهرهگیری از کشتیهای اقیانوسپیما و فعالیتهای مرکز ملی اقیانوسشناسی با همکاری سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادهای متولی انجام شده است. انتظار میرود مقایسه نتایج پایشها در دو بازه زمانی قبل و بعد از جنگ، بیانگر تغییرات محسوسی در وضعیت منطقه باشد.
اکوسیستمها ذاتاً تمایل به خودپالایی و بازسازی دارند و خلیجفارس نیز به دلیل چرخش آب از طریق تنگه هرمز، این توانایی را داراست. تبادل آبی با اقیانوس باعث میشود که هر سه تا پنج سال یکبار، فرایند احیا و نوسازی آب صورت گرفته و شرایط مطلوب زیستی مجدداً فراهم شود.»
علیرغم این توان بازسازی، تداوم پایشهای دقیق امری حیاتی است. باتوجهبه اهمیت اقتصادی ذخایر ماهیان و ضرورت توسعه گردشگری دریایی در دوران پس از جنگ، باید نگاهی ویژه به این مطالعات داشت. پایش مستمر جزایر و مناطق ساحلی برای شناسایی موانع توسعه و عوامل مخرب محیطی، راهکاری گریزناپذیر است. اگرچه این فرایند زمانبر خواهد بود، اما ضروری است که در فازهای مختلف اکولوژیکی، اجتماعی و سنجش آلایندهها به نحوی مطلوب و تخصصی اجرایی شود تا سلامت زیستبوم و امنیت اقتصادی منطقه تضمین گردد.
خلیجفارس به دلیل عمق کم و محصور بودن، ظرفیت اندکی در دفع آلایندهها دارد. غرقشدن نفتکشها و کشتیهای جنگی، علاوه بر نشت گسترده مواد نفتی، اکوسیستم را با آلودگیهای صوتی ناشی از انفجار و رادارها مواجه کرده که سیستم هدایتی آبزیان را مختل میکند. ماندگاری طولانی سموم در رسوبات، زنجیره غذایی منطقه را آلوده کرده است. همزمان، تهدید علیه زیرساختهای هستهای نظیر نیروگاه بوشهر، خطر فاجعهبار نشت رادیواکتیو را به این بحران میافزاید. مجموع این عوامل، توان خودپالایی دریا را تضعیف کرده و با تهدید منابع شیلاتی و سلامت عمومی، زیستپذیری سواحل را با بحرانی ساختاری و غیرقابلبازگشت روبرو میکند. با پایانیافتن درگیریهای نظامی چه بهصورت مقطعی و چه بهصورت دائمی، ارزیابی دقیق خسارات محیط زیستی و پایش مستمر وضعیت خلیجفارس، نخستین گام حیاتی برای احیای این پهنه آبی است.