استثمار زیر سایهی فرهنگ
مدیران نشر «مردمنگار» و «سنور» به بررسی تبعات احتکار کاغذ، استثمار پدیدآورندگان و ناشران کوچک و همکاری برخی ناشران با بلاگرهای کتاب پرداختند
دانلود ویدئو
در بخش سوم میزگرد «آسیبشناسی نشر کتاب در ایران»، به تبعات بحران احتکار کاغذ و کتاب و رابطهی برخی ناشران با «بلاگر»های کتاب پرداخته شد. این میزگرد، با حضور «رضا نساجی»، مدیر نشر مردمنگار و «رسول قنبری»، مدیر نشر سنور در استودیوی «قلمرو رفاه» برگزار شد.
مدیر نشر مردمنگار، واردکنندگان کاغذ و شبکه توزیع را دو برنده بازار کتاب در زمینهی کسب بیشترین سود معرفی کرد و افزود: سود در درجه اول به کسانی میرسد که دلال هستند؛ یعنی کسانی که کاغذ را وارد و احتکار میکنند. اینها کاغذ را به قیمت روز میفروشند و هر لحظه قیمت را بالا میبرند. این سود، در درجهی بعد، به شرکتهای پخش میرسد. این شرکتها کتابها را از ما [ناشران] میگیرند و پول آن را 10 ماه بعد میدهند. پولی را که فروختهاند میدهند؛ چرا که آنها باز کتابها [کتابهایی که خریدهاند] را احتکار میکنند و هروقت بخواهند، میفروشند.
نساجی افزود: واردات کاغذ را هر کسی انجام نمیدهد؛ دولت هم کاعذ نمیدهد یا اگر میدهد به ما [ناشران کوچک] نمیدهد. ناشرانی هم یاد گرفته بودند، تقلب کنند. این ناشران با روابطی که داشتند یا این که قدیمی بودند و شیوهها را میشناختند، کتابهای چاپِ چندم را به نام چاپ اول به ارشاد میفروختند یا سهمیهی کاغذ دریافت میکردند، اما کسانی که وارد این چرخهی مافیایی نشدهاند، این کارها را نمیکنند.
مدیر نشر مردمنگار استثمار پدیدآورندگان و ناشران کوچک را با فیلم پل رودخانه کوای (The Bridge on the River Kwai) اثر دیوید لین (1957) تطبیق داد. این اثر سینمایی، برگرفته از رمان فرانسوی پل رودخانه کوای (Le Pont de la rivière Kwaï) اثر پییر بول (Pierre Boulle) است. در شاهپیرنگ (Master Plot) این رمان، اسیرانی که ژاپنیها از میان متفقین گرفتهاند، در حال ساخت پلی برای متحدین (نیروهای محور) هستند؛ پلی که میتواند به پیروزی آنها کمک کند.
نساجی افزود: متفقین با عشق و علاقه پول خوبی را میسازند و به مهندسی خود افتخار میکنند. بعد اما میفهمند که از این پل برای حمله به مواضع خود آنها استفاده خواهد شد. تمام کسانی که برای ناشران کتابی را عرضه میکنند، محصولی را عرضه میکنند، گرفتار همین استثمار میشوند که علیه خودشان است. کار این بنگاهها، استثمار کار فرهنگی و شما پدیدآورندگان است.
در بخش پایانی، مدیر نشر سنور با بیان این که مسئله این نیست که ناشران بزرگ بیشتر میفروشند، گفت: مسئلهی اصلی این است که منفعت انتشار کتاب به صاحبان اصلی (نویسنده، مترجم و... ) برسد، اما بخشی از این هزینهها که برای کتاب میشوند، به «بلاگر»های کتاب میرسند.
قنبری افزود: قرار بود که این بلاگرها، کتابهای خوب را معرفی کنند اما به مبتذلترینها رسیدند. این بالاگرها از جمله تولیدکنندگان پادکست [بلاگرهای پادکستی] کتابهای ترجمهنشده را معرفی میکنند اما نه با این هدف که ناشران دیگر سراغ آنها بروند. آنها از ناشران پول گرفتهاند تا این کتابها را معرفی کنند.
به گفتهی مدیر نشر سنور، «من فکر میکنم که ضربهای که ناشران بزرگ با ندیدن واقعیتهای جامعه به این بخش از فرهنگ جامعه [کتاب و خوانندگان] زدند، خیلی بیشتر از این است. سالها بعد متوجه خواهیم شد که با سلیقه کتابخوانها چه کردهاند.»