قلمرو رفاه

مسخ در چرخه‌ی نمایش عمومی

جیا تولنتینو، منتقد نیویورکر، فرایند تبدیل شدن خویشتن انسانی به کالایی قابل‌عرضه را واکاوی کرده و نشان می‌دهد چگونه زیستن، قربانی اقتصاد توجه شده است

29 مهر 1405 - 08:00 | مرور فرهنگ
تنظیم نمایش متن

قلمرو رفاه: جیا تولنتینو، تحلیلگر منتقد نیویورکر، در کتاب «آینه‌ فریبنده» به کالبدشکافی نسلی می‌پردازد که میان فشارهای «بهینه‌سازی خویشتن» و آرمان‌های شخصی گرفتار شده است. نوشته‌های او آینه‌ای است پیش روی ما تا بپرسیم: آیا در عصر اقتصاد توجه، «خود واقعی» باقی مانده یا همگی به نسخه‌هایی قابل‌فروش از خویش بدل شده‌ایم؟

فرهنگ دیجیتال، ما را به دوگانگی عجیبی مبتلا کرده است: از سویی دعوت به «خود بودن» و از سوی دیگر، الزام به «قابل‌فروش بودن». تولنتینو معتقد است اینفلوئنسری دیگر شغلی فانتزی نیست، بلکه سبک‌زندگی تحمیلی است. ما لحظات خصوصی، رنج‌ها، سلیقه‌ها و خشم خود را به «محتوا» بدل کرده‌ایم تا در بازار بی‌رحم توجه، دقایقی دیده شویم. این فرآیند، هویت انسانی را به کالایی تقلیل می‌دهد که برای حفظ ارزش خود، نیازمند بازاریابی مستمر است. با نگاه تیزبین تولنتینو، این میل به دیده شدن، امکان زیستن در حریم شخصی را از کف ما ربوده است.

Trick Mirror

پیوند فرهنگ مصرفی با بدن، از تأملات کلیدی تولنتینو است. او با بررسی گرایش‌هایی نظیر «اینستاگرام‌فیس» و جراحی‌های زیبایی، نشان می‌دهد بدن زنانه در این اقتصاد، پروژه‌ای برای بهبود مستمر است، نه مکانی برای زیستن. رسانه‌های اجتماعی، تصویر بدن را به دارایی اصلی مبدل ساخته و فشار برای همسان‌سازی چهره‌ها و سلیقه‌ها را دوچندان کرده‌اند. به زعم او، میل به کمال، ابزار سلطه و سودآوری شده است؛ چنان‌که «مراقبت از خود» نیز به وظیفه‌ای شغلی بدل گشته تا مقبولیت بازار را تضمین کند.

پرسش بنیادین تولنتینو این است: در فضایی که الگوریتم‌ها تمام کنش‌های انسانی را به داده‌های اقتصادی بدل می‌کنند، چگونه می‌توان انسان باقی ماند؟ او پاسخ آسانی نمی‌دهد، بلکه تناقض‌های وجودی ما را با صداقتی بی‌رحم عیان می‌کند. نوشته‌هایش برای مخاطب عام، هشداری است بر چرایی خستگی روانی مستمر؛ خستگی ناشی از ناتوانی در خروج از نقش «تولیدکننده محتوا». تولنتینو اصالت را نه در گریز از فناوری، بلکه در آگاهی عمیق از فشارهای ساختاری آن می‌بیند. او یادآوری می‌کند حتی در دنیای حراج‌زده، می‌توان برای حفظ ساحت پنهان وجود، ایستادگی کرد.

تولنتینو با نثری آمیخته به تیزبینی مطبوعاتی و گرمای روایت‌های شخصی، ما را به اعماق ذهن دیجیتالی معاصر می‌برد. پرتره او از وضعیت انسان، آگاهی‌بخش و ضروری است. او می‌آموزد پیش از انتشار محتوا، درنگی کنیم؛ نه برای کسب لایک، که برای سنجش بهای روح انسانی خود در این فرایند. جیا تولنتینو صدای عقلانیت در شلوغی بی‌معنای عصر توجه است؛ صدایی که دعوت می‌کند به خود، نه همچون کالایی نمایش‌دادنی، بلکه به مثابه موجودی صاحب‌کرامت بنگریم. این آغازی است برای بازپس‌گیری هویت گم‌شده در ازدحام جهان مجازی؛ جایی که هنوز می‌توان برای آزادی ذهن، دور از نگاه ناظر بازار، گام برداشت.


منبع: بازنشر از آتیه نو.