قلمرو رفاه

نفس‌تنگی زیر باران اسیدی مشعل‌ها

بررسی فاجعه‌ای که به تشدید آسم در کودکان، زوال خاک و پوشش گیاهی و... می‌انجامد

02 خرداد 1405 - 09:00 | توسعه پایدار

آسم، برونشیت مزمن، سرطان ریه، کاهش عملکرد ریوی، تحریک چشم و گلو، سردردهای مزمن و افزایش نرخ ناهنجاری‌های مادرزادی در کودکان. هم‌زمان، تضعیف خاک‌های کشاورزی حاصلخیزی، آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی، زوال پوشش گیاهی منطقه و تشدید باران‌های اسیدی.

فلرسوزی، یا سوزاندن گازهای همراه نفت در پالایشگاه‌ها و سکوی استخراج، عامل مشترک تمام این پیامدهاست. این پدیده دهه‌هاست که در جنوب ایران، به‌ویژه در استان‌های خوزستان، بوشهر و هرمزگان، در حال رخ‌دادن است. صنعت نفت برای دفع گازهای اضافی، آن‌ها را می‌سوزاند و عوارضش را بر دوش جوامع محلی و اکوسیستم منطقه می‌گذارد.

بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با عنوان «مسائل راهبردی بخش انرژی در برنامه هفتم توسعه» که در شهریور ۱۴۰۲ منتشر شد، ایران دومین کشور جهان از نظر حجم فلرسوزی است. سالانه بین ۱۷ تا ۲۰ میلیارد مترمکعب گاز در کشور سوزانده می‌شود. این رقم در سال ۱۴۰۰ تقریباً معادل کل صادرات گاز ایران بوده است. شدت فلرسوزی در ایران سه برابر میانگین جهانی است. کارشناسان ارزش سالانه گازهای مشعل را در صورت فراوری و فروش، بیش از ۴.۶ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. به‌این‌ترتیب، طی یک دهۀ گذشته ایران ده‌ها میلیارد دلار منابع گازی را از طریق فلرسوزی ازدست‌داده است. این میزان اتلاف، در حالی رخ می‌دهد که کشور با محدودیت‌های انرژی و نیاز به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها مواجه است.

سموم معلق و سایه سنگین باران‌های اسیدی

گازهای حاصل از فلرسوزی شامل مجموعه‌ای از ترکیبات شیمیایی است که به اتمسفر می‌شوند. مهم‌ترین این آلاینده‌ها عبارت‌اند از دی‌اکسیدکربن (CO₂)، متان (CH₄)، اکسیدهای گوگرد (SOₓ)، اکسیدهای نیتروژن (NOₓ) و ذرات معلق (PM). این ترکیبات از طریق تنفس وارد بدن انسان شده و اثرات بهداشتی ایجاد می‌کنند. اکسیدهای گوگرد و نیتروژن با رطوبت هوا ترکیب شده و اسیدسولفوریک و اسید نیتریک تولید می‌کنند. این اسیدها به‌صورت باران اسیدی بر سطح زمین فرود می‌آیند و خاک، پوشش گیاهی و منابع آب را آلوده می‌کنند. ذرات معلق نیز بر سطح خاک رسوب‌کرده و حاصلخیزی آن را کاهش می‌دهند.

تاوان فلرسوزی در ریهٔ کودکان

مطالعات متعدد بین‌المللی رابطۀ مستقیم بین قرارگیری در معرض آلاینده‌های فلرسوزی و بروز بیماری‌های مختلف را تأیید کرده‌اند. سازمان غیرانتفاعی «مادران علیه هوای آلوده» (Moms Clean Air Force) نشان داده است که آلودگی ناشی از فلرینگ با افزایش مشکلات تنفسی، به‌ویژه آسم در کودکان مرتبط است. یک مطالعه در ایالات متحده نشان می‌دهد فلرسوزی سالانه موجب تشدید آسم در ۷۳ هزار کودک می‌شود. تحقیقات دانشگاه کالیفرنیای جنوبی حاکی از آن است که زندگی در نزدیکی سایت‌های فلرینگ با افزایش خطر تولد زودرس مرتبط است. زنانی که در شعاع تقریباً ۵ کیلومتری این فعالیت‌ها زندگی می‌کنند، در معرض ریسک بالاتری برای تولد زودرس قرار دارند. مطالعات دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه بوستون، تأثیرات سلامت ناشی از فلرینگ در آمریکا را سالانه بیش از ۷.۴ میلیارد دلار برآورد کرده است. این هزینه شامل ۷۱۰ مرگ زودرس و ۷۳ هزار مورد تشدید آسم در کودکان است. در ایران آمار رسمی مدونی در این زمینه منتشر نشده است.

بیماری‌های شایع در مناطق مجاور تأسیسات فلرسوزی شامل بیماری‌های تنفسی (آسم، برونشیت مزمن)، بیماری‌های قلبی-عروقی، مشکلات پوستی، اختلالات بینایی، تحریک مزمن مخاط و تشدید بیماری‌های زمینه‌ای است. ماهیت این آسیب‌ها تجمعی است؛ به این معنا که اثرات زیان‌بار ممکن است در کوتاه‌مدت کاملاً آشکار نشود، اما در بلندمدت سلامت عمومی را به‌شدت تهدید می‌کند.

ردپای مشعل‌ها در تغییرات اقلیمی و خشکسالی محلی

فلرسوزی نقش قابل‌توجهی در تشدید آلودگی هوا و افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای ایفا می‌کند. سوزاندن مداوم گازها، حجم قابل‌توجهی از دی‌اکسیدکربن و سایر ترکیبات مضر را وارد جو می‌کند و به تشدید تغییرات اقلیمی دامن می‌زند.

باران اسیدی ناشی از انتشار اکسیدهای گوگرد و نیتروژن، خاک را شور کرده و پوشش گیاهی را تخریب می‌کند. در مناطقی مانند پارس جنوبی که پیش‌تر نیز با محدودیت‌های اقلیمی و کمبود منابع آب مواجه بوده‌اند، این فرایند توان طبیعی خاک را برای احیای خود کاهش می‌دهد و تعادل اکوسیستم را برهم می‌زند. برخی نشانه‌ها حاکی از آن است که در سال‌های اخیر، کاهش بارندگی در مناطقی مانند عسلویه و پیرامون آن، هم‌زمان با تشدید آلودگی‌های صنعتی رخ‌داده است. اگرچه نسبت‌دادن مستقیم این پدیده به فلرینگ نیازمند مطالعات علمی دقیق است، اما آلودگی گسترده هوا و انتشار آلاینده‌ها می‌تواند بر الگوهای اقلیمی محلی و کیفیت بارش‌ها اثرگذار باشد.

جهان چگونه مشعل‌ها را خاموش کرد؟
تجربۀ کشورها ثابت کرده کاهش فلرسوزی امکان‌پذیر است. نروژ از سال ۱۹۷۲ با وضع قوانین سخت‌گیرانه و مالیات سنگین بر کربن، انگیزه اقتصادی برای سوزاندن گاز را از بین برد. قزاقستان با اجرای قوانین محکم توانست از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ میزان فلرینگ خود را ۷۵ درصد کاهش دهد.

کویت داستانی چشمگیرتر دارد؛ کاهش از ۱۷ درصد در سال ۲۰۰۵ به تنها ۰.۵ درصد در سال ۲۰۲۲. عربستان سعودی با راه‌اندازی سیستم جامع گاز از دهۀ ۱۹۷۰، فلرینگ روزانه‌اش را از حدود ۴ میلیارد فوت‌مکعب به کمتر از ۲۰۰ میلیون فوت‌مکعب رساند. برزیل و به‌ویژه شرکت پتروبراس هم در سال ۲۰۱۸ به نرخ ۹۷ درصد استفاده از گاز دست پیدا کردند.

بانک جهانی گزارش داده است که کشورهای عضو ابتکار «پایان فلرینگ روتین تا سال ۲۰۳۰» توانسته‌اند شدت فلرینگ را به طور متوسط ۱۲ درصد کاهش دهند، درحالی‌که کشورهایی که به این طرح نپیوسته‌اند، با افزایش ۲۵ درصدی مواجه شده‌اند.

راهکارهای روی کاغذ و واقعیت تلخ صنعت نفت

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس برای کاهش فلرسوزی در ایران، چند راهکار کلیدی پیشنهاد کرده است؛ وضع قوانینی با رویکرد تشویقی و تنبیهی، تعیین یک متولی واحد با اختیارات کافی برای هماهنگی بین نهادهای مختلف، واگذاری پروژه‌ها به بخش خصوصی، حمایت مالی از شرکت‌های دانش‌بنیان برای استفاده از فناوری‌های نوین و تأمین مالی پایدار از محل درآمدهای حاصل از جریمه‌ها و عوارض آلودگی. یکی از گزینه‌های فنی، تزریق گازهای همراه به چاه‌های نفتی باهدف افزایش فشار مخزن و ازدیاد برداشت نفت است. این روش می‌تواند هم‌زمان دو هدف را محقق کند؛ کاهش حجم گازهای سوزانده شده در فلرها و افزایش تولید نفت از میادینی که با افت فشار مواجه شده‌اند.

باوجود گستردگی پیامدها، تاکنون راهکارهای عملیاتی فراگیری برای کاهش آلایندگی ناشی از فلرینگ اجرا نشده است. اگرچه در اسناد بالادستی و برنامه‌های توسعه‌ای به کاهش فلرینگ اشاره می‌شود، اما فاصلۀ معناداری میان سیاست‌گذاری و اجرا وجود دارد. در بسیاری از واحدهای صنعتی، فلرینگ همچنان ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه تلقی می‌شود و همین نگاه، مانع از سرمایه‌گذاری جدی در راهکارهای جایگزین شده است. شدت این معضل در زمان تعمیرات و توقف‌های برنامه‌ریزی‌شده واحدهای پتروشیمی و پالایشگاهی افزایش می‌یابد. در چنین دوره‌هایی، حجم گازهای ارسالی به فلرها به طور محسوسی بالا می‌رود و میزان انتشار آلاینده‌ها افزایش پیدا می‌کند.

بر اساس برنامه هفتم توسعه، مقرر شده تا پایان سال ۱۴۰۷، سالانه ۱۶ میلیارد مترمکعب گازهای همراه نفت جمع‌آوری شود که معادل روزانه ۴۴ میلیون مترمکعب است. بااین‌حال، شواهد موجود نشان نمی‌دهد که رسیدن به این هدف محقق شود. حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، در آیین امضای قرارداد فروش و جمع‌آوری ۲۹۵ میلیون فوت‌مکعب گاز مشعل اعلام کرد تا دو سال آینده ۱.۹ میلیارد فوت‌مکعب گاز مشعل، معادل حدود ۹۰ درصد گازهای قابل جمع‌آوری، بازیافت خواهد شد.

مهدی شفیعی مطهر، مدیر مهندسی مجتمع گاز پارس جنوبی، اخیراً از کاهش مشعل سوزی در این مجتمع خبر داد. بر اساس اعلام او پیش‌بینی می‌شود مشعل سوزی در پارس جنوبی تا پایان ۱۴۰۵ به روزانه ۳ میلیون مترمکعب کاهش یابد. به گفتۀ او پیشرفت کلی پروژه‌ها بیش از ۸۰ درصد است و تا پایان ۱۴۰۴ به اتمام می‌رسد. همچنین مقدار مشعل سوزی پالایشگاه‌های پارس جنوبی در میانگین ۹ ماه امسال حدود ۶ میلیون مترمکعب روزانه است. وعدۀ نصف‌شدن میزان مشعل سوزی در پارس جنوبی نباید با وضعیت کل کشور اشتباه گرفته شود. کل گاز مشعلی که در پارس جنوبی سوزانده می‌شود، روزانه ۶ میلیون مترمکعب است. درحالی‌که در سطح کشور روزانه نزدیک به ۵۰ میلیون مترمکعب گاز مشعل سوزانده می‌شود؛ بنابراین حتی با کاهش ۵۰ درصدی در پارس جنوبی، همچنان بیش از ۴۰ میلیون مترمکعب گاز در کشور سوزانده می‌شود. این کاهش را نمی‌توان به کل کشور تعمیم داد.