قلمرو رفاه

فراتر از گلوله؛ حقوق بشر در آزمون بیماران خاص مردود شد

چرا سازمان‌های بین‌المللی وام‌دار قدرت‌های بزرگ شده‌اند و دارو به سلاحی پنهان در جنگ‌های مدرن تبدیل شده است؟

08 اردیبهشت 1405 - 11:41 | جامعه

برای یک بیمار هموفیلی، شلیک نهایی نه با موشک، که با خاموشی یک یخچال، انسداد یک مسیر دارویی یا توقف یک تراکنش بانکی رقم می‌خورد. این تراژدی خاموش، حاصل پیوند مرگبار تحریم‌های اقتصادی، غفلت‌های پدافندی داخلی و انفعال شرم‌آور سازمان‌های بین‌المللی است که استقلال خود را پای منافع قدرت‌های بزرگ قربانی کرده‌اند.

قلمرو رفاه در گفتگوی پیش‌ رو با احمد قویدل، فعال حوزه بیماران هموفیلی، به کالبدشکافی این معماری فروپاشی پرداخت.

داروهای بیماران هموفیلی (فاکتورهای انعقادی ۸ و ۹) به‌شدت نیازمند حفظ «زنجیره سرد» و نگهداری در یخچال هستند. به نظر شما قطعی‌های گستردۀ برق و هدف قرارگرفتن زیرساخت‌های انرژی در زمان جنگ، چه وضعیتی را برای دارو و بیماران به وجود می‌آورد؟

هیچ تردیدی نیست که داروهای بیماران هموفیلی به زنجیره سرد وابسته است. سال‌هاست که از تحریم‌های آمریکا به صورت‌های مختلف رنج برده‌ایم. خزانه‌داری آمریکا یک دروغ بزرگ می‌گوید که دارو و تجهیزات مشمول تحریم نیست؛ اما با تحریم بانک‌ها و بیمه‌ها و سیستم‌های حمل‌ونقل، از ارسال دارو جلوگیری می‌کند. مسئولین کشور تلاش کرده‌اند با این تحریم‌ها مقابله شود و با استفاده از فرصت‌ها، دارو را به کشور برسانند. اینکه ما بخواهیم این داروها را از زنجیره‌های غیررسمی تأمین کنیم، ناممکن است؛ چون اطمینانی به کیفیت آن داروها نیست. ما یک‌بار صدمات ناشی از کمبود این داروها را تجربه کرده‌ایم. بحث قطعی برق و حفظ دارو مربوط به پدافند غیرعامل است. مشخصاً باید مکان‌هایی برای حفظ این داروها تهیه شود و از تمرکز نگهداری این داروها در پایتخت جلوگیری شود. ما باید موجودی شرایط بحران داشته باشیم و ذخیرۀ یک‌ساله از داروها در کشور حفظ شود. اگر سیستم‌های انرژی ما هدف بمب باران قرار بگیرد، نگهداری این داروها غیرممکن است. این اتفاق در حوزۀ بین‌المللی ممنوع است و من تعجب می‌کنم رئیس‌جمهور آمریکا بغل گوش سازمان ملل می‌گوید خواهان حمله به زیرساخت‌های یک کشور است. من از جامعه جهانی تعجب می‌کنم که اجازه می‌دهند آمریکا به این شکل جنایت‌کارانه‌ای سیستم‌های زیرساخت ما را هدف قرار دهد. تکنولوژی‌های جدیدی برای تهیه داروها به وجود آمده و شاید بتواند در آینده کمک کند که بیرون از یخچال هم دارو نگه دارند.

آیا دولت در زمان جنگ، پروتکل‌های جایگزینی برای حفظ داروهای حساس بیولوژیک در شرایط بحرانی دارند؟

من اطلاع ندارم؛ اما بدیهی است که دولت باید سردخانه‌هایی را برای زمان جنگ در نظر بگیرد. قاعدتاً دولت باید چنین فکری کرده باشد. حداقل چنین ذخیره استراتژیک باید در کل استان‌های کشور داشته باشند. من اطلاع دقیقی دربارۀ این زنجیره ندارم. تا یکسان پیش پدافند غیرعامل جدی گرفته نمی‌شد؛ اما در یک‌لحظه خاص مجلس فشار آورد که این قانون اجرا شود. سال گذشته به یکباره بودجه خاصی را برای ذخیره داروهای خاص اختصاص دادند.

فکر می‌کنید باتوجه‌به وابستگی بسیاری از سیستم‌های درمانی به واردات فاکتورهای انعقادی، اختلال در زنجیرۀ تأمین هوایی و دریایی چه تأثیری بر موجودی این داروها دارد؟

نکتۀ اصلی این است که ما سال‌هاست درگیر مسئلۀ تاب‌آوری هستیم. تاب‌آوری به یکباره به وجود نمی‌آید و از قبل باید یک سری‌کارها انجام شده باشد. ما دو تولیدکننده برای فاکتور 8 و یک تولیدکننده برای فاکتور 7 داریم. یک سری از داروهای اساسی در کشور تولید می‌شود و مواد اولیه آن‌ها نیز در اختیار چین هم هست. چنین مسئله‌ای تاب‌آوری را تأمین کرده است. برای داروهایی که نمی‌توانیم بسازیم دچار مشکلیم. فاکتور 13 و دو داروی دیگر ماه‌هاست در اختیار بیماران نیست. تعطیل‌شدن بانک‌های مشترک نیز باعث شد دسترسی ما به یک سری از داروها قطع شود. با اینکه مردم با فداکاری در دوره جنگ ذخیره خونی را به 2.5 برابر رساندند و پلاسما آن می‌تواند به دارو تبدیل شود، اما فرایند ارسال این داروها به خارج دشوار است. بیمۀ کامیون‌های ارسال خون هم دشوار است و این مواد اولیه رسماً در کشور باقی‌مانده و دارو فاکتور 8 پلاسمایی دچار مشکل می‌شود. تأمین داروها نیازمند حمل‌ونقل هوایی و دریایی و زمینی دارد که دچار اخلال شده‌اند.»

به نظر شما چگونه جنگ و تحریم‌های مالی و بانکی مرتبط با آن، بهانه‌ای به دست شرکت‌های بزرگ داروسازی می‌دهد تا از ارسال محموله‌های فاکتورهای انعقادی به مناطق جنگ‌زده خودداری کنند؟ چه کسی تاوان این «محاصره دارویی خاموش» را می‌دهد؟

من چنین چیزی قبول ندارم. شرکت‌های داروسازی تاجر هستند و از جنگ سوءاستفاده می‌کنند. بعضاً داروهای تاریخ مصرف گذشته را در اختیار کشورهای دیگر قرار می‌دهند. داروهایی که در اروپا روی آن‌ها معامله نمی‌شود، به کشورهای دیگر می‌فروشند. این محاصره دریایی و اقتصادی طبیعتاً شامل محاصره دارویی خاموش هم می‌شود. اساساً محاصره اقتصادی یعنی جنگ خاموش! تکنیک‌های دنیا برای محاصره تغییر کرده و زور الزاماً از لوله تفنگ بیرون نمی‌آید. اقتصاد یک بازیگر بزرگ است و می‌تواند در تأمین سرنوشت جنگ اثرگذار باشد. آمریکایی‌ها کاملاً با صراحت و اروپایی‌ها با انفعال، در حال گذران جنگ هستند. وقتی روایت‌های عدم دسترسی زنان کشور که دچار اختلال انعقادی هستند و زندگی زناشویی‌شان را دچار مشکل کرده برای اروپایی‌ها می‌گوییم، تنها اظهار تأسف می‌کنند. حق سلامت، اولیه‌ترین حقی است که انسان‌ها در روی زمین باید داشته باشند. آن‌ها به‌راحتی از این حق عبور می‌کنند و نبرد خاموشی بدون شلیک گلوله به وجود آمده است. چندی پیش من داروخانه‌ای بودم و دیدم کسی در حال گریه است. پرسیدم چه شده که گفتند دارویی به نام ریمیچید هست که الان هر عدد آن به 25 میلیون افزایش پیدا کرده و دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند. از نظر سیاسیون آمریکایی هیچ ایرادی ندارد که پا روی خون مردم بگذارند. من به این نتیجه رسیدم که هر روز که می‌گذرد، به‌خصوص در 15 سال اخیر، سازمان‌های بین‌المللی به‌شدت ناکارآمد شده‌اند. یک‌زمان هیچ قاعدۀ جهانی وجود نداشته و انسان‌ها از مرز دفاع می‌کردند. در خاورمیانه دبیرکل سازمان ملل باید استقرار یابد اما می‌بینیم یک ژنرال نظامی در پاکستان نقش دبیرکل سازمان ملل را بازی می‌کند. آمریکا یکی از تأمین‌کنندگان بزرگ بودجه‌های سازمان‌های بین‌المللی است. به‌مجرداینکه آمریکا از این پیمان‌ها خارج می‌شود، ساختارهای عریض‌وطویل بروکراتیک فرومی‌ریزند. عملاً این سازمان‌ها وامدار قدرت‌های بزرگ شده‌اند.

فکر می‌کنید مکانیسم‌های امدادی نهادهایی مانند فدراسیون جهانی هموفیلی و صلیب سرخ، در برابر محاصره‌های طولانی‌مدت نظامی کارآمدند؟

به‌صورت واضح و صریح به ما گفته‌اند که کمک‌های بین‌المللی به شما قابلیت تحویل ندارد؛ چون از سمت آمریکا تحریم هستید. حتی در انتقال دانش هم دچار مشکل شده‌ایم. اخیراً تماس گرفته‌اند که باتوجه‌به شرایط چگونه به ایران کمک کنیم؟ ما گفتیم از طریق صلیب سرخ ارسال کنید اما گفتند اسامی کارمندان آن مجموعه را بدهید که بررسی کنید تا تحریم نباشند.