قلمرو رفاه

فقر، مقصر اصلی طلاق نیست

به گفته روزبه کردونی، ضعف مهارت‌های ارتباطی دلیل اصلی طلاق در بسیاری از مناطق ایران است

02 اردیبهشت 1404 - 12:00 | سیاست‌گذاری اجتماعی
روزبه آقاجری
روزبه آقاجری روزنامه‌نگار
تنظیم نمایش متن
مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن معرفی پژوهشی که در مورد عوامل طلاق صورت گرفته، می‌گوید:  فقر لزوما در همه استان‌ها عامل اصلی طلاق نیست و افراد، ضعف مهارت‌های ارتباطی را عامل اصلی خود اظهار کرده‌اند.


باور عمومی بر این است که فقر و نابرابری عامل اصلی افزایش طلاق در جامعه است. اما ماه گذشته وزیر کار در حاشیه همایش مهارت‌آموزی سربازان با بیان اینکه این باور عمومی اشتباه است به پژوهش‌های صورت گرفته در این مورد اشاره کرد و گفت: «فکر می‌کردیم که فقر و بیکاری علت اصلی طلاق است اما پس از انجام بررسی‌های مربوطه به این نتیجه رسیدیم عدم برخورداری از مهارت زندگی کردن و تعامل با همسر از جمله دلایل مهم طلاق زوجین است.»

این موضوع که علت اصلی طلاق در جامعه آیا فقر و نابرابری است یا مهارت‌های ارتباطی چند روز موضوع مورد بحث در شبکه‌های مجازی بود. اما صحبت وزیر کار بر چه اساسی گفته شد و آیا پژوهشی در این مورد صورت گرفته است؟

در این مورد مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفت‌وگو با ماهنامه قلمرو رفاه در مورد جزئیات این پژوهش توضیح داد.

روزبه کردونی معتقد است باید از باورهای عمومی و تک عاملی در مورد بررسی موضوع طلاق دوری گزید و طلاق را به عنوان یک آسیب اجتماعی چند علتی که در هر منطقه علت مخصوص خود را دارد بررسی کنیم.

به گفته وی وقتی در مورد به طلاق و آسیب‌های اجتماعی صحبت می‌کنیم نگاه موجود این است که باید یک فرمول کلی یا علت کلی برای این مساله اجتماعی باید داشته باشیم. این رویکرد یک رویکرد منسوخ محسوب می‌شود و نمی‌توان با یک نگاه کلی‌گرایانه و یا تقلیل‌گرایانه به مسائل اجتماعی ورود کرد. به این معنا که یک عامل، عامل اصلی طلاق نیست و نمی‌توان درآمد یا مسائل اقتصادی را علت اصلی طلاق قلمداد کرد بلکه یک ادعا در حوزه اجتماعی باید مبتنی بر تحقیق و مطالعه قابل اعتماد باشد.

مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مورد صحبت‌های وزیر کار گفت اینکه فقط نابرابری و فقر عامل طلاق نیستند دارای شواهدی اثبات شده‌ای در ایران است که با مطالعات در سطح بین‌المللی و کشورهای دیگر نیز همخوانی دارد. بنابراین لازم است رویکرد کلی‌گرایانه و تقلیل‌گرایانه به مسائل اجتماعی را کنار بگذاریم و نگاه جزئی‌تر و هوشمندانه‌تری در این حوزه داشته باشیم.

کردونی با بیان جزئیات مطالعه‌ای که در مورد طلاق صورت گرفته، گفت: در این مورد دو شاخص فقر درآمدی و شاخص نسبت طلاق به ازدواج وجود دارد که در مطالعه مورد نظر محاسبه و با یکدیگر مقایسه شده‌اند. این مطالعه در سال 1392 و میان 31 استان صورت گرفت و همبستگی این دو شاخص را محاسبه شد. همچنین این مطالعه در مناطق 22 گانه شهر تهران نیز صورت گرفته و نتایج یکسانی به دست آمده است.

نتیجه این پژوهش حاکی از این بود  شهرهایی که بالاترین نرخ طلاق را دارند شهرهایی نیستند که بالاترین نرخ فقر را نیز دارند و همبستگی مثبت یا معنا‌داری بین فقر درآمدی و طلاق در این شهرها به دست نیامد. بنابراین طلاق در هر استان دلایلی متفاوت دارد. در برخی استان‌ها بر اساس خوداظهاری که از  افراد گرفته‌اند، فقر عامل اصلی طلاق است اما در برخی دیگر این‌گونه نیست.

اینکه افرادی که طلاق می‌گیرند لزوما افراد فقیر و با مشکلات اقتصادی نیستند ممکن است در ارتباط با فرهنگ خانواده‌ها نیز قابل تحلیل باشد. برای مثال در برخی از خانواده‌ها طلاق هنوز به عنوان یک تابو و یک انگ اجتماعی به حساب می‌آید.در این خانواده‌ها که اکثرا خانواده‌های کم‌درآمد در روستاها و مناطق حاشیه‌ای هستند، زوجین به هر طریق با یکدیگر سازش می‌کنند تا از جدایی جلوگیری شود. این مساله وجهی از موضوع طلاق است که باید به آن توجه شود اما آن‌گونه روزبه کردونی پاسخ می‌دهد، این وجه از مشکل طلاق مورد بررسی پژوهش مذکور نیست.

به گفته وی این که کسانی به هر دلیلی باهم سازش دارند و طلاق نمی‌گیرند از حوزه تحلیل این پژوهش خارج است. اینکه افرادی ممکن است طلاق عاطفی داشته باشند و باهم زندگی کنند نیز خارج از تحلیل این پژوهش است؛ چرا‌که وقتی از طلاق صحبت می‌کنیم آن طلاقی که رسما انجام و ثبت می‌شود ملاک است و این مطالعه بر اساس طلاق‌های رسمی و ثبت شده صورت گرفته است. بر اساس این نوع طلاق، در شهرهایی که بالاترین نرخ فقر را داشتند، بالاترین نرخ طلاق را در کشور وجود نداشته است.

پژوهش مذکور ثابت می‌کند که لزوما در همه استان‌ها ارتباط معناداری میان فقر و میزان طلاق وجود ندارد. به عبارت دیگر این تحقیق ثابت می‌کند افرادی که فقیرتر هستند، بیشتر طلاق نمی‌گیرند اما این نتیجه چگونه اثبات شده که طلاق به دلیل فقدان مهارت‌های ارتباطی است؟

مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در این مورد می‌گوید:  ابتدا در چند زمینه باید توافق داشته باشیم. توافق اول اینکه طلاق علت‌العلل ندارد و عوامل مختلفی می‌تواند علت طلاق باشد. توافق دوم اینکه فقر یکی از علت‌های مهم طلاق است اما همه علت طلاق و اتفاقا علت‌العلل هم نیست. توافق سوم اینکه مطالعات نشان می‌دهد بین فقر درآمدی و طلاق‌های رسمی رابطه مستقیم وجود ندارد.

اما در مورد اینکه از کجا متوجه می‌شویم مهارت‌های ارتباطی می‌تواند عامل موثر طلاق باشد، ارگان‌های مختلف مانند نیروی انتظامی، قوه‌قضاییه و سازمان بهزیستی در مورد طلاق، فعالیت‌ها و تحقیقاتی را انجام می‌دهند. این دستگاه‌ها بر اساس دلایلی که افراد برای طلاق خود اظهار می‌کنند مطالعات مختلفی مبتنی بر شواهد انجام می‌دهند. همچنین در حوزه دفتر آسیب‌های اجتماعی نشست‌های تخصصی مختلفی با حضور دستگاه‌های مختلف در حوزه طلاق صورت می‌گیرد. مثلا در این نشست‌ها نماینده دادگستری یک استان نتایج حاصل از مطالعات خود را در حوزه استان خودش و دلایل طلاق در آن استان را اعلام می‌کند و یا نماینده نیروی انتظامی تحلیل خود را مبتنی بر داده‌هایی که در حوزه اجتماعی است اعلام و یا سازمان بهزیستی تحلیل خود را بر اساس مشاوره‌های خودش اعلام می‌کند. بنابراین جنبه اثباتی پژوهش مبتنی بر تحقیقات این دستگاه‌ها و نشست‌های تخصصی مطالعاتی است که انجام می‌شود و در نهایت این اتفاق نظر صورت می‌گیرد که مهارت‌های ارتباطی عامل موثری برای طلاق بوده است.

کردونی افزود: در یکی از استان‌های جنوبی مسائل اقتصادی از علل اصلی طلاق و علت دوم عدم مهارت‌های زناشویی بود اما در یک استان غربی، فقدان مهارت‌های اصلی و ارتباطی دلیل اصلی طلاق و بیکاری و مشکلات معیشتی دلیل دوم طلاق بود.

وی در مورد روش جمع‌آوری اطلاعات گفت: در واقع اینها عللی است که کسانی که طلاق گرفتند اظهار کردند و مبتنی بر مطالعات شواهد اصلی و حاصل داده‌های جمع آوری شده از سوی مشاورینی است که فرم‌های خوداظهاری علت طلاق را جمع‌آوری کردند.

مدیرکل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مورد روند طلاق در کشور گفت از سال 1384 تاکنون تقریبا روند روبه گسترش طلاق را شاهد هستیم و این روندی است که در سال‌های اخیر کمی کنترل شده ولی کماکان صعودی است.

وی همچنین با اشاره به روند روبه رشد آمار طلاق در کشورهای صنعتی که از وضعیت اقتصادی روبه رشدی برخوردار هستند گفت، اگر بپذیریم عامل اقتصادی علت طلاق است پس این سوال مطرح می‌شود که چرا در کشورهایی که دارای رشد اقتصادی‌اند ما شاهد روند صعودی طلاق هستیم؟

این منطق را می‌توان در مورد سایر مولفه‌ها هم به کار برد. مثلا بگوییم فقر علت اصلی خودکشی است، پس چرا بالاترین میزان خودکشی در کشورهایی مثل کره‌جنوبی و ژاپن وجود دارد که از لحاظ اقتصادی کشورهای پیشرفته‌ای هستند؟ یا اگر گفته شود فقر عامل بروز اعتیاد است و یا بیکاری عامل بروز اعتیاد است، پس چرا مطالعات و آماری که ستاد مبارزه با مواد مخدر در ایران منتشر کرده نشان می‌دهد اکثر معتادان کشور شاغل هستند. بنابراین ممکن است عامل اقتصادی در دوره‌ای، در سالی یا در منطقه خاصی عامل طلاق باشد اما نمی‌توانیم ارتباط خطی بین این عوامل برقرار کنیم و بگوییم فقر عامل طلاق اعتیاد و یا خودکشی است.