قلمرو رفاه

چالش‌های طرح تحول سلامت در میانه راه

کاهش پرداخت از جیب مردم و موانع مدیریت منابع

13 شهریور 1404 - 08:00 | سیاست‌گذاری اجتماعی
محمدرضا واعظ مهدوی
محمدرضا واعظ مهدوی مديرعامل سابق صندوق بيمه اجتماعي کشاورزان، روستاييان و عشاير
تنظیم نمایش متن

یکی از برنامه‌های اساسی در دولت یازدهم طرح تحول سلامت و کم کردن هزینه از جیب بیماران بود. این برنامه را چگونه ارزیابی می‌کنید و دولت در اجرای کامل آن با چه موانع و چالش‌هایی روبه‌رو است؟

طرح تحول نظام سلامت برای سلامت کشور الزامی و لازم‌الاجرا است، اما این طرح ملاحظاتی دارد که می‌‌بایست به موازات اجرای آن مدنظر قرار می‌‌گرفت. متاسفانه از برخی از این ملاحظات غفلت شده و به همین دلیل، تامین منابع اجرای طرح برای دولت و مجلس به‌سختی صورت می‌گیرد. البته اگر این روال ادامه یابد، این احتمال وجود دارد که منابع مورد نیاز طرح تحول نظام سلامت بیش از دو سال دیگر قابل‌ تامین نباشد و بعد از این مدت تامین این منابع برای دولت و مجلس کمرشکن و ‌امکان‌ناپذیر خواهد بود. در این میان، نکاتی باید به موازات اجرای طرح از روزهای اول مد نظر قرار می‌گرفت.

طرح تحول سلامت، ابزاری گریز‌ناپذیر برای اصلاح وضعیت آشفته و ناهنجار بخش بهداشت و درمان در سال‌های آغازین دهه 1390 است. اگرچه در ابتدا با سیاستگذاری صحیح و هوشمندی‌های صورت گرفته توانست شاخص‌های سلامت را تحت تاثیر قرار دهد و نمره مثبتی در عملکرد دولت تدبیر و امید باقی بگذارد اما با گذشت زمان به دلیل عدم مدیریت صحیح منابع، افزایش تعرفه‌ها و کاهش دریافتی نقدی بیمارستان‌ها روند رو به بهبود شاخص‌ها کند و در برخی موارد متوقف شد.

در سال‌های گذشته، نظام سلامت کشور با مشکلاتی گوناگون همراه بود که سبب بروز نارضایتی مردم و بخش‌های مختلف نظام سلامت شد. پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، طرح تحول نظام سلامت را تدوین کرد. این طرح که به دنبال «محافظت مالی» مردم در قبال هزینه‌های سلامت، ارتقای کیفیت و افزایش دسترسی به خدمات درمانی است، از 15 اردیبهشت ماه سال 1393، در بیمارستان‌های دولتی سراسر کشور به اجرا درآمد. گرچه اجرای طرح، زمینه افزایش رضایتمندی مردم و گروهی از بازیگران حوزه سلامت را فراهم آورد اما تداوم اجرای آن با چالش‌هایی جدی مواجه شد.

طرح تحول سلامت باعث شد بیش از 10 درصد پرداختی از جیب مردم در حوزه درمان کاهش یابد و در یک سال 10 هزار و 500 میلیارد تومان کاهش پرداختی از جیب مردم به دست آمد. ضمن اینکه بیش از 10 میلیون نفر در این مدت بیمه و حاشیه شهرها از خدمات بهداشتی و درمانی برخوردار شدند.

تزریق منابع مالی به حوزه سلامت از اهمیت بسیاری برخوردار است اما با توجه به اینکه بخش‌های مختلف اقتصاد، با کمبود منابع مالی مواجه‌اند، انتظار می‌رود تخصیص منابع بر اساس اصول پذیرفته شده نظام‌های سلامت، به‌ویژه بخش‌های بهداشت و پیشگیری که دارای حداکثر بازدهی است صورت گیرد.

فرایند واقعی «تحول در نظام سلامت» اگر قرار است به‌طور کامل و صحیح اجرایی شود، مستلزم تجمیع منابع موجود، تخصیص منابع مکفی و پایدار، اصلاح مکانیزم‌های پرداخت، ارتقای کیفیت خدمات، برقراری سیستم و تعالی حاکمیت بالینی، برنامه‌ریزی برای پیشگیری از بیماری‌های واگیردار و غیرواگیردار و مهمتر از همه همکاری و اعتماد سازمان‌های موثر با یکدیگر است.

اصلاح تعرفه‌ها یکی از اقدامات مناسب در طرح تحول بود اما همراه نمودن اصلاح مبلغ تعرفه‌ها با تغییرات اساسی در کتاب تعرفه‌ها و تعیین ضرایب جدید باعث بروز اختلافاتی در بین گروه‌های مختلف پزشکی شد و بخشی از محاسن افزایش تعرفه‌ها تحت‌الشعاع تغییر کتاب تعرفه‌ها قرار گرفت. به نظر می‌رسد بازنگری کتاب، همراه و همزمان با اصلاح تعرفه‌ها موجب پیچیده‌شدن موضوع و به‌هم‌ریختن تعادل بین رشته‌های مختلف تخصصی پزشکی شده و شاید اعلام تعرفه‌های جدید و اصلاح کتاب تعرفه‌ها بعد از یک فاصله و فرجه زمانی معقول، مناسب‌تر بود.

نباید در نظام سلامت عمدتاً یک گروه حداقلی پزشکان متخصص و جراحان مورد توجه ویژه باشند و پرستاران و پیراپزشکان در سایه غفلت‌ها و بی‌توجهی‌ها قرار گیرند.

اکثر نظام‌های توسعه‌یافته نظام سلامت، از سازوکار‌های تامین مالی برای مدیریت و سوق نظام به اهداف تعیین شده و رفع چالش‌های پیش رو سود می‌برند و تولیت نظام سلامت، نقش سیاستگذاری و نظارت را بر عهده می‌گیرند. این در حالی است که در طرح تحول سلامت، نقش بیمه به عنوان یک ساز‌و‌کار برای مدیریت منابع سلامت، کم‌رنگ شده و اکثر منابع مالی به‌صورت مستقیم تخصیص یافته که این امر، زمینه بروز فساد را فراهم می‌آورد. این مجموعه مشکلات موجب شد طرح تحول سلامت طی هفت گام باهدف کاهش پرداخت از جیب مردم، واقعی کردن تعرفه‌های پزشکی و کاهش زیرمیزی به اجرا درآید امادر نهایت تا تحقق مطلوب این اهداف فاصله دارد.