قلمرو رفاه

دختر ناشناس؛ روایت‌ پنهانِ زندگی در حاشیه

جنی دوین، پزشک مطب اجتماعی، در جستجوی هویت دختری که در سایه نابرابری‌ها گم شده است

18 مهر 1404 - 18:48 | مرور فرهنگ
تنظیم نمایش متن
جنی دوین، پزشک جوانی است که به تازگی مسئولیت اداره‌ یک مطب را بر عهده گرفته است. اواخر یکی از روزهای کاری است که زنگ درب مطب به صدا درمی‌آید، اما جنی به خاطر پایان ساعت کاری مطب، در را باز نمی‌کند. روز بعد دو کارگاه به مطب می‌آیند و از او می‌خواهند که فیلم دوربینِ نصب شده جلوی درب مطب را نشان‌شان دهد؛ فیلم، دختر رنگین‌پوستی را نشان می‌دهد که دقایقی پس از زدن زنگ مطب کشته شده است. شواهد نشان می‌دهد که دختر ناشناس درحال فرار بوده است. تمامی داستان حول محور پیدا کردن هویت دختر ناشناس می‌گردد.

دختر ناشناس چه کسی است؟ کسی که اسم ندارد، یا اگر دارد، اسمش در یاد و خاطر نمی‌ماند. تن‌فروشی می‌کند و تمامی رفتارهای اجتماعی‌اش در ارتباط با همین فعالیت ناهنجارش فهمیدنی می‌شود. فرار، خشونت، قتل، واژه‌هایی است که در فرم و نُرم اجتماعی دیدنی نیست. تنهای جایی که این ناهنجاری‌ها روایت می‌شود، صفحه‌ حوادث روزنامه‌هاست. اگر میل داریم که بدانیم در پستوها چه خبر است، حتما صفحه حوادث روزنامه‌ها بخش‌هایی از زندگی غیررسمی جامعه را نشان‌مان خواهند داد.

 با این‌حال، این تمام ماجرا نیست. صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها پاراگراف‌های کوتاهی در مورد بخشی از حوادث غیررسمی دارند، نه بیشتر؛ «مرگ مشکوک دختری که هیچ مدرک شناسایی به همراه نداشته است. اگر فردی اطلاعاتی در مورد این شخص دارد، لطفا به فلان اداره مراجعه کرده و ....». جنی، پزشک مسئولیت‌پذیری است. این مسئولیت‌پذیری او را به فردی فعال در حوزه‌‌ اجتماعی بدل کرده است. بیماران زیر پوشش تامین اجتماعی را می‌پذیرد، به خانه‌ افرادی می‌رود که توانایی مراجعه ندارند، در عین ‌حال هدیه‌های خانواده‌ها مثل مربای خانگی یا شیرینی و کلوچه را می‌پذیرد.

جنی آرزوی تحقق‌نیافته‌ مسئولیت اجتماعی است؛ کسی که نیست، یا اگر هست نایاب است. فردی که مسئولیت دارد و نمونه‌هایش در داستان‌های پیشین این فیلمسازان اجتماعی یافت می‌شود. کسی که هر واقعیت غیررسمی‌ای را لَجز و خطرناک نمی‌داند و ابایی از مواجهه‌ با واقعیت ندارد.

 در روند طبیعی زندگی اجتماعی، اداره‌ها، فروشگاه‌ها، رستوران‌ها، بانک‌ها، بیمارستان‌ها و سایرین دیدنی هستند و در روایت‌های رسمی ثبت می‌شوند. جامعه در شکل طبیعی خود متاثر از فعالیت افرادی است که در نهادهای رسمی و مرکزی آن فعالیت دارند. اما داردن‌ها این افراد و نهادهای مذکور را بهانه‌ای می‌کنند تا داستان پستوها و حاشیه‌ها را روایت کنند؛ کسانی که کسی داستان‌شان را نمی‌گوید.

افرادی که حتی نامی ندارند و هیچ مدرک شناسایی دال بر وجود و بودن‌شان یافت نمی‌شود. حتی کسانی که آن‌ها را دیده‌اند یا می‌شناسند، وجود آنان یا هرگونه ارتباطی را انکار می‌کنند؛ این افراد در هویت اجتماعی اضافی، دست‌وپاگیر و موجب دردسر هستند. به این دلیل ساده که تمامی سیستم این افرا را پس زده است، پس اگر نُرم اجتماعی را بپذیریم، اگر خواهان بودن در فرم‌های طبیعی اجتماعی هستیم، باید فاصله‌ خود را با حاشیه‌ها حفظ کنیم. باید وجود چیزی به نام حاشیه را کتمان کنیم.

جامعه در درون خودش وجدانی دارد که چنین حقی را به شهروندان می‌دهد؛ مسئولیت آنچه بر سر بازیگران غیررسمی اجتماعی می‌آید بر سر چه کسی است؟ اگر آن‌ها وجود نداشته باشند، پس نیازی نیست سر این پرسش چانه‌زنی کنیم. بهترین روش برای پاسخ دادن به پرسش این‌چنین دشوار، حذف آن است.

دختر ناشناس

برادران داردن، محصول سال 2016