قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟
مرور پیامدهای دوهزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان
جمعی از فعالان حقوق کودکان متنی درباره آسیب قطعی طولانیمدت اینترنت بر کودکان نوشتهاند. در این نوشته با اتکا به کنوانسیون حقوق کودک و با توجه ویژه به حق آموزش (ماده ۲۸)، حق دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان (مواد ۱۳ و ۱۷)، حق مشارکت (ماده ۱۲)، حق بازی (ماده ۳۱)، حق سلامت (ماده ۲۴)، اصل عدم تبعیض (ماده ۲) و حق رشد و تکامل کودک (ماده ۶)، پیامدهای محدودیت طولانیمدت دسترسی به اینترنت جهانی بر زندگی و حقوق کودکان (هر فرد زیر ۱۸ سال) را بررسی شده است. بخشهایی از آن را میخوانید.
آموزش
با محدودشدن دسترسی به اینترنت جهانی، این آموزش برای بسیاری از کودکان یا بهطورجدی محدود شده یا به شکل کامل از دسترس خارج شده است. این در حالی است که نظام آموزش عمومی نیز ظرفیت کافی برای جایگزینی این خلأ را ندارد. در نتیجه آموزش بیشازپیش به منابع محدود و یکدست وابسته میشود؛ موضوعی که مستقیماً بر عدالت آموزشی اثر میگذارد. کودکانی که در خانوادهها و مناطق برخوردارتر زندگی میکنند همچنان امکان دسترسی به منابع جایگزین دارند، درحالیکه کودکان طبقات کمبرخوردار بیشترین آسیب را از این محدودیت تجربه میکنند
یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیدهشده این وضعیت، اثر آن بر شکلگیری سواد دیجیتال و مهارتهای آینده کودکان است. دسترسی محدودتر به منابع متنوع، ابزارهای آموزشی تعاملی، و تجربه زیست آنلاین جهانی، میتواند فرصت تمرین مهارتهای کلیدی قرن ۲۱ را کاهش دهد. این موضوع در بلندمدت به شکلگیری شکاف مهارتی میان گروههای مختلف کودکان منجر میشود و صرفاً یک مسئلهآموزشی کوتاهمدت نیست.
دسترسی به اطلاعات، آزادی بیان و مشارکت
مطابق کنوانسیون حقوق کودک، کودکان حق دارند به اطلاعات متنوع دسترسی داشته باشند، دیدگاه خود را بیان کنند و در امور مرتبط با زندگیشان مشارکت داشته باشند.
در شرایط محدودیت اینترنت جهانی، دامنه دسترسی کودکان به منابع اطلاعاتی گسترده کاهش مییابد. این مسئله نه به معنای حذف کامل اطلاعات، بلکه به معنای کاهش تنوع منابع و محدودشدن مواجهه با دیدگاههای متفاوت است. در چنین شرایطی، تجربه یادگیری کودکان بیشتر در چارچوب منابع محدودتر و ازپیشتعیینشده شکل میگیرد. این وضعیت میتواند بر رشد تفکر انتقادی و توانایی ارزیابی اطلاعات اثر بگذارد و افق تجربه شناختی را محدودتر کند.
ارتباطات اجتماعی و شبکههای حمایتی
در بستری که اینترنت همزمان فرصتها و ریسکهای خود را دارد، بخش مهمی از ارتباطات کودکان با همسالان، خانواده گسترده، معلمان و شبکههای حمایتی آموزشی و درمانی از طریق ابزارهای آنلاین شکل میگیرد. اختلال در اینترنت این شبکهها را دچار وقفه یا دشواری میکند. این وضعیت تنها به معنای قطع ارتباط نیست، بلکه به معنای کاهش دسترسی به حمایت اجتماعی، دشوارشدن هماهنگیهای روزمره و تضعیف پیوندهای ارتباطی در زندگی روزمره کودکان است.
در کنار این، محدودشدن ارتباطات آنلاین، ظرفیت فعالان حقوق کودک، پژوهشگران و شبکههای مدنی را نیز برای رصد وضعیت کودکان، مستندسازی و هماهنگی برای حمایت کاهش میدهد فعالان حقوق کودک، پژوهشگران و شبکههای مدنی را نیز برای رصد وضعیت کودکان، مستندسازی و هماهنگی برای حمایت کاهش میدهد.
بخشی از ارتباطات ذکر شده، به پلتفرمهای داخلی منتقل شدهاند. جدا از مشکلات فنی مکرر، بر اساس گزارشها و ارزیابیهای موجود، برخی شاخصهای مرتبط با حریم خصوصی و امنیت دادهها در تعدادی از پلتفرمهای داخلی، از جمله در حوزه خدمات آموزشی و ارتباطی کودکان، با نگرانیهایی همراه بوده است.
بازی و اوقات فراغت
بر اساس ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک، بازی و اوقات فراغت بخشی از حقوق اساسی کودک است. در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از تجربه بازی کودکان به فضای دیجیتال منتقل شده بود؛ از بازیهای آنلاین تا بازیهای آموزشی و تعاملی. محدودشدن اینترنت جهانی باعث شده بخشی از این تجربه برای کودکان از دسترس خارج شود یا تنها با هزینههای بالاتر قابلجایگزینی باشد.در عمل، بازی نیز مانند آموزش، به یک حوزه نابرابر تبدیل میشود؛ جایی که کودکان خانوادههای برخوردارتر امکان دسترسی دارند و کودکان طبقات کمبرخوردار از آن محرومتر میشوند. این روند به شکلگیری نابرابری در تجربه کودکی در حوزه فراغت منجر میشود.
خدمات سلامت و رفاه
بسیاری از خانوادهها در بستر اینترنت خدمات متنوعی برای کودکان و والدین کودک دریافت میکردند؛ خدماتی چون پزشک آنلاین، جلسات تراپی آنلاین، جلسات روانپزشکی آنلاین، جلسات کاردرمانی، گفتاردرمانی، اختلالات یادگیری، مهارتهای زندگی، مشاوره و…در نبود اینترنت بخش عمدۀ این خدمات قطع شدهاند و یا راههای معرفیشده گزینههای باکیفیت و امنی برای جایگزینی راههای پیشین نیستند.
محدودیت یا اختلال گسترده در دسترسی به اینترنت میتواند بر الگوهای ارتباطی و تجربه روزمره کودکان اثر بگذارد. بخش قابلتوجهی از تعاملات اجتماعی، فعالیتهای آموزشی غیررسمی و ارتباط با شبکههای حمایتی از طریق فضای آنلاین شکل میگیرد و اختلال در این دسترسی میتواند این الگوها را دچار تغییر کند. این وضعیت میتواند در برخی موارد به افزایش احساس فشار روانی، اضطراب، افسردگی، انزوا یا بیثباتی هیجانی منجر شود.
در این میان، باید توجه داشت که اثرات این وضعیت بهصورت یکنواخت توزیع نمیشود. نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی موجود باعث میشود؛ کودکان در موقعیتهای کمبرخوردار، در برابر پیامدهای روانی این محدودیتها آسیبپذیرتر باشند؛ زیرا همزمان با کاهش دسترسی به منابع حمایتی، با فشارهای اقتصادی و محدودیتهای محیطی بیشتری نیز مواجه هستند.
پیامدهای اقتصادی
تهیۀ فیلترشکن، اینترنت پرو و یا تهیۀ اشتراک سایتهای داخلی ارائهدهندۀ محتوایی که پیشتر در اینترنت جهانی بهصورت رایگان در دسترس بودند؛ هزینههای مضاعفی هستند که در شرایط سخت اقتصادی بر شهروندان، تحمیل شده است.
همچنین برخی مشاغل وابسته به اینترنت با اختلال یا کاهش فعالیت مواجه شدهاند که این موضوع در برخی موارد به کاهش درآمد یا ناامنی شغلی منجر میشود. در چنین شرایطی، برخی خانوادهها ممکن است برای جبران فشار اقتصادی به کارهای دوم یا سوم روی بیاورند یا ساعات کاری خود را افزایش دهند. این تغییرات میتواند به کاهش زمان مراقبت از کودک، فرسودگی روانی والدین و کاهش کیفیت تعامل در خانواده منجر شود. از سوی دیگر در شرایط فشار اقتصادی، برخی هزینههای مرتبط با کودک مانند آموزش مکمل، خدمات درمانی یا فعالیتهای فرهنگی ممکن است کاهش یابد و خانواده مجبور به اولویتبندی نیازهای کودک خود شود.
نابرابری دیجیتال
محدودیت یا اختلال در دسترسی به اینترنت جهانی در جامعهای که از پیش با نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی مواجه است، میتواند به تشدید نابرابری دیجیتال منجر شود. این نابرابری صرفاً به معنای تفاوت در دسترسی به اینترنت نیست، بلکه شامل کیفیت دسترسی، تداوم اتصال و توانایی استفاده مؤثر از منابع دیجیتال نیز میشود. درعینحال، اینترنت در سالهای اخیر تا حدی نقش تعدیلکننده نابرابری در برخی از حیطهها ایفا کرده بود. دسترسی به منابع آموزشی، محتوای مهارتی، فرصتهای یادگیری غیررسمی و برخی خدمات آنلاین، برای بخشی از کودکان و خانوادههایی که در موقعیتهای کمبرخوردار قرار داشتند، امکان دسترسی به فرصتهایی را فراهم میکرد که در ساختار سنتی آموزش و خدمات بهسختی قابلدسترس بود. با محدودشدن دسترسی به اینترنت جهانی، این نقش جبرانی تضعیف شده و در نتیجه، دسترسی به آموزش، اطلاعات، خدمات و فرصتهای فرهنگی بیشازپیش به وضعیت اقتصادی، جغرافیایی و اجتماعی خانواده وابسته میگردد. این وضعیت میتواند به بازتولید و در برخی موارد تعمیق شکافهای موجود در تجربه کودکی منجر شود.
این نابرابری به طور خاص بر کودکانی که از پیش در موقعیتهای حاشیهای قرار دارند اثر شدیدتری دارد؛ از جمله برای این گروهها، اینترنت در بسیاری موارد نه صرفاً ابزار آموزشی، بلکه مسیر دسترسی به آموزش، حمایت اجتماعی و خدمات تخصصی است.
کودکان دارای نیازهای ویژه
کودکان دارای نیازهای ویژه – مانند کودکان دارای اوتیسم، ADHD، اختلالات یادگیری (مانند نارساخوانی)، ناتوانیهای حسی (نابینایی یا ناشنوایی) و محدودیتهای حرکتی – از جمله گروههایی هستند که به طور خاص تحتتأثیر محدودیت دسترسی به اینترنت قرار میگیرند.
برای این کودکان، اینترنت در بسیاری موارد صرفاً ابزار سرگرمی یا ارتباط عمومی نیست، بلکه بخشی از «زیرساخت حمایتی روزمره» است.
برای مثال، کودکان دارای اختلالات گفتاری ممکن است از اپلیکیشنهای گفتاردرمانی آنلاین یا ابزارهای تبدیل متن به گفتار استفاده کنند تا بتوانند ارتباط مؤثر برقرار کنند. کودکان دارای اوتیسم ممکن است از پلتفرمهای ساختارمند و قابلپیشبینی آموزشی آنلاین برای یادگیری مهارتهای اجتماعی یا شناختی استفاده کنند و یا کودکان دارای اختلالات یادگیری مانند نارساخوانی، ممکن است از ابزارهای تبدیل متن به صوت یا نرمافزارهای کمکخواندن برای دسترسی به محتوای آموزشی استفاده کنند.
در چنین شرایطی، محدودشدن یا قطع اینترنت جهانی میتواند این مسیرهای حمایتی را محدود یا در برخی موارد غیرقابلدسترس کند. این مسئله تنها به معنای کاهش دسترسی به آموزش نیست، بلکه میتواند به توقف یا اختلال در روند توانبخشی و یادگیری نیز منجر شود.