هشدار فروپاشی در غیاب سیاست مراقبت؛ فقط زندهماندن کافی نیست
مروری بر کتابی که نشان میدهد چگونه میتوان بار سنگین مراقبت را از دوش خانواده و زنان برداشت و آن را به قلب سیاست، اقتصاد و همبستگی اجتماعی بازگرداند.
قلمرو رفاه| کتاب «مانیفست مراقبت: سیاستِ وابستگی متقابل» نوشتهٔ گروه «The Care Collective»، اثری است که تلاش میکند مفهوم مراقبت را از کنج خانهها و روابط شخصی بیرون بکشد و آن را بهعنوان هستهٔ مرکزی اقتصاد، سیاست و سازماندهی اجتماعی معرفی کند. ایدهٔ اصلی کتاب این است که سیستمهای اقتصادیِ مبتنی بر سودآوری صرف، مراقبت را بیارزش کرده و بار آن را عمدتاً بر دوش زنان و اقلیتها رها کردهاند. نویسندگان پیشنهاد میدهند برای بقای جوامع باید شبکههای خویشاوندی فراتر از خانوادهٔ هستهای شکل بگیرد، فضاهای شهری برای تعاملات حمایتی طراحی شوند و دولتها با سرمایهگذاری در زیرساختهای رفاهی، به «دولتهای مراقبت گر» تبدیل شوند.برای جامعهٔ امروز ایران، ایدههای این کتاب به طرز چشمگیری کاربردی و روشنگر هستند و میتوانند چارچوبی نظری برای درک و حل برخی از عمیقترین بحرانهای اجتماعی ارائه دهند. نخستین پیوند این کتاب با شرایط ایران، مسئلهٔ بحران سالمندی و تغییرات جمعیتی است. ایران بهسرعت به سمت سالمندی پیش میرود و الگوی سنتیای که در آن مراقبت از سالمندان صرفاً وظیفهٔ فرزندان (بهویژه زنان خانواده) تلقی میشد، دیگر پاسخگو نیست. کتاب نشان میدهد که اتکای انحصاری به خانوادهٔ هستهای برای مراقبت، در غیاب حمایتهای اجتماعی و دولتی، به فرسودگی شدید منجر میشود. ایدهٔ ایجاد «اجتماعات مراقبت گر» و بازتوزیع بار مراقبت میان نهادهای محلی و دولتی، برای سیاستگذاران رفاهی در ایران یک ضرورت اجتنابناپذیر است.

دومین محور مهم کتاب، مسئلهٔ اقتصاد و زمان مراقبت است. فشارهای تورمی و شرایط اقتصادی در ایران نیز باعث شده افراد ساعات بیشتری را به کار اختصاص دهند یا به شغلهای دوم و سوم روی بیاورند. این مسئله عملاً زمان و انرژی لازم برای مراقبت از کودکان، سالمندان و حتی دوستان را از بین برده است. مانیفست مراقبت با نقد کالاییشدن زندگی، تأکید میکند که جامعهٔ سالم نیازمند تنظیم ساعات کاری و تأمین امنیت اقتصادی است تا افراد فرصت کافی برای بازتولید روابط انسانی و عاطفی داشته باشند.
این مانیفست نگاه ویژهای نیز به جایگاه شغلی مراقبت گران دارد. در ایران، بحران کمبود پرستار، مهاجرت کادر درمان و فشارهای کاری شدید بر مددکاران و معلمان، نمونهٔ بارز بیارزش انگاری ساختاری مشاغل مراقبتی است. کتاب میگوید تا زمانی که به این مشاغل ارزش واقعیشان داده نشود و دستمزد و شرایط کار آنها اصلاح نگردد، کل نظام سلامت و رفاه اجتماعی در خطر فروپاشی قرار خواهد داشت.
در نهایت، بسط مفهوم مراقبت به محیطزیست در این کتاب، با بحرانهای اقلیمی و خشکسالیهای پیدرپی در ایران گره میخورد. رویکرد «مراقبت از سیاره» نشان میدهد که غارت منابع طبیعی و سوءمدیریت آب در نهایت به فروپاشی جوامع محلی و تشدید فقر میانجامد.
خواندن این کتاب برای مخاطب ایرانی، فقط یک تمرین فکری نیست، بلکه هشداری است که نشان میدهد بدون بازسازی ساختارهای رفاهی بر مبنای همبستگی، وابستگی متقابل و حمایت همگانی، عبور از بحرانهای درهمتنیدهٔ اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی امکانپذیر نخواهد بود.