نابرابری در تنفس؛ پیامدهای طبقاتی بحران گردوغبار
گردوغبار تنها یک پدیدۀ طبیعی زودگذر نیست، بلکه یک قاتل خاموش اقتصادی است
نقشه هوای ایران در روزهای پایانی اردیبهشت ۱۴۰۵، بار دیگر زیر سایه گردوغبار رفت. در روزهای گذشته، موج تازهای از آلودگی بیش از نیمی از استانهای ایران را درگیر کرد و نفس مردم را در جنوب، مرکز و شرق کشور تنگ کرد. گزارشها نشان میدهد که این بحران در شهرهایی مثل اهواز و هندیجان فقط به گردوغبار طبیعی محدود نیست و با آلودگیهای صنعتی و دود ناشی از سوختهای فسیلی هم گرهخورده است. سازمان هواشناسی هم برای ۲۸ استان هشدار نارنجی صادر کرده و گفته تا پایان هفته باید منتظر وزش بادهای شدید و خیزش خاک بود.
گردوغبار در ایران که ناشی از کانونهای خارجی و داخلی است، بهویژه در استانهایی مثل خوزستان، علاوه بر مشکلی محیط زیستی، یک فشار اقتصادی دائمی نیز هست. این پدیده همزمان بر درآمد خانوادهها، بهرهوری نیروی کار، هزینههای دولت و دوام فعالیتهای تولیدی اثر میگذارد. نکته مهم اینجاست که هزینههای گردوغبار را همه به یک اندازه نمیپردازند. خانوادههای کمدرآمد، کارگران فضای باز، ساکنان حاشیه شهرها، روستاییان، کشاورزان و شاغلان غیررسمی بیشترین آسیب را میبینند. در مقابل، گروههای مرفهتر با داشتن خانه مناسب، تهویه بهتر، دسترسی به درمان و حتی امکان دورکاری، راحتتر از این بحران عبور میکنند. همین نابرابری، گردوغبار را از یک پدیده طبیعی به یک مسئله اجتماعی و اقتصادی جدی و به طور مشخص طبقاتی تبدیل میکند.
روز سهشنبه، ۲۹ اردیبهشت مدیرکل هواشناسی خوزستان در گفتوگو با ایرنا اظهار داشت که گردوغبار از اوایل صبح سهشنبه در استان آغاز شد. به گفتهٔ وی منشأ این گردوغبار مرز اردن، عربستان و عراق گزارش شد، بهگونهای که روز دوشنبه به علت وزش باد شدید در این مناطق گردوغبار شدید به وقوع پیوست و به سمت ایران از جمله خوزستان حرکت کرد، و روز سهشنبه گردوغبار استانهای یزد و اصفهان را نیز در برگرفت. به دلیل این گردوغبار شعاع دید در بستان ۵۰۰، ایذه ۸۰۰، گتوند و دهدز یک هزار متر، آبادان و شوش ۲ هزار و اهواز ۴ هزار متر اعلام شد.
همچنین حسن عباسنژاد، مدیرکل حفاظت محیطزیست استان تهران از صدور هشدار سطح نارنجی هواشناسی مبنی بر وقوع گردوغبار و کاهش کیفیت هوا در روزهای سهشنبه و چهارشنبه ۲۹ و ۳۰ اردیبهشتماه خبر داد و بر پرهیز گروههای حساس از تردد غیرضروری در فضای باز تأکید کرد.
کار در طوفان غبار
اولین و مستقیمترین ضربه گردوغبار به کار و تولید وارد میشود. در روزهایی که هوا پر از غبار است، کار بیرون از خانه یا متوقف میشود یا با سرعت و کیفیت پایینتری پیش میرود. کارگر ساختمانی، کارگر بندر، راننده، فروشنده سیار، کارگر خدمات شهری، کارگر کشاورزی و حتی کارمندانی که مجبورند در مسیرهای آلوده رفتوآمد کنند، همگی با افت راندمان روبهرو میشوند. این افت فقط به معنی کمشدن کار نیست؛ به معنی خستگی بیشتر، تنگی نفس، کاهش تمرکز، بالارفتن خطا و در نهایت افزایش حوادث کار است.
آلودگی هوا بخشی از زیست مردم ایران شده است. درحالیکه در استانهایی مثل خوزستان روزهای بسیاری از سال برای جلوگیری از آسیب به کارگران تعطیلی کار ضروری است، اما توجهی از سوی کارفرما به این موضوع نمیشود. اما از سوی دیگر حتی تعطیلی نیز برای بسیاری از کارگران میتواند نامطلوب باشد. وقتی کارگر روزمزد یک روز کاری را از دست میدهد، بخشی از امنیت معیشتی خانوادهاش هم از بین میرود. برای بسیاری از این خانوادهها، یک روز بیکار ماندن یعنی عقب افتادن از اجارهخانه، بدهی بازار، یا حتی تأمین خوراک روزانه.
بر پایه گزارش سال ۲۰۲۳ سازمان بینالمللی کار با عنوان «آلودگی در محیط کار و شرایط کار شایسته»، بیش از ۱.۲ میلیارد کارگر در سطح جهان، از جمله کشاورزان، معدنکاران، رانندگان و کارگران شهری، در محیطهای آلوده به ذرات معلق، دود و گازهای خطرناک مشغول به فعالیت هستند. این گروه بیش از سایرین در معرض خطرات آلودگی هوا قرار دارند که منجر به ناتوانی جسمی و کاهش بهرهوری میشود.
سازمان بهداشت جهانی نیز در گزارش ۲۰۲۱ خود تحت عنوان «آلودگی هوا و سلامت» اعلام کرد که سالانه حدود ۷ میلیون مرگ زودرس در جهان ناشی از آلودگی هوا و ذرات معلق ۲.۵ و ۱۰ میکرون است. کارگران کمدرآمد و شاغلین در مشاغل یدی و فضای باز، بیشترین آسیب را میبینند و گردوغبار بهعنوان جزئی از آلودگی هوا، موجب تشدید بیماریهای قلبی، ریوی و سکته مغزی میگردد. علاوه بر این، پژوهش ۲۰۱۷ با عنوان «دیدگاههای بهداشت محیط: مسائل اخلاقی در حفاظت از کارگران کشاورزی» نشان داد که گردوغبارهای ناشی از فرسایش خاک در مناطق خشک، تهدیدی جدی برای سلامت کشاورزان است. کمبود تجهیزات حفاظتی، عدم دسترسی به خدمات درمانی و ضعف در اجرای قوانین، این گروه را آسیبپذیرتر کرده است. بسیاری از کارگران بدون آگاهی از خطرات، همچنان در محیطهای پر گردوغبار کار میکنند.
باید در نظر داشت که بیش از ۹۵ درصد کارگران با قراردادهای موقت فعالیت میکنند که امنیت شغلی را به رؤیایی دستنیافتنی تبدیل کرده است. این شرایط و دیگر مکانیسمهای تضعیف موقعیت کارگران، طبقه کارگر ایران را در چرخهای از بیثباتی، ناامنی اقتصادی و محرومیت از حداقلهای قانونی گرفتار کرده است. در چنین فضایی، انتظار برای اجرای محدودیتهای ساعت کاری، توقف فعالیت در محیطهای آلوده یا تعطیلی کارگاهها، بهویژه در استانی مانند خوزستان، سخت شده است. حتی در صورت تعطیلی، این کارگران هستند که با کاهش درآمد و مرخصیهای اجباری متضرر میشوند، نه کارفرمایان. بهاینترتیب، راهحلهای فردی بدون حمایت اجتماعی، کارگر را در شرایط سختی قرار میدهد. علاوه بر این، تعطیلیهای موقت عمدتاً بخشهای اداری و دولتی را شامل میشود و ساختار قانونی موجود، از شرایط کاری اکثریت کارگران چشمپوشی میکند. قوانین کار و تأمین اجتماعی یا در این زمینههای بحرانی سکوت کردهاند یا فاقد اراده و ابزار لازم برای حمایت از منافع کارگران هستند.
افزایش هزینههای خانوار
گردوغبار به بالاتر رفتن هزینههای مستقیم و غیرمستقیم خانوادهها نیز منجر میشود. این پدیده باعث میشود هزینه درمان بیشتر شود؛ از داروهای تنفسی و ویزیت پزشک گرفته تا آزمایشها و حتی بستریشدن در موارد شدیدتر. در کنار اینها، خانوادهها برای محافظت نسبی از خود مجبورند خرجهای تازهای هم بپردازند؛ خرید ماسک استاندارد، دستگاه تصفیه هوا، فیلتر، سرویس مرتب کولر و تهویه و گاهی حتی تغییراتی در خانه برای کمکردن نفوذ گردوغبار.
این هزینهها شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما وقتی مدام تکرار شود، فشار سنگینی بر بودجه خانواده میگذارد. برای خانوادهای که درآمد ثابت ندارد یا زیر خطفقر زندگی میکند، همین خرجهای اضافه میتواند باعث شود بعضی نیازهای مهمتر کنار گذاشته شود؛ مثل غذای مناسب، آموزش فرزندان یا رفتوآمد ضروری.
فشار بر کشاورزی و امنیت غذایی
بخش کشاورزی از دیگر بخشها آسیبپذیرتر است، چون خسارت گردوغبار در آن هم مستقیم است و هم ماندگار. وقتی لایهای از خاک و غبار روی برگ گیاه مینشیند، فتوسنتز مختل میشود و گیاه نمیتواند مثل قبل رشد کند. در نتیجه، محصول کمتر و ضعیفتر میشود. در زمینهای کشاورزی، این مسئله گاهی به افت کیفیت محصول، کاهش وزن، آسیب به نهالها و بالارفتن هزینه آبیاری و پاکسازی منجر میشود.
گردوغبار همچنین با کمکردن دید، شدت باد و احتمال آسیب فیزیکی، برداشت، حملونقل و نگهداری محصولات را سختتر میکند. برخی استانها همزمان با بحران آب و فرسایش خاک هم روبهرو هستند، گردوغبار فشار مضاعفی به کشاورزی وارد میکند. این فشار فقط به مزرعه محدود نمیماند؛ امنیت غذایی خانوارهای روستایی را هم تهدید میکند. درآمد کشاورزی که کاهش پیدا کند، بدهی بالا میرود، سرمایهگذاری برای فصل بعد کاهش مییابد، نیروی کار از روستا مهاجرت میکند و در آخر اقتصاد محلی ضعیفتر میشود.
طبق آمارهای سال ۲۰۰۱، دادههای مربوط به کشور چین نشان میدهد که ذرات گردوغبار باعث کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی تولیدات کشاورزی در مناطق تحتتأثیر شده است. طوفانهای گردوغبار در این کشور منجر به نابودی ۳۷۳ هزار هکتار از محصولات زراعی، ۱۶ هزار و ۳۰۰ هکتار از باغات میوه و تخریب هزاران واحد گلخانهای و سولههای پلاستیکی شده است. همچنین خسارات دامی این پدیده در چین بالغ بر ۱۲۰ هزار رأس دام گزارش شده که نشاندهنده ابعاد گسترده آسیبهای زیستی و فیزیکی این پدیده بر زنجیره تولیدات کشاورزی و زیرساختهای مرتبط با آن در سطح بینالمللی است.
بررسی دادههای اراضی تحتتأثیر پدیده گردوغبار در استان خوزستان نیز نشاندهنده آسیب جدی به ۱۱۵ هزار هکتار از مراتع این استان در بازههای زمانی یک تا سهساله است. طبق آمارهای رسمی، بخش کشاورزی خوزستان در سال زراعی ۲۰۱۵ با کاهش میانگین ۳۰ تا ۵۰ درصدی عملکرد محصولات مواجه بوده که این میزان در محصولاتی همچون خرما به ۶۰ درصد رسیده است. تحلیلهای مؤسسه تحقیقات آبوخاک بر روی سبزینگی و منابع طبیعی از سال ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ حاکی از آن است که ۳۲ هزار هکتار از اراضی آبی و ۷۰ هزار هکتار از اراضی دیم استان خوزستان در معرض گردوغبار شدید دچار خسارت و کاهش تولید شدهاند. در سال ۲۰۱۵، این پدیده بهتنهایی ۱۵ درصد از کل محصولات کشاورزی استان خوزستان را از بین برد که بیشترین حجم این خسارات به ترتیب در شهرستانهای اهواز، کارون و ماهشهر و در گروههای کالایی غلات، نخیلات، سبزیجات، صیفیجات، مرکبات و علوفه ثبت شده است. در استان کرمانشاه نیز برآورد خسارات ناشی از طوفانهای گردوغبار در سال ۱۳۸۸ نشاندهنده کاهش تولید ۷۲۶ هزار تن محصولات کشاورزی است که ارزش ریالی آن بالغ بر ۳۴۱.۵ میلیارد تومان در زمان خود محاسبه شده است.
مطالعهای با عنوان «ارزیابی اقتصادی خسارات گردوغبار بر عملکرد محصولات کشاورزی در استان خوزستان» که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۷ انجام شده، نشان میدهد هرچه تعداد روزهای گردوغباری افزایش یابد، بازدهی محصولات کشاورزی کاهش مییابد؛ رابطهای معکوس که به طور واضح در دادهها مشاهده شده است.
بر اساس تحلیلهای آماری این پژوهش، گردوغبار تأثیر قابلتوجهی بر شش محصول موردبررسی داشته است؛ گوجهفرنگی، کلزا، سیبزمینی، چغندرقند، خیار و علوفه. گرچه برای بسیاری از محصولات دیگر، این تأثیر از نظر آماری معنادار نبوده است.
خسارات به زیرساخت و بودجه عمومی
هزینههای سنگین بر دوش زیرساختها و بودجه عمومی دیگر تأثیر گردوغبار است. فرسایش زودهنگام تجهیزات شهری، آسیب به تأسیسات، نیاز بیشتر به نظافت و شستوشوی خیابانها، مدارس، بیمارستانها و ساختمانهای اداری، همه خرجهایی هستند که شهرداریها و دستگاههای اجرایی باید بپردازند. در مناطق درگیر، سیستم حملونقل عمومی، موتورخانهها، فیلترها و شبکه برق هم زیر فشار بیشتری قرار میگیرند.
اگر زیرساختها فرسوده باشد، این هزینهها چند برابر میشود. در بسیاری از مناطق کمتر توسعهیافته، همینطور هم زیرساختها ضعیفاند و بودجهها محدود؛ بنابراین هر موج گردوغبار، بخشی از منابع عمومی را از مسیر توسعه منحرف میکند و به سمت مدیریت بحران میبرد. پولی که میتوانست صرف آموزش، بهداشت، حملونقل یا بازآفرینی شهری شود، خرج جبران خسارتهای فوری و تکراری میشود.
ضعف شهرها در تابآوری
بُعد دیگر این ماجرا، تشدید نابرابری منطقهای است. گردوغبار در مناطقی که از قبل هم با بیکاری، فقر، ضعف خدمات عمومی و فرسودگی زیرساخت روبهرو بوده است، اثر شدیدتری دارد. در چنین مناطقی، بحران محیطزیستی با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی دیگر ترکیب میشود و یکچرخه معیوب میسازد.
اگر استانی از نظر خدمات درمانی، آموزشی، رفاهی و زیرساختی ضعیف باشد، مردمش هم بیشتر آسیب میبینند و هم کمتر امکان جبران دارند. در اینجاست که مفهوم تابآوری مهم میشود. تابآوری یعنی یک شهر یا جامعه بتواند در برابر بحران دوام بیاورد، کیفیت زندگی را تا حد ممکن حفظ کند و زودتر به حالت عادی برگردد. هرچه زیرساختها ضعیفتر و خدمات عمومی ناکافیتر باشد، تابآوری اقتصادی پایینتر میآید و هر موج گردوغبار ضربهای سختتر میزند.
تابآوری شهرها در برابر گردوغبار یعنی شهری بتواند هنگام بحران، بدون اینکه کارکردهای اصلیاش از هم بپاشد، زندگی روزمره را تا حد ممکن ادامه دهد و خسارتهای انسانی، اقتصادی و اجتماعی را کم کند. گردوغبار فقط چند ساعت یا چند روز آسمان را تیره نمیکند؛ وقتی با زیرساخت ضعیف، نابرابری اجتماعی، مدیریت فرسوده و کمبود خدمات عمومی همراه شود، به یک بحران شهری جدی تبدیل میشود.
فقط سلامت عمومی نیست که شهرهای آسیبپذیر را در این وضعیت تحتفشار قرار میدهد؛ حملونقل، آموزش، اقتصاد محلی و حتی نظم اداری هم دچار اختلال میشود. اگر برنامهریزی شهری با واقعیت اقلیمی و محیط زیستی هماهنگ نباشد، بحران خیلی زود خودش را نشان میدهد. شهری که فضای سبز مؤثر ندارد، ساختمانها و خیابانهایش برای مقابله بانفوذ غبار طراحی نشدهاند، حملونقل عمومی ضعیف است و خدمات درمانی توان کافی ندارند، در نخستین موج گردوغبار به مشکل میخورد. در این میان، بیشترین فشار هم همیشه بر دوش طبقه کارگر و گروههای کمدرآمد، کودکان، سالمندان و بیماران تنفسی میافتد.