دومینوی گرانی؛ از پتروشیمی تا بازار پروتئین
چگونه آسیب به زیرساختهای صنعتی و افزایش هزینۀ پلاستیک، امنیت غذایی و بازار مرغ و گوشت را هدف قرار داده است؟
در تاریخ معاصر، بسیاری از جنگها اثر واقعی خود را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در اقتصاد و زندگی روزمرۀ مردم نشان دادهاند؛ جایی که کمبود مواد اولیه، اختلال در تولید و افزایش قیمت کالاها به بخشی از پیامدهای آن تبدیل میشود. در سالهای جنگ جهانی دوم، کمبود مواد اولیه و اختلال در حملونقل باعث شد بسیاری از کشورها به جیرهبندی مواد غذایی روی بیاورند. در دوران جنگ هشتساله نیز اقتصاد ایران تجربۀ صفهای طولانی، کوپن کالا و محدودیت در تأمین برخی اقلام اساسی را پشت سر گذاشت. آن روزها شاید کمتر کسی تصور میکرد که آسیب به زیرساختها یا اختلال در صنایع مادر، بتواند تا این اندازه بر زندگی روزمرۀ مردم اثر بگذارد، اما تجربۀ جنگ نشان داد که تبعات بحرانهای نظامی فقط در خطوط مقدم باقی نمیماند و دیریازود به بازار و معیشت خانوارها میرسد.
امروز نیز نشانههایی از همین تأثیر زنجیرهای دیده میشود. آسیب وارد شده به برخی واحدهای پتروشیمی و افزایش قیمت مواد اولیه پلاستیکی، نگرانیهایی را درباره بالارفتن هزینه بستهبندی محصولات غذایی، بهویژه گوشت و مرغ، ایجاد کرده است. رئیس سازمان دامپزشکی کشور اخیراً اعلام کرده که افزایش قیمت پلاستیک میتواند بر هزینۀ تولید و بستهبندی محصولات دامی اثر بگذارد؛ هرچند به گفتۀ او در کوتاهمدت بازار با افزایش شدید قیمت روبهرو نخواهد شد، زیرا بسیاری از واحدهای تولیدی از قبل مواد اولیۀ موردنیاز خود را ذخیره کردهاند. بااینحال، اهمیت این موضوع فقط در چند درصد افزایش هزینۀ بستهبندی خلاصه نمیشود؛ بلکه مسئلۀ اصلی، آشکارشدن شکنندگی زنجیره تأمین در شرایط بحران است. اقتصاد امروز بهگونهای بههمپیوسته شده که اختلال در یک صنعت، میتواند دامنهای بسیار فراتر از همان بخش پیدا کند. صنعت پتروشیمی یکی از پایههای اصلی تولید مواد اولیه برای صنایع مختلف است؛ از لوازمخانگی و داروسازی گرفته تا صنایع غذایی و کشاورزی؛ بنابراین هر ضربهای به این بخش، دیریازود در بازار مصرف خود را نشان میدهد.
در سالهای گذشته، سبک عرضۀ مواد غذایی در ایران تغییرات زیادی داشته است. اگر زمانی خرید گوشت و مرغ بیشتر بهصورت فلهای انجام میشد، امروز بخش بزرگی از این محصولات در بستهبندیهای صنعتی، وکیوم شده و بهداشتی به بازار عرضه میشود. توسعۀ فروشگاههای زنجیرهای، افزایش حساسیتهای بهداشتی و تغییر سبک زندگی شهری باعث شده صنعت بستهبندی به بخشی جداییناپذیر از بازار مواد غذایی تبدیل شود. این یعنی پلاستیک دیگر صرفاً یک کالای مصرفی ساده نیست، بلکه بخشی از زنجیره امنیت غذایی کشور محسوب میشود.
فعالان صنعت غذایی میگویند هزینۀ بستهبندی در برخی محصولات پروتئینی میتواند بین ۱۰ تا ۱۵ درصد قیمت نهایی کالا را تشکیل دهد. شاید این عدد در شرایط عادی چندان قابلتوجه نباشد، اما در اقتصادی که همزمان با تورم مزمن، افزایش هزینۀ حملونقل، نوسانات ارزی و رشد قیمت انرژی مواجه است، حتی افزایش محدود هزینههای جانبی نیز میتواند قیمت نهایی کالا را تغییر دهد. بهویژه در بازار مواد پروتئینی که مستقیماً با معیشت خانوارها ارتباط دارد، کوچکترین تغییر قیمتی بهسرعت احساس میشود. البته مسئولان تأکید میکنند که بسیاری از کارخانههای تولید و بستهبندی، مواد اولیه موردنیاز خود را برای چند ماه آینده ذخیره کردهاند و به همین دلیل بازار فعلاً با کمبود جدی مواجه نیست. این اقدام نوعی مدیریت ریسک در صنایع غذایی به شمار میرود، زیرا توقف تولید در این حوزه میتواند تبعات گستردهای داشته باشد. اما نگرانی اصلی به ماههای آینده بازمیگردد؛ جایی که ادامۀ شرایط جنگی یا تداوم اختلال در تولید پتروشیمی ممکن است روند تأمین مواد اولیه را دشوارتر کند.
در کنار اثر واقعی بحران، مسئلۀ دیگری نیز وجود دارد که کمتر از خود کمبود خطرناک نیست؛ سوءاستفاده از فضای روانی بازار. تجربه اقتصاد ایران نشان داده در دورههای تنش سیاسی، امنیتی یا اقتصادی، برخی سودجویان از نگرانی عمومی برای افزایش قیمتها استفاده میکنند. گاهی هنوز کمبود واقعی ایجاد نشده، اما قیمتها بالا میرود؛ نه به دلیل افزایش قطعی هزینهها، بلکه بهخاطر انتظار گرانی در آینده. اقتصاددانان این وضعیت را «تورم انتظاری» مینامند؛ شرایطی که در آن ترس از افزایش قیمت، خود به عامل افزایش قیمت تبدیل میشود. در سالهای اخیر بارها چنین وضعیتی در بازار ایران دیده شده است؛ از بازار ارز و خودرو گرفته تا روغن، مرغ و سایر کالاهای اساسی. در چنین شرایطی، برخی واسطهها یا حتی فروشندگان خرد، بحران را بهانهای برای افزایش قیمت قرار میدهند و همین مسئله به التهاب بازار دامن میزند.
بازار محصولات پروتئینی نیز بهشدت به این تحولات حساس است. در سالهای اخیر، افزایش تورم و کاهش قدرت خرید باعث شده مصرف گوشت قرمز در بسیاری از خانوارها کاهش پیدا کند و مرغ به مهمترین منبع تأمین پروتئین برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شود. به همین دلیل هر افزایش قیمت در این بازار، فشار مستقیمی بر معیشت مردم وارد میکند.
برخی آمارها نشان میدهد سرانۀ مصرف گوشت قرمز در ایران نسبت به یک دهۀ قبل کاهش قابلتوجهی داشته است. این روند نشان میدهد خانوارها پیشازاین نیز تحتفشار اقتصادی بودهاند و اکنون هر عامل تازهای که به افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود، میتواند شکاف معیشتی را عمیقتر کند. در چنین وضعیتی، حتی گرانی پلاستیک نیز دیگر مسئلهای صرفاً صنعتی نیست، بلکه به موضوعی اجتماعی و معیشتی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، تجربۀ بحرانهای جهانی نیز نشان داده که صنایع غذایی بیش از هر بخش دیگری به ثبات زنجیرۀ تأمین وابستهاند. در دوران همهگیری کرونا، بسیاری از کشورها با کمبود مواد اولیه بستهبندی، اختلال در حملونقل و افزایش هزینۀ تولید مواجه شدند و همین مسئله به تورم غذایی دامن زد. جنگ اوکراین نیز نمونۀ دیگری بود که نشان داد بحرانهای ژئوپلیتیکی چگونه میتوانند بازار جهانی غذا را تحتتأثیر قرار دهند.
در ایران نیز هرگونه اختلال در صنایع مادر، بهسرعت اثر خود را در بازار کالاهای اساسی نشان میدهد. صنعت پتروشیمی به دلیل جایگاه کلیدی خود، یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره است. وقتی تولید یا توزیع مواد اولیه پلاستیکی دچار مشکل شود، صنایع وابسته ناچارند هزینه بیشتری پرداخت کنند و این افزایش هزینه در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
بااینحال، همۀ افزایش قیمتها را نمیتوان تنها به جنگ یا کمبود مواد اولیه نسبت داد. بخشی از مشکلات به ساختار اقتصادی، ضعف نظارت و نبود شفافیت در بازار بازمیگردد. اگر نظارت مؤثر وجود نداشته باشد، برخی افراد و شرکتها ممکن است از فضای مبهم بحران برای کسب سود بیشتر استفاده کنند. این مسئله در شرایط تورمی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا مردم نیز با نگرانی از آینده، رفتارهای هیجانی بیشتری در خرید و مصرف نشان میدهند.
ماجرای افزایش قیمت پلاستیک و احتمال اثرگذاری آن بر بازار گوشت و مرغ، در ظاهر شاید موضوع کوچکی به نظر برسد، اما در واقع تصویری روشن از اقتصاد بههمپیوسته امروز است؛ اقتصادی که در آن جنگ، صنعت پتروشیمی، حملونقل، بستهبندی و سفرۀ مردم به شکلی مستقیم به یکدیگر گرهخوردهاند. در چنین شرایطی، حتی کالایی بهظاهر ساده مانند پلاستیک میتواند به عاملی اثرگذار بر هزینه زندگی تبدیل شود؛ مسئلهای که نشان میدهد تبعات بحرانهای بزرگ، همیشه از مسیرهای آشکار وارد زندگی مردم نمیشوند.
منابع:
خبرگزاری ایلنا
Paul Robin Krugman, & Robin Wells. (2023). Economics (6th ed.). New York, NY: Worth Publishers.
David Laborde, Will Martin, & Rob Vos. (2021). Impacts of COVID-19 and global supply chain disruptions on food prices and food security. Agricultural Economics, 52(3), 375–390.