قلمرو رفاه

صنایع‌دستی در تنگنای جنگ و قطع اینترنت

وقتی هنر از سبد خرید حذف می‌شود

07 اردیبهشت 1405 - 18:00 | جامعه

بازار صنایع‌دستی ایران که یکی از مهم‌ترین پیوندهای میان فرهنگ، اقتصاد محلی و معیشت خانوارها بوده، در ماه‌های اخیر زیر فشار هم‌زمان جنگ، رکود اقتصادی و قطع اینترنت با بحرانی کم‌سابقه روبه‌رو شده است. کاهش قدرت خرید، ازدست‌رفتن مسیرهای فروش آنلاین و افت شدید گردشگری، نه‌تنها چرخه تولید و عرضه را مختل کرده، که زندگی هزاران هنرمند، به‌ویژه زنان در مناطق محروم را در معرض فروپاشی قرار داده است. بخش‌هایی از گزارش روزنامه پیام ما را به همین‌ مناسبت می‌خوانید. 


حذف هنر از سبد خانوار
در شرایطی که اقتصاد خانوارهای ایرانی تحت‌تأثیر تورم، نااطمینانی و پیامدهای جنگ به‌شدت آسیب‌دیده، صنایع‌دستی به‌عنوان کالایی فرهنگی و غیرضروری، نخستین چیزی است که از سبد خرید حذف می‌شود. برخلاف کالاهای اساسی، صنایع‌دستی وابسته به مازاد درآمد است. درآمدی که امروز برای بسیاری از خانوارها عملاً وجود ندارد.

یک فروشنده صنایع‌دستی در اصفهان می‌گوید: «تا همین دو سال پیش، مشتری‌ها برای هدیه یا حتی تزیین خانه خرید می‌کردند، اما حالا بیشترشان فقط نگاه می‌کنند و می‌روند. می‌گویند اول باید اجاره و خوراک را تأمین کنیم، بعد اگر چیزی ماند به فکر این چیزها می‌افتیم.»

این تغییر رفتار مصرف‌کننده، به‌ویژه در شرایط جنگی، کاملاً قابل‌پیش‌بینی است. در زمان بحران، الگوی مصرف به سمت بقا و امنیت حرکت می‌کند و هر آنچه «غیرضروری» تلقی شود کنار گذاشته می‌شود. صنایع‌دستی، با وجود ارزش فرهنگی بالا، در این دسته قرار می‌گیرد.

از سوی دیگر، افزایش هزینه مواد اولیه نیز فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده است. قیمت نخ، چوب، فلز و رنگ در ماه‌های اخیر رشد قابل‌توجهی داشته و همین مسئله باعث شده قیمت نهایی محصولات بالا برود؛ قیمتی که دیگر برای بسیاری از مشتریان قابل‌پرداخت نیست.

خاموشی اینترنت و فروپاشی بازارهای نوپا

اگر تا پیش‌ازاین بحران، بخشی از تولیدکنندگان صنایع‌دستی توانسته بودند با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و فروش آنلاین، بازارهای جدیدی برای خود ایجاد کنند، قطع اینترنت این مسیر را نیز مسدود کرده است. یک هنرمند جوان که در زمینه زیورآلات دست‌ساز در کرمان فعالیت می‌کند، می‌گوید: «تمام فروش من از طریق اینستاگرام بود. از شهرهای مختلف و حتی خارج از کشور مشتری داشتم. با قطع اینترنت، عملاً ارتباطم با همه قطع شد. نه می‌توانم محصول جدید معرفی کنم، نه سفارش بگیرم.»

او می‌گوید پیام‌رسان‌های داخلی نتوانسته‌اند جایگزینی برای اینستاگرام و تلگرام باشند و با انواع محدودیت‌ها و اختلال روبرو هستند. برای بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک صنایع‌دستی، شبکه‌های اجتماعی نه فقط ابزار تبلیغ، بلکه زیرساخت اصلی فروش بوده‌اند. این فضا امکان حذف واسطه‌ها، ارتباط مستقیم با مشتری و حتی صادرات خرد را فراهم کرده بود. اما با محدودشدن اینترنت، این اکوسیستم نوپا به‌سرعت فروپاشیده است.

در مشهد، یکی از فعالان صنایع‌دستی می‌گوید: «ما تازه یاد گرفته بودیم چطور از فضای مجازی استفاده کنیم. آموزش دیدیم، صفحه ساختیم، مشتری پیدا کردیم. حالا همه‌اش از بین رفته. برگشتن به بازار سنتی هم آسان نیست.»
این وضعیت نشان می‌دهد که وابستگی کسب‌وکارهای خرد به زیرساخت‌های دیجیتال، بدون وجود جایگزین‌های پایدار، می‌تواند در شرایط بحرانی به نقطه‌ضعف تبدیل شود.

زنان، ستون‌های در حال فروریختن اقتصاد محلی

بخش قابل‌توجهی از تولید صنایع‌دستی در ایران بر دوش زنان، به‌ویژه در مناطق محروم و جوامع محلی است. این فعالیت‌ها اغلب به‌عنوان منبع درآمد مکمل یا حتی اصلی خانوار عمل می‌کنند. اما رکود بازار، این ستون‌های اقتصادی را به‌شدت متزلزل کرده است.
در یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان، زنی که به سوزن‌دوزی مشغول است، گفت: «ما با این کار خرج زندگی را می‌دادیم. حالا چند ماه است که هیچ سفارشی نداریم. حتی پول خرید نخ هم سخت شده.»

در «شهربابک»، یک زن بافنده گلیم روایت مشابهی دارد: «قبلاً دلال‌ها می‌آمدند و کارها را می‌بردند. حالا می‌گویند بازار خوابیده، کسی نمی‌خرد. ما مانده‌ایم با انبوهی از کارهای فروخته‌نشده.»

این وضعیت فقط یک بحران اقتصادی نیست؛ بلکه تبعات اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد. کاهش درآمد زنان می‌تواند به افزایش فقر، وابستگی اقتصادی و حتی مهاجرت منجر شود. در بسیاری از این مناطق، صنایع‌دستی نه فقط یک شغل، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی زنان است. ازدست‌رفتن این فعالیت‌ها، به معنای تضعیف سرمایه اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی نیز هست.

نوروز بدون گردشگر، بازار بدون مشتری
نوروز همواره یکی از مهم‌ترین فصل‌های رونق بازار صنایع‌دستی بوده است. گردشگران داخلی و خارجی در این ایام، سهم قابل‌توجهی در خرید محصولات هنری دارند؛ اما امسال، به دلیل شرایط جنگی، این چرخه تقریباً متوقف شد. یک فروشنده صنایع‌دستی، در روستای «شفیع‌آباد» واقع در «شهداد» که به‌تازگی هم به‌عنوان روستای جهانی گردشگری معرفی شده، می‌گوید: «نوروز همیشه بهترین زمان فروش بود. امسال نه خبری از گردشگر بود، نه حتی مسافران عبوری و تفریحی مثل قبل آمدند. همین کاروان‌سرای شفیع‌آباد که همیشه گردشگر داشت هم رونقی نداشت.» در یزد نیز وضعیت مشابهی گزارش می‌شود. یکی از تولیدکنندگان ترمه می‌گوید: «ما برای نوروز کلی کار آماده کرده بودیم، اما فروش نرفت. حالا سرمایه‌مان خوابیده و نمی‌دانیم چه کنیم.»

کاهش گردشگری، نه‌تنها به معنای کاهش فروش مستقیم است، بلکه اثرات زنجیره‌ای نیز دارد. بسیاری از تولیدکنندگان، محصولات خود را با امید فروش در این فصل تولید می‌کنند. وقتی این بازار از بین می‌رود، کل برنامه‌ریزی سالانه آن‌ها مختل می‌شود.

فرسودگی روانی هنرمندان در سایه جنگ

جنگ، فقط زیرساخت‌ها و اقتصاد را تخریب نمی‌کند؛ بلکه روان جامعه را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

هنرمندان صنایع‌دستی که کارشان نیازمند تمرکز، خلاقیت و آرامش ذهنی است، در چنین فضایی با چالش‌های جدی مواجه می‌شوند. یک سفالگر در «لالجین» همدان می‌گوید: «وقتی ذهن آدم درگیر خبرهای بد و نگرانی است، دیگر نمی‌تواند با دل کار کند. قبلاً با عشق کار می‌کردم، حالا بیشتر از سر اجبار است. برای ما که در همدان بودیم و مرتب شاهد حمله به استانمان بودیم اوضاع وخیم‌تر هم بود.» این هنرمند فعال در رشته سفالگری می‌گوید: «کار هنری حال خوب می‌خواهد. این روزها حال خوب، کم پیدا می‌شود.» این فرسودگی روانی، به کاهش کیفیت و کمیت تولید منجر می‌شود و در بلندمدت می‌تواند به خروج هنرمندان از این حوزه بینجامد. بسیاری از آن‌ها ممکن است به مشاغل دیگر روی بیاورند؛ مشاغلی که اگرچه درآمد کمتری دارند، اما ثبات بیشتری در شرایط بحرانی فراهم می‌کنند.

چرخه‌ای از بحران‌های هم افزا

آنچه امروز در بازار صنایع‌دستی ایران رخ می‌دهد، نتیجه هم‌افزایی چند بحران است: رکود اقتصادی، قطع اینترنت، کاهش گردشگری و فشارهای روانی ناشی از جنگ. هر یک از این عوامل به‌تنهایی می‌تواند بازار را تحت‌تأثیر قرار دهد، اما هم‌زمانی آن‌ها، شرایطی پیچیده و بی‌سابقه ایجاد کرده است. از منظر اقتصادی، کاهش تقاضا و افزایش هزینه‌ها، سودآوری این بخش را به حداقل رسانده است. از منظر اجتماعی، آسیب به معیشت زنان و جوامع محلی، پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت و از منظر فرهنگی، تضعیف صنایع‌دستی به معنای تضعیف بخشی از میراث ناملموس کشور است.

در چنین شرایطی، نبود سیاست‌های حمایتی مؤثر، این بحران را تشدید می‌کند. بسیاری از فعالان این حوزه معتقدند که دولت می‌تواند با اقداماتی مانند ایجاد بازارهای جایگزین، حمایت مالی، تسهیل دسترسی به اینترنت و توسعه گردشگری داخلی، بخشی از این فشار را کاهش دهد.

صنایع‌دستی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که ادامه این روند می‌تواند به ازدست‌رفتن بخش مهمی از ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی کشور منجر شود. هنرمندانی که سال‌ها مهارت و تجربه خود را در قالب آثار هنری عرضه کرده‌اند، اکنون با بازاری مواجه‌اند که دیگر توان خرید ندارد و مسیری برای عرضه باقی نگذاشته است. در این میان، زنان در مناطق محروم، بیش از دیگران آسیب‌دیده‌اند؛ زنانی که هنرشان نه فقط منبع درآمد، بلکه بخشی از هویت آن‌هاست. اگرچه بحران‌های کنونی پیچیده و چندلایه‌اند، اما تجربه نشان داده که با سیاست‌گذاری هوشمندانه و حمایت هدفمند، می‌توان از فروپاشی کامل این بخش جلوگیری کرد. صنایع‌دستی، تنها یک کالا نیست؛ روایت زنده‌ای از فرهنگ، تاریخ و زندگی مردمی است که در سخت‌ترین شرایط نیز دست از خلق برنداشته‌اند. اکنون، این روایت بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارد.