قلمرو رفاه

تولد و گسترش «پریکاریا» در اقتصاد ایران؛ از قانون کار ۱۳۶۹ تا بحران پساجنگ

بررسی وضعیت چهار گروه اصلی «پریکاریا» در بازار کار ایران و تبعات ویرانگر از دست رفتن میلیون‌ها شغل در بحران اخیر

07 اردیبهشت 1405 - 11:25 | اقتصاد سیاسی
سعیده شفیعی
سعیده شفیعی روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصادی

تغییر قانون کار در سال 1369 که پس از جنگ به تصویب رسید، نقطۀ عطف اصلی در بازار کار ایران از منظر بود. مادۀ ۷ این قانون اجازه داد مدت قراردادهای موقت برای کارهای غیرمستمر توسط وزارت کار تعیین شود و کارگاه‌های کمتر از ۱۰ نفر از بسیاری الزامات قانونی معاف شدند. استخدام از طریق شرکت‌های پیمانکاری نیز رواج یافت. درنتیجه کارفرمایان به‌راحتی می‌توانستند کارگران را بدون پرداخت مزایای پایان خدمت یا بیمه بیکاری اخراج کنند. این تغییرات قانونی، پریکاریا را نهادی کرد و نیروی کار را بدون قدرت چانه‌زنی قرار داد. حتی در دهه‌های بعد (این روند ادامه یافت و بیش از 90 درصد کارگران به قراردادهای کوتاه‌مدت یا بدون قرارداد رسمی افتادند و طبقه‌ای را تشکیل دادند که به آن پریکاریا گفته می‌شود. در ادامه به چهار گروه از شاغلان در بازار کار ایران که می‌توان آنها را پریکاریا نامید، پرداخته می‌شود.

الف) جوانان تحصیل‌کرده‌ی بیکار یا شاغل در مشاغل غیرمرتبط

جوانان تحصیل‌کرده‌ای که با وجود داشتن مدارک دانشگاهی، به دلیل کمبود فرصت‌های شغلی متناسب با تحصیلاتشان، در مشاغل موقت و کم‌درآمد مانند فروشندگی مشغول‌ هستند، مصداق دیگری از پریکاریا هستند. استندینگ به این گروه به‌عنوان «پریکاریای تحصیل‌کرده[1]» اشاره می‌کند که از ناامیدی و سرخوردگی ناشی از عدم تطابق انتظارات و واقعیت رنج می‌برند. در ایران، نرخ بیکاری جوانان تحصیل‌کرده بالاست و بسیاری از آن‌ها مجبور به پذیرش مشاغل غیررسمی یا کم‌درآمد می‌شوند. فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که مشاغل غیرمرتبط با درآمد ناپایدار و بدون بیمه مشغول به کارند، از مصادیق پریکاریای تحصیل‌کرده هستند.

ب) کارگران پلتفرم‌های دیجیتال

آزادکارها و کارگرانی مانند رانندگان تاکسی‌های اینترنتی یا پیک‌های موتوری که در اقتصاد گیگ فعالیت می‌کنند، نمونۀ دیگری از پریکاریا در ایران هستند. این گروه مجبورند به‌طور مداوم برای یافتن کار یا حفظ درآمد، فعالیت‌های بدون دستمزد مانند انتظار برای سفارش، انجام دهند. در ایران، این کارگران اغلب با ساعات کاری طولانی، فقدان بیمه، و وابستگی به پلتفرم‌های دیجیتال مواجه‌ هستند که شرایط کاری را به آنها دیکته می‌کنند. به عنوان مثال، رانندگان تاکسی‌های اینترنتی که با افزایش هزینه‌های سوخت و تورم، درآمدشان به‌سختی کفاف زندگی را می‌دهد و هیچ امنیت شغلی ندارند، در این گروه طبقه‌بندی می‌شوند.

ج) مهاجران و کارگران غیرقانونی

مهاجران، به‌ویژه مهاجران افغانستانی در ایران، بخش قابل‌توجهی از پریکاریا را تشکیل می‌دهند. این گروه اغلب در مشاغل سخت و کم‌درآمد مانند نظافت، کارگری ساختمانی، یا کشاورزی مشغول‌ بوده و به دلیل وضعیت قانونی نامشخص، از حقوق اولیه مانند بیمه یا حداقل دستمزد محروم‌ هستند. استندینگ در نظریۀ خود به مهاجران، به‌عنوان یکی از زیرگروه‌های پریکاریا اشاره می‌کند که در معرض استثمار شدید قرار دارند. در ایران، این کارگران با مشکلات اضافی مانند تبعیض و خطر اخراج از کشور مواجه‌ هستند. کارگران مهاجر افغانستانی که در کارگاه‌های تولیدی یا مزارع که بدون قرارداد رسمی و با دستمزدهای ناچیز کار می‌کنند از مصادیق این گروه هستند. این گروه نه حق استخدام دارند و نه به اندازۀ سایر شهروندان از مهارت‌های لازم برای بهره‌گیری و استفاده از مشاغل دیجیتال بهره‌مند هستند.

د) کارگران موقت و روزمزد

کارگرانی که در بخش‌های غیررسمی اقتصاد مانند کارگاه‌های کوچک، ساخت‌وساز، یا کشاورزی مشغول به کار هستند، یکی از بارزترین مصادیق پریکاریا در ایران‌ هستند. این گروه اغلب قراردادهای رسمی ندارند، از مزایای اجتماعی مانند بیمه یا مرخصی محروم‌ هستند و اغلب، درآمدی زیر خط فقر دارند. بر اساس نظریۀ استندینگ، این گروه برای حفظ شغل، باید فعالیت‌های بدون دستمزد مانند جستجوی مداوم کار را به صورت مستمر انجام دهند. در ایران، به‌ویژه در حاشیۀ شهرها، کارگران روزمزد با اضطراب دائمی از دست دادن شغل، مشکلات مسکن، و هزینه‌های حمل‌ونقل مواجه‌ هستند. کارگران ساختمانی که روزانه در میادین شهرها منتظر کارفرمایان روزانۀ خود هستند، نمونه‌ای از این گروه‌ هستند. آنان هیچ تضمینی برای کار روزانه ندارند و اغلب در شرایط ناامن کاری فعالیت می‌کنند.

تخمینی از پریکاریا در ایران

تخمین دقیق تعداد پریکاریا در ایران به دلیل نبود داده‌های رسمی و جامع دشوار است اما با توجه به اطلاعات موجود، می‌توان به برخی شواهد غیرمستقیم استناد کرد. بر اساس بررسی چهار گروهی که در بخش قبل به عنوان مصادیق پریکاریا در ایران عنوان شد، می‌توان به یک تخمین اولیه رسید. بر اساس گزارش‌های مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری طی سال‌های اخیر بین 9 تا 10 درصد در نوسان بوده است. تعداد بیکاران در زمستان 1404 معادل دو میلیون نفر و تعداد شاغلان ناقص بیش از دو میلیون نفر بوده و مجموع این دو گروه، بیش از چهار میلیون نفر بوده است. علاوه بر این، بخش قابل‌توجهی از شاغلان در ایران در مشاغل غیررسمی مشغول هستند که ویژگی‌های پریکاریا را دارند. بر اساس گزارش‌های رسمی، نرخ اشتغال غیررسمی 60 درصد است که بخشی از آنها در گروه پریکاریا جای می‌گیرند. بر اساس آمار پلتفرم‌های تاکسی آنلاین، حدود سه میلیون نفر هم به عنوان راننده در این بخش حضور داشته‌اند. بر اساس یک برآورد اولیه می‌توان گفت جمعیت پریکاریا در اقتصاد ایران قبل از وقوع جنگ اخیر حدود 7 میلیون نفر بوده است.

چگونه جنگ پریکاریا را تشدید کرد؟

پس از جنگ اخیر، پریکاریا را از حالت مزمن به حاد و بحرانی تبدیل کرده است. به گفتۀ غلامحسین محمدی معاون وزیر کار، بیش از یک میلیون شغل مستقیم از بین رفته و دو میلیون نفر به‌طور غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. بسیاری از کارگرانی که شغل خود را از دست داده‌اند به سمت مشاغل غیررسمی یا روزمزدی رانده شدند. همچنین علیرضا محجوب دبیرکل خانه کارگر گفته حدود ۷۳۰ هزار شغل به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر اثر جنگ  از بین رفته است. بر اساس گزارش خانۀ کارگر، بخشی از ۶۰۰ هزار بیکار به صورت غیرمستقیم به چرخه‌ی مشاغل غیررسمی افتاده‌اند. برخی گزارش‌های غیررسمی تا ۴ میلیون فرصت شغلی آسیب‌دیده یا تعدیل‌شده را ذکر کرده‌اند که شامل آثار زنجیره‌ای قطع اینترنت و رکود اقتصادی نیز می‌شود.

بر اساس گزارش Fortune، حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل  که معادل نیمی از نیروی کار ایران است، در معرض خطر تعدیل یا تعلیق قرار گرفته‌اند. اگر حتی ۳۰ درصد این‌ها واقعاً از دست بروند، حدود ۳-۴ میلیون شغل از بین می‌رود که بزرگ‌ترین انقباض بازار کار مدرن ایران خواهد بود. کارگران ساختمانی و روزمزد، کارگران پیمانی در صنایع پتروشیمی، فولاد، خودرو، زنان و جوانان بیشترین آسیب را خواهند دید.

پریکاریا چه تبعاتی دارد؟

آمار رسمی و غیررسمی از سال‌های گذشته نشان می‌دهد که ۹۵ تا ۹۶ درصد قراردادهای کاری موقت هستند. این رقم در برخی گزارش‌ها تا بیش از ۹۶ درصد هم رسیده است. پریکاریا فقط به نوع قرارداد محدود نیست و شامل ناامنی معیشتی، عدم امید به تثبیت شغل، و خطر دائمی تعدیل نیرو هم می‌شود. ویژگی‌های پریکاریا در میان جوانان ایرانی مثل کارگران غیررسمی یا شاغلان پلتفرم‌های آنلاین به‌وضوح دیده می‌شود. این جوانان اغلب عصبانی، سرخورده و خشمگین از وضعیت متزلزل خود هستند و این شرایط به آنان اجازه نمی‌دهد شبکۀ معناداری از روابط قابل اعتماد برقرار کنند. ناکامی‌های مداوم و بی‌هویتی شغلی باعث می‌شود دچار بی‌هنجاری شوند. مراجع اجتماعی هم آنان را تنبل و بی‌کفایت می‌دانند. وقتی میان خود با کاری که می‌کنند هیچ تعلقی حس نمی‌کنند، با کار و دنیای اطراف بیگانه می‌شوند. به تعبیر بوردیو در کتاب «ایستادگی در برابر نئولیبرالیسم»، هنگامی که آینده در کل قطعیت نداشته باشد، مانع از داشتن آرزو و انتظاری خردمندانه و به‌ویژه باور و امید به آینده می‌شود که همین موضوع، شخص را به شورش وامی‌دارد.


[1] Educated Precariat or Youth Precariat with Academic Credentials