قلمرو رفاه

بدن، قلمرو کنش و مصرف تنانه در دوران بحران

نگاهی به رونق نسبی برخی فروشگاه‌های کالاهای عرصه خصوصی در اوج بحران بازار

06 اردیبهشت 1405 - 13:35 | جامعه
سمیرامیس  شاه‌اسماعیلی
سمیرامیس شاه‌اسماعیلی دانش‌آموخته جامعه‌شناسی

کشور در وضعیتی میان جنگ و آتش بس قرار دارد؛ بی ثباتی مستمر در شاخص های اقتصادی آشکار است و البته تنها به زمان جنگ اخیر مربوط نیست؛ که از پیش رخ نموده بود و حالا تشدید شده است. تورم ماه‌های اخیر در سطحی بالاتر از ۴۰درصد تثبیت شده و قدرت خرید خانوارها را به پایین‌ترین حد در دهه‌ی اخیر کاسته  است. بر اساس گزارش‌های ماهانه مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرف‌کننده(CPI)، رشد مصرف در گروه کالاهای غیرخوراکی و کالاهای نیمه‌ بادوام -که در زمرهکالاهای غیرضروری طبقه‌بندی می‌شوند -در ماه‌های اخیر منفی شده است.

اما اقتصاد تنها حوزه‌ای نیست که از جنگ تاثیر می‌گیرد؛ چنان‌که جامعه‌شناسان براساس نتایج به‌دست‌آمده در طرح «سنجش سرمایه اجتماعی مرکز آمار ایران»، گزارش کرده‌اند از امید اجتماعی مردم کاسته و بر احساس نااطمینانی‌شان افزوده شده است. به‌این‌معنا، زیست اجتماعی در جامعه ایران با تغییرات گسترده‌ای روبه‌ است.

در چنین شرایطی اصناف مختلف متاثر از وضعیت جنگند؛ برخی تعطیل شده‌اند، برخی تعدیل و برخی نیز کژدار و مریز ادامه می‌دهند؛ در این بازار ناپایدار که به‌گواهی فروشندگان به کاهش محسوس تقاضا مبتلا است، چیزی در مشاهدات محدودِ میدانی من سوال‌برانگیز بود؛ در میان افت کلی تقاضا، فروش کالاهای کوچک و شخصی از جمله لوازم آرایشی و انواع پوشاک سبک نظیر لباس زیر- کاهش کمتری را تجربه کرده‌ است. این در‌حالی‌است‌که عقل سلیم(Common Sence)  هزینه‌کردی از این دست را در دوره بحران، مازاد بر نیاز و خارج از ضرورت ارزیابی می‌کند و منطقا منتفی می‌داند.

برای حل این تناقض باید به کشف منطق درونی این رفتار اجتماعی نزدیک شد؛ چه‌که نوعی نیاز فعال در این حوزه هست که به صورت‌بندی این تغییر الگوی مصرف می‌انجامد و احتمالا اصناف مرتبط را از زمین‌گیرشدن نجات می‌دهد. اما این نیاز فعال چیست؟

توضیح ساده مساله این است: زیستن جامعه در بحران، با مصرف کالاهای شخصی در عرصه خصوصی هم‌نشین شده است. اگر برای سبد خرید سقف مشخصی در نظر بگیریم، این روند هم‌نشینی، به‌معنای تخصیص سهم بیش‌تری از هزینه‌ها به نیازهای خصوصی است که به کاهش سهم کالاهای خاص عرصه عمومی منجر می‌شود: نوعی جابه‌جایی از عرصه عمومی به حوزه خصوصی در الگوی مصرف.

منطق جابه جایی الگوی مصرف را می توان با  ارجاع به مفهومی در مطالعات اقتصاد رفتاری موسوم به اثر "رژ لب" (lipstick Efect ) توضیح داد؛ بنابر این مفهوم، در دوره‌های رکورد و ناامنی اقتصادی؛ هنگامی‌که خرید کالاهای بادوام و گران به تعویق می‌افتد، بر تقاضا برای برخی کالاهای کوچک، نسبتا ارزان و شخصی افزوده می‌شود یا کاهش کمتری را تجربه می‌کند.

می‌خواهم تحلیل را از زاویه اقتصاد رفتاری به سوی جامعه‌شناسی ببرم؛ این تغییر مصرف اقتصادی مابه‌ازای یک گذار اساسی در زندگی اجتماعی است؛ گذار از عرصه عمومی به قلمرو خصوصی. و نکته مهم این است: این شکل از تغییر قلمرو، با نوعی از معنا در ذهن کنشگران اجتماعی همراه است. ترک عرصه بیرون و بازگشت به اندرونی، معنایی ذهنی همراه دارد و سازوکاری جبرانی در نظم زندگی روزمره است.

زیگموند باومن می گوید بحران‌های کلان به عقب‌نشینی به حوزه‌های کوچک قابل مدیریت می‌انجامند؛ یعنی فروپاشی پیوند عمومی و تقویت مصرف خصوصی. به‌زعم او، تضعیف احساس کنترل در سطح کلان و در عرصه عمومی که  از پیش‌بینی‌ناپذیری وضعیت عمومی سربرآورده، افراد را به سوی حوزه‌های در دسترس‌ترشان بازمی‌گرداند.

در شرایطی که امکان کنشگری موثر در عرصه عمومی محدود می‌شود، بدن به نخستین قلمرو امن و در دسترس بدل می‌شود؛ فضایی که فرد می تواند در آن هویت، احساس کنترل و معنای زیستن را باز آفریند و خلاء تجربه جمعی را جبران کند.

در تحلیل آنتونی گیدنز از مدرنیته متاخر، بدن نه یک امر طبیعی که پروژه‌ای تاملی است؛ جایی‌که فرد در دل ناامنی ساختاری می‌کوشد انسجام روانی و توان اثرگذاری‌اش بر وضعیت را باز سازد. این از‌ آن‌روست‌که کنشگر هرگز به طور کامل از عمل تهی نمی‌شود؛ او با محدودشدن میدان عمومی کنش، به بازآفرینی آرام فضاهای دسترس‌پذیر روی می آورد؛ پناه‌بردن به خانه، ساختن روابط امن و احیای معنا در سطح خرد. این جابه‌جایی آرام بستر ذهنی و عاطفی‌ای فراهم می‌کند که بعدها در سطح مصرف نیز آفتابی می‌شود؛ جایی‌که کالای کوچک و شخصی و تنانه، جایگزینی می‌شود برای کنش‌های ازدست‌رفته.

این دقیقا لحظه‌ای‌است‌که در آستانه مهم‌شدن بدن، لذت موتور محرک زندگی روزمره، و سیاست صمیمیت در پیوند با بدن‌مندی زیست روزمره فعال می‌شود. در این چارچوب لباس زیر، به‌مثابه شی مصرفی، کارکردی پیدا می‌کند مشابه با اثر کوتاه‌مدت رژلب؛ ابزاری برای مراقبت از خود و امکان کنشگری در مقیاسی محدود و در خصوصی‌ترین لایه‌های زندگی. 

همین کنش کوچک به فرد اجازه می‌دهد در میانه فرسایش عمومی جایی برای بازآفرینی‌ خود نگه دارد؛ ابزاری برای مراقبت از خود و حفظ امکان کنشگری و نشانه‌ای از اراده که در در خصوصی‌ترین لایه زندگی محصور است اما هنوز از پا نیفتاده.

از این منظر، خرید لباس زیر به شکلی از مقاومت خاموش بدل می شود؛ تلاشی برای حاشیه‌ای شدن و مقاومت در برابر فرسوده شدن. این کنش به فرد اجازه می‌دهد که در میانه بی‌ثباتی، حداقلی از نظم، مراقبت از خود و تداوم رابطه عاطفی را حفظ کند و احساس ادامه‌دادن را زنده نگه دارد.

فرد کنشگر درست در لحظه فرسایش امید اجتماعی، این قلمرو کوچک و خصوصی را به پناهگاهی برای احیای یک احساس ساده اما بنیادی تبدیل می‌کند؛ پناهگاهی که هنوز امکان حداقل تسلط بر زندگی را برای او نگه می‌دارد.

رونق نسبی فروشگاه‌های لباس زیر فروشی در دل رکود گسترده بازار، نشانه کوچک اما معنادار استراتژی بقا در جامعه بحران زده است. بازخوانی"اثر رژلب" نشان می‌دهد که این الگوی مصرف بیش از آن‌که واکنشی اقتصادی باشد، استراتژی حفظ منزلتِ زیستن در زمانی است که جهان بیرونی فرو می‌ریزد و تنها قلمرویی که می‌شود در آن ایستاد، بدن و صمیمت پیرامون آن است.