قلمرو رفاه

تاریخ بی‌صدایان: بازخوانی تأثیرگذار تکوین طبقه کارگر در بریتانیا

نگاهی به کتاب ماندگار ادوارد پی. تامپسون و نقش آن در فهم عمیق‌تر تاریخ طبقه کارگر و نقد ساختارگرایی مارکسیستی

14 مهر 1404 - 20:40 | اندیشه انتقادی
تنظیم نمایش متن

نیمه‌های قرن بیستم بود که قدم‌های اروپا در یك مسیر مشخص محکم شد؛ مدل اقتصادی سرمایه‌داری پس از حدود دو قرن کشمکش، خصوصا پس از جنگ جهانی اول که به نوعی نبرد میان حکومت‌های مطلقه و سرمایه‌داری بود، توانست یگانه مسیر مطمئن پیشرفت تلقی شود. پس از جنگ جهانی دوم، پس از افشاگری‌های خروشچف در مورد استالینیسم، پس از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی و خصوصا اصلاحات دست راستی رادیکال در دهه‌های هفتاد و هشتاد در اروپا و آمریکا، دیگر حركت تمدن اروپایی در مسیر بازار آزاد مسجل شده بود. سرمایه‌داری پیروز شد و یکی از پرسش‌های بسیار مهم و بحث‌برانگیز چپگرایان در نیمه‌های قرن بیستم چگونگی این پیروزی بود؛ چه شد که جنبش‌های کارگری در هم شکستند؟ یكی از مسیرهای پاسخ به این پرسش، تامل بر پیشینه و تاریخ این طبقه بود.

در ژانویه 1960 از ادغام دو مجله‌ یونیورسیتیز لفت ریویو و نیو ریزنر، مجله‌ نیولفت ریویو منتشر شد. پیش‌تر تامسپون و جان ساویل در سلسله مباحثی در نشریه‌ ریزنر-به سردبیری تامپسون-، مطرح کرده بودند که عمدتا به مسائلی چون حمله‌ شوروی به مجارستان و واکنش چپگراها به این رویداد اختصاص یافته بود. در آن سال حزب کمونیست انگلستان از سیاست‌های تهاجمی شوروی حمایت کرد و همین مساله جدایی تامپسون از حزب را رقم زد.

به هر ترتیب با همه‌ اختلاف‌نظرها میان چپ‌های نو بریتانیا در مورد مسائل داخلی و بلوک‌بندی‌های سیاسی، نیولفت ریویو با درنظر گرفتن فرض‌های مشترکی مانند حمایت از کمپ خلع هسته‌ای شکل گرفت و به سرعت به یکی از مهمترین مجلات تئوریک چپگرا تبدیل شد. نویسندگان این نشریه همگی چهره‌های دانشگاهی و تراز اول علوم انسانی بودند؛ استورات‌هال، ریموند ویلیامز، پری اندرسون، لویی آلتوسر و ادوارد پی.

تامسپون. اهداف اصلی نیولفت ریویو فهم فرهنگ عامه و همین‌طور نزدیک کردن توده‌ها به مطالبات دموکراتیک اعلام شد. وقتی کتاب «تکوین ‌ طبقه‌ کارگر در بریتانیا» تامپسون در سال 1963منتشر شد، بلافاصله آلتوسر و پری اندرسون به این کتاب واکنش نشان دادند، که به تبع همین واکنش‌ها مساله‌ اصلی نیو لفت ریویو بود. در همین مسیر بود که تامسپون در بخشی از کتاب فقر و نظریه، به نقد ساختارگرایی آلتوسری پرداخت و همین‌طور گرایش‌های اروپایی مارکسیستی، که متاثر از اندیشمندان آلمانی و فرانسوی بودند. به طور کلی نیولفت ریویو در دهه‌ شصت بدل به مرکز اصلی جدل‌های گرم نظری مارکسیستی در بریتانیا و اروپا شد. پرسش اصلی و مهمی که آغازگر راه بود، این بود که چگونه فرودستان عرصه‌ سیاست و اقتصاد را به سرمایه‌داری واگذاشتند؟ چرا تشکل‌ها در هم شکست؟

مسیری که تامپسون پیمود، از گذرگاه تاریخ بود. کار تاریخی تامپسون موجودیت دادن به واقعیت‌هایی بود که در پس سروصداهای بالادستی‌ها نادیدنی شده بود؛ «بی‌صدایان articulate بنا به تعریف خود، سندی از افکار خویش برجای نمی‌گذارند» و کار تامپسون در تکوین طبقه‌ کارگر در انگلستان دقیقا صدادار کردن همین واقعیت‌های بی‌صدا بود كه در پس تاریخ رسمی و مسلط پنهان بودند. اگر فرودستان گذشته‌ای نداشته باشند، آیا به حق است كه آینده‌ای داشته باشند؟ برای اینكه بدانیم طبقات پایینی جامعه چه پتانسیلی برای تغییر دارند، نیازمند است كه به هستی آن‌ها موجودیتی واقعی دهیم و این مساله‌ اصلی تامپسون در این كتاب است.

نکته‌ مهمی كه تاریخ‌نگاری از تلاش تامپسون دریافت این بود كه فرودستان فقط شامل طبقه‌ کارگر نمی‌شوند؛ وقتی از «پایین» حرف می‌زنیم، منظور تن‌فروشان، می‌فروشان، دزدها، ولگرد‌ها، بی‌خانمانان و کارگران و پیشه‌وران هستند. با این نگاه، شاید بتوان تاریخ تامپسون را تاریخ «غیر مالکان» نام گذاشت. تلاش تامپسون در این کتاب بزرگ، ترسیم وضعیتی است که طبقه‌ کارگر، شکل دهنده و در عین حال شکل‌پذیرنده‌ آن بوده است. یعنی بستری که طبقه‌ کارگر به عنوان عامل موثر -و نه تکه‌های تاثیرپذیر صرف- شکل گرفت و سپس تحولاتی که در اثر نیروی ساطع شده از این طبقه به جامعه صورت گرفت. این بستر شامل مناسبات سیاسی و مذهبی، تقسیم قدرت در نهادهای خانوادگی و اجتماعی و غیره می‌شود.

 وقتی او فرهنگ‌گرایی ادموند برك را (روشنفكر دست راستی و نویسنده‌ كتاب تأملاتی پیرامون انقلاب فرانسه) را در مقابل طبیعت‌گرایی تامس پین (روشنفكر برابری طلب و نویسنده كتاب مهم حقوق بشر) قرار می‌دهد، زمینه‌هایی فراهم می‌شود كه در آن رویكرد موثر انجمن‌ها و تشكل‌ها در میان جدل‌های فكری فعالان سیاسی و اجتماعی واقعیت می‌یابند. این تازه آغاز ماجرا است، همین نسبت و بستر در فضای سیاسی و فرهنگی امروز قابل شناسایی و ردگیری است. در بازنمایی چنین زمینه‌هایی است كه مسیرهای رهایی بخشی فرودستان روشن می‌شود.

دیوید ا. بل در مقاله‌ «بازنویسی تاریخ» درباره تامپسون و كتاب تكوین طبقه كارگر چنین می‌گوید؛«توانایی مثال‌زدنی او در «رهایی‌بخشی» زنان و مردان معمولی، به نقل از جمله‌ معروف خودش «از خفت عظیمی است که نسل‌های بعد بارشان کرده است». دیوید ا. بل می‌گوید اهمیت کار او آنجایی ا‌ست که موفق می‌شود به زیبایی تصویر روشنی از مردم عادی قرن هجده و نوزده ارائه دهد، که چگونه تحت فشار بودند و چگونه برانگیخته شدند، و نهایتا چگونه خودشان را در برابر مفاهیم مدرن فقر و ظهور سرمایه‌داری صنعتی سازماندهی کردند. او این دوره را نه به عنوان حرکت ناگزیری از عوامل گسترده‌ غیرشخصی، بلکه آن را به عنوان حماسه‌ تعارض بشریت می‌خواند که در این مسیر، خودش نیز صراحتا با آن همذات‌ پنداری می‌کند. این دغدغه‌ پرشور و حرارت با شوخ‌طبعی ظریف و تمایل شدیدی به رک‌گویی ترکیب شده است.

بی‌شك تامسون اولین تاریخ‌نگاری نیست كه كارش در حیطه سوسیالیسم اومانیسم اهمیت دارد‏، اما چرا نام تامپسون بیش از دیگران در تاریخ‌نویسی پایین اهمیت دارد را باید در روش و انسجام فكری او جست. اِما گریفین در یادداشتی در مورد نسبت تامپسون و سایرین این‌طور می‌گوید كه «حقیقتا تاریخ‌نگاران و اقتصاددان‌های متعددی در طول تاریخ طبقه‌ کارگر را مورد مطالعه قرار داده‌اند، اما تمرکزها عمدتا بر مسائلی محسوس، قابل پیگیری و قابل شمارش بوده، مانند حقوق‌ها، شرایط زندگی، اصناف، اعتصاب‌ها، خیریه‌ها و مواردی از این دست.

تامپسون اما در کتابش نگاهی كاملا متفاوت دارد، مسلما دستمزد‌های واقعی و اصناف کاری را در نظر گرفته اما بیشتر کارش به رویکردی تعلق دارد از همان جنسی که خودش آن را تجربه می‌نامد. تامپسون با استفاده‌ هوشمندا‌نه‌ای از آرشیوهای گسترده و مفصل هم ملی و هم محلی، به بازسازی جزئیاتی در خصوص لباس‌ها و مناسک ویژه‌ کارگاه‌ها، توطئه‌های منحل شده، نامه‌نگاری‌های تهدید‌آمیز، ترانه‌های همه‌پسند و عناوین باشگاه‌های اصناف می‌پردازد.

او همان چیزهایی را مورد استفاده قرار می‌دهد که شاید دیگران آنها را به درد نخور تلقی کنند و ما را بابت آنچه در خصوص اهداف و باورهای سویه‌ بازنده همیشه به ما گفته شده بود به پرسش می‌کشند. تکوین طبقه کارگری انگلستان بر لبه‌ ابعادی از تجربیات بشری حرکت می‌کند که گویی تاکنون تاریخ‌نگاری برای خود نداشته است. در انگلیس این کتاب در زمانی بهتر از این نمی‌توانست چاپ شود؛ چراکه در دهه‌ 1960 دانشگاه‌ها توسعه‌ غیرقابل تصوری داشتند که بدین سبب با پیدایش دانشگاه‌های جدید، دانشجویان و اساتیدی پا به آنجا گذاشتند که خانواده‌های‌شان هرگز دسترسی‌ای به دنیای ممتاز و برتر آکادمیک نداشتند.

دومینیک الکساندر در مقاله‌ای تحت عنوان، ای پی تامپسون و تکوین طبقه‌ کارگری، مساله‌ آگاهی طبقاتی را به عنوان یكی از مهمترین خطوط متمركز كتاب مطرح می‌كند. الكساندر می‌گوید گرچه این کتاب انتقادهای زیادی برانگیخته اما حتی حالا بعد از حدود نیم قرن از چاپ آن، هنوز هم نسبت مشخصی را با مخالفانش نگه داشته است. این کتاب قرار نبوده آخرین تحلیل‌ها از تاریخ اجتماعی طبقه‌ کارگری آن دوره باشد و خود تامپسون هم چنین ادعایی نکرده است.

با این حال كتاب تكوین پراهمیت و محوری باقی‌مانده؛ چراکه جدای روش‌شناسی مارکسیستی دقیقش، این بحث را با خود پیش آورده که آگاهی طبقه‌ کارگر از اوایل دهه‌ 1830 در حال شکوفایی بوده است. تامپسون گذر از سیاست‌های رادیکال معروف قرن هجده - که فهم روشنی از خصایص سرمایه‌داری صنعتی نداشته‌اند - را به سیاست‌های حقیقی طبقه‌ کارگر اوایل قرن نوزده مطرح می‌كند. الكساندر این نكته را از كار تامپسون بیرون می‌كشد كه آگاهی طبقه‌ کارگر محصول مکانیکی مجموعه‌ای از شرایط ساختاری تولید شده توسط سرمایه‌داری صنعتی نبود، بلکه محصول واکنشی بود به پیشروی سرمایه‌داری در میان دسته‌های مختلف کارگرانی که تا پیش از این، سوژه‌ روابط سرمایه‌دارانه‌ محصولات بوده‌اند.

آگاهی طبقاتی که تامپسون از لابه‌لای تقلای این طبقه شاهد ظهورش بود، فقط مختص به صنایع پیشرفته مانند نساجی نبود؛ بلکه سایر کارگران و پیشه‌وران را هم دربر می‌گرفت. آگاهی طبقاتی لحظات تاریخی‌ای از روابط است که در آن رخدادها و زبان عاملانش باید در کلیتی دیده شود، نه در واحدهایی مجزا. این دقیقا همان رویکرد تامپسون است. او رابطه‌ میان رشته‌های متنوع فعالیت طبقه‌ کارگری و مسیری را کشف کرد که در آن «پس‌روندگی» توسط «پیش‌رفتگی» به عرصه‌ کاری طبقاتی کشیده می‌شد. کلمه‌های یک متن شاید به درستی ترمینولوژی نظری‌ای را ارائه ندهند، اما دیالکتیک روابط تاریخی‌ای که در کلیتشان ظهور می‌یابند، کارکرد آگاهی طبقاتی را نشان می‌دهد.

این رویه‌ای است که تامپسون برای نمایش تا دوره‌ قبل از 1832 بدان وفادار بوده است. او ظاهرا اعمال و پدیده‌های ایزوله‌شده و گاهی عجیب را در مباحث مربوط به کل تکامل، و تعارضات طبقه تحلیل کرده است. آگاهی طبقاتی همیشه ناهمخوانی‌هایی دارد، ولی تامپسون موفق شده که نشان دهد چگونه کلیت تکامل سیاسی کارگران با هم به گردش درآمده است. در نتیجه حتی کارگران با گرایش‌های مذهبی هم به واسطه‌ سیاست‌ها و فعالیت‌های موارد پیشروی دهه‌های 1820 و 1830 که به شکل رو به افزایشی، به آگاهی طبقاتی می‌انجامید، مطلع و آگاه شده بودند.

بدین شکل می‌توان تاریخ را به گونه‌ای دیالکتیک بررسی کرد، تا اینکه از طریق رویه‌ای پست‌مدرنیسمی آن را نگریست که حرکتی عقب‌رونده دارد به سمت تجربه‌گرایی‌ای که خودش آن را رد می‌کند. تامپسون در نقد رویكردهای تجربی‌گرا و پوزیتیویستی نص صریح و استدلال‌هایی محكم مطرح می‌كند، در حالی كه خودش در بازخوانی شواهد و اسناد جانب احتیاط را رعایت می‌كند كه نشان از هماهنگی روش عملی و نقد نظری‌اش به كار تاریخ‌نگاری دارد.

کتاب «تکوین طبقه‌ كارگر در بریتانیا» با وجود همنوع و پیشرو بودنش اما مانند سایر کتاب‌های تاریخی بنا به قاعده مختص زمانه‌ خود بود. تامپسون این ایده‌ سنت مارکسیستی را رد کرد که سرمایه‌داری را ذاتا بر الگوی سازماندهی اقتصادی‌ای که خود جانشین آن کرده بود، برتر می‌دانست. او نمی‌پذیرفت که زوال صنعتگران امری اجتناب‌ناپذیر است و یا اینکه فقر آنها اسبابی ضروری برای تعدیل بازار اقتصاد است. این گفتار بحثی را پیش آورد که عمیقا بالا گرفت و همه جا پیچید، آن هم در دوره‌ای که روشنفکران مارکسیست هنوز معتقد بودند که جایگزین واقع‌گرایانه‌ای برای سرمایه‌داری وجود دارد و اینکه مارکسیسم حقیقی هنوز به شکل درستی پیاده نشده است.

فهم تاریخی ما از انقلاب صنعتی از زمان چاپ این کتاب تا کنون بارها تغییر کرده است. نه اینکه تامپسون پاسخی برای سوالات ما فراهم آورده باشد، بلکه هدیه‌ ارزشمند او این است که برای ما فضایی بازسازی کرده که به طریق آن نسل‌های متعددی از دانشجویان، استادان و محققان بتوانند تاریخ را با تاثیری بخوانند که انسان‌های به حاشیه‌رانده شده و ضعیف در ثبت یک لحظه تاریخی داشته‌اند.‪

همسر تامپسون پس از مرگ او مجموعه‌ای از نوشته‌هایش را جمع‌آوری کرد که گستردگی فعالیت‌های او را بیش از پیش نمایان ساخت. این مجموعه قطعا شامل بخش‌های مهمی از کتاب مهمش «تکوین طبقه‌ کارگری در انگلستان» و مطالعات پیشرو او در زمینه قانون توده و جنایت قرن هجدهم است. همین‌طور گزیده‌هایی از کارهای آغازین او پیرامون هنرمند رمانتیک، شاعر و جامعه‌شناس ویلیام موریس، حمله‌ اغراق‌آمیز و غیر منتظره‌‌اش به مارکسیسم ساختاری و مقاله‌ مفصلش پیرامون رابطه‌ مذهبی پدرش و نویسنده‌ هندی رابیندرانات تاگور، می‌شود.

اما با این حال نمونه‌هایی از کارهای غیرتاریخی او را آنجا نمی‌بینیم، آنهایی که شامل شعر، مطالعه‌ گسترده‌ ویلیام بلیک و نوشته‌های انبوه سیاسی ‌وی هستند. این حذفیات تا حدودی تاسف آورند؛ چراکه وجودشان کمک می‌کرد تامپسون را مشخص‌تر در زمینه‌ تاریخی‌اش بشناسیم. با دلیلی مشابه جای خالی یادداشت‌های دوروتی تامپسون هم به‌‌شدت احساس می‌شود. بعضی از نوشته‌هایی که آنجا جمع شده‌اند، لحنی شخصی دارند و بازتاب‌هایی با همین گرایش از جانب همسر تامپسون می‌توانست این گزیده‌ها را برای آنهایی که با او آشنا نیستند قابل دسترس‌تر کند.


تكوین طبقه كارگر در انگلستان

نویسنده: ادوارد پالمر تامپسون

مترجم: محمد مالجو

نشرآگاه

952 صفحه